سفر پر برکت به بندر

    سلام به همه.اسم من امیره (از اصفهان) (اسم مستعار).سنم ۲۳ و قدم ۱۷۵ و وزنم ۷۰. چهرمم یکم بیبی فیسه که دخترا و زنا خوششون میاد کم و بیش و همیشه ته ریش میزارم.کیرمم حدودا ۱۵-۱۶ سانته ولی رخه خوبی داره.
    ماجرایی که میخوام براتون بگم برعکس بقیه داستانا که کاملا کس شعره و معلوم نیس چی به کجاس کاملا واقعیه.من خودم با دوس دخترام و زنای طلاقی که باهاشون بودم کم و بیش سکس داشتم ولی این داستانو برای این انتخاب کردم بگم که خودم خیلی باهاش حال میکنم و همیشه دلم میخواست یه همچین اتفاقی برام بیافته...پر از هیجان و ریسک و اینکه ندونی چه اتفاقی قراره بیافته.
    داستان من مربوط میشه به من و دختر خالم.اسمش صنمه ۲۰ سالشه قدش ۱۶۰ بدنه متوسط سینه ها ۶۵ (قهوه ای خیلی روشن) ولی خوردنی و در نهایت اون چیزی که مارو شهیده خودش کرده بود چیزی نبود جز اون کوووووووووووووونش.یه کون که کاملا قوس داره و یه گلدون روش بزاری صاف وایمیسه و به صورت عجیبی گرد و قلنبس.هیکلشم میشه گفت یه جورایی ورزشیه چون باشگاه میره.پوست جو گندمی داره و موهاشم بلوند کرده و تا بالای کونشه.این دختر خاله ما که هنوزم که هنوزه حالم ازش بهم میخوره اخلاقه خیلی کیری داره که نمیشه تحملش کرد یعنی عمرا شوهر کنه بکنه هم سه سوته طلاق میگیره حاضرم شرط ببندم.ولی برعکس اون اخلاقش؛ بدنش و فیسش خیلی خوبه مخصوصا از وقتی بینیشو عمل کرد خیلی اومد روش یه چیزیه تو مایه های این دخترس که تو سریال نبرد گلهاس همون که ریزه میزس؛ قشنگ میشه بگیریش تو هوا بکنیش.اینم بگم که خوانواده های ما؛ هم یه جور روشن فکرن هم یه جور مذهبی یه چیزه من درآری تخمی که خودمونم نمیدونیم تکلیفمون با خودمون چیه مثلا دخترا با کس و کون لخت جلوت راه میرن ولی موقع سلام کردن باهاشون دست نمیشه داد یا اگه یکم باهاشون خلوت کنی و حرف بزنی سریع روت زووم میشن از اینجور کارا ؛حتما خودتون آشنایین با چیزی که میگم.من یه پسر خاله هم؛هم سن خودمم دارم که باهاش خیلی جورم ولی اون زیاد تو کاره کس بازی و اینا نیس و بچه مثبت میزنه این دخترخاله ماهم از بچگی اونو بیشتر دوس داشت و هنوزم داره ولی به کیرررررم البته یه بار جلو هردومون رید به اونو گفت تو مثه بچهاس اخلاق و کارات و قیافت(یه نمونه از حرفاش که گفتم حالم از اخلاقش بهم میخوره).پسر خالم برعکس من قدش کوتاهه ۱۶۸ و صورتشم خیلی بیشتر از من بچه میزنه و ریش و پشمم هیچی؛ کیرشم عمرری به پا من برسه چون تو استخر که میریم دیدم از رو شورت که فقط یه هسته خرماس ولی ماله من یه دوسانتی همش تو آفسایده. ولی نامرد تو بچگی خیلی خوشگل بود و همه اونو دوس داشتن و به ما محل نمیزاشتن ولی داستانه جوجه اردک زشت اتفاق افتاد...گهی پشت به زینو و گهی زین به پشت.بگذریم؛ کلا این دختر خاله ما یه موجود عجیبیه هیچی روش ننوشته و همینم باعث میشه که این داستان و اتفاقاتی که برام افتاد از نظره خودم هیجانی باشه.
    خب بعده یه مقدمه بریم سراغ داستانه اصلیمون.
    ماجرا برمیگرده به تابستون همین امسال (۹۵) که خوانواده ما قرار شد مثه هرسال برن یک هفته بندر عباس خونه داییم.داییم اونجا مهندس شرکت نفته و بهش خونه سازمانی دادن.اولش من پامو کرده بودم تو یه کفش که نمیام چون اون موقع سال اونجا سگ پزون بود و شرجی تازه کلاس رانندگیمم قرار بود شروع بشه و تازه از همه مهمتر خونه یه هفته خالی بود...مامانمم که خوب منو میشناخت گفت من نمیزارم تو خونه تنها بمونی؛ گفتم چرا گفت غذا نیس بخوری و بهانه های الکی که تهش از زیره زبونش کشیدم که خونه خالی دستت نمیدم بلیط منم بدون هماهنگی باهام گرفتن دیگه مجبور شدم برم تازه پسر خالمم نمیومد پروژه داشت برای دانشگاهش و من مونده بودم یه هفته چه غلطی کنم حوصلم سر میره ولی غافل از اینکه تقدیر چی میخواد برامون رقم بزنه...برای اینکه حوصلم سر نره کتابه زبانمو با خودم بردم که تو راه بخونم. خوانواده ماهم علاقه عجیبی به قطار دارن و همه مسافرتارو با قطار میریم اکثرا.بلاخره روزش رسید و ما رفتیم ایستگاه راه آهن همه هم اونجا بودن.خلاصه سوار شدیم و دوتا کوپه رو کامل گرفتیم.یکی از کوپه ها کامل برای زنا شد و یکی دیگه مردونه که من بودم و شوهره یکی از خاله هامو و آقاجونم و دوتا پسرخاله هام که بچه بودن.نشستیم که دیدم صنمم اومد تو نشست رو به رو ما و تا آخر که برسیم بندر همش تو کوپه ما بود بجز موقع خواب که رفت کوپه اونطرف...قبل نشستن چون من قدم از همه بلندتر بود تو خوانواده ساکارو دادن من بزارم بالا صنمم ساکشو داد که بزارم براش بالا و خودشو کشوند با اون قدش یکم بالا که ساکشو بده دستم که یهو دیدم سرش خیلی نزدیک کیرمه تعجب کردم اخه یه لحظه خیره شد بهش کیره منم که تو آفساید بود همش.


    (تو بندر با داداشش که ۱۴ سالشه رفتیم استخر کیرمو که از رو شورت دید ماتش برد یه لحظه گفت زنت چی میکشه بعدا ؛ زبون بسته خبر نداشت خواهرش قراره...) وسایلو که گذاشتم بالا کتاب زبانمو برداشتم که بخونم دیدم شروع کرد به حرف زدن که چی داری میخونی و سره حرف باز شد مارو گرفت به حرف و یکم کس شعر در مورد زبان خوندن و خارج رفتن گفتیم.بعدش بهم گفت تخته وسطو درست میکنی میخوام بخوابم منم براش درست کردم رفت که بخوابه.وقتی خوابید این صندوقچه طلاش افتاد بیرون مارو میگی شق کردیم اینو بگم من عمرا با دیدن فیلم و عکس شق کنم.وای نمیدونید چی میگذشت بهم یه مشت کس مشنگم کنارم بودن نمیشد مستقیم دید زد منم زیر چشمی داشتم کونو میچریدم که یهو چشماشو باز کرد وای قلبم وایساد سریع از کوپه زدم بیرون رفتم تو اون کوپه که دیدم اونم پاشد اومد من که دمه درش وایساده بودم دیدم یهو گفت امیر برگشتم نگاش کردم یه لبخند خیلی کم زد و رفت تو(همین حرکت جرقه اولین افکارو تو من بوجود آورد) اینم بگم این خانم یکم جنده تشریف داره چون هر بازیکن و بازیگر خوشگل و خوش هیکلی ببینه سریع بلند جلو همه میگه و ازش تعریف میکنه قبلا هم که فیس بوک داشت تو لایکاش دیدم چندتا صفحه داستان سکسی رو لایک و فالو کرده ولی بخاطر اخلاق تخمیش جرات نداشتم نزدیکش بشم تنها راهش این بود که خودش بخواد. بگذریم...تا اخر شب من هرجا بودم اونم همونجا بود و خیلی باهام گرم گرفته بود مامانه منم همش سر میزد بهم و مثه عقاب هواسش بهم بود.موقع نماز که شد همه رفتن پایین اینم که ماشالا تو عمرش نماز نخونده بود.گذاشتم مامانم ببینه رفتم پایین برای نماز بعدش بپرم بالا قطار سریع(خدا ببخشه منو).همین کارم کردم رفتم تو کوپه خودمون دیدم خوابیده رو تخت بالا و پرده هارو کامل کشیده.رفتم نشستم یهو بلند شد بیاد پایین و بهم گفت امیر دستمو میگیری میترسم بیافتم منم از خدا خواسته کمکش کردم فکر کردمم واقعا کمک میخواد بعدش تا پله وسطو که اومد گفت نمیشه اینجوری یهو خودشو پرت کرد تو بغلم منو میگی خشکم زد مثه مترسک وایساده بودم؛ به خودم اومدم و سریع گذاشتمش پایین تا پاش رسید به زمین دستشو کشید به کیرم و رفت برگشت نگاهم کرد و خندید گفت قیافشو...منم تو جواب دادن کم نمیاوردم ولی این چندتا اتفاق واقعا خیلی سنگین بود برام و غیر قابل باور...رفتش پایین قطار و یه کس چرخی زد...دیگه هم کوپه ما نیومد تا اینکه موقع خواب شد گفت من میخوام کوپه اونطرف بخوابم (پیشه ماها ) که با واکنش تند حضار رو به رو شد چراغارو خاموش کردیم بخوابیم سه ساعتی بود که با گوشیم ور میرفتم و تو فکره این اتفاقا بودم که یهو دیدم یه اس ام اس اومد باز کردم دیدم صنمه نوشته بود میخوام برم دستشویی ولی میترسم شب تو قطار تنهایی برم مامانمم خوابه پاشدم آروم زدم بیرون ساعت حدودا ۲:۳۰ بود.تا منو دید دستمو گرفت و راه افتاد رسیدیم به دستشویی دیدم ردش کرد گفتم چرا نرفتی گفت از این خوشم نمیاد خیلی کثیفه سه چهارتا واگن رد کردیم تا رفت تو یکیش یه دقیقه گذشت درو باز کرد گفت امیر یه لحظه بیا گفتم چی شده یهو کشیدم تو و درو قفل کرد بی مقدمه پرید تو بغلم و شروع کرد به لب گرفتن اینبار دیگه زیاد جا نخوردم گفت قربونه کیرت برم کجاسش میخوام بخورمش گفتم اخه اینجا گفت نه پس تو کوپه بجنب وقت نیس شک میکنن خلاصه کشیدیم پایین و تو اون لق لق قطار شروع کرد به ساک زدن با دستم موهاشو سفت گرفتم و محکم میکردم تو دهنش تا ته...اخ که چه جنده ای بود چه ساکی میزد سه چهار دقیقه که زد آبم داشت میومد گفتم صنم داره میاد شدتشو بیشتر کرد و تمام آبم پاشید تو حلقش تا قطره آخرشو قورت داد...منم که آرزوم بود این کونو از نزدیک ببینم بهش گفتم بکش پایین یکم لیس بزنم کونتو اونم کشید و گفت فقط زود...وای چشمتون روز بد نبینه تا کشیدم پایین انگار کونه یه پورن استار بود کاملا تاس و بدون مو سفید بدون هیچ جوش و خط و خالی شروع کردم به بوسیدن و لیسیدن و گاز گرفتنه کونش سریع کشید بالا گفت وقت نیس بریم ؛از دستشویی زدیم بیرون یکی یکی خداروشکر کسی هم پشت در نبود رفتیم که بخوابیم دیدم اس داد فدای کیرت بشم من پسرخاله منم گفتم من قربونه اون کونت برم از این تعارفا تیکه پاره کردیم برای هم و گفتم میشه این کونو بکنم صنم؟ دیدم جوابی نداد منم دیگه چیزی ندادم براش گفتم جنده هوسه کیر کرده بوده و بهش رسیده و تمام....صبح زود رسیدیم بندر داییم اومد دنبالمون و رفتیم خونشون...خدا نصیب دشمنتون نکنه چه هوا بدی بود نمیشد نفس کشید.تا رسیدیم خونشون چشم تو چشم شدیم که به رو خودش نمیاورد و فقط لبخند ریز میزد...شب موقع خواب که شد دیدم یه ساپورت نخی تنگه تنگ پوشیده و داره تو خونه میچره...یعنی این کونو که تو ساپورت دیدم قسم خوردم که من بااااااید این کونو هرطور شده بکنم...


    نشسته بودم رو کاناپه تو سالن جلو تلویزیون همه هم تقربیا خواب بودن تو اتاق ها اومد نشست کنار من و لم داد جوری که کونش رو به من بود یه لبخند شیطنت آمیز هم زد و سرش رفت تو گوشیش...باورم نمیشد با اون کونه رویایی فقط ۳۰ سانت فاصله داشتم شبه اول به همین منوال گذشت و اتفاقی نیافتاد شب دوم قرار شد همه بچه ها بشینیم فیلم ترسناک ببینیم منم شدم مسعولش که دانلود کنم فیلمو؛دانلودش کردم و داشتم تیکه هاشو نگاه میکردم صنم اومد گفت چیکار میکنی گفتم دارم بررسی میکنم صحنه نداشته باشه بچه ها میبینن؛ گفتش حالش به همین صحنه هاشه میبینن یاد میگیرن و خندید.هر حرفی که میزد من مصمم تر میشدم که میخواد کونه رو بده.شب شد و همه بزرگا خوابیدن مامانمم یه نگاه به من انداخت که پیش صنم ننشسته باشم بعدش رفت خوابید پیش خاله هام.فیلما گذاشتم و بچه کوچیکا خر کیف شده بودن و حواسشون کامل تو فیلم رفت.استرس گرفته بودم قلبم یکم تند میزد و زبونم خشک شده بود.صنم خوابیده بود رو زمین پیش بچه ها ولی گوشه خوابیده بود منم رو کاناپه بودم دقیقا سمت مخالفش.اونا همه رفته بودن زیره پتو دوساعتی از فیلم گذشته بود تقریبا آخرای فیلم بود که بچه ها همه گوزه خواب بودن.منم رفتم دستشویی و بعدش رفتم اتاقارو چک کردم دیدم ملت همه خوابن برگشتم تو سالن (سالنش در داشت) و درو بستم فضا تاریک تر شد رفتم بخوابم رو کاناپه که آروم صدا زد امیر رفتم پیشش گوشیشو نشونم داد گفت نظرت راجع به این فیلم چیه ؟ داشتم نگاه میکردم صفحه رو که دیدم یه عکس سلفی تو گوشیش داشت که تو خونه جلو آیینه از خودش گرفته بود.چشمام گرد شد.همین ساپورته رو پوشیده بود و تا زیره کونش کشیده بود ساپورتو پایین جوری که کامل کونه گرد و قلنبش بیرون افتاده بود تازه پاشنه بلندم پاش بود که صدبرابر سکسی ترش میکرد ناخناشم لاک مشکی زده بود آدم دلش میخواست سرتاپاهاشو بلیسه.یهو دیدم دستشو داره آروم رو کیرم تکون میده و نوازشش میکنه و میگه چطوره فیلمش منم آبه دهنمو قورت دادم و گفتم خیلی خوبه حتما دانلودش میکنم ببینیم؛ عجببب فیلمی خندش گرفت اومدم پاشم گفت همینجا بخواب منم از خدا خواسته...همه هم خواب بودن تلویزیونو خاموش کردم و همجا ظلمات شد رفتم یه دور دیگه اتاقارو چک کردم و پریدم زیره پتو آروم شروع کردم لب گرفتن ازش و رفتم زیره گلوش...هردو نفس نفس میزدیم ولی حرکت سریع نمیشد کرد باید خیلی محتاطانه عمل میکردیم پشتشو کردم به خودم و دستمو کردم تو شورتش کس و کونشو میمالیدم شورتش کامل خیس شده بود یکمم سینه هاشو از تو سوتین مالوندم خیلی نرم بود اونم کیرمو از پشت میمالید کیرمو درآوردم و میمالیدم به کونش انگار داشتم به دنبه میمالیدم از بس این کون گوشتی و نرم بود بعدشم کیرمو گذاشتم لا درزه کونش و پایین و بالا میکردم ده دقیقه ای بهم ور رفتیم تا اینکه من داشت آبم میومد رفت پایین ظرف چند ثانیه زیر پتو آبمو قورت داد و اومد منم از بس حال کردم کمرم تا نیم متر رفت رو هوا (حالت ارضا شدنمه تا خیلی حال بیام اینجوریه).چندتا لب از هم گرفتیم و رفتم سر جام خوابیدم.نمیشد سکس کرد چون از کون کلی درد و اخ و ناله داره همه بیدار میشدن.تا هردو رفتیم سره جاهامون شروع کردیم بهم پی ام دادن تو تلگرام.اون از کیر من تعریف میکرد و منم از کون اون کلی قربون صدقه هم رفتیم.ازم پرسید حال کردن ما در همین حده ؟گفتم من همچی میخوام اونم گفت منم میخوام خیلی شهوتی شدم تو ارضا میشی ولی من هیچی بهش گفتم عزیزم شرایطو میبینی که ؛گفت من دلم سکس کامل میخواد اینا مسخره بازیه(تو دلم گفتم جنده رو نگاه کن) کلی باهم نقشه کشیدیم که چیکار کنیم که بشه تو این مسافرت یه حاله اساسی بکنیم که قرار شد هر موقع که همه برای خرید میرن شهر هرکدوم از ما یجوری دو در کنیم و نریم بمونیم خونه(انجام این کار واقعا دهنمونو سرویس کرد) قرار شد من بگم میخوام تنهایی برم استخر که مامانم مثه همیشه گفت باید بیای بریم شهر من تنهام و کلی خرید دارم و دسته تنهام منم پامو کردم تو یه کفش که نمیام و نرفتم دخترخالمم به مامانش گفت من حوصله بازار ندارم بازار تو شهره خودمونم هست(تو خوانواده معروفه به کون گشادی) مامانشم مثه مامانه من گیر نیس سریع قبول کرد ولی مامانه من خیلی تیزه گفت تا بیای تو خونه صنمم خونس تنهایی نمیشه بمونی منم گفتم سانس استخر چهار ساعته و همشو میخوام بمونم خلاصه به هر بدبختی بود راهیشون کردیم که برن دایی و زن داییمم تا دمه غروب سره کار بودن.نقشمون گرفت من از راه استخر مثله یوزپلنگ برگشتم خونه تا زنگ زدم صنم درو باز کرد گفتم کسی خونس خندید و گفت نه پریدیم تو بغل هم و شروع کردیم به لب گرفتن تا اتاق داییم که تخت بزرگی داشت؛ لب میگرفتیم و کونشو انگشت میکردم(همون ساپورت معروفم پاش بود) بغلش کردم و پرتش کردم رو تخت.


    شروع کردم انگشتا پاهاشو لیس زدن خیلی خوشمزه بود عاشق این کارم بعدشم کف پاهاشو کامل لیس زدم دختره خیلی تمیزیه بدنشم هیچی مو نداشت قبل مسافرت اپیلاسیون رفته بود ناکس از قبل نقشه داشت.بعده پاهاش رفتم سراغ سینهاش بالا تنشو کامل لخت کردم سینهاشو کامل کردم تو دهنم و مثه جاروبرقی مک میزدم که صدا نفساش رفت بالا و آه و اوووه شدید میکرد.زبونمو کردم تو دهنش و میچرخوندم یه دستمم بردم تو شورتش و کونشو انگشت میکردم خیلی با این حرکت حال میکرد (معلوم بود کونیه) برش گردوندم و کلمو کردم تو کونش و چسبوندم (تو ذهنم گفتم من دیگه آرزویی ندارم) یکم کلمو تکون دادم دره کونش اونم کونشو به سرم فشار میداد با استایله سگی.آب از کیرم سرازیر شده بود.(تو راه برگشت از استخر رفتم داروخونه و یه اسپری بی حسی دندون گرفتم و یه گوشه کشیدم پایین و زدم به کیرم خونه داییم تو شهرک بود و خیابوناش کاملا خلوت) کیرمو درآورد از تو شورتمو شروع کرد به ساک زدن....چه ساااااااکی تموم سلول های بدنم داشت لذت میبرد خودمو ریلکس کرده بودم رو تخت و اونم هرچی هنر داشت پیاده میکرد.موهاشو گرفته بودم تو دستم و تا ته میکردم تو حلقش و نگه میداشتم تا اوق بزنه (کاملا فیلم سوپر بود) خوابوندمش رو شکم و یه بالش گذاشتم زیره شکمش ساپورتشو دادم پایین یکم با دستمال آب کسشو تمیز کردم و کسشو کردم تو دهنم یه آهه خیلی بلند کشید و نفساش تندتر شد نگاش کردم دیدم چشماشو بسته و داره لباشو گاز میگیره قیافش بدجوری داغون بود دستمو یکم کردم تو کسش دیدم پرده داره بیخیال کسش شدم و رفتم سراغ اصل مطلب...برعکس دیگران که میگن با یه هول کردیم تو کونش کاره من یکم طول کشید چون میخواستم دردش به حداقل برسه و همش بهم بده به قول معروف مشتری بشه...اول یکم وازلین برداشتم (وازلین معجزه میکنه برای گشاد کردن ولی زود انزالی میاره حتما با تاخیری استفاده کنین) زدم به سوراخش و یه انگشتم راحت رفت تو یه دقیقه صبر کردم دومی رو کردم تو که به سختی جا شد و یکم دردش اومد سه چهار دقیقه گذاشتم توش بمونه در همون حالت کسشو با دستم میمالیدم که حشرش نخوابه بعدش انگشت سومم کردم تو به هر زحمتی بود داشت جا باز میکرد کم کم اونم گذاشتم چند دقیقه بمونه تا کاملا آماده بشه (قبل از اینکه انگشتمو بکنم تو کونش یه پلاستیک فیریزری کشیدم دستم ) کیرمو دادم یکم ساک بزنه تا کامل شق بشه اونم زد و آروم معامله رو گذاشتم دمه کونش لحظه موعود فرا رسیده بود...یه لحظه انگار زمان وایساد...کیرمو آروم آروم کردم تو با کمترین زحمت کامل تا ته رفت تو وازلینم سوراخو کامل چرپ کرده بود و اسپری تاخیری هم کاره خودشو کرده بود دیگه وقته حال کردن با این شاه کووووون بود...من که به اندازه موها سرتون انواع و اقسام فیلم سوپر دیده بودم همه مدلی با این کون حال کردم و دسته اولم از موقع کردن کون حدود ۲۰دقیقه طول کشید بدون کاندومم میکردمش چون مطمعن بود.وای تو حالت سگی محشر بود محکم تو کونش تقه میزدم و اونم جیغ میکشید و داشت از حال میرفت هی میگفت عشقم بکن قربونه کیرت برم منم ازش میپرسیدم این کون ماله کیه میگفت همش ماله توعه فقط بکن محکم ترررر منم با این حرفاش روانی میشدم...همیشه دلم میخواست مثه تو فیلم سوپرا دخترارو رو هوا بکنم گفتم بیا بغلم گفت چی گفتم دستتو بنداز دوره گردنم بلندش کردم و با یه دستم کیرمو تو کونش جا انداختم (وزنش برای من خیلی سبک بود و راحت میشد تکونش داد برعکس بقیه دخترا و زنایی که کرده بودم گفتم قبلا ریزه میزس) با دستام میدادمش بالا و پایین خودشم خندش گرفته بود و خر کیف شده بود.خسته شدم گذاشتمش رو میز آرایش زن داییم و کونشو یه ور کردم (همون استایلی که شب اول رو کاناپه لم داده بود) آروم کیرو هول دادم تو کونشو شروع کردم به تلنبه زدن دقیقا عینه فیلم سوپرا کار میکردیم اونم از خودش کلی صدا و ادا اصول در میاورد جنده فکنم اونم کلی فیلم دیده بود تو همچی وارد بود ت میدادم تهرون بود.کیرمو در آوردم و با زبونم کون و سوراخشو لیس میزدم خیلی بهم حال داد...نزدیکای اومدن آبم بود که بردمش رو تخت و حالت 69 شدیم گفتم بزن تا بیاد اونم شروع کرد به خوردن تخمامو وقتی لیس میزد واقعاااا روانی میشدم با ناخناش اروم میکشید روشون و بعدشم یه ساک دارکوبی تند میزد و یهو آرومش میکرد و میرفت تا زیره تخمام دیگه تو آسمونا سیر میکردم منم انگشتم تو کونش بود و داشتم چوچولشو مک میزدم هر دفعه هم یه آهه نازی میکشید که تو دلم کلی قربون صدقش میرفتم....آبم اومد و دوباره کمرم رفت رو هوا اونم مثه این شیرا که طعمه رو ول نمیکنن ولکن نبود؛ رو هوا هم کیرمو کرده بود تو دهنش و داشت میخورد یه قطرشم هدر نرفت دو سه دقیقه تو بغله هم ولو بودیم و عشق بازی میکردیم.بلند شدیم لباس پوشیدم.دیگه ادامه دادن ریسکش خیلی بالا بود...ازش پرسیدم ارضا شدی یا نه ؟ گفت اره عشقم اصلا فکرشو نمیکردم اینقدر ماهر باشی(فهمیدم جنده خانوم طعمه کیرو چشیده یجایی)چندتایی بووس از لباش گرفتم و یکمم کونشو مالوندم و بوسیدم که خندش گرفته بود گفت معلومه حسابی تو کف بودیا گفتم پس چی! خندیدیم و من از خونه زدم بیرون و رفتم سمت استخر موهامو الکی یکم خیس کردم و شورت و حوله و مایومم خیس کردم گذاشتم تو پلاستیک داییم قرار بود از سمت کارش بیاد منو بیاره خونه چون تایم اومدنش با تایم تموم شدن استخر تقریبا یکی بود...یه ربعی نشستم تا اومدش و رفتیم خونه. همچی خوب و طبق نقشه پیش رفت خداروشکر.شبم همه اومدن خونه احدی شک نکرد که چه اتفاقاتی امروز تو این خونه افتاده چه آه اوهایی که صداش تو خونه نپیچیده....دیگه تو مسافرت فرصت نشد سکس کنیم چون هم نیازی نبود فعلا و هم ریسکش بالا میرفت(به قول ما اصفهانیا کار که که میشد)...این داستان تازه شروع کاره من و صنم باهم بود بعد از اون ما شدیم یجورایی پارتنر همدیگه(شریک جنسی ) ولی اخلاقمون برای دوست دختر و دوست پسری بهم نمیخورد هردوهم این موضوع رو قبول داشتیم...تا این لحظه هم که دارم این داستانو براتون مینویسم هنوز باهاشم و سسسفت میکنمش اینقدر بهم اعتماد کرده که گفته دوستتو بیار منم دوستمو میارم باهم گروپ بزنیم چی بهتر از این... ولی دوستای خوبی برای هم شدیم بعد از این سفر...خوشحالم که سرنوشت کاری کرد که به این سفر برم.
    تمومه این داستان لحظه به لحظش عینه حقیقت بود امیدوارم که از خوندنش لذت برده باشین...فقط سعی کنین جق نزنین بعدش (;


    نوشته: prince

  • 1

  • 7




  • نظرات:
    •   شماره رند
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • بابا من در عجبم که دختر خاله که از روز ابد تا ازل آفریده شده برای دادن به پسر خاله!!!! اینقدر جفنگیات و آسمون ریسمون بافتن نمیخاد!! یعنی پسر خاله ای که نزنه در دختر خالش!! از خودش گاگولتر نیست که نیست!! بعدش هم از کی تا حالا 16 سانتی اینقدر بزرگ و خوب شده که اینقدر ازش تعریف کردی!! بچه تازه بالغ هم همین حده و شاید هم بیشتر!!! بعد وجداناً خودت فکر کن چطوری دختری که اینقدر وزنش کمه که تو هوا میزنی!!! پشتش اینقدر بزرگ و فلان و بهمان است؟؟؟!!! نکنه با کاریکاتور دختر خاله رفتی زدی و خبر نداری؟!؟!؟!


    •   jan2cina
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • چند خط اولش رو خوندم تا اونجا که دختره رو (فانتزی ذهنت رو)معرفی کردی.فانتزی خوبی داری.اما یادت باشه تعریف جزئیات هم حدی داره.بیشتر بهت میخوره یه نوجوون 16 یا17 ساله باشی که دهن ماهواره رو گاییدی و دستتم از تو شورتت در نمیاری.همین که تا اونجا که خوندم غلط املایی نداشت جای بسی امیدواری داشت


    •   کلاغ_سفید
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • سنم ۲۳ و قدم ۱۷۵ و وزنم ۷۰. چهرمم یکم بیبی فیسه که دخترا و زنا خوششون میاد کم و بیش و همیشه ته ریش میزارم.کیرمم حدودا ۱۵-۱۶ سانته ولی رخه خوبی داره


      تا همینجاش بیشتر نخوندم !
      آخه کوتــوله ی کــــون گلابی !
      175و 70 هم شد قد و وزن واسه یه مــرد که دخترا رو شیفته ی خودت کردی با این هیکلِ مثلن مانکن ات ؟!
      سـگِ پـَـتیـبـِـل در حالتِ اســهال برینه تو مغزت به حـقِ 15 الی 16 تـَـن !
      کاش کاربران بیان اعلام کنن : داستان هایی رو که نویسنده با تعریف از مشخصاتِ ظاهری و ارتفاعِ دودول شروع میکنه نمیخونن ،
      و تحریم کنن اینجور مزخــزفات رو که پیـــرُوِ مکتبِ جقیسم هستند !
      بلکه این معضلِ بزرگِ قیافه ها و کیـــــــرهای آنچنــــــانی حل بشه و دیگه هیچ جفـــی و کــُسویی داستانِ سکسی رو با سایت های دوست یابی اشتباه نگیره !
      نکنه Baby Face بودنت بخـــاطرِ سنِ کم ات هستش ؟!
      نکنه 11 سالته و به همین خاطر Baby Face هستی ؟!
      اگه 11 سالته پس چجوری از الان جقی شدی ؟!
      به حــَـــقِِ چیزهای ندیده و نشنیده !!!
      تهاجــم فرهنگی از طریقِ فضای مجازی و سایبری به این میگنــــــا


    •   mmr2020ir
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • سنم ۲۳ و قدم ۱۷۵ و وزنم ۷۰. چهرمم یکم بیبی فیسه که دخترا و زنا خوششون میاد


      ماجرا برمیگرده به تابستون همین امسال (۹۵) که خوانواده ما قرار شد مثه هرسال برن یک هفته بندر عباس
      .....
      .اولش من پامو کرده بودم تو یه کفش که نمیام چون اون موقع سال اونجا سگ پزون بود و شرجی تازه کلاس رانندگیمم قرار بود شروع بشه و


      ۲۳ ؟؟؟؟
      کلاس رانندگی؟؟؟؟؟؟
      حواله ات به عزیزان سایت وزین شهوانی که شما چند سالته و چه کاره ای


    •   صبا6666
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • کاش میشد پسرها که داستان میگن از هیکل اندازه دستو پاشونو بلندی گوشهاشونو قد اندازه کیر خودشونو پدر بزرگشونو تعریف نکنن فکر کنم بهتر میشد اخه خیلی از خودت تعریف تمجید کردی تونصف داستان فقط از خودت تعریف کردی اگر از طرف مقابل تعریف میکردی داستان بهتر و حشری تر میشدبه نظر من داستان ساختگی بود ولی داستان نویس خوبی هستی اگر از خودت کمتر بگی


    •   fjdonya
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • اره خب دختر خالتم پسر واسش کم بود که واسه تو نقشه کشیده بود تورو تور کنه!!!!اصلا بهت تجاوز کرده اون خودت خبر نداری


    •   homakosoo
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • رریییییددددممممم توووووووو دددااااسسسسستتتااااانننتتتت


    •   vinegarless
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • همون معرفی اولت معلوه جقی ای بیش نیسی
      کیرم 16 سانته ولی رخ خوبی داره{سمت راننده زدگی داره}
      آخه مگه آگهی پرایده؟؟


    •   فيشوري
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • اره جون مادرت همه داستانهادروغه فقط مال توعين حقيقته ديوس


    •   armintak720
    • 2 سال،11 ماه
      • 1

    • کوس مخ وقت کردی خودت تحویل بگیرچه پپسی کولاهایی هم واسه خودش باز میکنه بد بخت عقده ای کون نشور..مخت تو افسایده نه کیرت


    •   zx98
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • کسمخ اصفهونیا دوتا کوپه دربست بگیرن دیگه راشون نمیدن اصفهان.از ارث محرومشون میکنن.رو کیر هم میشینن تو اتوبوس پول اضاف ندن گلابی.گنده گوز نابالغ.ب قول خودتون ک ک خوردی .


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو