سونا در چین

    من اولین بارم هست که می خواهم این تجربه ام را در قالب داستان برایتان بنویسم، امیدوارم که خوشتان بیاید
    سالها قبل برای ماموریتی به چین رفته بودم و به اصرار یکی از دوستان، که مقیم چین بود، شبی با او به محلی شبیه حمام و سونا رفتم که به محض ورود به اطاقی راهنمایی شدیم و لباسهایمان را درون کمدی قرار دادیم و تاکید کردند که باید موبایلمان را هم همانجا بگذاریم و فقط سیگار و فندک را میتوانیم با خود به داخل ببریم، یک شورت و پیراهن آزاد با یک حوله کوچک هم به ما دادند و سپس به اطاق بسیار شیکی با مبل های بسیار راحت هدایت مان کردند و من که کله ام هم گرم بود، از شوق تعریف اجمالی که دوستم قبلا کرده بود (بدون ذکر جزییات چون تاکید داشت که خودت باید ببینی و تجربه کنی، فقط خودت را به دست طرف بسپار) هنوز هیچی نشده کریم آقا داشت شورتم را پاره میکرد، و قدری از این قضیه معذب بودم و طپش قلبم نیز خود به خود از هیجان بالا رفته بود.
    بعد از چند دقیقه نشستن، دختر زیبایی با پاهایی مثل بلور و دامنی کوتاه وارد اطاق شد (کلا خانم های چینی به صورت ژنتیکی بدنهایشان مثل مرمر صاف و بدون هر گونه مو می باشد، یکی از دوستان میگفت اپیلاتور در چین هیچ بازاری ندارد) من ابتدا تعجب کردم که چرا فقط یک نفر آمده است ولی بعد فهمیدم که او برای پرسیدن اینکه قهوه یا چای سبز برایمان بیاورند آمده است، او از اطاق خارج شد و با قهوه ای که من سفارش داده بودم و چای سبز برای دوستم برگشت! با اینکه کریم آقا علیرغم تلاش من در فکر کردن به موضوعات دیگر نظیر هزینه روزانه، فرمول های ریاضی و کارهایی که باید فردا انجام میدادم و خلاصه هر چیزی غیر از سکس، کماکان خبر دار بود، از داخل پاکت سیگارم، یک قرص سیلدنافیل 100 که از ایران آورده بودم در آوردم (همان ژنریک وایاگرا) و نصفش کردم و نصفی را به دوستم دادم و نصف دیگر را به همراه قهوه خوردم که حسابی بهم خوش بگذره و بتوانم دلی ازعزا دربیاورم و هزینه گزافی را که روی دستمان گذاشته بودیم بیهوده هدر نرود!
    حدود ده دقیقه ای که به اندازه یک عمر گذشت منتظر بودیم و یک سیگار کشیدیم تا اینکه بالاخره خانم زیبای دیگری با همان لباس فرم مانند دختری که قبلا چای و قهوه آورده بود، وارد شد و از ما دعوت کرد که او را همراهی کنیم
    ما به دنبال او در راهروی درازی مثل راهروهای هتل ولی بسیار شیک راهی شدیم و در طول مسیر هر کسی از کارکنان فراوان محل که از کنارمان رد میشد، سلامی با لبخند و احتمالا خوش آمدید میگفت، من که پیش از حتی قرص بسیار هیجان زده بودم، حالا که قرص هم کم کم داشت اثر میکرد، فقط با پاهای سفید و تراشیده دختر راهنما با دامن کوتاهش نگاه میکردم و در ذهن تجسم بدون دامن او را می کردم، اصولا دختران و زنان چینی غالبا مثل مدل ها بسیار اسکینی هستند و زن چاق در چین خیلی کم است! البته غالبا هم از سینه های درشت بهره ای نبرده اند ولی خوب طبیعتا کسانی که در چنین بیزینسی بودند، بدون استثناء از این بابت هم نقصی نداشتند، خصوصا که برای مردهای چینی، به دلیل کمبود، سینه های درشت یکی از بزرگترین فانتزی ها هستند.
    بعد از سی متری راه رفتن، دربی را در سمت چپ باز کرد و ما وارد اطاق بسیار بزرگی شدیم که نیمه دیگر اطاق تقریبا در تاریکی قرار داشت، بعد از اینکه ایستادیم، چراغهای پرنوری در طرف تاریک اطاق روشن شد و مثل صحنه نمایش فضای خالی و تاریک اطاق نیز نمایان شد و بلافاصله از سمت راست قطاری از دختران خوشگل و خوش هیکل با لباس هایی سکسی و مدل های مختلف، برخی فقط با توری روی بدن که به وضوح درشتی و نوک سینه های آنها و شورت نازکی که به پا داشندد از زیرش هویدا بود، برخی لباس توری به تن داشتند و هیچکدام سوتین به تن نداشتند، قطار دخترها ادامه پیدا کرد و حدود پانزده بیست دختر که همگی معرکه بودند جلوی ما صف کشیده بودند که هر کدام به گوشه لباسشان یا شورتشان، شماره ای را وصل کرده بودند! انگار خود بهشت بود، با اشاره دوستم فهمیدم که باید یکی را انتخاب کنم! هر کدام را که نگاه میکردم از جهاتی عالی بودند لذا سعی کردم در چهره های آنها نگاه کنم که کدامیک به ظاهر مشتاق تر و خوش اخلاق تر به نظر می رسد ولی از این بابت هم تقریبا سه چهارم دخترها وقتی به چشمشان نگاه میکردم لبخند گرم و دلنشینی تحویلم میدادند که به نوعی میگفت که او را انتخاب کنم!
    بین دو سه نفر به شدت در تردید بودم ولی بالاخره یکی را که سینه های برجسته و سرپایی داشت و به قول خودمان یک پره ای هم گوشت داشت و خصوصا باسن به نسبت گنده تری داشت را انتخاب کردم و دوستم هم یکی دیگر را که از قضا در لیست من هم بود برگزید و همه دیگر دخترها از همان دری که آمده بودند خارج شدند و دخترهایی که انتخاب کرده بودیم، دست ما را گرفتند و دوباره وارد همان راهرو شدیم و باز سی قدمی جلوتر رفتیم، من تو فکر بودم مگر این ساختمان چقدر بزرگ است که این همه داخل آن ما حرکت میکنیم! در انتهای راهرو به سمت چپ پیچیدیم و دوستم با دختری که انتخاب کرده بود، سوار آسانسوری شدند ولی دختری که با من بود، دستم را به سمت راه پله مجاور آسانسور کشاند و شروع به بالا رفتن از پله ها کرد، درخلال بالا رفتن شورت مشکی و نخ در بهشت دخترک و باسن سفید و گردش در جلوی چشمانم قرار گرفت و با دست لمسش کردم که دخترک برگشت و خندید و خلاصه در راهروی طبقه بالا، بعد از چند متر به اطاقی در سمت راست وارد شدیم که دو بخش داشت، موسیقی بسیار ملایمی هم در حال پخش شدن بود، نیمه اول اطاق یک تخت دو نفره قرار داشت و سقف و یکی از دیوارهای مجاور تخت با آینه پوشانده شده بود! در نیمه بعدی اطاق که حالت تخت ماساژ ولی درون حمام را داشت یک تخت بزرگ از اینها که حفره ای برای قرار گرفتن سر در خلال ماساژ دارند که سر داخل آن میشود بود، روی تخت درون حمام با روکش پلاستیکی سفید پوشانده شده بود، دخترک اول برایم یک لیوان چای ریخت و سپس برای چند دقیقه از اطاق خارج شد و با کیف دستی کوچکی برگشت، سپس درب را از داخل قفل کرد و با تلفنی که در آنجا قرار داشت با جایی تماس گرفت و شماره اطاق و نیز شماره لاکر لباس های مرا که با دستبندی فنری دور دستم بود را به آنجا علام کرد! زمان یک ساعت و نیمه ماساژ و غیره از همان لحظه اعلام آغاز شد.
    دخترک داشت لباسهای اندکی که به تن داشت را در می آورد که او را در بغل فشردم و سینه هایش را در دستانم گرفتم و از گردنش شروع به خوردن کردم تا به لبش رسیدم، و در کمال تعجب دیدم که خیلی راحت لب هایش را در اختیارم گذاشت و خیلی سکسی برای چند دقیقه ای از او لب گرفتم و زبان هایمان را در دهان همدیگر چرخاندیم.و همزمان سینه ها و باسن زیبای او را در دست می فشردم و او نیز از روی شورتی که به تن داشتم، شروع به لمس کریم آقا کرد که تا همانجا هم درحال ترکیدن بود و با حالتی خندان و رضایت بخش، به صلابت و کلفتی کریم آقا اشاره کرد و انگشت شستش را به نشانه مثلا عالی به من نشان داد سپس دختر با زبان بی زبانی و اشاره ساعت را نشان داد و از من فاصله گرفت و بعد از کندن تمام لباسهایش که فقط یک تور و شورت بودند، وارد حمام شد و من لبه تخت نشستم و درخلالی که داشتم شورت و پیراهنم را در می آوردم، از هیجان اینکه عجب شبی بشود امشب، صدای طپش قلب خودم را می شنیدم.
    او ابتدا شیر آب دوش تلفنی را باز کرد و روی تخت سفید وسط حمام را با آب شست، سپس از کمدی در گوشه حمام، نایلونی در آورد که بعد از باز کردن تقریبا دو برابر سایز تخت بود و نایلون را به دقت روی تمام تخت کشید و سپس روی نایلون را هم با آب خیس کرد و از من خواست که داخل شوم و به روی سینه ام بخوابم، سیگاری روشن کردم و رفتم روی تخت دراز کشیدم ولی چون سرم درون حفره بالای تخت رفته بود نمیدیدم که چه اتفاقی دقیقا در حال رخ دادن است، بعد از لحظه ای جریان آب گرم را روی بدنم احساس کردم و سپس سردی مایعی مثل صابون مایع یا شامپو را روی بدنم حس کردم و او شروع کرد به شستن و پخش مایع در سرتاسر بدنم و از من خواست برگردم و عینا این کار را در تمام روی سینه ام و نیز کریم آقا و اطرافش نیز خیلی سریع انجام داد و سپس بدنم را با آب شست و خواست که دوباره به روی سینه ام برگردم که از سر و صدای شیر آب و چند دقیقه ای که طول کشید، سرم را قدری بلند کردم و چرخاندم و دیدم که او مشغول شستن تمام بدن خودش به همان ترتیب نیز هست.
    سپس احساس کردم که مایع دیگری که حالت چربی داشت روی بدنم ریخته شد و با دستان لطیفش روی تمام پشتم پخش شد، من به دلیل گرم بودن کله ام، چشمانم را بسته بودم که تا حد امکان سورپرایز و غافلگیر بشوم، بدنم به حالتی در آمده بود که هر کجایش را لمس میکرد، انگار همه اعصاب به کریم اقا منتهی میشد.
    سپس سنگینی بدن او را روی پشت خودم احساس کردم، با باسن بزرگش روی باسن من نشسته بود و من با باسن میتوانستم کس تراشیده و تپل او را حس کنم، با تمام بدن روی پشت من خوابید و شروع به ماساژ پشتم با بدنش شد، هر بار که پایین و بالا می رفت حس غریبی مثل برق گرفتگی تمام بدنم و به ویژه کریم اقا را می لرزاند.
    از مایع مذکور روی پاهایم و لای پاهایم نیز ریخت و با دست آن را در تمام لای پایم با سبکی مثل پر پخش کرد و به ویژه در حوالی باسن و سوراخ مقعدم، خیلی آرامتر و بیشتر همراه با نوازش این کار را میکرد که لذت عجیبی سرتاسر بدنم را فرا گرفت، سپس همانطور که با سینه های برجسته اش روی پشتم سر می خورد و بدنم را با سینه هایش ماساژ میداد، آرام آرام به سمت پایین سر خورد و حالا سینه هایش را روی باسنم حس میکردم، و با چپ و راست شدن، نوک سینه اش با سوراخ مقعدم تماس پیدا میکرد که به شدت لذت بخش بود، همانطور که روی من به سمت پایین سر می خورد صد و هشتاد درجه روی پشتم لغزید و همانطور که با سینه هایش تا مچ پاهایم می رفت، من کس و باسن او را روی پشتم احساس میکردم که هی بالا و پایین سر میخورد، سپس دو باره چرخید و با پاهای بازش و در حالت نشسته روی تک تک پاهایم و سپس روی باسن و تا پشت گردنم با کس و کون نرم و سفیدش روی بدنم سر خورد، تا کنون چنین چیزی را تجربه نکرده بودم، او داشت با کس و کونش، تمام بدن مرا ماساژ می داد و به حوالی مقعدم که می رسید، با وسواس بیشتری و به مراتب ملایم تر این کار را انجام میداد که غرق در لذت می شدم.
    او شیر آب را باز کرد و پشتم را با آب گرم شست، احتمالا روغن یا مایعی که استفاده کرده بود، از نوع حلال در آب بود که خیلی راحت از روی بدنم پاک شد و از من خواست که برگردم و من سیگار دیگری از او خواستم که برایم روشن کرد و چون دیگر صورتم رو به او قرار داشت چشمانم را باز نگاه داشتم و غرق در تماشای حرکات او شدم، خیلی آرام و بالبخند مایع را روی سینه ام و اطراف کریم آقا و تا مچ پایم پخش کرد و از مچ یکی از پاهایم شروع کرد و دوباره با کس و کون خود روی بدنم لغزید ، اول این پا، بعد پای دیگر، و بعد تا گردنم آمد و کس او در فاصله چند سانتی از صورتم قرار گرفت و دوباره چرخشی کرد و برعکش روی بدنم سر خورد و منظره زیبای دو باسن گرد و تپل او درمقابل چشمانم بود که بالا و پایین می رفت و سپس همانطور با تمام بدن روی بدنم دراز کشید و شروع به سرخوردن از بالا و پاین کرد، نمیتوانم توصیفش کنم، کریم آقا را در بین سینه هایش قرار داده بود و با هر حرکت بالا و پایینی که میکرد کریم نیز در بین سینه های گردش فرو می رفت و بر میگشت، سپس دوباره نشست و با فضای بین کس و کونش، روی کریم آقا که همراستای بدنم بود، به عقب و جلو سر خورد و هر لحظه میتوانستم تجسم کنم که الان کریم آقا از لای پره های کس گذشت و سپس سوراخ کونش را لمس میکند، به کریم آقا حسودی ام می شد 😊
    بعد از چنددقیقه همه این کارها را به ترتیب و منظم انجام دادن، بلند شد و با آب بدنم را شست و از من خواست که روی صندلی که کنار تخت قرار داشت بنشینم، صندلی مثل این صندلی های شبیه توالت فرنگی بود، در نشیمناگاهش، یک حفره بزرگ قرار داشت و وقتی آنجا نشستم، با صابون مایع یا شامپو، خیلی با وسواس تمام ناحیه کریم آقا و سوراخ کونم و حتی اندکی داخل آن را هم شست، وقتی بلند شدم من هم از او خواستم که همین کار را برایش بکنم که حالا نوبت من بود که او را بشویم، روی صندلی نشست و حسابی تمام محتویات و سوراخ های کس و کونش را شستم و سپس با هم رفتیم زیر دوش و شروع به بوسیدن و خوردن سینه هایش زیر آب کردم و با تماس بدنم از پشت و جلو روی بدن ایستاده او، به طور کامل تمام چربی و کف از روی بدنمان پاک شد و همان زیر دوش آرام آرام از روی سینه هایش پایین رفتم و کس تراشیده و زیبایش را خوردم و خلاصه بعد از چند دقیقه دوش را بستیم و وارد اطاق شدیم و او با دو حوله تمام بدن مرا تقریبا خشک کرد.
    متکایی در جهت مخالف محل سر تخت قرار داد و از من خواست که به سینه روی تخت بخوابم، من نمیدیدم که چه کار میکند ولی صدای باز شدن زیپ کیفی که همراه خود آورده بود شنیدم و بعد شنیدم که بسته ای را باز کرد (بعدا فهمیدم که از این ژل های میوه ای بوده است) همانطور که به پشت خوابیده بودم، سردی ژله ای را بر روی پشت خودم همراه با لبان او احساس کردم، او ژله را درون دهان خود قرار داده بود و بر روی پشت من همراه با آن بالا و پایین می رفت، وقتی تمام ژله روی پشت من آب شد و پخش گردید، لبانش را روی گردنم احساس کردم که با حالت بادکشی بسیار قوی، ساکشن محکمی ایجاد میکند و هر بار ده سانتیمتر با زبان و لبهایش روی پشت من بالا و پایین می رفت و بعد از چند بار، با بادکش کردن پشت من به نوعی تمام ژله ها را از روی پشتم با ساکشن بر میداشت، همه سلولهای بدنم به کریم آقا سیگنال میدادند و داشتم در هوس و لذت بی حد آن جان میدادم ولی هنوز دوست نداشتم که لذت اولین بار ارضاء شدن را خراب کنم، شاید آدم بتواند دو یا سه بار هم پشت سر هم کسی را بکند ولی حساسیت بدن و لذتی که از هر تماس قبل از بار اول ارضاء شدن می برد، اصلا با نوبت های بعدی قابل قیاس نیست. او تمام پشت مرا به همین ترتیب لیسید و سپس با مکش تمیز کرد که واقعا ماساژ بی نظیری بود.
    سپس با حوله کوچکی روی پشتم را خشک کرد و دوباره صدای باز شدن بسته دیگری را شنیدم و سپس روی پاهایم این بار از مچ تا کشاله های رانم، همین کار را تکرار کرد و سپس بسته دیگری در آورد و خیلی خیلی ارام تر ابتدا با دست و انگشتان چون حریر، ناحیه باسن تا کمرم را لمس کرد و سپس ژله را دردهان خود قرار داد و همراه با لیسیدن و پخش کردن آن روی سوراخ مقعدم و نواحی اطراف آن لذت بی نظیری را در وجودم ریشه دوانید، من چشمهایم را بسته بودم چون به هرحال هم نمیتوانستم ببینم، سپس با لبان و زبانش شروع به لیسیدن هر دو باسن و حد فاصل بین بیضه ها و سوراخ مقعدم کرد و بعد از چند بار گذر کردن از روی سوراخ مقعدم که احساس خیلی خوبی هم به من میداد، زبانش را لوله کرد و به آرامی شروع به فشردن آن به سوراخ مقعدم کرد و با هر بار چند میلیمتری بیشتر وارد مقعدم می شد، لذتی که می بردم بی حد و حصر بود، سپس از من خواست که زانوهایم را جمع و قنبل کنم و سپس با همان زبان و لبانش ابتدا چند بار از پشت تمام ناحیه بیضه ها تا نوک کریم اقا را لیسید و سپس با زبانش که لوله کرده بود، تا عمق بیشتری وارد سوراخ مقعدم شد و زبانش را در آن چرخاند، من چون نمیدیدم ، یک لحظه احساس کردم نکند او با انگشتانش دارد این حس را در من القاء میکند ولی خیلی زود این شک من برطرف شد زیرا هر دو دستش را روی بخش بیرونی باسن هایم حس میکردم، همینطور که مشغول لیسیدن و فرو کردن زبانش در مقعد من و گاهی لیسیدن از لای پاهایم تا تک تک بیضه هایم و سپس تا نوک کریم آقا و کردن آن برای چند ثانیه در دهانش بود و دوباره لیسیدن و برگشتن، صدای باز شدن یک بسته پلاستیکی دیگر را نیز شنیدم، و چندی بعد، همانطور که لبانش را پیرامون سوراخ مقعدم احساس میکردم و دستانش روی باسن هایم بود، احساس کردم چیز دیگری در دهانش دارد که وارد سوراخ مقعد من میشد و لذت بی حدی به من میداد، من میدانستم که اعصاب حسی لذت بخشی در ناحیه پیرامون مقعد هم وجود دارند و لابد برای همجنس بازان این اعصاب خیلی قوی تر هستند که از رفتن هر چیزی به درون مقعدشان لذت می برند، ولی بی تردید من اینگونه نبودم ولی الان به قطعیت فهیمده بودم که بازی کردن با اطراف مقعد و فرو کردن زبان و یا هر جسم نرم خارجی به اندازه یکی دو سانتیمتر چقدر میتواند همراه با بقیه اعمال لذت بخش باشد. بعدتر وقتی برگشتم و درون سطل را نگاه کردم، فهمیدم او از آبنباتی به شکل مخروطی درون دهانش استفاده کرده بود.
    سپس او از من خواست که برگردم و به پشت دراز بکشم، وسپس با همان ژله این بار در جلوی چشمانم سانت به سانت بدنم را لیسید و سپس با مکش بادکشی دهانش، پس از چند بار سر خوردن روی هر بخش، انها را از روی بدنم جمع کرد ولی یک کارش دیوانه کننده تر و لذت بخش تر از بقیه بود، وقتی با لبان و زبانش به لاله گوش من نزدیک شد و سپس چند دقیقه ای لاله های گوشم را می مکید و با زبانش روی ان بازی می کرد، جالب است که احساس خوشی هنگامی که روی گوش راستم این کار را میکرد به مراتب بیشتر بود، البته وقتی هم به آرامی روی نوک سینه هایم با لب هایش بازی میکرد، حس بدی نداشتم ولی بیشتر میتوانم بگویم که برعکس تصور حداقل خانم ها، در مورد من، چندان حس خاصی از لیسیدن و میکیدن نوک سینه هایم به من دست نمیدهد، یا خیلی کم! شاید اعصاب آن ناحیه من دچار مشکل باشد، چون همه به صورت پیش فرض، همه فکر میکنند که برای مردان هم این کار باید لذت بخش باشد
    سپس به آرامی در پایین تخت ایستاد و شروع به لیسیدن تک تک انگشتان پایم کرد که حس خوبی هم داشت و آرام آرام بالا آمد و بالاخره به سراغ اصل مطلب رفت پاهایم را بالا آورد و دوباره شروع به لیسیدن و زبان زدن از حوالی مقعد و سوراخ مقعدم که فهمیده بود با حرکات و لرزش هایی که به بدنم وارد میشد، قسمت حساس بدنم هست و لذت می برم و خلاصه همانطور که پاهایم را بالا گرفته بود حسابی درون مقعدم را با زبانش لمس کرد و لیس زد.
    کریم آقا در آستانه انفجار بود و لذا وقتی او را به دهان گرفت، هر چه سعی کردم ذهنم را منحرف کنم نتوانستم و لذا از جا بلند شدم و گفتم حالا نوبت من است، اینطور می خواستم هم وقت بیشتری برای کریم آقا بخرم و هم بی تردید از آنهمه زیبایی و مزه همه قسمت های لعبتی که جلوی رویم بود و با وسواس خاصی تمام قسمت های مورد نظرم را قبلا در زیر دوش شسته بودم بیشتر لذت ببرم، او را به پشت خواباندم و لحظه ای از بدن سفید و بدون حتی یک تارمویش بسی لذت بردم و به آرامی شروع به نوازش پاهایش و دراز کشیدن بر روی بدنش شدم و از لیسیدن گردن و گوشهایش آغاز کردم، ولی خیلی به آرامی و هر چند ثانیه قطع میکردم و او نیز به نظر لذت می برد چون چشمهایش را بسته بود به آرامی با زبانم از روی لاله های گوشش به روی گردنش رفتم و سپس به آرامی از زیر چانه به لبهای زیبایش نزدیک شدم و فقط لیسی روی آنها کشیدم که بلافاصله بازشان کرد که لبانم را در خود جای دهد، ولی من به گردن و گوش دیگرش رفته بودم، چند بار این کار را کردم تا اینکه وقتی لبانم را نزدیک لبانش احساس کرد، با دستانش مانع ار حرکت لبهایم به سوی دیگر شد و زبانش نرم و داغش را تا انتها وارد دهانم کرد و لبهایمان در هم غلتیدند و نفس هر دویمان همزمان با طپش قلب هایمان بالا رفت
    یکی از حوله هایی که کنار تخت بود روی چشمانش قرار دادم که کل حواس بینایی اش از بین برود و صرفا به شنوایی و لمسی اتکاء کند تا نداند من دقیقا کجا هستم و چه میخواهم بکنم
    همزمان دستانم به حالتی خیلی نوازش گونه در روی رانهای او به سمت کس و کون سفید و گردش در حرکت بودند و هربار که به محدوده چوچول او می رسیدند با فشار دادن بدنش به سمت بالا سعی میکرد که نوازش خیلی آرام دست مرا تبدیل به فشاری در آن ناحیه بکند ، آهسته از لب گرفتن دست کشیدم و با زبانم از روی گردن هایش به آرامی به دور سینه هایش آمدم و با حرکتی دورانی دور سینه هایش، خیلی آرام با لب هایم چرخیدم و گاهی در حد چند ثانیه نوک سینه هایش را لیس زدم و همانطور که انتظار داشتم بعد از چند بار انجام دادن این کار، دوباره با دستش سینه دیگرش را جلو آورد که به داد او هم برسم، ولی توجهی نکردم و با لیسیدن نوک سینه قبلی، پس از نیم دقیقه مقداری از آب دهانم را روی آن قرار دادم و به آرامی همزمان با رفتن به سوی سینه دیگر، شروع به بازی کردن با نوک سینه اولی، توسط انگشتانم شدم و پس از مدتی به آرامی روی بدنش با زبان سر خوردم و به اطراف نافش که رسیدم، یک دستم روی سینه هایش و نوک های آنها جابجا می شد و دست دیگرم نیز در بین رانهایش در حالتی شبیه پر، به سمت کس می آمد و بر می گشت و گاهی هم روی خود کس نوازشی میکردم.
    به آرامی بعد از آنجا شروع به پایین رفتن کردم و بین دو پایش نشستم و چون چشمهایش نمی دیدند، حس دیگر یعنی حدس یا درک مکانی که قرار دارم را هم از او گرفتم، بدون اینکه هیچ جایی از بدنم درتماس با بدن او باشد و بفهمد که کجا هستم، درکنارش نشستم و بدون مقدمه لیسی به دور سینه اش زدم و نوک سینه دیگر را بوسیدم و بلافاصله سرم در میان رانهایش رفت و با زبان خیلی آرام به سمت مرکز بالا آمدم ولی درست قبل از رسیدن به کس، برگشتم و صدای آهی از او بلند شد و بعد با زبانم لب هایش را لیس زدم و لبی از او گرفتم و بلافاصله بعدش بدون اینکه بداند چه می خواهم بکنم، لیس خیلی ملایمی روی دو پرده صورتی کسش کشیدم که بدنش را لرزاند و دوباره به روی سینه اش رفتم و بعد روی رانهایش و نهایتا بعد از تکرار همه این مراحل، به آرامی شروع به لب گرفتن از کسش کردم که چون درکنارش نشسته بودم دقیقا مثل لبانش بود و ولی بعد از هر لیس ممتدی یکبار با زبان به ارامی بر روی رانهایش بالا و پایین می رفتم و خلاصه وقتی لیسی از پایین کس به بالا کشیدم، دیدم که کاملا خیس و نم دار شده است، او با دستش مرا جستجو کرد و همانطور که کنارش نشسته بودم، دستش را به کریم آقا رساند و با بالا و پایین کردن دستش، با آن بازی کرد و سپس آن را به سمت خود کشید و در دهان گذاشت، برای اینکه این کار را بتوانم بکنم، خود به خود به پوزیشن مورد علاقه ام یعنی شصت و نه 69 رفتم و خلاصه از همانطور که کس او را می خوردم و می بوسیدم، او هم با فرو کردن بیضه ها و سپس کل کریم آقا در دهانش و نیز لیس زدن از زیر بیضه تا سوراخ مقعد و فرو کردن زبانش در آن مشغول بود و سپس از من خواست که بلند شوم و وقتی نشست ، دستی به لای پایش و کسش کشید و خیسی و رطوبت آن را به من نشان داد و سپس از کیفش کاندومی درآورد و گفت اوکی؟ گفتم اوکی
    کاندوم را خیلی ماهرانه در آورد و سپس فقط ابتدای آن را روی سر کریم آقا قرار داد و با دهانش آن را به تن کریم آقا پوشاند!
    کریم آقای من خیلی قد طویلی ندارد، ولی مثل مردهای کوتوله و خپل هست، چند باری همین خپل بودنش موجب شده که دست رد به سینه ام بزنند گویا طول به اندازه قطر برای برخی اهمیت ندارد، چینی ها غالبا آلت های نازکی ولی در طول های مختلف از کوتاه تا بلند دارند ! خلاصه او با دستانش نشان داد که کریم آقا خیلی عالی است و به قطر آن اشاره کرد و به زبان بی زبانی گفت که آرام بروم! او همانطور که روی من نشسته بود و لبانش را به لبانم گره داده بود و مشغول جدال زبانها در داخل دهان هم بودیم، خیلی آرام روی کریم آقا نشست و بعد از دو سه رفت و برگشت به دلیل رطوبتی که داشت، خیلی راحت فرو رفت و خیلی آرام شروع به بالا و پایین شدن کرد، بعد از چند دقیقه ای از او خواستم که بلند شود و خودم به پشت تخت تکیه دادم و از او خواستم که از پشت نزدیک شود این پوزیشن مطلوب من هست که البته برای تکمیل شدن بعد از چند دقیقه یک پایم را از میان دو پایش در آوردم و آهسته آهسته بلند شدم و در حالت شبیه هلکوپتری شروع به ورود و خروج تا انتهای بهشت کس او شدم و در همان حال بودم که دیگر نتوانستم خودم را نگاه دارم و فوران زد! او همزمان با انزال من، عضله های کسش را تنگ و شل میکرد که عین حالت مکش و چلاندن تا آخرین قطره را از درون کریم اقا بیرون کشید و من بیهوش روی تخت افتادم
    او بلند شد و رفت خودش را شست و من با حوله خودم را تمیز کردم به روی سینه خوابیدم و از او خواستم که حالا ماساژم بدهد که الحق خیلی خوب بلد بود ماساژ بدهد و حدود ده دقیقه ای که گذشت دوباره به محدوده ممنوعه نزدیک شد و کریم آقا که نفسی گرفته بود دوباره شروع به قد کشیدن کرد و این بار دیگر خیلی معطلش نکردیم چون او گفت وقتت بیشتر از بیست دقیقه نمانده است و خلاصه سریع کاندوم را کشیدم و از او خواستم که به حالت سگی در آید و از پشت پس از جا انداختن کامل کریم آقا یواش یواش از او خواستم که پاهایش را بخواباند و دراز کند و سپس در بهترین پوزیشنی که روی من جواب میدهد قرار گرفتم، هم بیضه هایم با رانهایش در خلال هر ورود و خروج تماس پیدا میکرد و هم منظره زیبای باسنش روبه روی چشمانم بود و هم با دستانم میتوانستم سینه هایش را از پشت در دست بفشارم، به قدری حشری بودم که تو پنج دقیقه تلمبه زدن محکم دوباره تخلیه شدم و به پشت روی تخت افتادم
    همواره بعد از سکس دلم میخواست که بلافاصله ساک زدن را هم تجربه کنم لذا تا برگشت با توجه به اینکه ساعت فقط ده دقیقه مانده بود، از او خواستم که حالا برایم ساک بزن که او کریم آقا را به دهان گرفت و آنچنان ماهرانه مشغول شد که با ضرب آهنگ خودم و هدایت دستش به سوراخ مقعدم که با آنجا هم همزمان بازی کند حدودا هفت هشت دقیقه بعد سر او را با دست نگاه داشتم که دیگر تکان نخورد و با ضرب آهنگ دست خودم، برای بار سوم انزال شدم
    دیگه پاهایم هم نای حرکت نداشتند، سریع از جا بلند شدم و رفتم زیر دوش که بلافاصله تلفن زنگ زد و دخترک چیزی پای تلفن گفت و بعد از پنج دقیقه که بیرون آمدم، دوباره تلفن زنگ خورد و فهمیدم که این نوعی کوالیتی کنترل است و دختر دیگری در آنسوی خط پرسید که مثلا چطور بود که نظر واقعی ام را گفتم، سوپر عالی و فراموش نشدنی!
    خسته و ویران از آنجا بیرون آمدم و دیدم دوستم می خندد و میگوید کجایی پس؟ یک ربع است اینجا منتظر تو نشسته ام، خلاصه لباس هایمان را از لاکر درآوردیم و به دوستم گفتم، دمت گرم، تا کنون چنین سکسی را در زندگی ام تجربه نکرده بودم، فوق العاده بود که او با لبخند گفت، میدانستم که چنین نظری خواهی داشت
    من که خیلی حال کردم، امیدوارم با اینکه این اولین نوشته من در عمرم بوده است شما هم از خواندن این تجربه لذت برده باشید


    نوشته: سام

  • 10

  • 17




  • نظرات:
    •   MAHDI.Bمهدی
    • 1 ماه
      • 8

    • داداش میشه خواهش کنم اینقدر ادرس ندی اینقدر توضیح ندی
      مغزم گوز پیچ شد
      در سمت چپ درب سمت چپ
      هی رو تنم سر خودر (dash)


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 15

    • سیدنافیل کاربردش اینه کریم آقارو راست کنه جاکش تو که میگی کریم آقا ی بند راست بوده بعد یه کم رو چینیت کار میکردی میرفتی شانگهای از داروخانه برداران شانگ هو بجز وونگ هو میتونستی قرص بخری ک از ایران زحمت بردنش رو نمیکشیدی (biggrin)


    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 6

    • آقای سام شما از طرف همجنسگراها تاکید میکنم همجنسگراها گوه نخور...اولا که همجنسباز پدرته و جد و آبادت دوما رفتی تو چین کون دادی سلولای عصبیت به گا رفته راجع به همجنسگرایی گوه نخور..با افتخار بهت دیسلایک دادم..


    •   Xknight.1
    • 1 ماه
      • 6

    • گوزو تو غلط کردی با پول مردم مملکت میروی ماموریت جاکشی می کنی! در ضمن در آسیای شرقی داشتن موی اطراف کس در میان زنان رایج و سنت است که بیشتر رعایت می کنند. گوزو دستت در بیار


    •   As-pikc
    • 1 ماه
      • 3

    • پلشت
      مگه املاکی هستی
      تا ده دقیقه فقط توصیف ساختمونو کردی
      اه
      حسم پرید
      کیری عنتر


    •   yaser345
    • 1 ماه
      • 3

    • کریم اقا منگول،،،،کسکش


    •   حاج.دولدار
    • 1 ماه
      • 2

    • كاملا واقعا و دقيق و با جزييات بود
      توي پوكت من هم همچين تجربه اي داشتم توي سالن بادي ماساژ


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 10

    • اصل ماجرا: از زمان بچگیم هر روز میشستم تو کوچه تکیه میدادم به دیوار زل میزدم به قهوه خونه کریم اقا! خیلی خوبه این کریم اقا تا وقتی همون دفعه اول که میگه شورتتو بکشی پایین اصلا بداخلاق نیست کریم اقا!! از راه دور اومده کریم اقا تو دهشون هنوز حموم اختراع نشده رو تختخواب کیسه پلاستیکی میکشن بعد اب میریزن روش کریم اقا!! اگر بچه خوبی باشی سیگارو قلیون کم بکشی تو قهوه خونش سال اخر دبیرستان ولت میکنه کریم اقا وگرنه تا سال اخر دکترا و حتی شیش ماه بعد از پایان نامه هنوز کونت میزاره کریم اقا! همیشه روز تولدم یادشه کیرم اقا بهم قوطی وازلین کادو میده کریم اقا! این بود انشای من در باره کریم اقا!!! (biggrin)


    •   Nasser120460
    • 1 ماه
      • 1

    • عالى
      من هم تجربه سكس توى چين رو دارم?


    •   al2l
    • 1 ماه
      • 1

    • کاملا با عقل جور در میاد اتفاقا... فقط ادرس یا اسم سونا رو با شهر بگو همه بریم...


    •   Dorii
    • 1 ماه
      • 1

    • داداش آدرسشو بده ماهم که مسیرمونه بریم


    •   Dorii
    • 1 ماه
      • 0

    • داداش آدرسشو بده ماهم که مسیرمونه بریم


    •   off_boy
    • 1 ماه
      • 6

    • تمام داستان حس ميكردم دارم يكي از رمان هاي محمود دولت آبادي رو ميخونم.
      خدا لعنتت كنه با كريم آقات مغزم درد گرفت.
      راستي تو اوب داري كه اينقدر با سوراخ كونت حال ميكني تنگ بازي در نيار كريم آقا.


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 3

    • من که نمیدونم واقعی بود یا نه ولی انقدر توضیحاتت طولانی و کامل و جامع بود که قشنگ حس کردم کجا بودی و اونجا چجوری بوده ؛
      این کریم آقا که با خودت برده بودی هم خیلی اون وسط ها مزاحم بود خجالت نکشیدی ازش ؟
      فکر کنم همه چی رو حسابی دید زد ؛
      نظری در مورد داستان ندارم فقط خیلی بیش از حد توضیح دادی ؛
      سر گیجه گرفتم انقدر چرخیدید مگه طواف میکردید ؟
      موفق باشی


    •   Amir__Parsa
    • 1 ماه
      • 2

    • امضاء کارمند گوزو.


    •   کسلیس@بزرگ
    • 1 ماه
      • 1

    • افرین بر تو ای مالک اشتر
      چه خوب کسشعر بیان نمودی
      کاربران استفاده کرده
      به چین مارا بردی
      ملجوق جان


    •   I_am_not_big
    • 1 ماه
      • 1

    • خیلی خیلی طولانی بود


    •   سعید تبریزی
    • 1 ماه
      • 4

    • من هنوز توی راه روی دومی گم شدم خواهشا منو نجات بدین


    •   سیاوشXXL
    • 1 ماه
      • 1

    • اونجاش که نوشتی با کس و کون خود روی بدنم لغزید ????


    •   mamadreza68
    • 1 ماه
      • 0

    • من دقیقا همچین چیزیو تجربه کردم
      بعضی جاهاش که فک کردم من و دوستمیم :))


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه
      • 4

    • کس کس چقدر کتابی و رسمی نوشتی ، نکنه استاندار و شهردار باشی؟؟ چهار روز دیگه فیلم کون دادن تو هم در میاد
      استعداد کونی بودن رو بطور بالقوه داری و اگه زنه یه دیلدو هم در میاورد از تو ساکش بالفعل میشد . شاید هم زنه کونت رو جر داده؟؟ حالا فیلمش بیاد بعد قضاوت میکنیم .
      احتمالا بیاد بچگی هات یه کون اساسی هم داده باشی اونجا و خرج سفرت در اومده.
      فقط یه نکته مبهم که تو زبون چینی بلد بودی که دختره آخر کار تلفنی ازت پرسید چطور بود و تو هم گفتی سوپر عالی بود!!! ؟؟؟؟ زبون بسته به چه زبونی ازت سوال پرسید ؟


    •   naderkirkoloft
    • 1 ماه
      • 0

    • دمتت گرم دقیق گفتی من هم همین جوری تو تایلند سکس کردم


    •   Sina9_7
    • 1 ماه
      • 1

    • اسم خودش سامه بعد ب کیرش میگه کریم، کریم بکنته کسکش کیر کریم آقا باقری تو کونت با این کسشرایی ک تفت دادی
      بیا ی چیز نرم بکنم تو کونت


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 3

    • کریم تو مسلمون نیستی (biggrin)

      فقط نگفتی چقد پات در اومد؟
      یعنی میخوام مقایسه کنم با اینایی که واسه یه سکس چت لاشی هزارتا منتم سرت میذارن(:


    •   miago
    • 1 ماه
      • 1

    • من ايران زندگي نمي كنم ، تو كشوري هم كه هستم سكس پولي ممنوعه ،واسه همين يا مي رم امريكاي جنوبي ، يا ميام ايران


      تو ايران خودمون مشابه اين ماساژ رو كه تعريف مي كرد گرفتم،ماساژ با بدن ، ماساژ با سينه ، ماساژ با كص و حتي شستشوي بعدش ، بعد هم يه سكس كامل همراه با ساك ، سه بار هم پيشش رفتم ، تو خونه خودش


      البته دلار او موقع شيش تومن بود ، ولي با چهل دلاري كه بهش دادم (شهرستان ، نه تهران ) اگه هر كشور ديگه ايي مي خواستم همون سرويس رو بگيرم بالاي دويست سي صد دلار خرجش مي شد


    •   Afair90
    • 1 ماه
      • 0

    • کصکش کریم اقا تو مقعدت?????


    •   Nadly64
    • 1 ماه
      • 0

    • اصلا حال نداد این داستانت. یکی ازفرمولای ریاضیو توضیح میدادی بهتر بود تا نوشتن این داستان


    •   mrsmith
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • برو عمو هی کریم اقا کریم آقا حالمون بهم خورد.


    •   H.N24
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • واقعا عالی بود و واقعا لذت بخش بوده سکست حاظرم یک ملیون بدم این سکس تجربه کنم عالی بود وخیلی نویسنده خوبی هستی


    •   karim-sam
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • از دوستانی که خواندند تشکر میکنم، من که گفتم این اولین بار است که می نویسم و غرضم یافتن اشکالات در نظر بقیه بود که غالبا از طولانی و شرح مفصل گلایه داشتند که درست میگویند! برخی ذات کارآگاهی دارند و در هر سوژه ای دنبال سرنخ میگردند که بگویند فیک است! داستان کاملا واقعی و تجربه شخصی بود، از دوستان در مورد هزینه اش پرسیده بودند که حدود هزار یوان چین شده بود )980 یا 1080) در مورد احتمال گی بودن هم خیلی از اونایی که ادعای مردی دارند حرف زده بودند، در اصل مشکل این است که در جامعه ما به دلیل کم شعوری فرهنگی، موضوع همجنس گرایی تبدیل به یک فحش و ناسزا شده است و از آن بیشتر برای تحقیر استفاده میشود، شما هم نترسید که یک سری کس خل به شما بگویند همجنس باز هستید کمی شهامت رو به رو شدن با غرایز طبیعی و شناخت بدن خودتان را داشته باشید، حداقل یکبار امتحان کنید، اصلا زمان انزال دست خودتان را انجا بگذارید، می بینید که کلی عصب حسی هم آنجا هست و صد البته این هیچ ربطی به گرایش جنسی شما و احیانا همجنس گرایی ندارد، من صد در صد به جنس مخالف تمایل دارم و از دیدن و تجسم دو همجنس (مرد) مطلقا احساس خوب و راحتی نمی کنم (با این وجود کسی را که به همجنس خود گرایش دارد را مطلقا مریض یا منحرف نمیدانم، بنده خدا دست خودش نیست، مگر شما که مثلا مردی میتوانی به اختیار خودت از فردا گرایش جنسی ات را عوض کنی؟ او هم نمی تواند، او هم به همان اندازه که دیدن بوسه دو مرد برای من مشمِیز کننده است، تصور بوسیدن یک زن برایش حس مشابهی دارد، واقعا انقدر سخت است این را در وجود همجنس گرایان درک کنیم اگر چه خودمان دگرجنس گرا هستیم) احتمالا با این توضیحات، سیل کس شعر های جدید و اعلام قطعی گی بودن بنده سرازیر خواهد شد، ولی اگر فقط یک نفر از این کساخیل حرف مرا درک کند، کفایت میکند
      باز هم از تذکرات به جای دوستان در مورد شکل نگارش داستان و کتابی شدن آن تشکر میکنم، حالا اگر تصمیم به نگارش ماجرای دیگری یا حتی نسخه اصلاح شده همین ماجرا را داشتم، از تمام تذکرات دوستان استفاده میکنم و بعد ببینیم نتیجه چه میشود! در پایان، درمورد آدرس این محل، از دوستم در شانگهای چند روز قبل پرسیدم، گفت نه تنها آن محل بلکه تمام موارد مشابه در سرتاسر چین حتی در شهر معروفی به نام دونگ گوان که میگفتند بهشت این قبیل سرویس ها هست، در یکی دو سال اخیر جمع آوری شده است
      به هرحال امیدوارم هرجا و در هر کشوری با مورد مشابهی برخورد کردید، برخی نام آن را مارومارو (ژاپنی) هم میگویند، حتما به هر قیمتی بود بروید که تجربه ای فراموش نشدنی خواهید داشت


    •   megamaind
    • 4 هفته
      • 1

    • من مشابه این تجربه را در کره داشتم فقط با این تفاوت که کلی کسش پشم داشت و با توجه به کیر کلفت من دوبار آمد ولی من بعد از انواع تلمبه و ساک آبم نیامد البته تا حالا آب من با ساک زدن نیامده لذت هم می برم ولی نمیاد
      ولی تجربه ماساژ فوق العاده ای بود


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • قبلش داستانای دیگه رو بخون بعد کیریم آقا رو رو کن.
      هنگام آپ کردن هم داستان خودتو بخون


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو