داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سورپرایز سارا

1398/11/05

سلام.
اینکه میخونید داستان نیست.خاطره س.
اسمم پیمانه.الان که اینو مینویسم ۳۲ سالمه.موضوع داستان برای ۳_۴ سال پیشه.
من خیلی سکس نداشتم.با اینکه از نظر ظاهر و قیافه،همه تاییدم میکنن ولی چون زبون باز و بچه پر رو نیستم و یه غرور بدی هم دارم و قبلا هم خیلی مذهبی بودم،هیچوقت نمیتونستم دوست دختر پیدا کنم و باهاشون سکس کنم.
این خاطره برای اولین سکس درست و حسابیه منه.به این خاطر میگم اولین سکس درست و حسابی من،چون قبلا چند بار سکس داشتم ولی چون شرایط مکانی خوب نبوده و استرس داشتم و نابلد بودم،اصلا حال نکردم.
سارا یه زن بیوه خوشگل و خوش هیکل و سکسی بود که همسایه مادر بزرگم اینا بود.چنبار به مادربزرگم گفته بود ماشالله نوه ت خیلی خوشگله و ازین حرفا.منم مثل همین الان،اونموقع اصلا حال و حوصله دوست شدن با کسی رو نداشتم.چون باید رو مخ یارو کار کنی.بعد ببریشون سفره خونه و کلی خرجشون کنی تا آخر آیا بهت حال بدن یا نه.
بعضی وقتا حال روحی و روانیم بد میشد و قرص میخوردم.ترامادول و کلونازپام و …
یه شب خونه مادربزرگم بودم و زیاد قرص خورده بودم.حالم خیلی بد بود و میگفتم میخوام خودمو بکشم.
مادر بزرگم ترسیده بود و از طرفی هم میدونست سارا از من خوشش میاد.خلاصه رفته بود بهش گفته بود با ماشینت برو پیمانو سوار کن ببر یه کم بچرخونش تا شاید حالش خوب بشه.(مادر بزرگم خیلی پایه س)
خلاصه سارا خانم با یه تیپ سکسی اومد در خونه رو زد و بهم گفت:مایلی باهم بریم دنبال مادرم و مادر بزرگت؟(بعدا فهمیدم بهونه ای بوده که منو سوار کنه).خلاصه منم متعجب و از طرفی هم نعشه و حال خراب،گفتم بریم.
سوارم کرد برد یه پارک بزرگ و دنج و شروع کرد به لاس زدن.منم بخاطر حال خرابم زدم رو دنده سبک بازی و لاس زدن و این حرفا.یه کم حالم بهتر شد.با گوشیم عکس گرفتیم از همدیگه و موقع برگشت حالم حسابی خوب بود و خوشحال بودم که الکی الکی با شاخ ترین زن محل دوست شده بودم.انصافا از بابام و عموم گرفته تا بقیه مردای محل،تو کف این یه نفر بودن.
این بود شروع رابطه ما.
چنبار با ماشینش منو برد جاده چالوس،واسم میرقصید،قلیون میکشیدیم،خلاصه خنده و عشق وحال.
اینم بگم من خیلی دوست داشتم بکنمش،ولی یه کم بی عرضه بودم و غرور هم داشتم و میترسیدم پیشنهاد سکس بدم، اونم جواب رد بده یا عصبانی بشه و بگه تو منو واسه هوس میخوای و این چرت و پرتا.کلا بدم میاد کسی بهم جواب رد بده یا باهام بد حرف‌بزنه.
خونه مجردی داشت.یه روز رفتم خونش و با هم قلیون کشیدیم.قرص ترامادول خورده بودم و حسابی سرحال بودم.داشتم قلیون میکشیدم که بهم گفت:من برم آماده بشم.
بعد یه ربع سارا جون از در اتاق اومد بیرون.من تو حال نشسته بودم.دیدم یه لباس توری سکسیِ مشکی پوشیده؛بدون شرت و سوتین. سینه هاش و یه قسمتی از کسش معلوم بود.من شوکه شده بودم.چند سالی بود سکس نداشتم.البته سکسای قبلی رو نمیشد بهش گفت سکس.
وقتی گفت من برم آماده بشم،فکر کردم میخواد از خونه بزنیم بیرون و بریم سمت محل مادربزرگم اینا.
من خوابیده بودم رو تخت و قلیون میکشیدم.(ازین تختای سفره خونه ای که مدل خونگیش هم هست).بدون اینکه حرفی بزنه و با یه حالتی که مثلا داشت خجالت میکشید اومد شلنگ قلیونو ازم گرفت و خوابید جلوی من.من هنوز تو شوک بودم و قلبم تند تند میزد.خودشو میداد عقب که کونش بخوره به من.اولین بار بود که یه کون تپل و سکسی مثل این میدیم.لباس توریش کونشو قشنگ تر و سکسی تر جلوه میداد.حالم بد شده بود.نمیدونستم چیکار کنم.خودمو زدم به اون راه که مثلا واسم عادیه و خونسرد هستم.
بهش گفتم من برم دستشوییو بیام.
تو دستشویی که یه ربعی طول ‌کشید،داشتم با موضوع کنار میومدم و آرامش خودمو بدست میاوردم.
اومدم بیرون و با یه اعتماد به نفس ظاهری،رفتم پشتش‌خوابیدم و قلیونو ازش گرفتم و شروع کردم به کشیدن.اونم کونشو میداد عقب تر‌ که منو حشری کنه و موفق هم شد.ترامادوله میل جنسیمو زیاد کرده بود.خودمو چسبوندم بهش و بازوهای سفید و خوشگلشو میبوسیدم.ازش یه لب کوچولو گرفتم.سرمو بلند کردم و از فاصله بیشتر بهش یه نگاه پر از شهوت کردم و دوباره رفتم سراغ لباش و لب و زبونش رو میخوردم.زبونش که به زبونم میخورد ناخودآگاه یه آهی از ته دل میگفتم و اونم میگفت جووووون.خیلی حال میداد.از بالا تا پایین دستاشو بوس کردم و وقتی رسیدم به انگشتاش،یکی از انگشتاشو کردم تو دهنم و میک میزدم.یواش یواش صداش دراومد که همین منو حشری تر کرد.دستاشو لیس میزدم(همه اینا رو از فیلمای پورن یاد گرفته بودم).گردن و گوشش رو خوردم ولی‌ بیشتر گردنشو لیس میزدم چون خیلی سکسی بود.آه و اوهش بیشتر شد.معلوم بود که واقعا داره لذت میبره.منم خیلی احساسی باهاش حال میکردم و همش‌ قوربون صدقه ش میرفتم.بهش میگفتم سارای من،قربونت برم من عشق من.دوست نداشتم برم سراغ کردن و تلمبه زدن.عشق بازی و خوردن لبش و لیس زدن بدن سکسیش رو خیلی دوست داشتم.نیم ساعتی شد که همدیگرو خوردیم و از ته دل با هم حرفای سکسی میزدیم.همزمان که بدنشو لیس میزدم،کیرمو میمالوندم به کونش.لباس توریش یه کم اومده بود بالا و کون سفیدش قشنگ معلوم بود.وحشی شده بودم.وقتی وحشی تر شدم که شروع کرد به خوردن گردنم.شاید عجیب باشه ولی وقتی یه دختر گردنمو لیس میزنه،از شدت لذت شل میشم و کاری نمیکنم.به شدت حال میکنم از خوردن گردنم.گردنمو لیس میزد منم آه و اوه میکردم.انقدر داشتم حال میکردم که هم تعجب کرده بود و هم حشری تر شده بود.انصافا خودم هم باورم نمیشد که انقدر قشنگ و مثل فیلم های پورن دارم یه زن سکسی رو به اوج لذت میرسونم.
بهم گفت پیمان لخت شو.تورو خدا لخت شو و منو بکن.منم همش میگفتم فعلا نه.گفتم عشقم هنوز ازت سیر نشدم.خیلی خوش مزه ای.فعلا با گردن به بالات کار دارم.
خیلی حشری شده بودم.اصلا انگار خودم نبودم.سینه هاشو آوردم بیرون و شروع کردم به مالوندن.واااااااای یادم میفته لذت کل وجودمو فرا میگیره.لبمو بردم سمت نوک سینه هاش.عمدا سینشو نخوردم.فقط لبمو نزدیک کردم به نوک سینش و بعد از یه تماس کوچولو سرمو بلند کردم.چنبار این حرکت رو تکرار کردم.معلوم بود که دوس داره اینجوری بذارمش تو کف.وقتی تو چشاش نگاه میکردم،انگار که چشماش داره باهام حرف میزنه و التماس میکنه که تورو خدا سینمو بخور.تورو خدا لیسشون بزن.با نوک انگشتام سینه هاشو خیلی آروم نوازش کردم.یه حالتی مثل قلقلک خیلی خفیف.
وقتی که دیدم داره از تو کف بودن حالش خراب میشه،نوک یکی از سینه هاشو کردم تو دهنم.آب از دهنم سرازیر شده بود و از کنار لبم میریخت رو سینش.لیسشون زدم.یکی رو لیس میزدم یکی دیگه رو میخوردم.خیلی بلند بلند داشت آه و اوه میکرد.محکم سینه هاشو تو مشتم میگرفتمو ول میکردم و بازم میخوردم.در عین حال که قربون صدقه ی عشقم میرفتم،سینه هاشو پشت سر هم میبوسیدم.
دیگه نتونست طاقت بیاره.بلند شد لباسامو در آورد.کیرم خیلی بزرگ شده بود.تا حالا اونجوری ندیده بودمش.اصلا فکرشو نمیکردم که تو کف خوردن کیرمه وگرنه زودتر لخت میشدم.بنده خدا خیلی تو کف ساک زدن بود.یدفه و بصورت وحشیانه شروع کرد به خوردن کیرم.دقیقا مثل پورن استارای حرفه ای میخورد.
تصور بکنید که بعد سه چهار بار سکس ناموفق و بعد از پنج سال رابطه نداشتن،سکسی ترین زن یه شهرک بزرگ،با لبای خوش فرم و رژ لب قرمز روشن و با حضور قلب بالا و با تمام وجود، کیرتون رو بخوره.اونم اینقدر حرفه ای و با احساس.انگار داشت خوشمزه ترین بستنی دنیارو میخورد.چشماشو بسته بود و حین ساک زدن صدای اووووووم گفتنش داشت دیوونم میکرد.نمیدونم چرا ولی انگار اصلا سیر نمیشد.بهم گفت پیمان من میخوابم لبه تخت،سرمو میدم پایین،تو کیرتو بکن تو دهنمو تلمبه بزن.این یه حرکت رو دیگه فکر نمیکردم بکنه.میترسیدم سارا با این همه حالی که داره میده نکنه یهو بخاطر حال کردن زیاد سنکوب کنم.?
بچه ها،تلمبه میزدم تو دهنِ خوشگلِ ساراهااااااا.بعضی وقتا وحشی میشدم و کیرمو تا ته میکردم تو دهنش ولی سارا خوشش نمیومد و منم دیگه انجام ندادم این کارو.از جاش بلند شد.
جفتمون به نفس زدن افتاده بودیم و نمیتونستیم راحت و کامل حرف بزنیم.بریده بریده و نفس زنان گفت:پیمااااان بسه دیگه بکن تو کسم.
لباسشو دیگه کامل درآوردم.
اینم بگم که من تو سکسای ناموفقی که داشتم فقط چنبار از کون دوست دخترام رو کردم.اونم به این صورت که تا میکردم تو کونشون،با دو سه دقیقه تلمبه زدن ارضا میشدم.ولی ایندفه یه کس خوشگل جلو صورتم بود.اولین بار بود که میخواستم از جلو با یکی سکس کنم.قبل اینکه بخوام بکنمش گفت:پیماااان تو هم برای منو میخوری؟
انصافا چون خیلی سفید و خوشگل و خوشبو بود،بدون اینکه مکث کنم سریع زبونمو رو کسش کشیدم.یه آآآهه سکسییی کشید که منو حشری تر کرد.یه چند دقیقه ای کسشو خوردم.دیگه طاقتم تموم شده بود.میخواستم بکنمش.واااااای بچه هااااا.
خوابید رو تخت.پاهاشو داد بالا.منم پایین تخت وایساده بودم.زانوهاشو گرفتم تو بغلم.یه مکث کوچیک کردم.هیجان زده بودم.یه نگاه عمیق سکسی کردم بهش.لحظه شماری تو چشماش فریاد میزد.با اینکه چند سال شوهر داشت و سکس رو تجربه کرده بود،رفتارش و نگاهش مثل ‌کسی بود که واسه اولین بار لذت سکس رو میخواد تجربه کنه.کیرم قرمز و بزرگ و ترسناک شده بود.
کیرمو بردم نزدیک کسش.انقد محکم لبامو گاز گرفته بودم که حس کردم که الانه که ازش خون بیاد.خیلی آروووووم…
خیلی آرووووم و با سرعت خیلی کم کیرمو فشار دادم داخل.جفتمون گفتیم اووووووففف تا اینکه کیرم تا ته رفت تو کسش.گفتم وااااای ساراااا چقدر داغه.چیزی نگفت.اولین بار بود که کیرم همچین نرمی و گرمی‌ رو تجربه میکرد.کسش مثل جارو برقی کیرمو کشید تو.کیرمو تو کسش نگه داشتم و با جوووووون گفتن مکرر،رفتم سراغ لبش.ازش لب گرفتم.کیرم تو کسش بود و لبام تو لباش.وحشیانه لبمو میخورد.مثل وقتی که مردم سیل زده اتیوپی غذارو میبینن،لبامو میخورد.
دیگه شروع کردم به تلمبه زدن.آروم میکردم.نمیخواستم زود ارضا بشم.بیشتر از یک ساعت از شروع سکسمون گذشته بود.ولی باز نمیخواستم ارضا بشم.
کردمو کردمو کردم.واااای چه کردنی.بازم دلم خواست.ای کاش سارا این داستان رو بخونه و دوباره بیاد پیشم.اگه جور بشه ایندفه میخوام از شب تا صبح بکنمش.
انقدر تلمبه زدم که دیگه فقط میگفت عشقققققم،عزیزززززم،زندگیییییم.سارا قربون صدقه میرفت و من میکردم.یه لحظه ساکت شد.بهم نگاه کرد و آروم و یواشکی گفت:داری سارارو میکنی؟وای که چقدر این جمله هوس انگیز بود.لحن گفتنش سکسی بود.از ته دلش این حرفو زد.با تمام وجودش.من با این حرفش دیوونه شدم.گفتم آرررررره دارم سارا جونمو میکنم.گفتم سارا چقد کست داغ شده.اونم گفت کیر تو هم خیلی داغ شده.گفتم فکر کنم دیگه آبم بیاد.گفت نه توروخدا پیمان ارضا نشو.کسم داره حال می‌کنه.آه میکشید و میگفت بازم بکن.بازم بکن.ارضا نشو عزیززززم.
لحظه ی موعود فرا رسید.داد زد و گفت:پیمان دارم ارضا میشم.لحظه ی ارگاسمش نزدیک بود.وقتی که داشت ارضا میشد بلند بلند میگفت:پیماننننم،خوشگلللللم،نفسسسسم،جوووووون خوشگل من.دارم ارضا میشم.با یه لرزش و رفتن سیاهی چشمش فهمیدم که ارضا شد.هنوز داشت قربون صدقم میرفت.گفت فدات شم تو بکن که تو هم ارضا بشی.من همچنان کردم.وقتی که حس کردم دارم ارضا میشم بهش گفتم:سارا آبمو کجا بریزم؟گفت بریز تو دهنم.وقتی که نزدیک بود آبم بیاد صدام بلند شد.نفس زنان میگفتم سارااااا داره میاااد.سارا بعد از ارضا شدنش ساکت شده بود و حرفی نمیزد.لحظه ای که من داشتم ارضا میشدم و بخاطر لذت توصیف نشدنیِ لحظه ی اومدن آبم داشتم داد میزدم،سارا خوشگله هم همزمان با من داد زد.میگفت جوووووووون.عزیززززززم.پیمانِ خوشگلم.بریز تو دهنم.آبِ خوشمزتو بریز تو دهنم.میخوام بخورمش.یه کم فاصلم از دهنش زیاد بود.انقدر لذت و شهوتم اون لحظه زیاد بود،آبم با فشارِ زیاد پاشید بیرون.شاید بگید دروغ میگم ولی تا حالا ندیده بودم انقدر آبم بپاشه.به جرئت میتونم بگم تا ۲ متری پرت شد و ریخت رو لباساش و فرش رو تختش. نتونستم آبمو بریزم تو دهنش.فقط یه قسمت کوچیکی از آبم پاشید رو لبای خوشگلش که انقدر خورده بودمشون رژ لبش پاک شده بود.
ساعت رو نگاه کرد و گفت:خیلی خوب بود.یک ساعت و نیم طول کشید.هنوز نفس نفس میزدیم.گفت پیمان اصلا بهت نمیخورد که انقدر خوب سکس کنی.فکر نمیکردم که بتونی منو سیر کنی(حقیقتا خودم هم فکرشو نمیکردم).همزمان با گفتن این جمله رفت سمت حموم.منم خیلی خسته بودم و همونجوری لباسامو پوشیدم و نشستم روی تخت.روی تختی که بهترین سکس زندگیم رو تجربه کرده بودم.
الان چهار سال از اون رویداد میگذره.بعد از سکس با سارا دیگه موفق نشدم که با کسی سکس کنم.چنتا رابطه ی کوتاه مدت داشتم ولی هیچکدومش به سکس ختم نشد.ای کاش یکی پیدا میشد که میتونستم مثل سارای عزیزم باهاش حال کنم. بعد از اون سکس بازهم در ارتباط بودیم.یه روز بهم زنگ زدو گفت:پیمان،یه دختره زنگ زده مزاحمم شده.گفته من ازت خوشم اومده.دوست دارم باهات لز کنم.گفته اگه دوست پسر داری با هم بیاید که جفتمونو بکنه ماهم با هم لز کنیم.اومدم ادای آدم خوبارو در بیارم گفتم:غلط کرده.شمارشو بده حالشو بگیرم.منِ احمق‌ اون لحظه نفهمیدم که سارا خودش دوست داره همچین کاری کنه و زنگ زده اینجوری گفته که عکس العمل منو ببینه.منم با عکس العمل احمقانم باعث شدم که سارا فکر کنه که من اهل این چیزا نیستم و کردنِ دوتا شاه کس و مشاهده ی لز کردنشون رو از دست دادم.

اینجا آخر داستان بود.البته داستان نه.خاطره
امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

پ و:
توصیه هایی دارم برای خوانندگان عزیز.
۱_بچه ها این فرصت ها همیشه پیش نمیاد.نذارین ترس یا تعصب و مذهب های جعلی فرصت لذت بردن از نعمتهای بسیار بزرگ خدا همچون سکس کردن رو ازتون بگیره.هیچ خدایی تو دینش انسان رو از لذت بردن منع نمیکنه.فقط کافیه دوطرف راضی باشن.

۲_هیچ وقت و بنا به هر دلیلی سمت اعتیاد نرید.سمت قرص و ترامادول و این چیزا نرید.
مشروب بخورید،به اندازه.سکس بکنید،به اندازه.تفریح بکنید،به اندازه.

۳_دوستانی که ناتوانی جنسی دارن یا مشکل زود انزالی دارن بجای استفاده از ترامادول و قرص های تاخیریِ عطاری ها،برین به روانپزشک مراجعه کنید.مخصوصا ترامادول که تو دراز مدت اثر عکس داره و سیستم جنسیتون رو کاملا مختل میکنه و اعتیاد سنگینی داره.امروزه اکثر مشکلات جنسی مربوط به فشارهای روحی و استرس و کار سنگین و اینگونه مسائله.پس برای هر مشکلی باید به متخصص اون مشکل مراجعه کرد.
خود من رفتم و یه قرص بهم دادن که بعد از دو هفته اثراتش معجزه آسا بود.به جرئت میتونم بگم لذتی که تو نوجوونی بعد از اولین خودارضایی تجربه کردید رو دوباره تجربه میکنید.زود انزالیتون رفع میشه.حالتون خوب میشه.

نوشته: پیمان


👍 7
👎 13
26671 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

840116
2020-01-25 19:38:14 +0330 +0330

جمع کنید این بساطو. اگه یه کسشعر دیگه ببینم میرم منظومه شخصیم.
ایکاروس جان دوست داشتی یه سر به ما بزن.منظومه خودته


840117
2020-01-25 19:38:19 +0330 +0330

اولللللل

1 ❤️

840119
2020-01-25 19:40:29 +0330 +0330

جریان چیه چند شبه همه پیمان شدن؟!
حداقل نوشتنت از بقیه بهتر بود (dash)


840121
2020-01-25 19:41:28 +0330 +0330

تکراری بود کمتر از یه ماه پیش اینجا گذاشتنش…


840123
2020-01-25 19:44:01 +0330 +0330

خیلی ممنون از ارشاد ته داستانت. متحول شدم.

میگفت پیمان خوشگلم نفسم؟ لخت شد گفت تو رو خدا منو بکن؟ داشت خوشمزه ترین بستنی دنیا رو می خورد؟

دیگه‌ نمی دونم چی بگم… بستنی کی بودی تو…


840130
2020-01-25 19:49:12 +0330 +0330

داستان نیست خاطرس؟؟؟خب جقی داستان همون خاطرس دیگ…تاجایی ام ک میدونم تواین سایت سارای مطلقه نداریم…کصخلی دیگ ب خاطر همین کسی بت پا نمیده گفته بیا منواون دختره رو بکن تو گفتی غلط کرده شمارشو بده؟؟؟فازت چی بود ناموسا مگ پسر بش زنگ زده بود ک رگ غیرت کیریت زد بالا؟؟
کیر خرو بچه هااااا…مگ هم سنتیم ک مارو بچه هاااا صدا میکنی عن
بقیشو میسپارم ب دوستان شهوانی از خجالتت درمیارن پیمان خوشگله

3 ❤️

840136
2020-01-25 19:52:02 +0330 +0330

هورااااااااا…استوکس بالاخره اومد…کیرم تو داستانت نخونده!

2 ❤️

840138
2020-01-25 19:53:04 +0330 +0330

همین که نقطه داشت غلط املایی هم نداشت خودش شاهکار بود
توصیه های آخرشم خوب بود
حال کردم اونیکه فک میکرد اوله نشد

1 ❤️

840182
2020-01-25 20:30:04 +0330 +0330

حالا من اخر نفهمیدم وقتی گردنن میخورن وحشی میشی یا از حال میری؟

4 ❤️

840216
2020-01-25 21:03:02 +0330 +0330

تا اونجا خوندم اهی از ته دل کشیدی
اون گفت جوووون
کیر سازنده ترامادول تو کیونت
اون باید اه میکشید تو جیووون میگفتی

6 ❤️

840242
2020-01-25 21:49:43 +0330 +0330

کیرم خیلی بزرگ شد تا حالا اونجوری ندیده بودمش.
مردی شده واسه خودش تیپ الن دلونی زده بوده که نشناسیش (wanking)

1 ❤️

840243
2020-01-25 21:50:09 +0330 +0330

اسم دوم این داستان ببخشید خاطره تاثیرات ترامادول
من کشته نتیجه های آخر انشا هستم.ازین ببعد موقع داستان ترا نخور جقت طول می‌کشه کسشر نوشتنات طولانی

1 ❤️

840256
2020-01-25 22:40:20 +0330 +0330

انقدر که از خوردن ترامادول گفتی و بی دلیل میگفتی، باید قرصی باشی. ولی آنجا که گفتی سینه را تو دهن کردی و آب دهنت ریخت رو سینه، نشون میده اصلا قرص ترامادول تا حالا نخوردی و فقط شنیدی. چون ترامادول دهن رو خشک میکنه.

رفتی توالت یک ربع نیم ساعت نشستی به سارا فکر کنی، یا رفتی جلق زدی؟
شرح های الکی زیاد داده بودی، نشوم میداد نوشته ات داستانه ، نه خاطره

4 ❤️

840257
2020-01-25 22:46:16 +0330 +0330

کی گفته باید خرج دختر کنین؟
با فمنیستا دوست شین دنگ شما هم اونا بدن 😎

2 ❤️

840295
2020-01-26 02:55:31 +0330 +0330

مغرور کی بودی تو لعنتی

1 ❤️

840315
2020-01-26 04:49:17 +0330 +0330

جای تشکر داره اون همه انتقاد از سایت به یه جایی رسید از کونکونک بازی دست برداشتن لایک 👌

3 ❤️

840332
2020-01-26 05:48:58 +0330 +0330
NA

عزیز دلم, اینکه شما فک می کنی غرور داری کاملا در اشتباهی…

شما اتفاقا خیلی هم ترسو هستی و اعتماد به نفست پایینه…

و الا از پیشنهاد دادن به یه خانم, اون هم خانمی به این پایه ای که توصیف کردی, نمی ترسیدی…

کمی روی اعتماد به نفست کار کن و به جای نصحیت کرنهای آبکی, قرص کمتر بخور …

Lor Boy

1 ❤️

840336
2020-01-26 06:19:52 +0330 +0330

یه داستانی بود چند هفته پیش که خاله طرف نقش کسکشی رو ایفا کرد و خونرو خالی کرد که باهم حال کنن, امشب هم مادر بزرگ زنگ زد دخترو فرستاد دم در خونه.
ترامادول نخور چون کل داستانت به نظرم تحت لوای توهم قرص بود.

3 ❤️

840359
2020-01-26 08:16:01 +0330 +0330

خوبه غلط املایی کم داشتی .
ولی فکر کنم جای ترامادول ، قرص بیزاکودیل خورده بودی ،اخر داستان ریدی به متن !
نصیحت نکنید ، نمی میرید ! 😁

3 ❤️

840410
2020-01-26 12:34:48 +0330 +0330

این که گفتی سارا گفت مایلی بریم دنبال مادرم و مادربزرگت؟مطمئنی اونی که کردی مادرت نبود همسایه مادربزرگت بود؟
بشین قشنگ فک کن آخه حالت خوب نبوده

2 ❤️

840624
2020-01-26 22:00:51 +0330 +0330

مرسی از فرهنگسازیت بابابرقی (rolling) ****

0 ❤️

840753
2020-01-27 06:21:59 +0330 +0330

همینکه اسمت امیر نیست جای شکر داره

0 ❤️

840838
2020-01-27 13:37:01 +0330 +0330

هرچی عقده ای هست تو این خرابشده تو توهمش کس سفید میخواد اخه ک…س مغز تو که کس شعر مینویسی یه ذره فرق بذار بگو سبزه
.
کس مغز میگی وای چقدر داغه اخه نکبت حتما توش بخاری گذاشتن کس مغز نادون قبلا تو کجا فرو کرده بودی نکه تو سوارخ برق
.
تو خودت کس مغزی نمیخواد نصیحت کنی
.
این اراجیف باید رو سنگ قبرت بنویسن که هرکی امد بگن عامو از بس کون داده کسخل شده به درجه رفیع کس مرگی نایل شده

0 ❤️







Top Bottom