سكس من و آقای همسايه

1397/08/28

من ٣٢ سال دارم و حدود ٧ سال ازدواج كردم اما از سكس با همسرم هیچوقت راضی نبودم و همیشه دلم میخواست مردهای دیگه رو تجربه كنم …
یه روز سرد زمستون ایستاده بودم برای تاكسی كه آقای همسایه جلوم ترمز زد و تعارف كرد كه منو برسونه حدود ٣ ماه بود كه اومده بودن ساختمون ما و من اكثرا صبح ها میدیدمش كه با یه لبخند بهم سلام میداد ازش خوشم میومد بلاخره اون روز منو رسوند تا نزدیكی محل كارم و شمارمو گرفت و گفت هر وقت دلم خواست منو میرسونه… این شروع صمیمیت ما شد. هر چند وقت بهش پیام میدادم و با هم میرفتیم یه روز ناهار دعوتم كرد و خلاصه خیلی صمیمی شدیم …
همسر من شبها تا دیر وقت محل كار بود و من حسابی فرصت داشتم با محمد وقت بگذرونم یه روز عصر بهش پیام دادم كه میخوام برم خرید میتونه منو برسونه اونم سریع جواب داد ١٠دقیقه دیگه برم سرخیابون … حسابی تیپ زدم و به خودم رسیدم وقتی منو دید بی اختیار دستم و بوسید و گفت مثل ماه شدم كنار یه كوچه تاریك ایستاد و بغلم كرد لبام و بوسید صورتمو با پشت دستش نوازش میكرد و میگفت تو بینهایت زیبایی كاش مال من بود همینطور كه حرفای عاشقانه میزد گردنم و نوازش میكرد و میبوسید حسابی داغ شده بودم و داشتم لذت میبردم حس خیلی خوبی بود كسم خیس خیس بود قلبم تند میزد كم كم دستش و گذاشت و سینه هامو فشار دادآه سكسی كشیدم و مست تر شد واااای دستم و گذاشت روی كیرش كه خیلی گنده بود گفت ببین باهاش چیكار كردی بعد منم یه فشار بهش دادم كه نتیجه ی اون یه لب محكم شد خلاصه منو چرخوند و از پشت بغلم كرد دنده ماشین مزاحم بود اما ارزشش و داشت چون میخواست كسم و دست بزنه وااااااااای خیلی لحظه قشنگی بود كس خیس منو می مالید و منم ناله میكردم ولی سریع ارضا شدم كلی حال كرد كه منو به ارگاسم رسونده بلاخره اون شب تموم شد و من تا صبح كه بهش فكر میكردم چندین بار خودمو ارضا كردم… یه روز نزدیكای عصر بهم زنگ زد و گفت همسر و بچه هاش رفتن شهرستان برم خونه پیشش… خیلی خوشحال شدم یه فرصت ناب بود برا كس دادن چون خیلی دلم میخواست بهش كس بدم باهاش حس خوبی داشتم اون روز زودتر از اداره رفتم خونشون پشت در منتظرم بود بدون معطلی بغلم كرد و وحشیانه منو فشار میداد و میبوسید اصلا نفهمیدم چطوری لخت شدم وسط حال ایستاده بودیم لخت لخت تو بغل هم كیرش و حس میكردم كه میخواست منو جر بده زانو زد جلوم و پاهام بازتر كرد واااااای كسم و لیس میزد كسم كه خیس خیس بود آبش و با لذت میخورد و قربون صدقه ی كسم میرفت سرشو محكم فشار میدادم بلند شد و كیرش و وسط پام گذاشت و چندتا تكون داد و همونجوری عقب عقب رفتیم اتاق خواب منو محكم پرت كرد رو تخت و شروع به خوردن كسم كرد تا ارضا شدم بعد اومد بغلم و منو حسابی بوسید و سینه هامو میخورد و میگفت آرزو داشتم ارضات كنم… بعد گفت پاهاتو بده بالا كیرمو بذارم توش اما من ترسیدم نمی دونم چرا ولی اولش گفتم نه اونم یكم اصرار كرد بعد گفت باشه میذارم لای پات چند تا عقب وجلو كرد و ارضا شد حسابی آب دار بود … خودمونو تمیز كردیم و كنار هم خوابیدیم یه ربع هم نشده بود كه یهو پشیمون شدم كه چرا كسم نذاشت شاید دیگه فرصتش پیش نیاد دستم و رو كیرش گذاشتم سریع بلند شد و گفت دوباره میخوام منم با شهوت و عشوه گفتم محمد منو بكن دلم میخواد بهت كس بدم كه دیگه نفهمیدم چطور شد وسط پاهام دیدمش كه كیرش و فشار داد داخل كسم واااااای دیوانه شده بودم حسابی تلمبه زد گفت میخوام داخلت بریزم گفتم نه ارضا نشو بذار كونم وااااای منو چرخوند و چهار دست و پاشدم تا بحال كون نداده بودم یكم میترسیدم اما نمی تونستم ازش بگذرم خلاصه اول با دستش سوراخ كونم و باز كرد منم كیرشو میخوردم كیر بزرگ و خوشكلی داشت بعد كاندوم گذاشت و آروم كونم و باز كرد و گذاشت با دستش كسم و می مالید و كیر و حسابی داخل كونم فشار میداد تا بلاخره ارضا شد … خیلی لذت بردم خیلی و حسابی حال كردم
بعد از اون روز هر وقت موقعیت داشتیم باهم سكس كردیم اما اون اولی یه چیز دیگه بود

نوشته: مريم


👍 29
👎 22
154259 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

731232
2018-11-19 20:55:52 +0330 +0330

شوهرت دیر وقت میومد یعنی تا بوق سگ جون میکند تا توی حرومزاده تامین باشی شرمنده پدرمادرت که بهش دختر دادن نباشه بعد توی حروم خور با خوابیدن با هر مادر جنده ای که حلو پات ترمز میزد حقشو دادی به خدا که امثال تورو باید زنده زنده سوزوند که اسم خانواده رو به گه کشیدید…


731237
2018-11-19 21:06:21 +0330 +0330

هرزه خانوم لاشی هر جندگی میکنی بکن. فقط به آرمانهای امام عمو کاندومی خیانت نکن.

4 ❤️

731249
2018-11-19 21:31:27 +0330 +0330

كس شعره
مرد ايرانى بخواد با كاندوم بكنه از اول ميكنه يه سرى ها كه تازه وقتى ميخوان از جلو به عقب برن خودشون از دوست پسرشون ميخوان بدون كاندوم بذاره عقب كه هم بيشتر حال كنن هم اب رو داخل باسن مبارك حس كنن
حالا اين بر عكس ميگه
اصلا مگه ميشه مرده وسط سكس بگه وايسا كاندوم بذارم؟
وقتى استارتو زد تخته گاز يه ساعت از هفت مدل ميره
البته اينا از ترس عمو كاندومى مجبورن يه كاندومم يجا بذارن تو داستان والا مياد دهباشون ميتنه???

2 ❤️

731305
2018-11-20 01:59:39 +0330 +0330

داستان ی جقی

0 ❤️

731311
2018-11-20 04:40:23 +0330 +0330

سلام عزیزان
نویسنده این داستان یک مرد اطلاعی از دنیای زنان نداره

1 ❤️

731321
2018-11-20 06:16:43 +0330 +0330

لاشی

0 ❤️

731329
2018-11-20 06:40:34 +0330 +0330

علت دیر اومدن شوهرت اینه که تو کس زن همسایه میزاره منقول

1 ❤️

731349
2018-11-20 09:16:58 +0330 +0330
NA

اون شوهر بدبخت بیچاره تا بوق سگ برای توی جنده کار میکنه جنده خانم .حق که تورو آتیش بزنه لاشی

1 ❤️

731363
2018-11-20 11:15:22 +0330 +0330

ادرس بده بیام همسایتون بشم

0 ❤️

731376
2018-11-20 12:20:16 +0330 +0330

جنده شاخ و دم نداره که این شکلیه مث تو
جنده بچه ها
بچه ها جنده

1 ❤️

731397
2018-11-20 14:34:07 +0330 +0330

کیرم تو کوس مادرت که انقدر داستان های کسشر مینویسی
مگ الکی به این زودی بکنت

0 ❤️

731408
2018-11-20 18:54:25 +0330 +0330

این طرز نوشتن مال مرداس.یخانوم اینطوری نمینویسه

0 ❤️

731460
2018-11-21 01:42:13 +0330 +0330

کاری به توعه حروم لقمه و داستان کثیفت ندارم
ولی اونجا که گفتی "پشیمون شدم " منه کسخل فک کردم از کارت پشیمون شدی ! ولی دیدم نه،حرومزاده تر از این حرفایی

1 ❤️

731492
2018-11-21 11:23:12 +0330 +0330

جنده سیار بودی دیگه نگو نفهمیدیم مگه مریضی؟؟شوهرت چش بود؟؟؟؟این یعنی خیانت جنده خانوم

0 ❤️

733084
2018-11-30 22:55:23 +0330 +0330

بقول شاعر
سکوت میکنم که این سکوت منطقی تره
ای نوک مرغ لنگهورن تو کون دروغگوت اگه تو کونی نباشی

0 ❤️

734447
2018-12-08 05:42:13 +0330 +0330

مرسی مریم.دوست داشتی ندا بده تو خصوصی. مرسی

0 ❤️

737049
2018-12-23 21:50:12 +0330 +0330

فقط میتونم بگم خیلی جنده‌ای که با ی ترمز فوری کص رو پیاده شدی اگه دوتا متلک هم بازت میکرد که جنده‌تر از اینا بودی تمام کیرم تو کصت کون گلابی

0 ❤️

737464
2018-12-26 00:11:50 +0330 +0330

مضخرف بود
اینا داستان نیس
توی داستان خواننده باید همش شوق ب ادامه داستان داشته باشه نه ک زورش بیاد ادامه شو بخونه.نصفه شو بیشتر نخوندم

0 ❤️

739039
2019-01-02 19:22:42 +0330 +0330

تورو باید لای کستو با سیگار سوزوند که اینقدر لاشی هستی
بیچاره شوهرت که فکر میکنه زنش آدم پاک و درستيه

0 ❤️

751541
2019-03-02 05:23:36 +0330 +0330

منم یه همسایه دارم مثل خودته ولی می‌ترسم بکنمش داستانتو خوندم حالا می‌فهمم که اونم کسش می‌خواره واسه کیر

1 ❤️

816935
2021-06-24 21:10:20 +0430 +0430

کوووس ننه دروغگو

0 ❤️