سه تا جنده خونه

    باسلام.من میلاد هستم و میخوام خاطرات واقعی خودم رو بنویسم.
    من از تابستون پارسال که 22سالم بود سکس رو شروع کردم تادلتون بخواد فیلم سکسای زیادی رو دیده بودم ولی نمیدونستم هیچکدوم ازین سکسا به اندازه واقعیش دلچسب و لذتپذیر نیست.من یه رفیق داشتم به اسم کاظم که همیشه فیلم سوپر ردوبدل میکردیم حتی خیلی از بچه های دیگه منو به اسم فیلم سوپر میشناختند وازمن میومدند فیلم میگرفتند.کاظم نامرد(یه سال ازم بزرگتره)چندین سال پیش سکسو شروع کرده بود ولی به من وعده های سر خرمن میداد که یه روز با هم بریم کس بکنیم سرتونو درد نیارمتابستون پارسال که کارگری میکردم یکی از همکارام به اسم پارسا راننده تراکتور بود که چند ادرس داشت من ادرسو ازش گرفتم منم خیلی میترسیدم چون بار اولم بود و از ابرو و مامورها ترس داشتم.
    خلاصه ادرسو گرفتمو رفتم یه جایی و از کیوسک تلفن کردم خانم ت جواب داد منم با هزار التماس که کسی همرام نیست و از طرف کی اومدم و اونم قبول نمیکردرفتم سر قرار و کنار ایستگاه اتوبوس وایسادم که قراربود یه دختر 21ساله به اسم منیژه بیاد ولی نیومد من زنگ زدم و چون تجربه اینجور بازیا رو نداشتم سوتی دادم و اون از ترس اینکه من مامور باشم گوشی رو قطع کرد و دیگه جواب نداد به دوستم گفتم دمت گرم خوب واسه ما جورش کردی. بعد رفتم سراغ دوست جون جونیم کاظم و یه روز مرخصی گرفتمو رفتم سر قرار که با چندتای دیگه جمع بشیم و بعد بریم نامرد دوتا از دوستاشم اورده بوداول یه قرص ترامادول بهم دادند یکی دیگم به اصرار خودم خوردم اونا زنگ زدن و قرار گذاشتندتا یه ساعت بعدش دوتامون با موتورسیکلت رفتیم واونام با تاکسی اومدن بخاطر اینکار خدا یه زنبوررو فرستاد تا دماغ منو نیش بزنه.سر قرار یه پراید اومدچارتامون سوار شدیم و رفتیم داخل مجتمع مسکونی وقتی رسیدیم دم یکی از اپارتمانا ازمون نفری 25تومان گرفت که من جای کاظم هم پول دادم و هنوزم گیرم نیومده رفتیم داخل اتاق و باورم نمیشد مثل فیلمایی که دیده بودم سه تا دختر نیمه لخت بودن و ضربان قلب منم بالا میرفت خوب بار اولم بود و مثل اونا کس کرده نبودم دوتا قرص و که خورددم بدجور سرم گیج میرفت یکی از دوستان نامردمون اول با یه دختر بداخلاق رفت داخل قرمساغ اینقدر فرو میکرد که دختره داد و هوارشو برد بالا اون که اومد بیرون چون دیدن من حالم خوب نیست و میخوام تابلو بازی در بیارم من رفتم داخل وازم پرسید کدومشو میخوای من یه دختر لاغرو گفتم ولی به اشتباه یه چاقشوفرستاد که گفتم اینم خوبه همین که لخت شد من مثل ندده ها از پشت گرفتمشو دست به سینه هاش زدم مثل اینکه عجله داشت کاندومو کشید رو کیرم و خوابید منم میخواستم بوسش کنم و لبشو بگیرم میگفت زودباش بکن توش رفتم سراغ سینه هاش چه سینه های گنده ای داشت من مست مست شده بودم خیلی پستوناش خوشمزه بودن بعد رفتم کسشو بخورم نذاشت ژل زده بود به کسش یه راست کیرمو هدایت کردم تو کسش اولش نمیرفت جا تا خودش به زور کرد داخل بار اولم بود دیگه. اصلا فکر کس کردن نمیکردم تا زود ابم نیاد همینطور که میکردم خم شدم و سینه هاشو خوردم خیلی حال میداد ازش پرسیدم اسمش چیه اونم با حس رمانتیک گفت غزل محکمتر کردمش داد وبیداد میکرد منم از جیغش خوشم میومد و بیشتر تلمبه میزدم باور کنید ابم اومد و بخاطر منگی و سرگیجه حالیم نشد یه لحظه به رونای چاقش نیگا کردم و حشرم بیشتر زد بالا و بیشتر میکردم هی میگفت بکن توش و قربون صدقه ش میرفتم تااینکه ابم اومد ولی بازم سیر نشده بودم خلاصه بعد از 15دقیقه بازم ابم اومد و اون فهمید دیگه نذاشت بکنم توش.من مثل برده ها ازش التماس میکردم یه بار کوچیک دیگه توروخدا همین یه بار صدای جاکیشش زد و گفت ببین ابش اومده بازم میخواد بکنه اونم با عصبانیت گفت تو که وضعت خوبه(بخاطر عینک دودیم)بازم بشمار پول بده تا من بیخیال شدم لباسامو پوشیدم دوستم کاظم اومد و گفت این کسخول بازیا چیه اینجا قانون داره و ازین حرفا تا من رفتم بیرون اونم با هزار مخفی کاری پشت سر منم کاظم رفت داخل دم در مجتمع دوست کاظم منتظر بود گفت میلاد با اینکه اولین بارت بود چقدر طولش دادی بهت چسبید یا نه؟من با 500تومان باقیمانده پولم رفتم خونه تا اخر شب همینجور سرم گیج میرفت اولاش پشیمون بودم ولی بعد افتخار میکردم.
    تابستون امسالم که خیلی تو کف بودم دوتا شماره ازش گرفتم اسمش ارمان بودتلفنی قرار گذاشتیم خیلی محتاطانهرفتم سر یه خیابونو بهم علامت داد داخل ماشین نشستم سه تا تو کفی دیگه هم بودن چون جمعه بود شلوغ بود تا یه ساعت بعد اسپری زدم و رفتمداخل یه خونه تو کوچه بنبست اوه اوه اینقده شلوغ بود که نگو.28 دادم و رفتم داخل بازم ازین چاقاش نصیب ما شد دختره خوابید و گفت بیا بغلم جوجولوی من خندم گرفت و پستواشو مکیدم شلپ شلپ میکردم و میخوردم مثل وحشیا. کردم تو کسش نه با حس عاشقانه ای که من داشتم و نه با اهنگای شاد سوسولی که اون گذاشته بود با موبایلش رون پاشو خوردم محکم محکم میکردم خیلی جیغ میزد میگفت پرده مو تازه عمل کردم اگه خون اومد وای بحالت باید خرجمو بدی.یواشتر کردم و پستوناش میخوردم گفت زودباش محکم بکن ابت بیاد شلوغه همینطور در میزنن چی شد نیومدینا؟ گفتم حالا یواش بکنم یا محکم.یه ربع ساعتی گذشت ابم نیومد اونم زور میزد که بلند شه خسته ی خسته شدم کمرم زیاد درد گرفته بود تا ولش کردم و ناکام از خونه زدم بیرون دیگه واسم سکس عادی شده بود و به تابلوبازیای بار اولم میخندیدم.
    دوماه بعد این قضیه دوباره بهش زنگ زدم و این بار جاشو عوض کرده بود . رفتم سر یه خیابون کنار پل تا دیدمش دوتای دیگه هم باهام بودن سه تایی رفتیم تو درو یه مرد باز کرد اینبار دخترای قشنگی بودن سه تا پهلو هم نشسه بودن که یه لاغرو سبزه شو انتخاب کردم رفتیم داخل اتاق درکل یه خونه درویشی بود دختره یه قلیون چاق کرد و برد بده به همکاراش بعدش اومد داخل.منو خوابوند رو زمین خیال کردم میخواد خودش بکنه ولی نه کاندومو کشیذ رو کیرم. اومدم ازش لب بگیرم خوشش نمیومد تا گفت فقط یه کوچولو با حس تمام و رمانتیک رفتم بغلش پستوناشو خوردم خیلی کوچیک بود تو همه دهنم جا میشد همینطور یواش یواش میکردم اینبار وقت نکردم اسپری بزنم خلاصه میکردم و سینه هاشو دیوونه وار میخوردم هی میگفت بوگند میدی اخه من موهای بدنم خیلی زیاده تااینکه حشرش زد رو صددرجه و سرمو محکم وحشیانه برد به طرف پسوناش میگفت بخووووور محکم عزیزم داشتم خفه میشدم عینکمو دراوردم تا نشکنه اینقدر پستوناشو مک زدم تا خسته شدم سرمو برد سمت اون پستونش خیلی سرمو فشار میداد گردنم داشت میشکست خیلی رو پستوناش حساس بود ابم اومد بازم میکردم تا بزور سرمو اوردم بالا کارمون فینیش شد.یه بوس ازم کردو تشکر کرد موقع رفتن دستمو گرفت مثل اینکه دلش میخواست تا صبح فردا بهش حال بدم این یکی سکسم یعنی سومی یکی از قشنگترین سکسام و لحظات زندگیم بود بر عکس سکس اولیم که پشیمون بودم.الان هم خیلی تو کفم و شماره حاج اقا رو ندارم دوستم کاظم هم که به حساب خودش توبه کرده.
    خداحافظ.


    نوشته:‌ میلاد

  • 5

  • 1




  • نظرات:
    •   ساینا جون4
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • داستان مسخره ای بود هیچ خوشم نیومد >:P >:P >:P


    •   ah-oh
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • نمیخوام فحش بدم....دست به قلمت خوبه اما داستان پردازیت ضعیفه حتی اگه این قضیه که تعریف کردی واقعی بود باید یکم طولش میدادی و میپرداختی به جزئیات همه داستان رفت برای اینکه چطور کس جور کردی،یکمم در باره خود سکس مینوشتی


    •   ah-oh
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • نمیخوام فحش بدم....دست به قلمت خوبه اما داستان پردازیت ضعیفه حتی اگه این قضیه که تعریف کردی واقعی بود باید یکم طولش میدادی و میپرداختی به جزئیات همه داستان رفت برای اینکه چطور کس جور کردی،یکمم در باره خود سکس مینوشتی


    •   kir_shagh_shodeh
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • kos maghze dada kos maghz x-(


    •   kir_shagh_shodeh
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • kos maghze dada kos maghz x-(


    •   majid969
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • شماره ها رو بزار تا بچه های شهوانی هم فیضی ببرند!!


    •   مرد قوی
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • =D> خوب بود


    •   Ssurena
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • خیلی خیلی خوب چرت و پرت تلاوت کردی,همون کارگریتو ادامه بدی خیلی بهتره


    •   solakh open kon
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • kos maghze kos mikh t ota hala ghol midam jagh ham nazadi


    •   hediye
    • 7 سال،2 ماه
      • 1

    • عینکت ری بن بود؟ با عینک میری دیگه؟ دمپایی ابری هم پات بود؟ خوب دیگه اشکال نداره پس لاف بزن راحت باش


    •   reza kosdust
    • 7 سال،2 ماه
      • None

    • تو شهر شما هرکی عینک بزنه بقیه فکر میکنن مایه داره؟
      موقع سکس عینکتو در بیار پسر جون...ما میدونیم مایه داری...


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو