داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با آجی سارا

1399/07/08

سلام خدمت دوستای عزیز شهوانی راستش میخواستم یکی از تجربه های محارم رو بنویسم ولی تا حالا واسه کسی بازگو نکرده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم اینجا با نام مستعار براتون تعریف کنم من سینا 26 سالمه و آجیم 21 سارا بابام راننده ماشین سنگینه و معمولا اگه سرویس بار بهش بخوره دیر به دیر میاد خونه مامیم 46 ساله که اصلا نمیخوام دربارش حرف بزنم خلاصه اینکه خانوادگی نه زیاد مذهبی و نه زیاد ازاد هستیم ولی من و اجی از اول با هم راحت بودیم فکرشم نمیکردم یه روزی بتونم باهاش رابطه داشته باشم اوج حس من تو تابستون بخاطر گرمای هوا بود وقتی که اجی و مامی شورتک میبوشیدن و البته بابام هم نبود که بهشون گیر بده منم تو خونه به ساقشون که از زانو لخت بود نگاه میکردم وقتی مامی ظهر میخوابید من میرفتم سراغ اجی و با حرف زدن که البته نظر هم داشتم کارمو شروع میکردم بعد یه مدت شوخی دستی نمیتونم چرا ولی اونم حرفی نمیزد شاید میترسید به کسی بگه شایدم خوشش میومد مثلا به بهونه اینکه چطوری بدنتو شیو میکنی دست میکشیدم رو ساقش بدنش نه چاق بود و نه لاغر قد 165 و وزنش 58 سفید بود با موهای صاف وقتی 19 سالش بود نظرم دربارش عوض شد وقتی میرفت حموم منم منتظر بودم از حموم بیادش تا بتونم بدنشو ببینم یه چند باری وقتی رفت لباس عوض کنه از لای در بدنشو دیدم و دروغ نگم بخاطرش خود ارضایی کردم اولش عذاب وجدان داشتم ولی باز شهوت به من غلبه میکرد میرفتم سراغش وقتی تنها بودیم بوسش میکردم از بدنش تعریف میکردم اونم میگفت بسه دیگه یه نفر به گوشش برسه بد میشه بهش گفتم خیلی ها هستن این حس رو تجربه کردن اونم میگفت من که باهات راحتم ولی دیگه بیشتر از این نمیشه توقع داری چیکار کنم برات

تا اینکه بابا بزرگم که سابقه بیماری هم داشت با تصمیم خالم و دایی قرار شد بره خونه سالمندا بابا بزرگ مادریم بود ماهی یبار مامیم میرفت اونجا بهش سر بزنه و بهترین فرصت بود که من با سارا با خیال راحت شهوتمو باهاش بر طرف کنم حدودا 5 ساعتی طول میکشید تا مامی از خونه سالمندا بر گرده رفتم تو اتاق سارا بهش گفتم حوصله داری با هم حرف بزنیم گفت چه حرفی گفتم راستش میخوام یه کم باهات راحت باشم و شوخی کنیم اونم گفت باز خونه خالی شد اومدی سراغ من من که میترسم یه وقت مامی بر گرده چی بگم بهش گفتم نیازی نیست تو فقط یکم راحت بگرد سارا گفت دیگه چی امری باشه خلاصه با ناز و التماس حاضر شد شورتک تنش کنه و منم نشستم بغلش تا دست بردم رو ساقش گفت سینا بسه به اخر کارت فکر کردی همش بهم نظر داری نگاهت از بدنم برداشته نمیشه همش دنبال این هستی منو گیر بیاری و به بهونه …گفت باور کن میفهمن یه جا تابلو میشه منم گقتم سارا اخه نمیتونم تنها دختری که تو زندگی منه خودتی درکم کن گفتم بزار یکم با بدنت بازی کنم تا مامی بیاد چند ساعت طول میکشه کی میخواد به رابطه من و تو که خواهر برادر هستیم شک کنه مگر اینکه خودت حرفی بزنی گفت فقط یبار باشه منم گفتم باشه یبار وقتی که مامی میره فقط یبار قول میدم گفت خیلی رو داری منم بغلش کردم و لبشو خوردم چند تا لب ازش گرفتم و افتادم به جون ساق هوس انگیزش چه ساقی داشت بعد چند دقیقه که تو حال خودم نبودم لخت شدم سارا گفت چیکار میکنی گفتم لابایی میخوام بکنمت دیگه نمیتونم صبر کنم اونم گفت حالت خوب نیست شلوارتو تنت کن من دخترم میخوای بی سیرت بشم گفتم سارا جان فقط لابایی بزار بکنم لای رونای گوشتیت یکم مقاومت کرد ولی شورتکشو از تنش کشیدم بایین وقتی زیرش شورت داشت حالم گرفته شد سارا میگفت تمومش کن گفتم باشه این شورتتم در بیار گفت نمیشه یا کارتو میکنی یا بلند میشم میرم منم گفتم باشه ولی یه خورده ساک بزن گفت حالم بد میشه تا حالا از این کارا نکردم گفتم حداقل بلوزتو در بیار اینجوری که نمیشه اونم با ناراحتی لخت شد منم افتادم به جون ساق و روناش حسابی کردمش خیلی خواستم خودمو کنترل کنم ولی اونایی که سکس بامحارم رو تجربه کردن میدونن واقعا نمیشه منم حدود 5 دقیقه کردن لنگاشو دادم بالا و کردم لای روناش ابم با فشار ریخت رو شکمش بعدش بیحال افتادم بغلش سارا گفت لعنت بهت میدونی چه غلطی کردیم گفتم اشکال نداره چند ساله تو حسرت تو هستم باور کن نمیشد سارا جان ببخشید سارا رفت تو حموم بدنشو بشوره منم رفتم تو توالت یه ابی زدم به بدنم و گفتم تو بدنتو بشور من اخر شب میرم دوش بگیرم بعدشم میرم بیرون گفت کجا گفتم اینجوری بهتره مامی بیاد خونه نباشم بهتره حال راه رفتن نداشتم ولی خودمو رسوندم به فضای سبز نزدیک خونمون همش به سارا فکر میکردم بدنش رابطمون ولی ته دل راضی بودم چون امکان نداشت ازش بگذرم عذاب وجدان هم بی فایده بود چون بعدش باز هوس میکردم اینجوری بهش رسیده بودم

آخر شب برگشتم خونه دیدم مامی برگشته منم خیلی مرموز از بابا بزرگ سوال کردم و زیر چشم سارا رو دید میزدم شام رو خوردیم و به سارا شب بخیر گفتم اونم یواش بهم لبخند زد و گفت شبت بخیر بعد اون ماجرا ماهی یبار که مامی میرفت خونه سالمندا منم با سارا سکس داشتم بگذریم که هیچ وقت برام ساک نزد و لباس زیر لعنتیش رو در نیورد ولی من به همون ساق و رون هوس انگیز قانع بودم و البته بعضی وقتا با مامی میرفتم خونه سالمندا که مو لای درز کار نره و هیشکی شک نکنه امیدوارم سرتون رو درد نیورده باشم و خسته نشده باشین از خوندن امیدوارم هر کسی به هر فانتزی یا ارزوی جنسی که داره برسه حتی محارم دوست دار شما سینا

نوشته: سینا


👍 19
👎 48
59700 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

920417
2020-09-29 01:54:39 +0330 +0330

آجی؟ آجی چیه؟ خوردنیه؟ کردنیه؟ دادنیه؟ چیه؟
خدا شفات بده احمق بیسواد!!!


920418
2020-09-29 01:56:49 +0330 +0330

جالب نبود

1 ❤️

920426
2020-09-29 02:09:27 +0330 +0330

❤️uhhhhhh ues

1 ❤️

920435
2020-09-29 02:17:00 +0330 +0330

100 درصد یه اوبی اینارو نوشته…


920456
2020-09-29 03:30:45 +0330 +0330

بسم الله الرحمن الرحیم
ریدم به تو و اون فانتزی به شدت مضخرفت
.
.
.
.
.
چی شد!!؟؟ “شلوارتو تنت کن”

تو توالت یه آبی به بدنت زدی؟؟؟

خداوند شفا بده اینشالا
آخه با خواهر
خاک تو سره سگ مستت کنن

4 ❤️

920464
2020-09-29 03:51:10 +0330 +0330

اخه کیرم تو کسص اون اجی و مامی جونت بره تنها فانتزیم همینه حرومی کسصکش پدر ریدم به داستانت و خانواده ات میترسم فوشت بدم چون میدونم از اون اُبنه ای هایی هستی که با فوشم اُوبت سرریز میکنه دوست ندارم از کون ارضا بشی حرامزاده.کسصکش خانواده جنده.

2 ❤️

920494
2020-09-29 07:19:39 +0330 +0330

صابونت رو عوض کن شاید درست بشی 😀

2 ❤️

920495
2020-09-29 07:26:16 +0330 +0330

کسکش حیوون هم محرم خودشو نمیکنه چقدر تو کثیفی

2 ❤️

920506
2020-09-29 09:14:32 +0330 +0330

یه زمانی یاس یه آهنگ خوند که توش میگفت: “غیرت ایرانیا رو صائقه برد”
ریدم به شرف تو و اونایی که سکس با محارم رو تو کله ملت میکنن

2 ❤️

920517
2020-09-29 10:25:05 +0330 +0330

نه به اون آجی ، آجی گفتنت ، نه به اون مامی ، مامی کردنت خودت هم نفهمیدی چی گفتی

0 ❤️

920518
2020-09-29 10:28:42 +0330 +0330

قد ۱۶۵ وزن ۵۸ اونوقت نه لاغره نه چاق؟؟؟این مشخصات مال یک دختر دراز لاغر سیاه افریقاییه که از کمبود ویتامین و فقر غذایی و بیماری بری بری رنج میبره احمق درست توی جقت دخترارو وزن کشی کن

2 ❤️

920522
2020-09-29 10:38:42 +0330 +0330

اول میخوام به آقای پاشنه طلای عزیزم
سلام کنم ❤️ ❤️ ❤️
.بعد از نویسنده بپرسم شورتک دقیقا چیه بارسم شکل توضیح بدین لطفا؛ ودر آخر بنظر من هروقت دیدین کسی خواست موضوعیو براتون بگه و با "راستشو بگم " و "راستشو بخوای " واین چیزا شروع کرد شک نکنید داره دروغ میگه 😂 😂 😂

1 ❤️

920532
2020-09-29 11:31:13 +0330 +0330

وقتی داستان تخیلیتو مینویسی یه دور از روش بخون چرتو پرت تحویل ملت ندی 😒 😒 😒

0 ❤️

920538
2020-09-29 12:10:06 +0330 +0330

مامی؟؟ حالم بهم خورد چقد حال بهم زن

0 ❤️

920546
2020-09-29 13:26:18 +0330 +0330

چاره همچین کونی هایی کافوره اقا جان کافور

0 ❤️

920551
2020-09-29 14:06:57 +0330 +0330

اینکه میگی عذاب وجدان هم نمیگیری و مث… تو کف خواهرتی، وقاحتی بیش نیست
دیس لایک

1 ❤️

920552
2020-09-29 14:23:27 +0330 +0330

به کستان شما دیسلایک دادم و جای تگ تخیلی رو اینجا خالی میبینم. هرچند که حرفهای شما باور پذیر بود و میتونه نشات گرفته از تخیلات جنسی یه پسر جقی 14.15 ساله باشه که با دیدن ساق پای خواهرش کیرش راست میشه و این امکان امکانپذیره.
در اخر هم تریلی بابات با 100 تن بار توو کون اون کوسکشهایی بی ناموسی بره که تگ تابو رو برای اینجور تخیلاتی میزنن و میخوان بی غیرتی و لاشی بودن و ترویج بدن. هرچند که حتی پیشرفته ترین کشورها و حتی حیوانات هم سکس با محارم ندارند.
شما هم سعی کن منبعد از کستان های کون دادنت و یا جق زدنت توو حمون توالتی که داخل حموم میکنی بنویسی. با تشکر 😋

2 ❤️

920564
2020-09-29 16:18:04 +0330 +0330

توی کدوم تیمارستان هستی؟ داری این مزخرفاتو مینویسی!

1 ❤️

920577
2020-09-29 18:19:03 +0330 +0330

کونی خالیبند، ۲۶ سالته مامی و آجی میکنی، کیر تو پس یقه‌ت،

1 ❤️

920584
2020-09-29 19:18:04 +0330 +0330

مامی؟
بی سیرت؟
خیلی مرموز از بابا بزرگ سوال کردم؟
دم سوسمار تا جای ممکن تو کونت

1 ❤️

920589
2020-09-29 20:07:02 +0330 +0330

کصشرمحض

0 ❤️

920601
2020-09-29 21:04:59 +0330 +0330

زشته
بخواهرت زندگی بده نه جندگی

2 ❤️

920608
2020-09-29 22:19:45 +0330 +0330

تو یه حرومزاده ای،شک نکن

2 ❤️

920611
2020-09-29 23:15:09 +0330 +0330

لیلی اون هارد بی صاحاب رو بیار

0 ❤️

920678
2020-09-30 01:05:35 +0330 +0330

گوزوی مامی و ددی

0 ❤️

920746
2020-09-30 03:37:22 +0330 +0330

چندش کسخل

0 ❤️

920815
2020-09-30 16:32:33 +0330 +0330

😒خاک توسرت ، پسرایی که کونی هستن میگن آجی
ایش
کیر دهنت کصو خان

2 ❤️

920841
2020-09-30 22:01:50 +0330 +0330

اون کسکشای که میان زر میزنن لطفا خفه
شما فقط میتونی ببینی، اگه بدت میا پ اینجا چ غلطی میکنی

0 ❤️

920885
2020-10-01 01:11:27 +0330 +0330

عجب معصومیت جنده شد جنده ها همه مادر شدن
مسلمونارو درست دیدم کافر شدم. عجب ترسو لرزو غمی داره خواهر شدن
ههه عجب کسکشایی برادر شدن. تتلو

0 ❤️

920993
2020-10-01 12:46:55 +0330 +0330

خاک تو سرت

0 ❤️

921016
2020-10-01 16:15:37 +0330 +0330

پسری که به ننش میگه مامی کونیه

0 ❤️

921040
2020-10-01 22:17:04 +0330 +0330

وقتی یک دختر ، از جامعه ، مدرسه ، دوست پسر ، نامزد یا … رانده میشه ،
به یک مرد پناه میبره ، ابتدا پر ، اما تفاوت سنی نمیگذاره که درد دل کنه ،
پناه میبره به برادر ، برادر مردی است محرم ، پشت و پناه خواهر .
دخترهایی که اینطور داستانها را میخوانید ، باور نکنید ، این فقط فانتزی هستش که از ذهن پسرهای مجرد و تحت فشار تراوش میشه .
پسرهای عزیز ، بگذارید برای خواهرانتان پناهگاه باشد . در این زمانه بی صاحب ، در این مملکت بی صاحب . اگر روزی خواهرتان مورد سو استفاده قرار گرفت بتونه بهتون پناه بیاره ، تکیه کنه .
اگر روزی دوست پسر و نامزد و یا هر مرد دیگری بهش رکب زد تو باید مثل کوه پشتیبانش باشی

1 ❤️

921350
2020-10-02 23:48:45 +0330 +0330

حیف این وقتی که‌گذاشتم‌ این کوصشعرو خوندم، آخه کوصملخ وقتی تاحالا لباس زیرشو در نیاورده چجوری سکس داشتید؟ دوبار پاهاشو خوردی فکر میکنی سکس داشتی؟ یجور از رابطه با محارم حرف میزنی انگار دهبار از کوص و کون گاییدیش، کلا گذاشته پاهاشو بخوری که خیلیا اینکارو میکنن، سکس یعنی سکس کامل، یا دهانی یا دخولی، لب بازی و پا خوری یا حتا خوردن هرجای طرف سکس به حساب نمیاد احمق، مغزتو‌ وا کردن ریدن‌ توش!

0 ❤️

921351
2020-10-02 23:57:45 +0330 +0330

هییع کیرم تو داستاناتون
حیف کیرم البته

0 ❤️

923315
2020-10-11 09:58:16 +0330 +0330

كير تو كس ن نه جندت

0 ❤️







Top Bottom