داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس بادختر سن بالا

1395/11/25

سلام به همگی
من خیلی عاشق سکس با زنای سن لا و چاق هستم برا همین همیشه دنباله اینطور زنا بودم من تهرانسرم یروز ساعت 7شب که از دانشگاهم تو فردسی برمیگشتم رسیدم ازادی منتظر تاکسی تهرانسر که دیدم یه خانم شاسی بلند و چاق سن بال وایساده گفتم کجا میرید با لبخند گفت تهرانسر
گفتم پس هم مسیریم خلاصه یه تاکسی اومد دوتامون مشستیم پشت و من پاهام چسبید بهش رسیدیم مقصد پیاده شد منم پیاده شدم
و شروع به صحبت کردم که گفت هنوز مجرده و 48سالشه و تنها زندگی میکنه خلاصه یه مسیری رو پیاده قدم زدیم ودر مورد کار و چیزای دیگه حرف زدیم
گفتم میتونیم دوس شیم گفت که من بزرگترم از تو و تو حیفی گفتم عاشق زن سم بالام شماره گرفتم دست دادیم دستشو بوسیدم و جدا شدیم
فرداش صبح پی ام دادم وقرار شد عصر همو ببینیم بعد کهددیدمش قرار گذاشتیم برم خونشون
جمعه صبح به خودم رسیدم و رفتم به ادرس رفتم مجتمع که بود رفتم بالا درو باز کرد و رفتم تو رسیدم دیدم یه سارافون تا زاتو پوشیده و ماهاش لخت رکابی خم بود خلاصه بغل و بوس رفتم نشستم رو مبل چایی با کیک اورد و نشیت پیشم یکم حرف زدیم بعد اومد سمتم و لب بازی سینه هاش 90بود بازی کردم باهاشون . بعد دستمو بردم سمت پاش و زیر لباسش سمت کسش دیدم شرت نداره بلندش کردم و دادم بالا کوسشو دیدم
پشم زیاد داشت گفتم دوس داری بلیسم گفت خیلی گفتم چرا موهاشو نزدی گفت نمیتونم شکمش گنده بود گفتم بزنم برات گفت باشه
لخت شدیم رفتیم حموم و پشماشو زدم پشم کونشم زدم ماهاشو و زیر بغل شد مثل اینه
همونجا خوابوندمش بعد شستن کس و کونش شروع به لیسیدن کردم گفت بریم بیرون
رفتیم اتاق خواب جا پهن کرد و خابید افتادم روش و سینه های گحدشو خوردم
تو فضا بود انقد سینشو خوردم زیر بغل لیسبدم تا ارضا شد
بعد گفتم دوست دارم کونتو بزاری دهنم و خوابیدم بهپشت و نشست دهنم کونشو گذاشت زبون زدم سولاخشو اونم ساک میزد
بعد بلند شدیم از ش یکم عکس انداختم بعد خوابوندمش و کیرمو مالیدم دم کسش
گفت من دخترم ولی پردم حلقویه
خلاصه انقد مالیدم تا حشری شد و گفت بکن تو ولی ابت نریزی تو و شروع به تلمبه کردم
سینشم میخوردم بعد پوزیشن داگی بعدشم نشست روکیرم و بالا مایین کرد ابم اومد گرفت دهنش و ابمو خورد خیلی حال داد رفتیم حموم اومدیم بیرون باشرت نشستیم زنگ زد ناهار اوردن خوردیم بعدش کنار هم خوابیدیم نیم ساعت بود خوابم برد دیدم داره ساک میزنه تا چشامو باز کردم کونشو گذاشت دهنم و من هم لیسیدم کونشو دوباره پاهارو داد بالا و کردمش نیم ساعت کردم ابمو ریختم سینش دوباره رفتیم حموم منو شست گفت بشاش رو سینم اینکار کردم خودشم شاشید رو کیرم بعد اومدبم بیرون چای و میوه اورد خوردیم و رفتم
چند روز بعد رفتم خونش دوباره سکس و قول گرفتم دفعه بعد از کون بکنم دفعه بعدم از کون کردمش خلاصه یه 6ماهی جمعه ها میرفتم و میکردمش یبارم دوستشو اورد اونم 40سالش و قد 190 کون گنده و سینه دو تاشون پدرمو در اوردن بعد گفت دارم شوهر میکنم و ازدواج کرد و من با دوستش در ارتباط بودج ک میکردمش
نمیدونید چه حالی میکنم بارفیقش هنوزم در ارتباطم خیلی حشریه وقتی میرم خونش یه کیلو موز میده بخورم بعدش اسپری میزنه و میکنمش بیوه هستش
نوشته: سامان


👍 0
👎 10
44892 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

579161
2017-02-13 22:19:17 +0330 +0330

کیرم تو اون سوادت

0 ❤️

579168
2017-02-13 22:33:23 +0330 +0330
NA

رفتم کردم (شایدم دادی )اومدم . این بود داستان تخمی ما…اخه اینا چیه مینویسین (dash)

0 ❤️

579174
2017-02-13 22:41:08 +0330 +0330

ضمن تایید نظر فاخر دوست عزیزم سرو آزاد باید خدمتتون عرض کنم اون موجودایی که شما مشخصاتشون رو گفتین یه چند هزار سالی هست که منقرض شدن دایناسور ها رو میگم

0 ❤️

579199
2017-02-14 04:12:09 +0330 +0330

خوشبحالت سامان جان

0 ❤️

579203
2017-02-14 04:59:12 +0330 +0330

امروز چه داستانی اپ میشه…

0 ❤️

579205
2017-02-14 06:11:45 +0330 +0330

عق…

0 ❤️

579210
2017-02-14 07:24:19 +0330 +0330

اهان پس بگو چرا دوست شده میخواسته کسی رو پیدا کنه پشماشو بزنه
تا اینجا خوندم بقیشم چرته از اولش معلومه

0 ❤️

579216
2017-02-14 07:49:11 +0330 +0330

تنها حرف راستت همون چاق بودن و عجز از زدن پشمش بود

0 ❤️

579255
2017-02-14 12:37:10 +0330 +0330

ینی کیییر اینقد کم شده ??? :))))))

0 ❤️

579270
2017-02-14 14:00:31 +0330 +0330

تخیل جالبی بود ، اولش مینوشتی این فانتزیه منه هیچکی بد نمیگفت بت

0 ❤️

579275
2017-02-14 14:20:25 +0330 +0330
NA

kos maqz sakhtmon plasko to kiont ba in savadd

0 ❤️

579303
2017-02-14 19:00:00 +0330 +0330
pp7

تا حالا نشده بود من داستان بخونم نظر بدم ولی اینبار میدم
داستانت مثل خودت خیلی تخمیه

0 ❤️

579304
2017-02-14 19:01:14 +0330 +0330
NA

نميدونم چه وضعيه همه اينا يكي رو ميكنن كه از قضا پردشم حلقويه
برو جقتو بزن غلط املايي هم زياد داشت احتمالا كف صابونت زياد بوده ريخته رو گوشيت
بقيشم دوستان ميگن…

0 ❤️

579311
2017-02-14 20:10:55 +0330 +0330
NA

میری خونشون یه کیلو موز میده بخوری بعد اسپری خخخخ جدی بشین داستانتو خودت بخون صدتا فحش خار مادر به خودت میدی

0 ❤️

579315
2017-02-14 20:22:16 +0330 +0330

جون هرکی دوسداری دیگه ننویس. مجبورت نکردن که. هر کسی توی چیزی استعداد داره قطعا شما تو نویسندگی از این اپشن برخوردار نیستی. خیلی محترمانه برو از کلاس اول ابتدایی بشین املاء تمرین کن.

0 ❤️

579462
2017-02-15 13:22:49 +0330 +0330

اه اینم شد داستان نویسی !!
خسته نشی یهو
خو یزره آبو تاب بده
یهو مینوشتی تو تاکسی مخشو زدم دوروز بعدم کردمش دیگه
من خودم عاشقه زن سنبالا و تپلم اما تو خیلی بی احساس نوشتی

0 ❤️

579483
2017-02-15 16:44:24 +0330 +0330

نزدیکیم. پایه بودید خبر بده

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom