سفر ماموريتی به كیش

    سلام دوستان عزیز اسم مهدی هست توی شركت كار میكنم ك توی بیشر كشور پروژه داره من متاهل هستن زنم دانشجوی شهر دیگه بود با یكی از همكلاسیهاش یه سویت یك خوابه كرایه كرده بود وقتی برای بار اول رفتم که قرارداد ببندم دوستش که یه دختر شمالی بود دیدم از اون دخترای لوند شیطون سكسی که به هیچكس نه نمیگفت چشممو گرفت چند ماه بعد که رفته بودم اخر هفته به خانمم سر بزنم اون شب با سه چهار تا دیگه از دوستاش جمع بودن انجا خلاصه كلی گفتیم خندیدیم یه كباب مشتی هم درست كردیم خوردیم.


    صبح از شركت بهم زنگ زدن گفتن برای شنبه اماده باش باید بری ماموریت كیش منم سر صبحانه موضوع با نگار زنم درمیون گذاشتم گفتم اگه دوست داری اخر هفته بیلیط بگیرم دو سه روز بیا انجا پسر حسین عموی من كیش زندگی میكرد ك گفت نه درس دارم باید پروژه تحویل بدم این حرفا گفتم بابا بیا یه هوای بخور ولی اون قبول نمیكرد مارال همون دختره هی میگفت دیونه برو خوش میگذره كارتوهم ببر انجا تا مهدی سركاره انجام بده خلاصه نگار قبول نكرد منم تو دلم گفتم بهتر میرم انجا با حسین چند روز حال میكنم خلاصه نگار رفت كلاس دیدم مارال هی میگفت خوش بحال نگار ای كاش من جاش بودم دلم مسافرت میخواد شروع كرد لوند بازی شیرین زبونی كردن از این شوهرا چرا گیر ما نمیاد خلاصه یه فكر پلید زد ب سرم وقتی دیدم هی داره این حرف میزنه گفتم خوب تو بیا اینو ك گفتم انگار برق گرفته بودش از جاش پرید گفت واقعا من بیام من از خدامه كی بیام ولی من ك پول نداره زیاد شروع كرد چطور از اینجا بیام منم گفتم چه غلطی كردم یه حرفی زدم این دیگه ول نمیكنه خلاصه تا زمانی ك میخواست بره كلاس گفت فكرامو میكنم جواب میدم سیع میكنم پول هم ردیف كنم ظهر داشتیم با نگار نهار درست میكردیم دیدم مارال خوشحال امد گفت اقا مهدی اوكی من هستم منوبگی قفل بودم نگار یه نگاه ب مارال كرد گفت چی اوكی تو هستی خوشم امد زود جمش كرد گفت خوب من امدم دیگه مهدی بشینه من كمكت كارارو میكنم خلاصه جمع شد رفت نهار خوردیم عصر رفتیم با مارال نگار دوتا دیگه از دوستای خانم بیرون مارال هی كرم میریخت همش نزدیك منو نگار بود دو سه جا هم خودشو چسبوند بهم منم داغ شده بودم


    شب ك برگشتیم خانه مارال توی حال خوابید منو نگار هم توی اتاق منم ك داغ شده بودم شروع كردم بانگار ور رفتن اولش میگفت صدا میره بیرون زشته جلوی مارال گفتم بابا زنمی خلاف ك نمیكنی دیگه نزاشتم حرف بزنه اینم بگم زنم از مارال خوشكل تر بود ولی مارال وحشی بود لبمو گذاشتم روی لبای نگار همش توی فكر مارال بودم خلاصه شروع كردم ب لخت كردن نگار لیس زدن بدنش امشب واقعا ب معنای واقعی حشری بودم امدم پایین شروع كردم ب خوردن كس نگار اونم كنترلش از دست داده بوده اههه ناله میكرد یكم خودم بلند شدم شروع كردم ب كردن لباشو سینه هاشو میخوردم همش ب فكر مارال بودم نگار هی میگفت نریزی تو حال قرص خوردن ندارم منم دیگه كنترل خودمو نداشتم همشو خالی كردم ب یاد مارال داخل كس نگار یكم غور زد باد لباس پوشید رفت قرص خورد امد گفت دیدی این دختر بیدار بود الان چی فكر میكنه تو دلم گفتم بهتر ك بیدار بود گفتم بابا ولم كم بیست روزه ندیدمت زنمی بغلش كردم خوابیدیم صبح نگار بیدارم كرد گفت كلید ماشین بده من برم دانشگاه وقتی رفتم توی كیفم توی حال كلید ماشین بدن دیدم مارال روی شكم خوابیده كونش هم زده از پتو بیرون كیرم بلند شد نگار رفت منم یعنی تو خواب بیداری بودم رفتم تو رخت خواب جفتش خوابیدم بغلش كردم خودم زدن ب خواب یواش یواش محكم بغلش كردم بعد یكم بیدار شد جا خورده بود یكم همونطور مونده بود منم خودمو از پشت چیبونده بودم بهش خودشو اروم ازم جدا كرد پتو كشید روم رفت كاراشو بكنه كه اونم بره دانشگاه داشت صبحانه درست میكرد من ك یعنی خواب بودم بلند شدم صبح بخیر گفتم اونم با لبخند شیرینش جواب داد گفت دست صورتت بشور تا صبحانه بیارم منم الكی گفتم من تو اتاق خواب بودم اینجا چی میخوام خندید گفت نمیدونم منم ك بیدار شدم دیدم منو بغل كردی خوابیدی منم الكی زدم تو سرم گفتم دروغ میگی خندید نه ب خدا راست میگم البته من نه تاپ نگار پوشیدم شاید فكر كردی نگارم مهم نیست خلاصه صبحانه خوردیم اون رفت ك بره دانشگاه منم داشتم سیگار میكشیدم گفتم ماراال جون شرمنده بابت صبح نگار متوجه نشه خندید گفت نه دیشب خیلی خسته شدی واسه همین بود یهو گفتم راستی منظورت در باره اوكی منم هستم چی بود گفت نشد بگم من بهات میام كیش یه مقدار هم پول جور كردم نگار هم خیلی تعریف حسین كرده میام تو ك سركاری با اون میرم خرید شیطون همه برنامه هاش هم چیده بود تو دلم گفتم حسین اگه اینو دید هیچیش ب من نمیرسه دیگه خلاصه رفت منم زنگ زدم حسین گفتم جریان اینه حسین ك ب مرده رحم نمیكنه از خدا خواسته گفت اوكی بیاید منم مرخصی میگیرم خدمتش هستم خلاصه من جمعه برگشتم اماده شدم واسه رفتن ب كیش حسین هم روزی سه بار زنگ میزد كی میای مارال كی میاد گفتم حسین من یه خنگی زدم شماره مارال ندارم اونم شماره منو نداره چكار كنم حسین كفری گفت یه طور اوكیش كن اگه میخواد تا براش بیلیط هم بگیرم خلاصه شنبه صبح من رفتم كیش رسیدم رفتیم وسایل گذاشتیم خانه حسین حسین هم عصبی پكر گفتم نگران نباش اوكیش میكنم ظهر زنگ زدم نگار صحبت ك جات خالی از این حرفا یهو یه فكری زد ب سرم گفتم گوشی بده مارال میخوام ازش تشكر كنم نگار گفت باشه من میخوام برم دوش بگیرم كاری با من نداری فعلا با مارال صحبت كن منو بگی قند توی دلم اب شد مارال گوشی گرفت شروع كرد صحبت كردن تشكر كردم گفتم یه چیزی میگم فقط بگو اره یا نه نگار رفت حمام گفت اره چرا گفتم برنامت واسه كیش چیه حسین اینجا منتظرته ببره كیش نشونت بده مرخصی گرفته مارال هم ك انگار از پسر سیرمونی نداشت كلی حال كرده بود گفت كی بیام گفتم شماره حسین بنویس بهاش هماهنگ كن شماره حسین گرفت


    بعد یك ساعت زنگ زد ب حسین حسین هم كلی زبون ریخت خر شد خودش بیلیط رفت برگشت واسش گرفت مارال روز دوشنبه امد كیش ب نگار هم گفته بود میرم شمال شنبه میام تو نگو با حسین برنامه كرده بودن خلاصه مارال امد حسین هم رفت دنبالش من عصر كارم تمام زنگ زدم حسین كجای گفت با مارال ساحل مرجان تو هم بیا انجا وقتی رفتم دیدم بله اقا حسین مارال خورده رفت دست توی دست بگو بخند خلاصه شب یه برنامه مشروب ریختیم قرار شد اخر شب حسین یعنی از سركار بهش زنگ زدن بره تا من یه حركتی بزنم منم اسپری خالی كردم روی كیرم قرص خوردم شروع كردم مشروب خوردن حسین یكم كم خورد مارال شنگول شده بود هی میگفت حسین بریم ساحل حسینم میگفت حتما عزیزم یهو طبق برنامه حسین گوشیش زنگ خورد گفت من كار پیش امده برم زود میام مارال هم ك دیگه مست شده بود گفت نروووو هی ناز میكرد حسین گفت زود میام رفت من موندم مارال وای وقتی امد جفتم نشست شروع كرد تشكر كردن ك چقدر داره خوش میگذره حسین چقدر خوب باحاله وقتی حرف میزد دوست داشتم بخورمش بند مشكی سوتینش از كنار تاپش روی بدن سفیدش ك پیدا بود بیشتر داغم میكرد میدونستم میده هیچی هم توش نیست ولی باز ترس داشتم یه موزیك گذاشتم شروع كردیم رقصیدن دستش گرفتم اونم هی خودش میچسبوند ب منو ناز میكرد دوتا پیك سنگین خوردیم دیگه وقتش بود سیگار ك كشیدم دیگه تو فضا بودم از پشت بغلش كردم دستم گذاشتم روی سینهاش یه لیس محكم زدم ب گردنش یه اههه بلند كشید بردمش سمت اتاق چشماش باز نمیشد دیگه اروم دستم بردم روی شكمش شروع كردم باش ور رفتن كیرم داشت از جاش كنده میشد دراز كشیدیم روی تخت شروع كردم با موهاش بازی كردن صحبت كردن ك تازه فردا میریم كشتی یونانی خرید كسشعر گفتن اونم كلی خوشحال میشد یه بوس از لپش كردم اونم منو محكم بوسید گفت واقعا مرسی ك اینقدر جفتتون خوبین دیگه نفهمیدم دارم چكار میكنم محكم كشیدمش روی خودم شروع كردم خوردن لباش اونم میخورد واقعا داغ شده بودیم ده دقیقه لباش خوردم بلندش كردم شروع كردم ب در اوردن لباساش تاپش ك در اوردم دیوانه شدن بدن سفید بدون چربی اضافه با اینكه روزی كلی غذا میخورده ولی اصلا چاق نمیشد تاپ خودم هم در اوردم دوباره رفتم تو لباش یواش شلواركم در اوردم كیرم اروم چسبوندم ب بدنش یهو شروع كرد لبام گاز گرفتن دستم بردم روی كسش شروع كردم مالیدن اونم كیرمو گرفت شروع كردم گردنش خوردن قفل سوتین مشكیش از جلو باز كردم افتادم ب جونه سینهای اناریش سایز سینهاش مثل نگار بود ولی سفت تر لیس میزدم گاز میگرفتم اونم یه دستش ب كیرم یه دستش كمرم چنگ میزد رسیدم نزدیك شلوارش ارم كمرش داد بالا تا راحت درش بیارم اروم شلوارش در اوردم انداختم شروع كردم روناش خوردن وای از بقل شرتش اب كیسش زدن بود بیرون شرتش در اوردم یه نفس گرفتم با زبون محكم كشیدم روش یه جیغ خفیف كشید. چنان چنگ زد ب موهام ك سرم درد گرفت منم مثل نخوردههاا لیس میزدم مزه خاصی نداشت بوی بدی هم نمیداد اروم شرتم در اوردم كیرم میمالیدم دم كسش میخواستم ببینم راش بازه یا نه دیدم گفت بخور برام وقت زیاده برای كردن توش منم ك اوكی گرفته بودم دیگه خیالم راحت شده بود اینقدر خوردم تا ارضا شد محكم بغلم كرد لبام میبوسید یكم ك سر حال امد شروع كرد منو لیس زدن تا رسید بكیرم اینقدر قشنگ با ظرافت میخورد انگار دكترا داشت بعد گفت كاندوم داری گفتم نه بلند شد از كشوی حسین كاندوم در اورد من هنگ بودم گفتم جاشو از كجا میدونی گفت شب ك از سوپری خرید كردیم دیدم حسین دو بسته خرید داشتم لباس عوض میكردم گذاشت اینجا یكی در اورد كشید روی كیرم اروم نشست روش بالا پایین میشد یكم كه گذشت حلش دادم افتادم روش پاهاش دادم بالا به لبس زدم ب كسش یه تف زدم ب كیرم فرستادم توش پاش قفل كرد دورم شروع كردم ب زدن اونم فقط قربون صدقم میرفت دیگه پاهام درد گرفت داگیش كردم لبه تخت شروع كردم زدن ده دقیقه زدم داشت ابم میومد دیگه دوباره خوابوندمش روی كمر افتادم روش این روش موقع ارضا شدن دوست دارم چون هم گرمای كل بدن حس میكنم هم لب سینه میخورم شروع كردم محكم زدن قبل اینكه من ارضا بشم مارال دوباره ارضا شد منم ك ارضا شدم محكم بغلش كردم لباش میخوردم یكم تو بغل هم خوابیدیم لباس پوشیدیم زنگ زدم حسین جواب نداد گفت حسین قرار بود بیاد منو ببره ساحل گفتم الان خودم با تاكسی میبرمت تا حسین بیاد ساعت طرفای دو شب بود من رفتم توی پاركینگ سیگار بكشم تا اون اماده بشه دیدم حسین خواب توی ماشین زدم ب شیشه بیدار شد خندید گفت تخم سگ كار خودتو كردی گفتم اره میخوایم بریم ساحل مارال امد تا حسین دید پرید بغل حسین رفتیم ساحل نزیك صبح بود امدیم خانه من روی مبل خوابم برد اونا هم خوابیدن توی اتاق ولی حسین هیچ كاری نكرد صبح با صدای زنگ همكارم از خواب بیدار شدم گفت همه منتظر توهستن فوری لباس پوشیدم رفتم حسین ظهر زنگ زدگفت غذا نخور بیا مارال غذا درست كرده وقتی رفتم خانه مارال روی پای حسین بود امد جلو بغلم كرد بوسیدم گفت ببین حسین چقدر برام خرید كرده حسین كلی لباس لباس زیر كیف كفش واسش خریده بود نهار خوردیم مارال داشت ظرف میشست حسین گفت بابا دمت گرم بیلیط برگشتش كنسل كرد ده روز میمونه گفتم چطور گفت با مامانش هماهنگ كرد اوكی ك بمونه صبح هم بردمش حمام بعد هم ماساژ بعد یه دست كردمش از بازار هم میدیم تا رسیدیم خودش شروع كرد دوباره كردمش گفتم جان مادرت فقط منو نكنی عصر منم رفتم بازار كلی لباس خریدم واسه نگار برنامه شده بود صبح تا شب برای حسین شب تا صبح هم با من شب اخری ك من صبحش میخواستم بیام چون پرواز ساعت یك ظهر بود شب قبلش مشروب خوردیم موقع رقص منو حسین از عقب جلو چسبیدیم بهش باهم بردیمش توی تخت دوتای كردیمش صبح هم با من امد حمام یه دست هم توی حمام كردمش كلی هم تشكر كرد از من برگشتم اونم چهار روز بعد من برگشت یك هفته بعد ك رفتم ب نگار سر بزنم كلی تحویل گرفت صبح هم ك نگار رفت دانشگاه من خواب بودم خودش امد بغلم منم تا ساعت دوازده ك نگار بیاد دوبار كردمش بهم گفت ای كاش میشد مرتب بیای اینجا همو ببنیم یه بار هم ك نگار امده بود چند روز خانه حسین رفته بود خانه پیش مارال بعد حسین خودش لو داد
    مرسی از دوستان امید وارم همه روزهاتون سكسی باشه بوووس


    نوشته: مهدی

  • 6

  • 20




  • نظرات:
    •   MeAl14
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • کیری بود


    •   عشقبازمست
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • آخر خودتو بگا دادی ها آخرسرم زنتو تحویل اجتماع دادی

      ایولا


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • نکنیمون قناری
      با این مدل املا و انشا تو شرکت دقیقا چه گوهی میخوری؟؟


    •   09333868043
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • عالی بود
      شاهین ۳۷ساله تهران
      ۲ساله ازهمسرم جداشدم
      دنبال یه خانم باآبروبرای سکس هستم


    •   Mj-boy
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • یه لحظه نکنش درست حسابی بنویس


    •   Prooofucker
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • واقعا این حجم از کسشعر بی سابقس


    •   فتیش_پارتنر
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • موقه جق داستان ننویس
      نهاد گزاره هارو قاطی کردی


    •   Hooman.esf.60
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • چی شد؟
      آخرش حسین نگارم کرد؟
      میگم اونجا که گفتی تاپم و درآوردم خیلی باحال بود
      سوتینت و پس کی درآوردی؟
      حتما شورت لامبادا هم می‌پوشی خخخخخ


    •   Hooman.esf.60
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • مگه شرکت ها آبدارچی هارو هم ماموریت کیش میفرستند؟
      بااین املا و انشا شک دارم بیشتر از آبدارچی باشی
      فوق فوقش راننده مدیرعاملی
      هول دادن اینجوریه آق مهدی
      حلش دادم یعنی چی؟


    •   ashi8515
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • اومد کردمش رفت کردمش خوابید کردمش بیدار شد کردمش اونوری شد کردمش اینوری شد کردمش خندید کردمش رید کردمش گاییدی بابا،?


    •   emperatuor
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • گند زدی بابا
      بپا این دختره مارال ، زنت رو برا بقیه جور نکنه


    •   PayamSE
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • وقتی یه نفر تصمیم بگیره چرت و پرت بنویسه نتیجه ش میشه این.


    •   jerard96
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • کاندوم کشیدی رو کیرت بعدش روش تف مالی کردی؟؟


      حتما موقعی ک از کون میخاستن بکنت این ترفند و روت پیاده کردن


      وگرنه سکس از جلو با کاندوم ک تف نمیخاد
      جقی خان


    •   shaokahn98913
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • مهدی جان . نوشتنت خیلی سسته و بهتره قبل از نوشتن مطلب پاکنویس کرده و قبلا خودت یک دور بخونی .
      میتونی موفق بشی . خمیر مایه اولیش رو داری ولی تفکیک کردن کلمات و جملاتت ضعیفه سعی کن از نشانه ها مثل ویرگول و یا نقطه یا علامت هات تعجب یا سوال در جای خود ش به درستی استفاده کنی.


      من نمره 12 از 20 رو بهت میدم .
      موفق باشی تمرین کن


    •   Senaator_X
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • جالب بود این دخترای خیلی حشری نعمتن?


    •   Bikas2322
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • یه چیزی بگم ناراحت نمیشی تو افغانی نیستی با این لهجه نوشتنت؟؟؟
      نوشتی لب نگار کردم بعدش میایی پاینتر مینویسی اب کیسش زدن بود بیرون
      خداییش خودت فهمیدی چی نوشتی
      فقط یه چیزی انقدر داری میکنی ماهارو نکنی اینجا جا کردنات زخم ها داداش یواشتر


    •   Beheoz
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کیرم تو این نوشتنت کسکش جقی


    •   آپو
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • وقتی یه راننده تاکسی خلبان جنگنده های اف ۳۵شد،صد البته تو هم نویسنده شایدم ،
      بکن شدی!


    •   مسیحی۰
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • آپو جان.
      با این کامنت زیبایت من ساکت بشم بهتره.(لبخندوارادت)


    •   parsa_6pack
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کسشرترین داستان دنیا


    •   mr.kir.bandari
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • شك نكن نگار به حسين داده كه پيش مارال تعريف كرده
      در ضمن نگار اونجا داشته به دوس پسراش كوس كون ميداده كه نميومد خونه و حتي نيومد كيش
      داشته گروپ سكس ميكرده


    •   توت.فرنگی
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • نتیجه هم خونگی زنت با جنده خانم همینه دیگه


    •   قندعسل
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کیرم تو املات سردرد گرفتم معلوم نیست کدوم بی سوادی تو رو تو شرکت استخدام کرده


    •   مسیحـا
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • یعنی واقعا قیافت بعد از تایپ این متن خیلی دیدنی بوده.
      یه چشمت رو به بالا و یه چشمت رو به پایین، چند تا ستاره دور سرت، هر چیزی هم که جلو چشمت بوده رو از فرط سرگیجه چهار پنج تا دیدی.
      و از همه جالبتر دودولت بوده که بیچاره با این جقی که زدی حسابی به هم ریخته. فکر میکنم سوراخش رفته ته و مویرگاش جمع شده تو سرش و انقد خون تو تنه‌ش جمع شده که متمایل به بادمجونی شده.
      با خودت چیکار کردی تباه؟
      تفر نقش تولت بو داو مرای!


    •   Kirsaff
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • زنت رو ول كردي يه شهر ديگه
      اين خودش اشتباه محضه مخصوصا با محيط دانشگاههاي الان


      وقتي هم سفر كيش رو نيومد حتما سرش جايي گرم شده


      ولي به جاي اينكه
      صبح و ظهر و شب يكي ديگه رو بكني
      هي بكني !!!!!!!!!!
      همون هفته اي يكبار زنت رو بكن كه باهات همه جا بيا


    •   omidario
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • کسشعر گفتی تماماً


    •   Mamdali0102
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • عجییییییییب فازت سنگین عامو ، عجیییییییییب سنگینِ


    •   ronin555
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • همش نگار همش مارال همش کیرخر همش فانزی همش اینو میتونی بخوری همش بیابخورش...أستاد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو