سكس با مستر بيگ شات

    1395/10/3

    دوستاش صداش ميكردن مستر بيگ شات ، چون خيلي پرستيژ داشت خيلي بهش ميومد اين لقب ، نه فقط پرستيژ لعنتي ش كه يه جنتلمن واقعي ازش ساخته بود بلكه كير بزرگش كه وقتي كت شلوار ميپوشيد تنها چيزي بود كه ميديدم .. آنقدر تو كفش بودم تا بلاخره تونستم عاشقش كنم خيلي طول كشيد ولي به ديوونه كردنش مي ارزيد..
    ماجرا از روزي روزي شروع شد كه واسه تحويل دادن گزارش كار رفتم دفترش بعد كلي منتظر شدن واسه تموم شدن جلسه ش رفتم تو،عصبي بود پرسيدم جلسه تون چطور بود؟به نظر نمياد از نتيجش راضي باشيد
    از رو صندليش بلند شد و وايساد روبه روي پنجره بيرونو نگاه كرد من هم خيره شدم بهش..به هيكل سكسيش.. ميدونستم شنا ورزش مورد علاقشه وأي اگه ميتونستم يه بار تو استخر وقتي لوشن ماليده رو بدن برنزش ببينمش..
    همينطور كه داشتم خيال بافي ميكردم و نگاهم از رو باسن خوش فرمش ميرفت بالا رسيدم به موهاي حالت دار قهوه ايش كه خيلي هم بلند شده بود هرموقع دستشو ميكرد تو موهاش ميخواستم جيغ بزنم .. اوه شت تصوير خودمو ديدم تو رفلكس شيشه بالاتر رو نگاه كردم..اوه..ماي...گاد داره منو نگاه ميكنه
    وأي زمان از دستم در رفته بود معلوم نيست چند وقت زل زده بودم بهش خودمو جم و جور كردم و گفتم ...
    امم آقاي فروزش اين گزارش كار من كه گفتيد حاضر كنم.سرشو انداخت پايين دستشو گزاشت رو لباش يه لبخندي زِد نگام كرد فكر كنم ٣ هفته پيش گفته بودم درسته ? منم مثل احمقا لبخند گنده زدم و گفتم ١ ماه راستش! بعد هردو خنديديم يهو جدي شد گفت ميدوني خانم نظري واقعا خوشم مياد كه حرفامو جدي نميگيري
    - ولي اينو جدي ميگيرم
    -حالا بده ببينم چه كردي
    برگه هارو بهش دادم و برگشتم كه برم گفت انگار خيلي خوب زير دستاتونو تحت نظر داريد
    برگشتم،گفتم درسته زياد شمارو جدي نميگيرم ولي كارمو چرا،
    ابروشو انداخت بالا
    ولي يه نفر اينجاس كه خيلي تورو جدي گرفته..
    صورتم داغ شد نميدونستم يعني چي اين حرفش منتظر بودم ادامه بده.. سكوت . زل زده بهم .. نميدونم چي بگم از پشت ميز مياد كنار ، همينطور كه مياد طرفم نگاش از رو صورتم ميره رو لب هام .. سينه هام .. پاهام .. مكث ميكنه ، كمتر از نيم متر فاصله داريم يه برگشت سريع ، چشم تو چشم ميشيم..احساس ميكنم بدنم داره اتيش ميگيره ميخوام سرمو بندازم پايين نميتونم انگار قفل شدم رو چشماي ابيش.. دستمو ميگيره ، دست چپش رو ميزاره رو كمرم، چشماشو ميبنده هيچ حرفي نميزنه نفساش ميخوره به لبام ..گرماشو حس ميكنم .. تا اينكه لباشو ميزاره رو لبام .. داغه.. كونمو ميگيره منم دستامو ميارم كنار صورتش با تمام وجود لباشو ميخورم كاملا ميچسبه بهم كيرش رو حس ميكنم لباشو ازلبام جدا ميكنه دارم نفس نفس ميزنم ، به كيرش نگاه ميكنه شق شده انگار شلوارش داره پاره ميشه ناخوداگاه دستم ميره سمت شلوارش كمربندشو باز ميكنم ميگه ميدونستم توام منو ميخواي .. نگاش ميكنم شرارت از چشماش ميباره اصن نميتونم حرف بزنم شلوارشو ميندازم كيرشو در ميارم هوليييي شت كلفت تَر از اون چيزيه كه تصور ميكردم چونمو ميگيره صورتمو مياره بالا لباشو ميزاره رو لبام و هولم ميده سمت ديوار كنار در ، دستشو ميزاره رو دهنم و با دست ديگش در رو قفل ميكنه ..
    ..
    مقنعمو در ميارم موهام پخش ميشه رو صورتم نگام ميكنه حشريترين نگاه.. ميخواد دكمه هاي مانتومو باز كنه انقد عجله داره كه نميتونه خندم ميگيره أعصابش خورد ميشه با حرص نگام ميكنه ميگم جرش بده فرزاد .. مانتوم رو پاره ميكنه با تاپم از تنم درش مياره چشمش ميخوره با تتوي وسط سينه هام سوتينمو از جلو باز ميكنه تا ببينتش زير لُب ميگه شتتت اين چيه ديگه تو تا الان كجا بودّي .. همينطور كه كيرشو گرفتم تو دستم نوك سينه هامو ميخوره ميگم نگام كن .. چشمامو نگاه ميكنه دستش ميره پايين دكمه هاي شلوارمو باز كنه نميزارم .. سينه هامو ول ميكنه سعي ميكنه اروم حرف بزنه -چيكار ميكني
    - برو بشين رو صندليت..
    -چي؟!
    -كاريو كه بهت ميگم بكن
    رفت سمت صندليش وقتي نشست با لبخند نگاش كردم
    زل زده بود به سينه هام دستشو برد تو موهاش .. پيشونيش عرق كرده بود
    قلبم تند تند ميزد دكمه هاي شلوارمو باز كردم اروم شروع به راه رفتن كردم .. زيپمو كشيدم پايين .. داشت ميمرد.. شلوارمو دادم پايين .. پشتمو بهش كردم كشيدمش پايين تا زير كونم ..
    -فاكككك
    دوباره دادم بالا برگشتم طرفش .. نميتونست سرجاش بند شه چشمامو نازك كردم گفت فاطمه.. بس كن .. داري ديوونم ميكني.. با شيطنت گفتم اين همه صبر كردي يخورده ديگه هم روش
    - اون موقع هنوز سينه هاي خوشگلتو نديده بودم كه تونستم صبر كنم
    رسيدم به ميز جلسه خيلي دراز بود و چسبيده بود به ميز خودش شلوارمو در أوردم و رفتم تو ميز ، فقط شرت تنم بود .. كش موهامو باز كردم شروع كردم چاردستوپا رو ميز راه رفتن سينه هام رو هوا تكون ميخورد.. فرزاد داشت جون ميداد..تو چشماش نگاه ميكردم لبامو گاز گرفتم .. اروم اروم ميرفتم طرفش گفت جرت ميدم فاطمه.. تو فقط برس رو ميزم اون كس لعنتيتو جررر ميدمممم ،خنديدم.. ازون خنده هاي معروف حشريم .. وايسادم رو زانو هام بنداي شرتمو از دو طرف باز كردم .. چشماش داشت از جاش در ميومد.. شرتمو درووردم و پرت كردم رو صورتش .. سينه هامو گرفتم رو دستم و سريع رفتم طرفش رو ميزش نشستم هنوز داشت شرتمو بؤ ميكرد .. وقتي منو ديد پاشد وايساد هلم داد كه دراز بكشم رو ميز كرواتشو دروورد دستامو باهاش بست پاهامو ميماليدم به كيرش .. نگاش ميكردم .. كلففففت رگاش زده بود بيرون سينه هامو گرفت فشارشون ميداد گفت منو بازي ميدي وحشي؟ الان نشونت ميدم .. كيرشو كرد تو كسم .. شتتت كسم خيس خيس شده بود شروع كرد تلمبه زدن تند تند تنننددددد داشتم ميمردم از حشرر داد زدمم فرزاد توروخدا دستامو باز كن .. دستشو گذاشت رو دهنم -هيششش ... سرعتشو بيشتر كرد .. يهو درش اورد دستشو گاز گرفتم تا بلخره كشيدش كنار .. از گردنم گرفت از رو ميز اوردم پايين نشستم رو زمين ميخاست بده بخورم .. -اره اره وحشييي بايد بخوريش كير رئيستو بايد بخوري براش.. با ناله گفتم بكنش تو دهنم لعنتي .. كردش داد تو دهنم موهامو با دستاش جم كرد تو دهنم تلمبه ميزد وايساد كلمو با موهام عقب جلو ميكرد رو كيرش داشتم خفه ميشدم ارهه منو منتظر ميزاري؟ فرزادو ميزاري تو كف ؟ بخورشششششششش كيرشو تا نه كرد تو دهنم نگهش داشت همونجا .. نگام كن فاطمه
    ازون پايين وقتي داشتم خفه ميشدم نگاش كردم .. چشماي حشريش .. اروم گرفته بود.. كيرشو دراود اوردتم بالا تا ازم لب بگيره مثل وحشيا لبامو ميخورد انقد محكم كه طعم خون رو حس كردم لباشو ماليد رو چونم تا گردنم شروع كرد به خودنش بلند آاااااااااااه كشيدم .. فرزاددددد...
    -جووون ِ فرزادددد؟
    -سينه هامو بخور
    ولَم كرد رفت خوابيد رو ميز ، فهميدم بايد چيكار كنم نشستم رو كيرش اروم كردمش تو كسم سينه هامم با دستام گرفتم شروع كردم به ماليدنشون اروم رو كيرش بالا پايين ميشدمم دوس داشتم برام اه بكشه ديوونه ي صداش بودم.. فاطمه تند تَر تند تَر ..
    حركتمو تند تَر كردم دستاشو گذاشت رو سينه هاممم ميماليدشون .. اروم گفت بخواب رو ميز ميخوام بخورم برات نفسم..
    لباشو گذاشت رو كسم شروع كرد به مك زدن.. داغ بود .. داشت اتيش ميگرفت تف كرد رو كسم گفتم فرزاد نگام كن وقتي ميخوريش..
    -نگات ميكنم دختر..
    نميدونستم نگاهش از رو شهوته يا عشق اما هرچي بود حس خوبي بهم ميداد.. زبونشو ميكشيد رو كسم و كردش توش ديگه. داشتم ميومدم .. تند تند و بلند اه ميكشيدم ميدونستم از اتاقش صدا بيرون نميره ميخواستم جيغ بزنم -واي فرزاد ميخوام بيامممم
    دهنشو از رو كسم برداشت _بيا فدات شم بايد بپاشي..
    كيرشو كرد تو دوباره شروع كرد به تلمبه زدن -فأك فاك فاككككك فرزاااااااااااااااد اومدمممم بدنم شروع به لرزيدن كرد .. قلبم داشت از جا كنده ميشد زل زِد تو چشمام -دوست دارم فاطمه دوست دارمم لعنتيييي .. كيرشو كشيد بيرون و پاشيد رو سينه هام ..


    نوشته: الوراور

  • 11

  • 3




  • نظرات:
    •   MaHNaZ_Topol.MoPoL
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • از خودت کاش بیشتر میگفتی !


    •   الی.جوون
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • جالب بود


    •   rose.hot
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • اصلا از موضوع خوشم نیومد،یه همکار خانوم که به این آسونی خودشو ول میده...


    •   dodareh
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • زیباوشیوابود


    •   lover_luna
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • چقد شت داشت
      یوخت ایدز نگیری


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو