سنگ صبور دختر عموم شدم (۱)

    . . . ناله های شهوانی مریم به اوج رسیده بود و تکانهاش شدیدتر . سهراب هم با صدایی لرزون آهسته تو گوشش زمزمه می کرد : " جووون . . . عسلم . . . داری بهم کس می دی ؟! آره ؟! آخ من فدای تو بشم مریم . . . عزیزم دارم می گامت ! جوووون . . ! حال می کنی ؟! آرهههه ؟! خوشگلم ! من که تو آسمونام. . . جاااان ! کس داغتو دارم می گام ! . . . " مریم دستشو گذاشته بود جلوی دهنش که سر و صداش و جیغهای فروخورده ش ، بقیه رو تو اتاقای بغلی بیدار نکنه ! سهراب متوجه تغییر حالش شده بود و در حالی که دستاشو دور گردنش حلقه کرده بود و محکم تو آغوش می فشردش ، سرعت تلمبه زدناشو بیشتر کرد ؛ دست راستشو برد رو سینه ش و پستونش رو در حالی می مالید که انگشت اشاره ش رو نوک سینه ش و هاله قهوه ای دورشو نوازش می کرد و گاهی با کمک شصتش نوک پستونشو نیشگون می گرفت . لاله گوش مریمو آروم گذاشت تو دهنش و لیس زد ؛ تن عریان مریم مور مور شد و پوستش دون دون شد و قلقلکش گرفت. نفسهاش داشت داغ و حشری تر می شد . گوششو ول کرد و به صورت زیباش زیر نور چراغ خواب خیره شد و همون لحظه مریم که تو اوج شهوت بود با دست راستش شروع کرد به مالیدن چوچوله ش ؛ دست دیگه شو از رو دهنش برداشت و در حالی که گوشه لب پایینشو گاز میگرفت نجوا کرد : " من اومدم عزیزم توام زودتر بیار تا کسی بیدار نشده " ! سهراب داشت از لحظه لحظه ی این نزدیکی لذت می برد و با شنیدن صدای حشری مریم انگار که تازه متوجه لباش شده باشه همونجور که بی وقفه تلمبه میزد شروع به لب گرفتن ریز و آبدارکرد . مریم چشماشو بست ؛ نفس هاش تند تر شد و کل وجودش گرم شد . فکر اینکه تو آغوش سهرابه و داره کیرگرم و کلفت سهراب رو تو بدنش احساس میکنه یهویی داغش کرد و باز به لرزه افتاد . چشماشو باز کرد ؛ به سهراب نگاه کرد که سخت مشغول گاییدنش بود و جفتشون خیس عرق بودن . همونجور که تو اوج لذت داشت می لرزید تند تند گفت : " آه آ آ ه ! لبامو بخور ! لبــــامـــــو بــ...خــووررر... آه ه ه ! " . سهراب از بوسه ریز دست برداشت و لبای گرمشو کرد تو لباش و زبونشو رو لباش می کشید . مریم دستاشو برد پشت سهراب و با کف دست شروع به نوازش پشتش تا نزدیک باسنش کرد . با نوازشش متوجه تغییر حالتش شد که با شدت و ریتم ثابت کیرشو تا ته میزد تو کسش که باعث می شد خایه ش که از گرما آویزون شده بودن بخوره به سوراخ کونش و با صدای این برخورد شهوتش چند برابر بالاتر رفت و نفس هاش عمیق و تندتر شدن . چشماشو که باز کرد باهم چشم تو چشم شدن ؛ باز دستشو برد رو کس ش . دستشو به ترشح کس ش کشید و برد رو چوچوله ش ؛ همون زمان که سهراب داشت ارضا می شد اونم باز با نوازش کس ش همراه پسر عموش به اورگاسم رسید . قطرات عرق مثل نم نم بارون از سر و بدن سهراب رو بدن عریانش می ریخت . سهراب آخرین نفس سرشار از هیجانش رو کشدار کرد و حرکات غیر ارادی خودشو که از لذت تخلیه شیره ی جونش بود کنترل کرد و چند لحظه ثابت موند و بعد آروم کیرشو قبل اینکه تو کس دختر عموش بخوابه کشید بیرون . کاندوم رو از رو کیرش درآورد و سرشو گره زد و انداخت تو سطل کنارش . همونجور که رو مریم خیمه زده بود نیم خیز شد ؛ دست دراز کرد و چند تا دستمال کاغذی تند تند با هم برداشت ؛ یه کم سر و صدا از جعبه دستمال و در آوردنش ایجاد شد که سهرابو به خنده انداخت . یه چشمک به مریم که هنوز جلو روش ولو بود زد و چند تا دستمال بهش داد که قدری خودشو خشک کنه و خودشم چربی روغن کاندوم رو با یه دستمال از دستاش و کیر نیم پنچرش ! پاک کرد و با دستمالایی که از مریم گرفت انداخت تو سطل زباله . دوباره نیم خیز شد و اینبار پاکت سیگار و فندک رو برداشت ؛ یه نخ درآورد . مریم بالشت رو از کمرش کشید زیر سرش ؛ دستشو به طرف پسر عموش دراز کرد : " یه نخم واسه من آتیش کن " سهراب سیگار روشنو برد به طرف لبش اونم لبشو غنچه کرد و چشماشو بست ؛ سهراب خم شد و به جای دادن سیگار گوشه ی لبشو بوس کرد که باعث شد یه مشت آروم به پهلوش بخوره . با خنده سیگارو داد بهش و خودش یه نخ دیگه روشن کرد و کنارش رو زمین ولو شد . صدای تیک تیک ساعت دیواری با سکوت اونا دوباره شنیده شد : " اوه اوه ساعت چهار و رُبه ! زود تموم کن سیگارتو برگرد سرجات تا مامان و بابات واسه نماز بیدار نشدن . . !


    ادامه...


    نوشته: آدامو

  • 20

  • 4




  • نظرات:
    •   _deniz_
    • 4 ماه
      • 0

    • هیجان انگیز بود دوس داشتم ممنون.


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 4 ماه
      • 0

    • این داستان سروته نداشت از اخر به اول بود


    •   shahx-1
    • 4 ماه
      • 9

    • پس سنگ صبور کسی شدن یعنی طرفو از کون کردن!! من خنگو بگو تاحالا فکر میکردم باید پای درددلشون بشینی!! (biggrin)


    •   ehsan balae
    • 4 ماه
      • 0

    • کجاش سنگ صبور بود توکه همش گاییدی


    •   happysex
    • 4 ماه
      • 1

    • احتمالا این داستان سکس سهراب سپهری و مریم حیدرزاده نیست ؟؟؟؟


    •   Sepidarsal
    • 4 ماه
      • 1

    • برو خره جندتو بکن دری وری تحویل دیگرون نده


    •   darya54
    • 4 ماه
      • 0

    • خوب توصیف لحظات سکسی قشنگ بود ،اما محتوای داستان به عنوانش نمیخورد.حداقل یه مقدمه و پیش زمینه ذهنی از ادمهای قصه باید به خواننده ی بینوای از همه جا بیخبر که بهت زده داره میخونه ،بدین.
      ما همینجور دور ازجون بقیه خودمو میگم عین مشنگا انگار صفحه نتو واز کردیم یهو یه فیلم پورن برامون بی مقدمه باز شده ما هم بیخبر از همه جا فقط محو صحنه هاشیم.
      وقتی میگن داستان یعنی باید فیلمنامه داشته باشه نه صرفا یه کلیپ سکسی.
      شما که در توصیف صحنه ها اینقدر استادین ،حتما توانایی نویسندگی بقیه داستان رو هم داشتین.
      موفق باشید


    •   kokarostam
    • 4 ماه
      • 0

    • سنگ صبور


      خایه‌هاش از گرما آویزون شده بود؟ تخماش آهنی بود؟
      در گرماگرم گاییدن وقتی دخترعمه‌زا ارضاء شد دوباره با چوچول خودش بازی کرد؟ میشه؟ داریم؟
      خدا نکنه کسی گرفتاری داشته باشه و بیاد دردشو به سهراب‌خان بگه، کونش پاره‌س.


      درد دل کردم شبی راحت شدم
      گفت که من هم، مرهم جانت شدم
      گفتمش اینک بکن یک چاره‌ای
      گفت دمر شو، طالب چاکت شدم


      ها کوکا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو