سکس اجباری با دختر نوجوان دخترعمه ام

1400/06/26

سلام. دوستان خاطره ای که مینویسم مربوط به چندماه قبل میشه که واقعا جذاب و دست نیافتنی بود.
من مسعود و 36سال دارم و مجردم. دخترعمه ام تقریبا 40 سال داره و نرگس دخترش 19سال و اونم مجرده خونه مون تقریبا نزدیک به همدیگه است. ضمنا من سالهاست با فامیل قطع رابطه ام و اصلا اهل رفت و آمد نیستم. یه بچه محلی دارم اسمش علی که سنش کمتر از منه و تو محله مون پایه جمع مشروب خوری باهاش دوست شدم و با اینکه سنش کمه ولی بامعرفت و بچه پولدار و خوش تیپ و خیلی هفت خطه.بریم سراغ دخترعمه که وقتی دخترش 4 ساله بود شوهر عمه ام فوت کرد و چند سال بعد هم دخترعمه ام از شوهرش جدا شد و تنهابزرگتر و حامی این دخترعمه ام بابای من بود واسه همین زیاد میومدن خونه ما و بابام خیلی کمکش می‌کرد. نرگس هم واقعا خیلی خوشگل بود سبزه و چشمهای درشت و ابروهای کشیده و الان که بزرگتر شده بود با اینکه من خیلی کم میدیدمش اما هر چی بزرگتر میشد خوشگلتر و خوش اندامترو خیلی ناز شده بود.یه جورایی هم از بابام خیلی حساب میبره و خیلی هم به بابام وابسته است. حالا بریم سراغ داستان سکس من با نرگس که خیلی عجیب ولی واقعی و با خوش شانسی اتفاق افتاد.
چند ماهی بود که دوستم علی از دوست دختر جدیدش به اسم نرگس حرف می‌زد و می‌گفت که سر چهارراه نزدیک خونه مون با دوستش سوارش کرده و دختره دختر خوبیه و تا حالا دوس پسر نداشته و بار اولشه و خیلی سخت تونسته مخ بزنه.
یه شب جمعه من و علی رفتیم باغشون نوبت آبگیری داشتن واسه همین دو نفره رفتیم و مشروب خوردیم و شب استخر پر آب شد و بعد خوابیدیم. علی همون شب با نرگس حرف می‌زد که من با مسعود تو فردا تا فلان جا بیا از اونجا خودم میام دنبالت. منم گفتم اگه بودن من اذیتش میکنه اون بیاد من با ماشینت برمیگردم باز شب میام دنبالتون. گفت نه بابا اومد اومد نیومد کس خواهرش تو خودتو اذیت نکن مهم نیس. خلاصه صبح با صدای شوخی و خنده ی این دو تا از خواب بیدار شدم. ویلای باغ طبقه همکف داره و بالا هم به حالت دوبلکس پله زدن اتاق در آوردن منم هر وقت میایم باغ چون اتاق بالا هواش بهتره میرم اونجا میخابم بخاطر همینم اصلا نفهمیدم این کی رفته دنبال دوست دخترش و کی برگشته. پاشدم از بالکن کوچک جلوی همون اتاق پایین و نگاه انداختم و در کمال حیرت دیدم علی کنار استخر و نرگس با یه تاپ و شلوارک کنارش دارن دل میدن و قلوه میگیرن. کلا قفل کردم هنگ هنگ شدم گفتم حالا چکار کنم خودمو بزنم به خواب.؟ تا رفتم سرم و گذاشتم هزار تا فکر اومد تو کله ام گفتم علی الحساب پاشم یه فیلم بگیرم خلاصه بلند شدم و از بالا طوری که نبینن ازشون فیلم گرفتم و خوشبختانه اینا مشغول خوردن لبهای هم بودن و منم به فیلم گرفتن ادامه میدادم. فاصله بالکن تا استخر خیلی کم بود و فیلم با صداشون واضح بود هر چند نمیدونستم چرا دارم این کار و میکنم ولی بنظرم کار درستی بود و بعدها فهمیدم که واقعا کار درستی بوده. علی به نرگس گفت پاشو تا مسعود خوابه بریم تو اتاق. نرگس معلوم بود یکم استرس داره و از اینکه یه پسر دیگه تو باغه راحت نبود غر میزد علی هم گفت اون خابش سنگینه توپم بترکه بیدار نمیشه بعدم اینقده بچه باحالیه تو چون ندیدیش و نمیشناسی اینجوری میگی. اونم میگفت بشناسم ک چی بشه من بخاطر تو اینجام خلاصه هر طور بود علی مخش و زد و آوردش تو و رفتن تو اتاق. منم یکم منتظر شدم و گوشیم و سایلنت کردم و رفتم پایین دنبال جایی که بتونم فیلم و ادامه بدم البته با این تفاوت که حالا حشری شده بودم و خودم میدونستم با این فیلم میتونم به 7 روش سامورایی نرگس و بکنم. خیلی دلم مخاست موقعیت مناسب باشه بتونم فیلم از سکسشون بگیرم که موفق شدم رفتم بیرون از پشت پنجره به سختی و مشقت دو سه دقیقه فیلم گرفتم که علی داشت کس نرگس و می‌خورد نمخاستم اونجا تو باغ بفهمه و بشناسه و تابلو بشه برگشتم بالا فیلمم و نگا کردم جالب نبود ولی هر کی نرگس و می‌شناخت اون فیلم و با فیلم کنار استخر میدید می‌فهمید اون که داره کسش توسط یه پسر خورده میشه کسی نیس جز نرگس چون فضاها رو گرفته بودم که نشون بدم این دختر روی تخت همون دختر کنار استخره… خلاصه حسابی شق کرده بودم که اینها بعد نیم ساعتی اومدن بیرون و نرگس به علی گفت میشه منو ببری اصلا اینجوری راحت نیستم علی هم گفت یا بمون مسعود بیدار بشه ناهار باهم بخوریم بعد بریم یا که باز تا همون مسیر اصلی میبرمت و اونجا اسنپ میگیرم برات اونم گفت منو ببر… منم وقتی علی برگشت فقط چند تا سوال کردم که رل جدیدت اپن هست یا نه و چجوری رفیق شدی و یکم جزئیات پرسیدم علی گفت نه بابا اپن نیس اصلا تا حالا دوس پسر نداشته تابلوعه. اینقدر هم کونش تنگه که هنوز نتونستم درست حسابی گشادش کنم با خودم گفتم اون و که من باید گشاد کنم. علی هم چون ََسن و جثه اش کمتر از منه و بارها با شورت دیدمش میدونستم کیرش نصف کیر منه. خیلی مخم درگیر بود که حالا چجوری نرگس و اوکی کنم که نترسه و به بابام نگه میدونستم شماره اش تو گوشی بابام هس شماره اش و برداشتم و از همون شب شروع کردم. گفتم من مسعودم و معرفی کردم گفتم یه اتفاقی افتاده و خیلی بی ربط حرف میزدم و کم کم طوری حرف زدم که اون اوسکول شک کرد مخام با اختلاف سنی بالامون بهش پیشنهاد ازدواج بدم البته معلوم بود گیجه ولی بهش گفتم راستش برا دوستم دنبال دختر خوب هستیم مامانم گفته اگه پسر خوبی باشه شاید راضی به ازدواج باشی گفتم اول به خودت بگم بعد به مامانم بگم که به مامان تو بگه. اونم گفت اصلا نمیدونم چی بگم من دارم درس میخونم گفتم پسره تو رو دیده گفت کجا گفتم دیده چند بار دیده باهات حرفم زده
خلاصه کم کم بهش فهموندم که اون مسعودی که مثلا خواب بوده من بودم. دیدم به التماس افتاد یجوری التماس می‌کرد که واقعا دلم مخاست همون بشه بعد گفتم حاضری برای حفظ آبروت یکم ریسک کنی؟ تا اینو گفتم گنده اومد و گفت حالا من که دوستیم با علی در حد حرف. بوده تازه به مامانم یه گوشه هایی دادم که با یک پسر در حد حرف هستم ولی نمخام بابای تو بفهمه رو من حساب دگ میکنه! گفتم مطمئنی در حد حرف بوده؟ مهلت ندادم و از رو فیلم چند تا عکس گرفته بودم و ویرایش کرده بودم سریع اونارو براش فرستادم دیدم کلا باز به التماس افتاد گفت فقط بگو چکار کنم و چی میخوای؟ گفتم نترس چیزی از تو نمیخام ولی باید ببینمت منم تنهام میخوام با یه نفر دوست بشی و هر جور شده برامن مخش و بزنی که باهاش دوست بشم گفت باشه قبول ولی بعد همه چی تموم میشه گفتم آره بابا ما فامیلیم من که هیولا نیستم لازم نیس ازم بترسی. فردا وقت داری گفت آره عصر کلاس موسیقی دارم غیبت میکنم نمیرم میام گفتم نمیشه تو خیابون باهم باشیم یه آدرس میدم بیا اونجا گفت باشه ولی کجا؟ گفتم نپرس دگ من اعصاب درستی ندارم سر به سرم نذار و خلاصه ترسوندمش که باید هر چی بگم قبول کنه. فرداش کلید خونه مجردی دوستم و گرفتم و آدرس فرستادم و نرگس خانوم اومد. گفتم بیا بشین. نشست و گفتم خودت از دیشب تا حالا فکر کردی ازت چی بخوام که راضی بشم آبروت و تو فامیل حفظ کنم وگرنه میتونم فیلم و برای دایی حسن خودت و بقیه بفرستم… گفت فیلم؟؟؟ کدوم فیلم؟؟؟ گفتم فقط که اون چهار تا عکس لب استخر نبود اینم هس بهش نشون دادم زد زیر گریه گفتم نرگس ببین من از ادا بازی بدم میاد گریه نداریم من از جمعه تا حالا خاب نداشتم دلم میخاد همونجوری ببینمت پاشو زود باش گفت تورو خدا ما فامیلیم گفتم فقط پاشو و نق نزن. گفت نه تو رو خدا هر چی بخای بهت میدم طلاهام و میدم بهت گفتم پاشو پشت به من واستا زود باش. پاشد گفتم وقتی تو چشمم نگا نکنی راحت‌تر میتونی انجامش بدی. فقط میخام ببینم بدن تو کاریت ندارم دوباره گریه کرد ولی توجه نکردم شالش و برداشتم و زیاد فرصت بهش ندادم گفتم تا به سرش نزده و تصمیم دیگه نگرفته و تسلیم شده باید لختش کنم چرخیدم روبروش دستاش و گرفته بود جلو صورتش مانتوش و باز کردم گفتم در بیار زود باش یه سارافون مشکی زیر مانتو داشت گفتم بشین رو مبل نشست جلوش تمام قد ایستادم وگفتم دستات و ببر بالا سارافون و که خواستم در بیارم گفت صبر کن یه دوستی دارم از خودم خیلی بهتره اون و باهات دوست میکنم بیخیال من شو. تو دلم گفتم هم تو رو میکنم هم اون و خیلی حشری بودم گفتم اینم فکر خوبیه اینقدر خودش و میکنم تا سیر بشم بعد میگم اگه مخای راحت بزارمت دوستت و بیار. سارافون و در آوردم یه سوتین لاجوردی رنگ با سینه های ناز و کوچولو داشت گفتم گریه بسه از الان باید کاری کنی که زودتر تموم بشه گفت چکار گفتم هر کار که بلدی. باید منو ارضا کنی. سوتین شو باز کردم گفت ای خدا منو بکش اگه میدونستم این و مخای نمیومدم و خودمو میکشتم گفتم چیزی نیس اذیت نمیشی قول میدم بهت خوش بگذره. سینه هاش و مالیدم و دستش و گذاشتم رو کیرم. دیدم بی حسه گفتم زود باش اینجوری تا دوازده شب هم من ارضا نمیشم یه کاری کن خوشم بیاد. دستش و فشار دادم روکیرم و گفت این اولین و آخرین بار اگه نه خودم و میکشم گفتم اگه الان دختر خوبی باشی قبول بمالش شروع کرد دگ نفس راحت کشیدم گفتم اوکی شد دستم از سینه اش برداشتم گذاشتم رو کسش پاهاش و جمع کرد گفتم باز باز باز قرار بود بزاری کارم و بکنم یجوری چشماش و گرد کرد گفت چکار گفتم نترس میدونم جلوت بسته است فقط منم مخام بخورم کوچولوی نازت و… بلندش کردم شلوار و شورتش و باهم در آوردم و دوباره گفتم بشین کیرم و در آوردم تا دید تعجب کرد و ترسید فهمید چی قراره بره تو کونش ولی وقتی دستم و گذاشتم رو کسش دیدم علیرغم مخالفتش کسش خوب خیس شده مالیدم و مالیدم گفتم بیا جلوتر نشست لب مبل نشستم زانو زدم و کسش و خوردم تعریف نمیکنم ولی یجوری سکس میکنم هر دختری باهام بوده خیلی راضی بوده. کسش و جوری خوردم و مالیدم که داشت غش می‌کرد دگ از گریه خبری نبود کم کم درازش کردم پاهاش و دادم بالا و انگشتم و آروم کردم تو کونش باهاش حرف میزدم و توضیح میدادم مخام چکار کنم میگفتم باید کم کم با انگشت بازش کنم تا جا بشه میگفت اون جا نمیشه بخدا پاره میشم گفتم نترس تو باز بگیر من بلدم با انگشتام چکار کنم تا راحت باز بشی.دو انگشتی کردم و گفتم آخ که چقدر لبات و میخام اگه بزاری لبتو بخورم فک کنم دو سوته ارضا بشم دیدم سکوت کرد هم خوشش می‌ومد هم مخاس تموم بشه منم لباش و خوردم و کیرم و بردم جلو دهنش یکم مالیدم به لباش و فقط سرش و کرد تو دهنش از ساک زدن خوشش نمیومد پاشدم رفتم تو آشپزخونه راستش تنها چیزی که پیدا کردم روغن زیتون بود مالیدم کونش و به پشت خوابوندمش رو تشکی که جلو کاناپه پهن کرده بودم یه بالش انداختم زیر شکمش دوباره انگشت کردم یکم تندش کردم دیدم داره حال میکنه فهمیدم داره ارضا میشه با دست دگ از پشت بردم و انگشتم رسوندم به کسش و مالیدم بعدم دیدم چ تابلو ارضا شد یجوری تکون خورد و نفس نفس زد که تابلو بود بعد شروع کردم با کیرم در کونش یکم بازی در آورد ولی من علی نبودم که ناز بکشم سرش که رفت تو یکم دیگه هم یواش دادم رفت تو بعد دستم و گرفتم رو لبای نازش و فشار دادم تا ته تو کونش و یکم که حس کردم فریاد زدنش و گریه هاش از درد کمتر شد در آوردم و باز چرب کردم و استراحت دادم و دوباره تا ته کردم تو کونش و بهش گفتم دیدی دگ گشاد شدی حالا باز لذت ببر چرخوندم نیم رخ و از جلد کسش و مالیدم و از عقب کونش و میکردم و بالاخره آبم و با فشار تو کونش تخلیه کردم… و با همین روش دو بار دیگه کون نرگس و فتح کردم و بعدش خودم ترسیدم گند این کار در بیاد و بابام جرم بده دگ بیخیال شدم ولی الان چند روزه یه فکری اومده سراغم که نرگس خودش خیلی از سکس من خوشش اومده بود چون واقعا دفعه های بعدی جای یه بارفک کنم تا سه بار ارضا میشد و اعتراضم نمی‌کرد و راحت‌تر و بهتر هم ساک میزد و هم بهتر کونش و برام قمبل می‌کرد تصمیم گرفتم باز یه فشار دیگه اش بدم ولی این بار اصرار و تهدید زیادی نمیکنم شاید خودش پا داد و راحت‌تر از دفعه قبل اومد اگه هم نیومد که بیخیالش میشم…

نوشته: مسعود


👍 13
👎 25
37201 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

832684
2021-09-17 00:57:24 +0430 +0430

یا امام خمینی ادرکنی !

5 ❤️

832722
2021-09-17 02:12:04 +0430 +0430

لاشییی

4 ❤️

832724
2021-09-17 02:13:51 +0430 +0430

کصوشعر هم حدی داره

1 ❤️

832747
2021-09-17 05:18:26 +0430 +0430

کاش گند این کار در بیاد تا ترستون از بلایی که توسط پدرتون به سرتون میاد به حقیقت بپیونده!


832767
2021-09-17 07:49:23 +0430 +0430

معلومه از بس داغونی هيچکس بهت نمیده که مجبوری اینجور کسکش بازی دربیاری لاشی

6 ❤️

832787
2021-09-17 10:05:37 +0430 +0430

یه لاشی خفن اینجا داریم

6 ❤️

832800
2021-09-17 10:55:14 +0430 +0430

یعنی ریدم رولحد یک یک اجداد و نیاکانت…
کسکش خان، تجاوز و زوری کردی، با افتخار میای اینجا هم مینویسی… احتمالا باباتم داره ترتیب ننه شو میده دیگه… چون بلاخره هر چی باشه تره به تخمش میره… خیلی عنی… امیدوارم یبار زورگا بکننت… تا تو هم بعدش خوشت بیاد و برای دفعه های بعد بهتر ساک بزنی و قنبل کنی… بیچاره زنا و دخترای مملکتهای بدبختی مثل ما که تو بچه کونی با یه فیلم که به نامردی میگیری، مدتها از یه دختر بدبخت سو استفاده میکنی. اگه مملکت صاحب و قانون داشت که باید انگلهایی مثل تو رو چنان کونت میزاشتن که دیگه گوه بخوری وارد حریم خصوصی آدما بشی… عن آقا اون بیچاره دلش خواسته بود که با اون رفیق لاشیت سکس کنه. به تو چه ربطی داشت آخه؟؟؟ امید وارم عین همین داستانا سر مادر و خواهرت بیاد، شاید بفهمی… البته عمرا که بفهمی… تازه الان فکر میکنی حق با هست که میای با افتخار مینویسی…

5 ❤️

832831
2021-09-17 14:50:08 +0430 +0430

فقط یه حرومزاده واقعی میتونه به یکی تجاوز کنه که تو جزو همون دسته هستی. این دنیا گرده. یه روزی یه جایی چوب این تجاوزی رو که کردی رو میخوری. چونکه ظلم کردی.

1 ❤️

832842
2021-09-17 17:05:20 +0430 +0430

داوش نوش کیرت ولی کص ننت

1 ❤️

832856
2021-09-17 20:44:40 +0430 +0430

امثال ننه جنده هایی مثل تورو باید از کون دار زد بی ناموس،اینقدر ادم کیری هستی که با تهدید در واقع تجاوز کردی و باید به تو و یا ناموست تجاوز بشه 👌🏽

1 ❤️

832934
2021-09-18 09:37:31 +0430 +0430

دمت گرم تخیلات یک جقی

1 ❤️

833140
2021-09-19 18:04:52 +0430 +0430

یه دوست دختر یه خانوم محترم رازدار پایه دوتا رفیق… من 35 سالمه نیشابورم و…
این ایدی منه در خدمتم خوشحال میشم اشنا بشیم💙 @OmidRezaAref

0 ❤️

833152
2021-09-19 23:34:08 +0430 +0430

تبریک شما یه فرد بسیار حروم زاده ای هستی که به یه دختر بی پناه و بی پدر به زور تجاوز کردی

0 ❤️