سکسی که اتفاقی به وقوع پیوست

    سلام دوستای شهوانی.از همینجا میخوام بگم که این مکالماتم که با دختره داشتم به زبان آلمانی بود که من براتون ترجمش میکنم.من احمدرضا 33 سالم هست و سبزه پوستم قدم 178 و توی المان زندگی میکنم.من توی فیس بوک و اینستا چنتا رفیق ایرونی پیدا کرده بودم و کارمون شده بود رفتن به کازینو یا استریپ کلوب یا کاباره و اینا.یه روز خودم رفته بودم استریپ کلوب و اینقدر ابجو خوردم که افتادم زمین بدجور مست کرده بودم و منو پرت کردن بیرون.خیلی بالا اورده بودم و به زور بلند شدم و ریختم توی زباله.حالم خراب بود.شب سردی بود هیشکی هم کمکم نمیکرد منو برسونه تا اینکه یه دختر خوشگل استریپ دستمو گرفت بلندم کرد و گفت
    +حالت خوبه خوشگله
    -فقط مستم
    +باشه الان تاکسی میگیرم
    رفت یه تاکسی گرفت و خودش و راننده منو به زور بلند کردن و راننده گفت کجا برسونمتون که دختره گفت مارو برسون به خیابون ***.منم گفتم نه ولش مزاحم نمیشم.دختره گفت حالت خرابه فعلا بیا خونه من.منم که جون حرف زدن نداشتم و راننده بالاخره مارو رسوند خونه دختره و دونفری منو بلند کردن و انداختن روی تخت.خیلی مست بودم افتادم خوابیدم.صبح که از خواب بیدا شدم متوجه بوی گند لباسام شده بودم و میخواستم بی سر و صدا از خونه بزنم بیرون تا اینکه دیدم دختره داره صبحونه رو اماده میکنه.منم سرمو انداختم پایین خواستم برم که دختره دست منو گرفت و التماس میکرد که نرم.خیلی خجالت زده شده بودم.بهم‌ گفت برم حموم منم رفتم حموم و کتم رو که یکم استفراغی شده بود رو شستم و یه حمومی کردم.بعد اومدم بیرون و ازش کلی معذرت خواهی کردم بعد بهش گفتم اشکال نداره کت و بلوزمو نپوشیدم چون فعلا تره و اونم گفت اشکالی نداره.صبحونه رو اماده کرده بود و منتظر بود که منم بیام باهم بخوریم.درحال صبحونه خوردن بودیم(جاتون خالی خیلی خوشمزه بود)و سر صحبت رو باز کرد:
    +اسمت چیه خوشگله؟
    -احمدرضا هستم تو چیه اسمت؟
    +لیزا هستم
    -لیزا،چه اسم قشنگی داری
    +ممنونم
    -ببین،من متاسفم که این اتفاق افتاد خیلی متاسفم
    +تو هر دقیقه داری معذرت خواهی میکنی
    -چکار کنم،اعصابم خورده
    +میخوای اعصابتو تعمیر کنم؟
    -باشه ولی نمیدونم چکار میخوای بکنی؟
    +صبحونتو که خوردی قهوتم که خوردی بیا کارت دارم
    -باشه
    بعد که یکم روم باز شد بهش نگاه انداختم عجب سینه های بزرگی داشت.بدنش سفیییید و چشماش آبی و صورتشم خیلی خوشگل بود عجب فرشته ای بود.اونم متوجه نگاهای من شد گفت انگار سوپرایزتو متوجه شدی
    -چی چیو،چیو(مثلا هیچی نفهمیدم)
    +فکر نکن من نفهمیدم.
    بعد بلند شدم و منم برد توی اتاق خواب و گفت میخوای یه حالی باهم بکنیم؟
    -عالیه ولی...
    +ولی چی؟زود باش در بیار
    هر دومون لباسامونو در اوردیم و اومد گوشامو صورتمو لیسید تا کیرم حسابی شق شد.سریع نشست و دارکوبی ساک میزد معلوم بود خیلی حرفه ایه.خیلی خوب ساک میزد همه کیرم توی دهنش بود.گفت بیا رو تخت منم رفتم روی تخت نشستم و اونم کسشو روی کیرم تنظیم کرده بود و روش بالا پایین میشد.خیلی آه آه میکرد معلوم بود خیلی حشریه.کل اتاقو صدای ناله هامون برداشته بود و خیلی کسش داغ بود لامصب انگار کیرم توی کوره بود.حسابی بالاپایین شد.منم حسابی حشری بودم و خجالتو کنار گذاشته بودم اومدم پاهاشو روی شونه هام گذاشتم و کیرمو با سرعت توی کسش عقب جلو میکردم تا اینکه ارضا شد.عجب رونایی داشت با هر تلمبه روناش میلرزید.حسابی داشتم حال میکردم و حس کردم آبم میخواد بیاد بهش گفتم میخواد بیاد گفت صبر کن.منم توی اتاق نشسته بودم و اونم رفت توالت و وقتی اومد بیرون رفت روی تخت و بالشت گذاشت زیر شکمش،کونش تر بود و منم حسابی عاشق کون تر هستم.حسابی کونشو لیسیدم و اونم گفت چون خیلی کون دادم راحت میتونی کونمو بگایی.منم سریع کیرمو گذاشتم روی سوراخش و یه فشار دادم یه آهههههه گفت و کونش حسابی کیرمو خورده بود.منم توی کونش با سرعت تلمبه میزدم و اونم هی میگفت جووون کیرتو دارم میگام اهههه و حسابی کونشو گاییدم و آبم اومد همشو توی کونش خالی کردم.رفتم سراغ ممه هاش و حسابی خوردمشون خیلی خوشمزه بود امیدوارم گیر همه بیاد.رفتم لباسامو پوشیدم و کتم که خشک شده بود رو برداشتم پوشیدم خواستم برم بهش گفتم شماره میدی و اونم شمارشو داد.باهم دوست شده بودیم و قرار گذاشتیم هر پنجشنبه باهم سکس داشته باشیم.
    نوشته: احمد رضا

  • 4

  • 18




  • نظرات:
    •   Ares.1
    • 3 هفته،3 روز
      • 10

    • اینکه قرار گذاشتید هر پنجشنبه سکس کنید ، نشون میده یه ایرانی ، هرکجای دنیا هم که باشه شب جمعه رو یادش نمیره
      خخخخخ
      راننده کمک زیادی نمیکنه ، نهایتا از ماشینش پیادت میکنه


    •   ماینر
    • 3 هفته،3 روز
      • 8

    • همین چارتا بی جنبه مثل تو باعث شده اندک ابرویی تو خارج نداشته باشیم و تو هرکشور اروپایی ک بریم مردم اون کشور با لحن زننده ای بهمون بگن"هی کله مشکی برگرد خونت"اخه مگه مجبوری ب حدی بخوری ک همه جا رو به گه بکشی واخرش با تیپا بندازنت بیرون!متاسفانه خیلی از ایرانیا چه زن چه مرد هدفشون از رفتن ب یه کشور خارجی سکس و مشروبه ودر حقیقت به عنوان یه عقده ای میرن اونور وحسابی هم ابرو ریزی میکنن!وتتزمانی ک تو این خرابشده سکس ومشروب غدغن باشه اوضاع هم همینجورمیمونه!الان خیلی زنای ایرانی تو المان با افتخار سکس گروپ میکنن و درجواب میگن اومدیم عشق وحال کنیم دیگه!!!!


    •   جان.کوچولو
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • داستانت کپی از روی ی فیلم .


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • احمدرضا رو خوشگله صدا نمیزنن . داش یا مشتی صدا میکنن خخخ


    •   ستار05
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • بچه جون اونجا هم از این خبرا الکی چرت ننویس


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،3 روز
      • 5

    • شاشیدن ب آلمانی چی میشه؟؟ یحتمل بوی گند لباسات بخاطر همون بوده..
      خیلی بی شخصیتی ک بجای استفاده از امکانات کشوری مثل آلمان صرفا بخاطر سکس اونجا موندی این جملم رو ب آلمانی سخت ترجمه کن برا خودت


    •   Hadimikone
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • اسمت چیه
      احمد
      احمد چی
      ذوقی ????


    •   M.R.mamad
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • امشب امار کصتان ها داره بالا میره!


    •   shahx-1
    • 3 هفته،3 روز
      • 5

    • الکی مثلا دخترای خوشگل المانی هرکی کف خیابون افتاده هیکلش پر استفراغه میبرن خونشون بهش کسو کون میدن!!! انگار نه انگار که بانسر سیاه پوست کلاب شبو بردتش خونش کاری کرده که الکل رو برا همیشه ترک کنه!! (biggrin)


    •   nima58teh
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • همینو کم داشتیم که یکی فکرش سکس توی آلمان باشه
      داستانت معلومه دروغه ، آلمان هم که توی تخیلت اومده بخاطر اینه که خیلیا توی این چند ساله برای پناهندگی رفتن اونجا
      حال نکردم با داستانت ، دیس


    •   allforsex
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • خوب روون نوشتی ولی فکر نکنم خارجی ها هم اینقدر زود با یه آدم مست غریبه که وسط خیابون افتاده صمیمی بشه و عشقم و خشگلم راه بیندازه.
      نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم.
      یکم غیر واقعی بود.
      ولی به هر حال نوشته ات ساده و دلچسب بود. پس لا اقل دیس نمیدم.
      ولی یکم واقعی تر بنویس.


    •   ماینر
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • شیوه داستان خوندن نن اینجوریه ک اگه ازداستان خوشم نیاد نیمه کاره رها میکنم وبقیشو نمیخونم ومیام برا اتتقاد کامنت میزارم!این داستان روهم تانصفه ک خوندم فکر کردم واقعیه وازاین ایرانیای ندید بدیده طرف ک ب عشق سکس ومشروب رفته المان و حالا اومده اینجا از افتخاراتش برامون بگه!واسه همین هم داستان حالمو بد کرد وبقیشو نخوندم وکامنتی گزاشتم ک این معنی رومیده ک انگار باورم شده داستان واقعیه!ولی وقتی کامنت داستان روخوندم اومدم بقیه داستان روهم خوندم وکاملا مشخص شد چه خالی بندیه عظیمی کرده طرف!اسکل اونور پنجشنبه جمعه تعطیل نیست شنبه یکشنبه اخر هفتست ک میگی هرپنج شنبه قرار سکس میزارم باهاش!صوای این سوتی کلا از تک تک جملاتت مشخصه ک خالی بندیه و گفتی بزار ماهم یه چیزی بنویسیم ازقافله عقب نمونیم.مگه مجبوری بنویسی مردک


    •   ashkaanm
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • خخخخخ ..!


    •   ashkaanm
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • اخی نازی گناه داری تو ..!
      ,


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • این چی بود الان ؟ چون داستان که نبو د و شرایط و قوانین و یا حتی حداقل قالب بندی ساده حاکم بر داستان ها را هیچ به چشم نمیخورد و رعایت نکرده بودی ، و اما می ماند گذینه دوم که خاطره باشه که خاطره هم میبایست شرایط و قالب مربوط بخودش و داره که آنرا هم نداشت ، گرچه اصرا ر داشت که خواننده باور کند که حقیقت زندگی اوست که اینجا نوشته برای مشارکت با دیگران ولی کاملا وقایع احمقانه به نگارش در آمده که هر دختری این را متوجه میشود . برای مثال یکی را نام ببرم در همان ابتدای آشنایی حتی اگر یک آلمانی هم بودی آن ساعت و در آن شرایط که خودت برای واقعی جلوه دادن خاطره، نوشته بودید که چقدر حالت کثیف و منزجرکننده ای داشتی حتی یک مرد بشما نزدیک نمیشود چه برسه یک دختربقول شماجوان و زیبا ، فراموش نکنیم وقایع خیالی در کشوری اروپایی شکل گرفته و رخ داده که مردم فرهنگ رفتاری کاملا دور از فرهنگ و رفتاری مانند مردم ما و حتی دیگر کشورهای خاور میانه ای دارند ، شاید یک پیرمرد کارتن خواب نزدیک بشود به یک خارجی که چنین سرو وضعی کثیف داردو یا چند جوا ن از باند های خلاف سطح پیاده روهای شهر های آلمانی که ازپایین ترین سطوح خلافکاری که معمولا از فقیر ترین محله های شهری که درحاشیه شهر ها زندگی مکنند آنهم با هدف سرقت از جیب های چنین شخصی به او نزدیک شوند وگرنه همه کسانی که در کشورهای اروپایی زندگی میکنند میدانند محال هست چنین حماقتی را آنهم یک دختر غریبه انجام دهد زیرا معمولا چنین مواردی با توجه به قوانین مدنی اروپایی ها خصوصا آلمان ، میتوانددرد سرهای زیادی را هم بوجود آوردکه کمترین مشکل و ترس اینه که بعد با یک شکایت بعنوان سرقت محتوبات جیب یا کیف پول و غیره روبرو میشوند که شخص مدعی میشود ، حالا این به کنارحتی یک پسر هم چنین رفتاری چندش آوری را که کسی را که تمام لباسهایش پر از محتویات بالا آمده از داخل معده این شخص هست که حتی فکرش هم حال مرا بهم میزند را بیاد باخودش به خانه ببرد و اجازه بدهد بدون حوام رفتن و در آوردن لباسهای آلوده وارد تخت خواب او شویذ یا حتی روی کاناپه اش بخوابی حذاقل میگفتی تو را با لباس داخل وان حمام گذاشته تا خودت را بشویی قابل قبول بود و مواردی زیاد از چنین مواردی را در ابن خاطره غیر واقعی دیده میشد که نشان داد خاطره هم نیست دوستان ببخشید که توضیح دادم .


    •   royaei
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • خسته نباشی با این همه دروغی که سر هم کردی ؛
      امیدوارم به آرزوت برسی و یه همچین داستانی برات اتفاق بیافته ؛
      موفق باشی


    •   mardelor
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • آره تو راست میگی بچه کونی دختره آلمانی عاشق بوی شاش و استفراغ و گوه تو شد و با خودش گفت واو چه با حاله باید کص و کونم رو بدم این بکنه


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • این بدبخت اومد از فحشای رفقا فرار کنه بدتر شد.
      بعد نمی‌دونستم تو آلمانم مثل ایران همه دخترا بذارن و می خوان فی سبیل لالله بدن.
      کیر خوش


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • کسخول جان حتی کوچکترین تصوری هم از زندگی تو یه کشور دیگه نداری ، با همون پنج شنبه گفتنت ریدی
      مکالمت تو آلمان با یه دختر آلمانی به زبان آلمانی بود !! نکنه میخواستی فارسی دری باهاش صحبت کنی ؟؟
      کسخول میگه براتون ترجمه میکنم !!
      ماشین لباسشویی میدونی چیه ؟
      دختر خوشگل استریپ تو خیابون بود ؟؟
      اسم خیابون رو هم ترسیدی بیاری بریم سراغ دختره بکنیمش؟؟ گوساله جان بلد نیستی مجبوری مگه دروغ بگی ؟


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • خاکک واقعا


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • چقدر زود کتت خشک شد؟؟جقی مسلط به زبان آلمانی ندیده بودیم که اونم به لطف شهوانی دیدیم..دیسلایک


    •   mansoormahabad
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • به زبان آلمانی با مدل هیتلری گاییدمت... آخه تو قیافت عنی بود کلی اسفراغ عنی هم رو سروصورتته بعد دختر خوشکله اومد از تو جلقی خوشش اومد؟


    •   R.B.behruz
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • عزیز دلم این رو بدون آبجو انقدر مستی نداره که به اون حال بیوفتی، اگه میگفتی ودکا بهتر میشد هضمش کنم.
      شما رو بخدا فیلم میبینید نیاین تعریف کنید، انقدر بدم میومد از بچه هایی که دوران مدرسه فیلم میدیدن صبح میومدن یه فیلم ۲ ساعته رو ۳ و نیم ساعت تعریف میکردن!


    •   mohsenhot60
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • رفقا ناراحت نشین، تو ذوقه یه بچه جقی متوهم نزنین، اینم به نوعه خودش یه فانتزیه "جق در حمام در آلمان بالباسای تگری"


    •   Parsa_jamshidieng
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • المانی ها هیچ کجای دنیارو ادم حساب نمیکنند و شدیدا نژاد پرستند یکم بعیده احمدرضای سبزه اونم با دختری که برای پول کار میکنه


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • اگه منظورت از استریپ استریپر هست که اونا بدون پول هیچ خدایی رو هم به ممه شون حساب نمیکنن!


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • هیچ نظری ندارم.
      اسمش داستانه درست!
      قرار نیست حتما واقعی باشه درست!
      ولی حداقل ک میتونید تخیل و تصوراتتون رو یکم واقعی تر بنویسید


    •   samanmohammadi66
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • متوهم


    •   حاج.دولدار
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • مطمني آلماني حرف زديد؟؟
      كونم داد؟
      خودش هم گفت بكن كونم؟ اونم توي المان؟؟؟


    •   ماینر
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کاربر گرامی بانام کاربری lezatbebarimکامنتتون زیر داستان مزخرف ودروغین عالی بود.بصورت شیک ومجلسی نویسنده رو شستین وگزاشتین کنار.درسته این سایت سکسیه ولی دلیل نداره بسریا برا خالی نموندن عریضه بیان خاطره دروغ بنویسن البته به جز دوستان داستان نویس خوب مثل شاه ایکس و لاولی ویکی دوتا دوی دیگه.البته با مردم ازاری های شاه ایکس بشدت مخالفم هرچند قبول دارم اکثر ایرانیا خیلی فرهنگشون پایینه ولی شیوه مردم ازاری شاه ایکس روبهیچوجه نمیپسندم .ازقدیم گفتن می بخور منبر بسوزان مردم ازاری نکن


    •   DAmirksdk
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • باحال بود


    •   Bright..Nights
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • بدبخت دختره شب تا دم صبح استریپ تیز میکنه ادا اطوار و قروقمیش بازی در میاره ساعتی ده یورو

      و میره تو سوییت مشترکش با دو سه تا دختری که هم خونه هستند و تا دم غروب از خستگی خواب خوابن اونوقت تو مفت مسلم یدستی با صابون گلنار رو کیبورد گاییدیش


    •   amindada78
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • ببخشید ولی گوه زیادی خوردی.کم مونده بود اسم آلمان رو غلط بنویسی آخه عوضی تو آلمان رو کجا دیدی؟ (rose)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو