سهیل و تکرار خاطرات شمال

1399/09/07

داستان ها برای خواندن ولذت بردن هستند ، شاید خاطره نباشند اما کم و بیش از خاطرات شکل می گیرند . مهم اینه که شما لذت ببرید!
اسمم سهیل ه ، 24 سالمه ، چند باری با یکی از بچه محل هام و یک بار هم با دوستش که چند سالی ازم بزرگتر بود سکس داشتم ، تا اینکه با کسی تو شمال آشنا شدم ، ما هر از گاهی که می خوایم بریم شمال می ریم مجتمع تفریحی که محل کار بابام می ده .سمت ساری هستش . جای بزرگیه و کلی خانواده میان اونجا . سال 96 که رفته بودیم . با یه مردی به نام مجتبی آشنا شدم . حدود 38/9 سالش بود ، توی ساحل مسئول جت اسکی ها بود و دو نفر دیگه براش کار می کردند . خودش هم گاهی می نشست اونجا و گاهی هم تو محوطه رفت و آمد داشت . قد بلند و هیکل ورزشکاری داشت . پوست اش برنزه بود و یه شلوارک بلند و یه پیرهن آستین کوتاه همیشه می پوشید . اون سال با هم آشنا شدیم و کمی حرف و غروب قبل از روزی که قرار بود برگردیم مکان جور شد و توی یکی از سوئیت های اونجا سکس کردیم . هیکل اش با اون بازوها و بدن ورزیده اش و پوست تیره اش وقتی منو می کرد دیونه کننده بود . بهترین تجربه کون دادن من بود . جور نشد که شماره ردوبدل کنیم و برگشتیم . سال بعد که می خواستیم بریم ، بی صبرانه منتظر بودم دوباره اوکی بشه و سکس کنیم ،اما وقتی رفتم اونجا دیدم اونجا نیست . از یکی دو نفر که جاش اومده بودن پرسیدم ولی نمی شناختن . تا اینکه یکی از کسایی که توی اون مجتمع کار می کرد ، می شناختش و شماره اش رو بهم داد .
رنگ زدم بهش ، برداشت و صحبت کردیم ، کلی خوشحال شد که پرس و جو کردم . بهم گفت : سهیل ، خیلی پشیمون شدم که شماره ات رو نگرفتم . خلاصه کمی صحبت کردیم و احوالپرسی . یه جای دیگه کار می کرد . ازم پرسید : سهیل ، اوکی کنم میای ؟ گفتم : آره . گفت : پس بهت خبر می دم . روز اول گذشت و شب کلی برام عکس کیرش و بدن اش رو فرستاد و حرف زدیم ، من پوست روشنی دارم ، قیافه ام معمولی اما بدنم خوبه ، قدم حدود 170 ه و به نسبت وزنم توپر هستم . فردا نزدیک غروب بود که زنگ زد و بهم گفت ، یه مکان جور کرده و قرار شد تا یه جایی من برم و اون بیاد دنبالم . یه جایی اوایل جاده دولتی بود . با ماشین منتظر من بود . سوار شدم و کلی احوالپرسی و تا برسیم دم در مجتمعی که قرار بود بریم داخل اش . دستاش رو روی پاهام می مالید . داخل شدیم و رفت انتهای چند ردیف سوئیتی که اونجا بود . سوئیت ها و خونه ها از هم فاصله داشتند و دورشون محوطه چمن کاری شده بود . مجتبی مسئول یک ردیف بود که کارهای برق و تاسیسات اش رو انجام می داد . رسیدیم جلوی خونه مورد نظر . خونه ها یه طبقه بودند یه شیرونی بالا داشت که یه اتاق بود . داخل که شدیم . مجتبی شروع کرد پرده ها رو کشیدن و همه جا رو چک کردن . در رو قفل کرد و بهم گفت آماده شو . رفتم سرویس و خودم رو اماده کردم . اومد بیرون ، شلوار و شورتم رو درآورده بودم بیرون . شورتم رو پوشیدم و صداش کردم . گفت بیا بالا . از چند تا پله که رفتم بالا دیدم اتاق خوابه که یه کم سقف اش کوتاه . دو تا تخت یک نفره ساده بود که مجتبی کنار هم گذاشته بود و مشغول پتو و ملافه انداخت روش بود .
اتاق باهالی بود ، یه پنجره خیلی کوچیک داشت که مشرف به ساحل بود و صدای دریا هم می اومد . منو که دید دستم رو گرفت و سمت خودش کشید پیرهن اش رو درآورد و شروع کرد لبهام رو خوردن و دستش رو کرد داخل شورتم و کونم رو می مالید . تیشرتم رو درآورد و نوک سینه هام رو با انگشتاش می مالید و می کشید و گاهی می مکید . هر دو وسط اتاق ایستاده بودیم و مجتبی منو به خودش چسبونده بود . منم بدن ورزیده و برنزه اش رو بغل کرده بودم و می مالیدم . کیرش نیمه شق بود و با دستم از روی شلوارش می مالیدم . مکث کرد و کمی عقب رفت و بهم گفت : دلش واست تنگ شده و کیرش رو از روی شلوار گرفت . جلوش زانو زدم . شلوارش رو کشیدم پایین و یه مایو مشکی تنش بود . مایوش رو هم درآوردم و کیرش رو که نیمه شق بود رو کشیدم بیرون . دیونه کیرش بود . یه کم مالیدم به صورتم و بعد سر کیرش رو یه کم داخل دهنم نگه داشتم و بعد شروع کردم به لیسیدن کل کیرش . اول سرش رو بعد کل اش رو … مجتبی دستاش رو روی شونه ام گذاشته بود و من داشتم حسابی از کیرش لذت می بردم . کم کم داشت شق می شد . دوست داشتم مجتبی خودش هم دهنم رو بگاد . کیرش رو کردم داخلم دهنم و دستش رو گذاشتم پشت سرم و بهش نگاه می کردم ، شروع کرد داخل دهنم عقب و جلو کردن . دستام رو گذاشته بودم روی رونهای عضلانی اش و مجتبی هم عقب و جلو می کرد و گاهی آروم آروم تا حلقم می برد و کمی نگه می داشت و می کشید بیرون . کیرش شق شده بود . مکث کرد و من شروع کردم زبونم رو زیر کیرش می کشیدم و در حالی که کیرش داخل دهنم بود با زبونم زیر کیرش و با لبم روی کیرش رو فشار می دادم و براش اینجوری ساک می زدم . زبونم که روی رگهای برجسته کیرش می رفت حال می کرد .
کیرش رو از دهنم درآورد و کمی به صورتم مالید و کمی بلندم کرد و سر کیرش رو روی سینه ام و نوک سینه هام می مالید . بلندم کرد و روی تخت رفتم . سرم رو به روی پنجره کوچیک بود که با یه پرده نازک پوشیده بود . داگی شدم و مجتبی شروع کرد اول کمی کونم رو خوردن و بعد با انگشت و آب دهنش سوراخم رو انگشت کردن . کمی سرم رو به پایین خم کردم و کمی پرده رو کنار زدم که بیرون رو ببینم . آدمها اون دور داشتن شنا می کردم و مردا و پسرای لخت رو که می دیدم برام باهال بود . مجتبی از کیف کوچیکی که همراهش آورده بود یه کم روغن که داخل یه شیشه کوچک بود روی انگشتاش ریخت و شروع کرد به باز کردن سوراخم . همینجوری که سوراخم رو باز می کرد ازم پرسید : تا کی شمال هستید ؟ گفتم چهار روز دیگه هستیم . گفت : خوبه . پرسیدم چظور ؟ گفت : از فرصت استفاده کنیم . خندید و منم گفتم : هر چند بار خواستی من میام . مجتبی آدم خوبی بود و قابل اعتماد . و من از دادن بهش لذت می بردم .
بازم که کرد . چند باری با انگشت شست داخل کرد و بعد گفت : دیگه آماده است سهیل جون ، امروز این کون خوشگل ات رو باید حسابی بگام . بعد کمرم رو فشار داد که روی شکم بخوابم . روی پاهام نشست و یه کم با کونم بازی کرد و سوراخم رو مالید و همونجوری که روی پاهام نشسته بود ، یه کاندوم برداشت و روی کیرش کشید . اول کامل روم خوابید و یه کم گردنم و صورتم رو بوسید و گفت : خیلی کار خوبی کردی زنگ زدی و پیدام کردی . خندیدم و گفتم : حیف این کیره آخه گم اش کنم . منو بوسید و روی پاهام نشست و سر کیرش رو گذاشت روی سوراخم . بدنم داغ بود و کمی هم هوا دم داشت . کیرش رو فشار داد و کمی داخل شد . بیشتر روم خم شد و دوباره فشار داد ، کیرش تا نصفه بیشتر داخل شد . کمی درد داشت اما حس کردن کیر مجتبی داخلم حشری ام می کرد . کمی کیرش رو نگه داشت و روم نیم خیز بود و بعد دیگه فشار و کیرش تا انتها داخل شد . درد داشتم . مجتبی محکم بغلم کرده بود و من سعی می کردم با ناله کردنم و حشری که دارم تحمل کنم . اما لذت می بردم و این درد و تحت تسلط بدن یه مرد بودن رو دوست داشتم .
روم خوابیده بود و کیرش داخلم بود و هر دو بیرون رو نگاه می کردیم . بهم گفت : کاش می شد لب ساحل بکنمت . واقعا راست می گفت . فانتزی باهالی بود . شروع کرد کمی کیرش رو عقب و جلو کردن و بعد از چند بار تلمبه ها رو برای گاییدن من شروع کرد . بازوهای ورزیده اش که منو گرفته بودن رو دوست داشتم . کمی که منو گایید . کمی به بغل چرخید و یه پام رو خم کرد به سمت بالا و با دستش زیر رونم رو گرفته بود و منم پام رو باز کرده بودم و مجتبی گاییدن من رو ادامه می داد . رون لخت و سفید من تو دستای بزرگ و تیره اش خیلی باهال بود . پام رو حسابی به سمت خودش می کشید و بازم می کرد تا کیرش بیشتر داخل بشه . کشاله هام درد می اومد . خسته شده بود . پام رو رها کرد . جای انگشتاش و دستش رو رون سفیدم قرمز مونده بود .
کیرش رو از داخلم کشید ، منو به شکم دوباره خوابوند رو روی پاهام نشست و یه کم روغن برداشت و لپای کونم و کمی از رونهام رو با روغن مالید . کونم رو می مالید و گاهی سیلی می زد ، بهم گفت : حالا شد . یه بار باید کل بدنت رو اینجوری کنم و بکنمت . گفتم الان خب انجام بده . گفت اینجا نمیشه . روغن هم ندارم اونقدر . همینه . کمی که کونم رو مالید و حسابی باهاش بازی کرد
منو به پشت چرخوند و اومد روم و یه کم ازم لب گرفت و کمی کیرش رو با دستش مالید و بعد یه کم رفتیم کتار تخت که وسط نباشیم . پاهام رو از هم باز کرد و کمی کمرم رو بالا دادم . یه بالش گذاشت زیر کمرم و کمی با انگشت شستش سوراخم و مالید و بعد کیرش رو داخل کرد و پاهام رو به تنش تکیه داد و شروع کرد به تلمبه زدن . چند باری که کیرش رو تا انتها داخلم کرد و تا لبه کلاهک کیرش بیرون کشید پاهام رو بازتر کرد و بالش رو از زیر کشید و کیرش رو فشار می داد و خودش خم می شد که بغلم کنه . پاهام رو جابجا کردم که زیرش راحت برم . دستاش رو برد پشتم و من هم بغل اش کردم . شروع کرد به لب گرفتن و زبونش رو داخل دهنم کردن و همزمان تلمبه های عمیق و آروم داخل کونم زدن . کمی که اینجوری منو گایید . داغ داغ بودم . کمی عقب رفت و شروع کرد به خوردن سینه هام . دستم رو پشت سرش گرفته بودم و دوست داشتم کیرش رو عمیق تر داخلم بکنه . با آه و ناله گفتم : کیرت رو می خوام . بیشتر می خوام . محکم بزن . مجتبی شروع کرد به خوردن سینه هام و با لبها و دندوناش نوک سینه هام رو گرفته بود و می خورد و تلمبه هاش رو سریعتر و عمیقتر کرده بود و کیرش که می رسید به انتها محکم ضربه می زد داخلم و منم بدنش رو گرفته بودم که زیاد عقب نرم . درد داشتم و بدنم داغ داغ بود و مجتبی هم به لب گرفتن و خوردن لبهام و سینه هام ادامه می داد و کیرش حسابی داشت منو می گایید . خسته شده بود . از روم بلند شد و بهم نگاه کرد و چند بار کیرش رو داخلم عقب جلو کرد و ضربه زد و کیرش رو کشید بیرون .
سوراخم حسابی خالی شده بود و می سوخت ، کمی انگشتام رو خیس کردم و سوراخم رو کمی مالیدم و آروم تر شد . مجتبی لب تخت نشست و گفت : وقت سواری کردن سهیل جون . از روی تخت اومد پایین و جلوش ایستادم . بهش گفتم کدوم وری بشینم ؟ گفت هر جوری که دوست داری کونی جون من . همونجوری رو برو نشستم روی کیرش و پاهام دوطرف پاهاش بود و کیرش بیشتر فشار می داد . دستام رو روی زانوش گرفتم و کمی خودم رو بلند کردم و شروع کردم روی کیرش بالا و پایین شدن . دستاش رو برد روی کون و کمرم و کمی خودش هم شروع کرد تلمبه زدن و منم دستام رو گرفتم به شونه هاش . کمی که تو اون حالت گاییده شدم ، بغل اش کردم و مجتبی هم منو بغل کرد و کمی خم شد به عقب و کیرش رو شروع کرد داخلم تلمبه زدن .کمی جابجا شد تا به بالای تخت تکیه بده و همونجوری که منو می کرد ،
گاهی مکث می کرد ، لای کونم رو محکم با دستاش باز می کرد و کیرش رو فشار می داد . چند بار اینکار رو کرد . دردش واقعا لذت بخش بود . اه و ناله مجتبی هم درومده بود . یک بار که لای کونم رو باز کرد . یکی از انگشتاش رو بالای کیرش فشار داد و کمی داخل شد . درد داشت ولی خیلی حال می داد . جوری که ارضا شدم و آبم بین بدن خود و بدن مجتبی ریخته شد . مجتبی حشری تر شد با این صحنه ، آخرای حسم بود . محکم منو بغل کرد و تلمبه های سریع و عمیث تری می زد . یه دفعه به پشت روی تخت دراز کشید و همونجوری که بغل اش بودم ارضا شد . پاهام به عقب خم بود و روی کیرش نشسته بودم و سینه به سینه اش بودم . خواستم بلند شم . اما مجتبی منو به سمت خودش کشید و کمی کیرش رو داخلم نگه داشت و بعد کشید بیرون . پاها رو دراز کردم و از روی مجتبی بلند شدم . مجتبی همونجوری بی جون خودش رو روی تخت جابجا کرد و منو سمت خودش کشید و بغل کرد .
لخت و گاییده شده تو بغل اش بودم ، هر دو عرق کرده بودیم . کمی تو اون حالت بودیم به مجتبی گفتم بریم دوش بگیریم . خندید و گفت دوش چرا ؟ گفتم پس چی ؟ گفت بدنت رو پاک کن بریم ساحل کمی شنا .گفتم شورت عادی دارم فقط . مهم نیست . تو آبیم دیگه . اول شکم مجتبی رو تمیز کردم و بعد خودم رو . رفتیم بیرون . یه چی خوردیم و رفتیم لب ساحل شنا . حس اینکه بیرون بودیم و کنارش بودم و اون تا یک ساعت پیش داشت منو می کرد و من رو گاییده بود حشری ام می کرد .
مجتبی من رو رسوند و قرار شد روز آخر که پنج شنبه بود یه جا جور کنه و دوباره منو بکنه .

نوشته: mehrdad94y


👍 8
👎 1
12301 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

787022
2021-01-18 03:31:21 +0330 +0330

خاطره هستش دیگه،،،،،،
حالا هر کی خواست با هم بریم خاطره بسازیم بیاد بریم،،،
خصوصی میبینیمتون

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom