سه نفره با باجناق

    سلام
    بعداز چند تا داستان که برای شهوانی نوشتم این داستان رو که کاملاً براساس واقعیت رو براتون ارسال میکنم.
    بعداز ازدواجم متوجه سرد مزاجی خانمم شدم و راه های مختلفی رو برای اینکه بتونم مشکلم رو حل کنم امتحان کردم اما نشد. تا اینکه این ماجرا یه راه حل بد رو جلوی راهم گذاشت.
    با باجناقم تو حدود سه چهار سال پیش خیلی رابطه خوبی داشتیم، هرروز قلیون و صحبت کردم درباره سکس کردن با فامیلای خانوم هامون و گی سکس با برادر خانومی که من دلم نمیومد بکنمش ولی اون میکردش. کار هرروز ما شده بود.
    تا اینکه یک روز تو عروسی یکی از بستگان که هردو مون مست کرده بودیم رفتیم بیرون سالن و شروع به قدم زدن کردیم. تا اینکه میلاد(باجناقم) شروع کرد به یک اعتراف اون هم گاییدن زن همسایه از کون بود. ازش تعریف می‌کرد که مدرک مربیگری پیلاتس داره و تو یه باشگاه مربیگری میکنه. و اندامش خیلی خوبه ولی سنش داره میره بالا و با اینکه دوتا پسر داره ولی باز با شوهرش به دلیل خیانت مشکل داره و طلاق عاطفی گرفتن. من هم به شوخی بهش گفتم بیار بکنیم دیگه! میلاد هم خیلی جدی گفت باهاش صحبت می کنم ببینم دوس داره دو نفری بکنیمش یا نه.
    میلاد خودش پسر فوق‌العاده حشری ولی مشکل زودانزالی داره واسه همین زود به زود سکس میکنه. چند روز بعد دیدم گوشیم زنگ خورد که با ماشین بیا دنبالم بریم جایی. منم فکر می کردم که بازم یه قلیون سرای جدید پیدا کرده و می خواد بریم اونجا. نزدیک غروب بود و اون شب ما خونه مادر خانوم دعوت بودیم و خانوم ها مون زودتر رفته بودن کمک مادرشون.
    رفتم دنبال میلاد و سوارش کردم، راه افتادیم و نزدیک یه میدون زدم کنار گفت صبر کن من که هنوز دوزاریم نیوفتاده بود پرسیدم خبریه؟ گفت مگه نگفتی بیار بکنیمش پنج دقیقه صبر کنی میاد.
    واقعا بعداز چند دقیقه یه خانوم چهل ساله نشست صندلی عقب و سلام گفت. نمیدونم چرا ولی میترسیدم. راه افتادیم سمت خونه ما. وقتی رسیدیم سریع رفتیم داخل و من به بیرون یه نگاهی کردم و دیدم خبری نیست.
    میلاد وقتی رفت بالا خانم مربی رو برد تو اتاق و من هم رفتم داخل. میلاد اومد پیش من و بهم گفت که من بهش نگفتم که تو هم میخوای باهاش سکس کنی. گفتم مکان نداریم اومدیم اینجا، واسه همین پنج دقیقه دیگه بیا تو اتاق به بهانه شربت، من راضی ش میکنم قبول کنه. منم همین کار کردم و بعداز پنج دقیقه با یه سینی شربت رفتم تو دیدم یه فرشته سفید کمر باریک با کون گنده معجزه آسا و سینه های بلوری بزرگ نشسته رو پای میلاد و بغلش کرده. شربت تعارف کردم و کمی خوردن و شروع کردن به لب گرفتن. میلاد با دست اشاره زد که بیا بشین پیشم. رفتم و مربی پاش رو گذاشت رو پای من و من هم شروع کردم به ماساژ دادن پاهاش رفتم و اون پاهاش باز کرد و من سمت کس اش رفتم و با دست مالیدمش خیسی کسش رو حس کردم از پشت شورت. کم کم اومد جلو و زیر گوشم گفت میلاد بهم گفت که با خانوم ات مشکل داری! پس هم دردیم. لبامو و مثل پمپ خلا می مکید. میلاد اومد ازش لب بگیره که من رفتم به سمت کس اش و شورتش در آوردم. اون کاملا دراز کشیده بود و پاهاش رو باز کرده بود. شروع کردم به خوردن کس اش گشاد بود ولی خوشگل و خوشمزه بود.
    بعد از چند دقیقه دیدم صدای جیغش بلند شد. ولی من به خوردنم ادامه دادم تا کاملاً آب از کسش بیرون اومد. مثل یه قلب میتپید و باز و بسته میشد. اومدم بالا و سینه هاش رو میخوردم که میلاد شروع کرد به کردن کس اش و مربی با دستش سرم و فشار میداد که محکم تر بخورم سینه هاش رو. بعد از چند دقیقه به پشت خوابیدم و ازش خواستم بشینه رو کیرم. اونم نشست و با دستش کیر میلاد رو می‌مالید. زیر گوشش گفتم بگم میلاد از کون بکنه تو رو گفت نمیدونم میتونم تحمل کنم دو تا رو یا نه! گفتم تو میتونی تو یه ورزشکاری خوشگل نترس! میلاد رفت پشت و بعداز چند بار فشار دادن و خیس کردن کیرش رفت تو. صدای ناله مربی به جیغ تبدیل شد. کیر میلاد رو از پشت پرده بین کون و کس اش حس میکردم وقتی به هم می خورد تحریک ام بیشتر می‌شد. خیلی زود میلاد کیر اش رو بیرون کشید و نشست رو صندلی و به ما نگاه کرد.
    من هم خوابوندمش به پشت و نشستم لای پاش و به کردنم تو این حالت ادامه دادم. میلاد اومد دراز کشید پیش مربی و ناز و لب و نوازش اش کرد. مربی دست میلاد رو برد سمت کس اش و گفت بمال. میلاد هم با بوسیدن و لب گرفتن چوچول مربی رو می‌مالید بعضی وقتا هم انگشتش رو با دهان مربی خیس می کرد.
    مربی رو داگی نگه داشتم و خودم ایستاده میکردمش تو اوج تحریک بودم و کیرم باد کرده بود. میلاد انگار خسته شده باشه دراز کشید و فقط به ما نگاه کرد. هوس کردم بذارم تو کونش چند بار آروم فشار دادم رو سوراخ کونش اما نمی‌رفت. تا اینکه سوراخ کونش رو با دهنم خیس کردم و کردم تو هنوز تا نصف کیرم نرفته بود که مربی کشید بیرون و گفت نمیتونم بزرگ. مربی رو کاملا بردم رو گردنش و کس اش رو دادم بالا و از بالا شروع کردم به کردن. چند بار در طول سکس صدای ناله و تحریک شدن مربی رو شنیدم. نزدیک نیم ساعت بود داشتم میکردم که مربی گفت خسته شدم میشه تموم بشه. لباش رو بوسیدم و گفتم ببخش اگر اذیت شدی، گفت تا حالا اینجوری تحریک نشده بودم. گفتم کجا بریزم گفت رو سینه هام. به پشت خوابوندمش و به کردن با شدت ادامه دادم و این دفعه جلوی آبم رو نگرفتم. قبل از تخلیه اومدم بالا سمت سینه ش و میلاد که کیرش رو داده بود مربی ساک بزنه هم چرخید سمت سینه ش و با هم بالاسرش کیرمون رو مالیدیم تا آب مون اومد مربی با آب کیرمون سینه هاش رو می‌مالید و می‌کرد تو دهنش. وقتی میخواستیم بریم بیرون مربی زیر گوشم گفت میخوام بازم ببینمت پس اگر خواستی به میلاد بگو. وقتی بعدأ از میلاد دلیل کنار کشید اش پرسیدم گفت وقتی داشتم کون اش میکردم آبم داشت می‌اومد نمی خواستم اینقدر زود تموم بشه ولی از نگاه کردن به سکس ات حال می کردم.


    نوشته: امید ج

  • 13

  • 21




  • نظرات:
    •   shureshy
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • نیتت چی بوده داستان نوشتی خیلی ضعیف و بی محتوا و کوتاه بود ننویسی بهتره


    •   Amir_78
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • اسم کامل نویسنده...: امید جقی


    •   miago
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • اينقدر مربي مربي كردي ياد اژانس شيشه ايي افتادم (biggrin)


    •   sashaarian
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • بعد از چند تا داستان تخیلی ، یه داستان فضایی نوشتی:)


    •   Ares.1
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • در ادامه کامنت دوست عزیزمون میاگو ، چندین بار گفتی مربی مربی کردی با خودم گفتم حتما مربی تیم فوتباله!!!
      اسمشو میگفتی و خلاص! تمرین تاکتیک که بهتون نمیداد انقدر گفتی مربی!!


    •   lovely_grl
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کون معجزه آسا؟؟ فک کنمی‌تو کورو شفا داده


    •   Emperatoorxxx
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • یکی از ارکان اصلی داستان نویسی شهوانی را نام ببرید:شربت


    •   Yasaman.1999
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخرش میگفتی دهت تموم شده مربی


    •   Comicon
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • مطمئنی کیرتون رو نکردین تو پمپ خلا شاید چاه خلا بوده افتادین توش


    •   m...h...a...
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • ببین عزیزم یا داری مثه سگ دروغ میگی یا انقدر داستانتو بد نوشتی که هیچکس باور نمیکنه..در ضمن برو جلو میلاد زنشو بکن خوشش میاد...دیسلایک


    •   مسیحی۰
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خاک تو سرت.همین آره فقط خاک تو سرت مردالاغ و بی غیرت.


    •   Shabsavar
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • انقد مربی مربی کردی همش فک میکردم کارلوس کیروش رو میکنید یا شایدم برعکس...به هر حال باشد که رستگار شوید


    •   Ashkan.Modena
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اینقدر گفتی مربی، فکر کردم کیروش را میکردین...


    •   royaei
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • چی بگم ؛ زیاد جالب نبود ؛ شاید نتونستی خوب تعریف کنی ؛
      شاید واقعی نبوده که نتونستی خوب منتقل کنی ؛
      به این فکر نکنید که یه داستان بنویسید باری بهر جهت ؛ خودتون رو جای خواننده بزارید که وقتی میخونه از توصیف داستان به واقعی بودنش شک نکنه ؛
      موفق باشی


    •   غیوررر
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرم دهن دوتاون


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بازم شربت؟
      اگه شربت اختراع نمیشد نسل بشر منقرض بود.


    •   faranet0@
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • منم با دوتا باجناق خوشتیپ بودم همزمان مثل شما خیلی حال داد


    •   arman22shiraz
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود


    •   Naz10100
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دلیل خوبی برای خیانت مردا به زنهاشون : خانمم سررردههه.
      و باز هم رد پایی از جناب شربت در داستان یافته شد


    •   Lilikostala
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ****> (rose)


    •   فكرآزاد
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • كل خانواده زنت و كرده بود حتما زنتم افتاده بود زيرش


    •   Koloft_khan21
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ریدیییی با داستان (clap)


    •   Eshgho_halle_sexi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • مربی اینجوری مربی اونجوری مربی بالا مربی پایین بابا میمردی یه اسم براش میزاشتی


      بعدشم مطمعن باش باجناقت به زنت نظر دازه شک نکن اگه دوست داری ضربدری کنی یا بیغیرت بشی زنتو بکنه بحثش جداس اما اگه نمیخوای به اینجا برسه رابطه رو محدود کن باهاش


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو