سکس با الناز بعد از ۴ سال

    سلام. من الان 28 سالمه و دکترم. البته نه پزشک. سال 89 بود که تو دانشگاه... قبول شدم و قبل اون چنتا دوس دختر از شهر خودمون داشتم که باهاشون سکس کرده بودم ولی چون شهر ما اطراف تبریز بود زیاد زن گیر نمیومد و مجبور بودم از پشت با دخترا حال کنم. سال 91 بود که یروز یه دختری رو تو سالن دانشکده دیدم و فهمیدم که دوست کناریش دوس دختر بهترین دوست منه. از طریق دوستم باهاش یه قرار گذاشتم . اسمش الناز بود. قدش 165 میشد و اندامش عالی بود. جوری که من چنبار دعوا افتادم سر اینکه پسرا نگاش میکنن. گذشت و ما دوست شدیم و قرار شد برا عید که من خونه گرفته بودم بیاد خونه من. ساعت 7 صب اومد و ما فیلم و آهنگ و این چیزا مشغول بودیم. عصری موقع رفتن گفتم میشه بوست کنم و اون اجازه داد. من خوابوندمش زمین و ازش لب گرفتم. آقا این شاکی شد و یه سیلی زد گفت باید پیشونیمو بوس میکردی فلان و باهام قهر کرد. من برگشتم شهر خودمون و تا 13 بدر اصلا جوابمو نداد. یروز یه شماره بهم زنگ زد و من از لهجش فهمیدم اهل اون شهره ولی الناز نبود. نگو الناز شمارمو داده به دختر داییش که منو سره کار بزارن. غافل ازینکه دخترداییش با تعریفای الناز ازم خوشش اومده. مهسا دخترداییش 21 سالش بود و متاهل. ولی من تا لحظه ای که رفتم خونش نمیدونستم متاهله و دختر دایی. خلاصه من روز قرار رفتم خونش دیدم کپی النازه و گفت متاهله ولی شوهرش خیلی تمیز نیس و اینا و اولین سکسمون اتفاق افتاد. تقریبا 1 سال باهاش بودم و بعدا مجبور شدم انتقال بگیرم شهر خودم. وقتی ارشد قبول شدم و ادامه درسم تو تبریز بود، یروز گوشیم زنگ خورد و الناز بود. گفت تبریز قبول شده و جاییو نمیشناسه. منم چون عقده داشتم قبول کردم که همه جوره کمکش کنم ولی به شزطی که دوستیمون از اول شکل بگیره و هرچی من بگم بشه. خلاصه میکنم این اومد تبریز و من یه شب بهش گفتم که دیگه تحمل ندارم بیا خونمون و باید اون سیلی رو تلافی کنی. اونم انگار منتظر من بود و گفت فردا صب من گوش به فرمانتم. فردا صب اومد خونه ما و بعد 4 سال من گفتم بیا بغلم و یه بغل سفت گرفتمش. ناگفته نماند من عاشقش بودم ولی موقعیت خوبی نداشتم برا ازدواج. بهش گفتم برو حموم و خودتو کامل صاف و صوف کن اونم گف کردم نترس اما فرستادمش تا تمیز شه. بهش گفته بودم لباس ست بیار. من دارم خلاصه میکنم داستانو وگرنه هنه این وقایع و راضی کردنش خودش طول کشیده بود.
    رفت حموم و نیم ساعت بعد رفت تو اتاق من و یه شورت و سوتین سبز با یه دامن زرد بالای روناش پوشید و اومد پیشم. یه صبونه مختصری خوردیم و من گفتم دیگه وقتشه. ناگفته نماند من عاشق اسپنکم و باون گفته بودم. غافل ازینکه اونم میخاس تجربه کنه. گفتم بخاطر اون سیلی خودت باید بیای لب بگیری گفت نه و یه سیلی جانانه بهش زدم و کشیدم بغلم. مث وحشیا لب میخوردم و گردنشو گرفته بودم و خفش میکردم اونم چشماشو بسته بود و فقط اوممم اوممم میکرد. کشیدمش بغل دیوار و برش گردوندم گفتم بدبخت شدی الناز. گفت چرا. گفتم رنگ پوستت قرمز میشه کونت پاره س. اونم گفت جون. دامنشو زدم بالا گذاشتم زیر شورتش و چنتا سیلی محکم زدم حالم گرفته شد کونشو داد عقب گفت همین؟ دیگه تحمل نداستم چون کوس و کونشو ندیده بودم. بردمش رو تخت و گفتم دربیار لباساتو یا پاره میکنم گفت بکن. منو میگی درجا گرفتم با تمام زورم همرو پاره پوره کردم و لخت افتاد. یه کوس سفید با لپای صورتی که آبکی شده بود و کون قرمز. پاهاشو دادم بالا و چنتادسیلی به کوس و کونش زدم و اونم گفت ما کی ببینیم کیرتو پس. گفتم با زبونت در آر. آقا با یه حرکت کیرمو کشید بیرون کرد تو دهنش منم گفتم در بیاری سیلی میخوری. اونم انگار خوشش اومده بود هر یه دیقه میاورد بیرون و صورتشو میداد بالا و من یه سیلی میزدم. گفتم من با کوست کاری ندارم ولی کونت مال منه. گفت هردوش مال تو ولی نمیخاستم نامردی کنم. برش گردوندم و یکم لاپایی با کوسش ور رفتم و گفتم زمان موعوده فقط کونتو شل بگیر که گریه نکنی. یکم روغن زیتون زدم کیرم و کونش و با هزار بدبختی بهد از یه رب کردم توش. شرو کرد گفت گوه خوردم و سگتم و نمیتونم و این چیزا ولی اونایی که کردن میدونن نمیشه دیگه کشید بیرون مخصوصا وقتی از پشت دراز کشیدی روش و بزور کردی توش. پاهاشو با پاهام بازتر کردمو بهش گفتم کونتو بده بالاتر. دمر خوابیده بود و من کاملا روش قفل بودم. گاها بزور سرشو میگرفتم سمت خودم و سیلی میزدم و لب میگرفتم اونم کامل دیگه خودشو ول کرده بود و میگفت کونی توام. جنده توام بکن بکن. بعد سکس بهس گفتم جریان دخترداییشو و گفتم نگو بهش اونم نامردی نکردو و رفته بود شهر خودش باهاش دعوا کرده بود. تقریبا تا ارشد تموم بشه و اون بره شهر خودش هرماه یه سکس داشتیم و بازم با اینکه عاشق هم بودیم ولی من پول نداشتم ازدواح کنن. که اخرش تموم کرد و رفت و الان یه پسر داره به اسم مجید ولی من کلا فقط دوبار تلفنی حالشو پرسیدم. ببخشید اگه طولانی شد. سکسای زیادی داشتم اما حس نوشتنش نیس. اگه بتونم سریعترین مخ زدنمو که شب شماره دادم فرداش کردمو میگم بهتون. مرسی


    نوشته: dr. mj

  • 3

  • 25




  • نظرات:
    •   صدف هستم
    • 3 هفته،6 روز
      • 10

    • کاش قابلیت deleteبود


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • داداچ با جق سرعتی داستان نوشتی کاری ندارم . الحق که دکتری کصخل


    •   MAHDI.Bمهدی
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • ناموسا یه بار داستانت رو بخون فهمیدی چی نوشتی
      درحال دادن نوشتی ؟
      در حال خوردن نوشتی ؟
      دنبالت کردن این چیه اخه


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • خوب شد نمردم و معنی عاشقی رو فهمیدم!
      بازم خدارو شکر که الحمدلله وگرنه والا به حضرت عباس.!
      واگذارت میکنم به کامنت گذاران حرفه ای!


    •   jerard96
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • دیوث کونی


      اینهمه سیلی ک تو به دختره زدی و تو کهریزک ب جوون مردم میزدن دیگه احتیاج ب فرو کردن شیشه نوشابه تو کونشون نبود


      لاشی
      تو تبریز فقط تو بودی ک راش بندازی


      دخترا سیب و با کسی قسمت نمیکنن اونوقت دختر دایی شو انداخت تو مسیرت ک بکنیش


      بیا بشین روش بابا


    •   shahx-1
    • 3 هفته،6 روز
      • 18

    • چون شهرو بلد نبود اومد بهت داد!!! پس من اینهمه خارج رفتم هیچ جا روهم دفعه اول بلد نبودم کلی بهشون بدهکارم!! یعنی امروز فرداست که پلیس بین الملل بیاد کونمو با دستبند ببره!! تا سیلی خوردنت راست بود بقیشو شبا برا خودت تعریف میکنی گریت بند بیاد! (biggrin)


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • انقد سریع معرفی کردی که نفهمیدم چی به چیه دکتر


    •   nima58teh
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • آهای اونایی که کون کردین واقعا بعد کردن دیگه نمیشه درآورد!!؟؟؟
      جدیدا توی سایت هم دکتر زیاد شده مثل ادارات و شرکتهامون .خخخخ
      آبروی هر چی ترکه بردی ، برو جلقتو بزن بچه جون ، اوه ببخشید دکی جون


    •   سعید تبریزی
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • دکتر جان ماییدی گارو


    •   nima58teh
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • دکتر بودنتم از همونجا معلومه که گفته بیا بوسم کن خوابوندیش !!!! لب گرفتی .
      به تو میگن یه جنتلمن به تمام معنا


    •   سعید تبریزی
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • یادم رفت بگم بهت کیر اسب باقر خان تو اول و آخرت


    •   fazi20
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • دکتری که پزشک نیستی ... مجید جان دلبندم خودت فهمیدی کی تو رو کردن کی النازو کی مهسارو همه توهماتت رو، رو هم رو هم تعریف کردی دادا به دادنت برس ناموزا ننویس دیع همین کافی بود


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • کیر پس یقت دکی کون
      اینم به دلایل دادن زنای متاهل اضافه کنید «شوهرم تمیز نیست» یعنی چه جوریه و چه جوری باید باشه؟
      کوس آبکی چه جور کسیه؟
      یعنی مثل خورشته؟
      بعد نوشتن کس راحت‌تره یا کوس؟
      کیر تو اون دیکتت.
      دیکته بچه 12 ساله من از تو که دکترای جلق داری بهتره.


    •   Artemisi
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • کس نگو جقی مومن


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • دختره گفته من گوش بفرمانتم!!! دکتررررر جون خاطرات سربازیتو داری تعریف میکنی ؟
      دو ماه اضافه خدمت میخوردی phd پزشکی رو هم میدادن زیر بغلت تو پادگان


      لطفا دیگه چیزی تعریف نکن


    •   MOHSEN1147
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • دکتر برو دکتر


    •   royaei
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • آقا ببخشید شما مطمنی اینایی که گفتی اتفاق افتاده ؟
      آقا شما تا حالا یه فیلم رو با دور تند دیدی ؟
      داستانت هم همونجوری بود یهو الناز میومد میرفت هم دانشگاهی هاش میومدن و میرفتن مهسا میومد و میرفت خلاصه خیلی شلوغ پلوغ بود هیچی نفهمیدم من ؛
      غلط املایی هم که فراون البته طبیعیه همه دکترا اینجورین تعجب نکردم زیاد ؛
      موفق باشی


    •   a.4247
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • کصکش اجازه گرفتی بوسش کنی بعد یهو خوابوندیش زمین؟ (rolling)
      ماشالا قهرمان خاکش کردی (clap)


    •   Sina9_7
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • آخه کونده دختره زیدت بوده آوردیش مکان اونم از هفت صب تا غروب بعد وقتی میخواسته بره گفتی میشه بوست کنم؟! یوسف اگه پنج دیقه بیشتر پیش زلیخا مونده بود کس و کونشو یکی میکرد تو چ غلطی میکردی از صب تا شب


    •   reza.ghr7513
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • چاقال (stop)


    •   EnZo0
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • ریدی اب هم قطعه . تو دیگه ننویس


    •   Nadly64
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • کصخل عقده ای تو که بیشتر از اینکه تو کار کردنش باشی گرفتی زدیش.صورتشو برگردوندی سیلی زدی.کونشو دیدی سیلی زدی.اول کار سیلی زدی چخبرته؟
      ولی اصل داستانو بچه ها از تو همین نوشته ها درمیارن و اون اینجوری بوده که یه دوس دختر داشتی آوردی خونت فکر کرده آدمی گذاشته بوسش کنی بعد بی جنبه بازی درآوردی یه سیلی نثارت کرده دیگم محلت نداده،تو هم عقده تو دلت مونده داستان سرهم کردی که ال کردم و بل کردم و گفت من سگتم و .....


    •   vampiram
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • هرکی فش داده کوس خارو مادرش. من بار اولم بود نوشتم. شاید نتونستم صحنه سازی رو درست جلوه بدم ولی همش واقعیت بود. دلیل نمیشه چون جق زدنتون نصفه مونده فش بدین. تک تک جملاتم حقیقت بود. دو هفته پیش یه احظه شوق کردم نوشتم. چندین بار سکس داشتم ولی نوشتنش سخته دست من نیس. کوس مادر اونایی که فش دادن. اگرم دروغه برعکس. حیف که مملکت آزاد نیس وگرنه اون دیوسایی که فش میدادن رو تک تک آدرس میدادم بیان ببینن کجا دارم دکتری میخونم. مشکل جامعه ما اینه که هرکی از جیزی خوشش نیاد یا دستش نرسه فش میده. من تا امروز بدونه فش ننوشته بودم. بیچاره اونایی که اول داستان مینویسن حقیقت داره الان حالشونو میفهمم. هرکی خوند و چیزی نفهمید معذرت ولی عین حقیقته.


    •   Parisa@nima
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خوب که حسش نیست
      ننویس


    •   Adtenos35
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • بعضیا عقده تحصیلات عالیه دارند میان به خودشون میگن dr mj
      خدا شفا بده


    •   Zhazha
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • حالا نگاه کنید، دکتر رو عصبانی کردید، آدم باشید دیگه. دکتر جوش نزن ما قبول داریم تو دکتری، دردمون هم همینه که تو دکتری.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو