سکسی بعد از شق درد

    سلام به بر و بچ شهوانی 21 سالمه قدم 175 تیپ اسپرت میزنم ی مدت طولانی میگذشت که رابطه بین من و زهرا دوس دخترم شکر اب شده بود باهم خیلی سکس داشتیم ولی بعد از مدتی سردی احساس و عشقش رو احساس کردم توجهش کم شده بود و میگفت تو اگه منو میخوای دیگه باید بی خیال سکس شی اونم منی که این همه بردمش خونه حالا چطور بی خیال شم گفتم باشه و این حرفا که ی روز که سر کار بودم تماس گرفت عزیزم کجایی دلم میخواد امروز تو بغلت باشم منو بگو خوشحال و خوشحال گفتم اقا بهراد دوباره جور شد بعد از ظهر ک از سر کار اومدم خونه تماس گرفت:عزیزم خیلی دوست دارم فقط فکر اینم کی صبح میشه تو بغلتم تو کونم حنا بندون بود خلاصه صبح شد و رفتم دنبالش اومدیم خونه و تو بغلم دراز کشید و همین که زیر گلوشو خوردم ناله های خفیفش بلند شد دستمو اوردم سمت کسش که دستمو کشید خیلی ناراحت شدم گفت عزیزم ناراحت نشو اما من به قصد دراز کشیدن تو بغل عشقم اومدم نه چیز دیگه از شق درد داشتم میمردم خودمو حقیر نکردم ک التماسش کنم گفتم باشه و یکم لبخند زدم که فک کنه ناراحت نیستم خلاصه سرتونو درد نیارم رسوندمش و تو راه برگشت گفتم تف به این شانس کاش زمین دهن باز میکرد و میرفتم توش خلاصه تو راه خونم ی بازار هست که خیلی گوشتای عتیغه ای میان اونجا واسه خرید همینجور که اعصابم خورد بود ی زن و بچه ای داشتن میومدن طرفم که رد بشن زنه بهم گفت اخماشو ببین ک یهو جام کردم باورم نمیشد به من گفته خلاصه برگشتم دنبالش و پلاچش شدم تا شمارمو بهش بدم ی پلاستیک دستش بود مال خریداش ک شماره تو جیبم رو انداختم تو پلاستیکش و بهش گفتم این شمارمه و رفتم خلاصه رفتم خونه و تو عالم کیر شانسی خودم بودم که حدودای 10 بود ی اس اومد با شماره ناشناس نوشته بود گل پسر تو اخمات غرق نشی زود جواب دادم سلام خوبی میشه کاملا خودتو معرفی کنی اسمش سمیه بود 27 سال سن داشت یادم رفت بگم ببخشید پوست سفید چشم و ابرو مشکی قدش 168 سینه هاشم دقیق نمیدونم چون نپرسیدم اینو فک کنم حدسی 70 قیافه لوندی داره ازش پرسیدم اگه شوهر داری راضی نیستم با این ررابطه گفت خیالت راحت شوهرم فوت کرده 3 ساله گذشت بعد از دو هفته دوستیمون کم کم اس های سکسی میفرستاد و منم جوابش دادم ی اس داد گفت فردا ناهار درست میکنم ادرس میدم بیا پیشم من هم دلم میخواست هم میترسیدم تا اینکه گفتم باداباد بذار همین یبار و ریسک کنم قبول کردمو صبح ساعت 11 بود اس داد نفسم این ادرسمه و زود بیا منتظرتم خلاصه به خودم رسیدمو رفتم ی پسره هم تو کوچشون بود چپ نگاه میکرد که برگشتم گفتم داستان میشه برام بعد زنگ زد بهرادم کجایی پس گفتم عزیزم ی پسره تو کوچس بد نگاه میکنه گفت سر کوچه وایسا تا بیام با چادر خونگی اومدش و منو برد تو خونش و رفت تو اشپزخونه پسر کوچیکسم گذاشته بود خونه مامانش اینا نشستم و دیدم چادر و انداخته بود و با ی تاپ زرشکی و ی استرچ چسبون اومد خودمو کنترل کردم که راست نشه اخه نمیدونستم قراره برنامه داشته باشیم فکر نمیکردم یعنی از شانس خودم نمیدیدم که بتونم باهاش سکس کنم خلاصه اومد و نشست منم مثه ادمای مودب نشسته بودم که گفت بیا کارت دارم میخوام در گوشت ی چیز بگم گفتم کسی که نیس بگو خلاصه نشستم کنارش یهو لپمو ماچ کرد دیگه بهراد کوچولوی ما داشت بزرگ میشد طاقتم نیاوردم دست کشیدم تو موهاینازشو لبمو گذاشتم رو لبش همدیگرو میخوردیم که کم کم دراز کش شدیم و همینجور لب میگرفتیم که حس کردم کیرمو از رو شلوار داره میماله گفتم میخوایش با صدای نازک و پر از هوسش گفت ارررررررررره... عشقم تاپشو دراوردم ی سوتین سفید ورساچه بود استرچ رو هم دراوردم وای چقد سمیه جونم سفیده سینشو کردم تو دهنم و اون سینه دیگسم چنگ میزدم ناله هاش شدید شده بود و هردو پر سرشار از شهوت بودیم وقتی که میخوردمش کمرشو میبرد بالا و پایین شکمش میلرزید سریع تی شرتم و دراوردم شلوارمم همینطور جفتمون فقط با شرت بودیم یهو با صدای ناز و شهوتیش گفت بهراد زود باش مردم شرتشم با سوتین ورساچش ست بود شرتم دراوردم وای جون وقتی دیدمش مات موندماز زهرا دوس دخترمم تمیز وناز تر بود اول نفس داغمو به کسش زدم که گفت اههههههههههه زبونمو اروم کشیدم روش میگفت بهراد کشتیم خوب کسشو لیس زدم و خوردم که بلند شد گفت بسه شرتمو سریع کشید پایین عین وحشیا اخه بدجور حشریش کرده بودم خیلی سریع دوتا ساک خیلی کم زد خوابید و گفت زود باش کیرمو گذاشتم لب کسش اروم هلش دادم تو وای چه ناله ای میکرد خیلی کسش داغ بود تا نصه رفت و شروع کردم به عقب و جلو کردن ی5 دقیقای که داشتم میکرد کیرم داغ شد فهمیدم که ابم اومده گفتم خاک بر سرم ریختم توشگفت اشکال نداره عشقم قرص خوردم خیایلم راحت شد و بی حال افتادم تو بغلش بعد نوازش میکردیم همو رفتیم ناهار و خوردیم بعدش گفت یبار دیگه به سمیه ت حال میدی قبول کردم و ساعت سه بود که با ی لب ناز ازش خدافظی کردم الان دو ماهی میشه با همیم میخوام اگه راضی بشه صیغش کنم همین الانم که دارم داستانمو مینویسم اس داده عزیزم داره چیکار میکنه این بود داستان من و سمیه امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه بدتون اومده به بزرگی خودتون ببخشید
    دوستدار شما بهراد از شیراز

  • 4

  • 0




  • نظرات:
    •   MS.TEACHER
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • ببینم شما فقط اینو بگو ببینم که اصلا می دونی استرچ چیه ؟ یابو علفی ما استرچ غیر چسبون هم داریم که ایشون چسبونشو پوشیده بود ؟؟؟؟


      سوتینشم شک نکن حتما ورساچه بوده . یعنی مدیونی اگه شک کنی که اصل نبوده ها .


      تو تا کیرت داغ نشه نمی فهمی آبت اومده ؟ یعنی اصلا قبلش نمی فهمی که داره میاد؟ وای ددم وای. یعنی بمیری تو .


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو