سکس با بیوه ای که شوهر داشت

    دوستان خاطره ای که میخوام بنویسم نه تخیله نه فانتزی.واقعیه این اولین خاطره ایه که دارم می نویسم . نویسنده نیستم لطفا اگه خوشتون نیومد یا بد نوشتم فحش ندین.
    داستان برمی گرده به زمان مجردیم زمانی که ۲۷ سالم بود .اسمم سامان و ۱۷۸ قد و ۷۰ هم وزنم سال ۹۲بود تهران دانشجو بودم خونمون کرجه و بنا به دلایلی که نه وقتش هست نه حوصلش که بگم خونه داداشم زندیگی میکردم. یه روز که داشتم اتاقمو مرتب میکردم زیر تخت گوشی چند سال پیشمو دیدم که قبل از اینکه بره توی بایگانی یه سالی دست داداشم بود من تا الان هرچی گوشی خریدم قبلیا رو رد نکردم همه رو دارم از یازده دوصفر تا A3 هفت هشتایی گوشی جورواجور دارم که البته همه هم یه جورایی داغونن(معمولا نهایت استفاده رو از گوشی میکنم یه وقتایی ول کنم اتصالی میکنه گوشی که دست میگیرم دیگه زمین نمیزارم)گوشی سونی اریکسون بود باطری نداشت میخواستم هرجور شده روشنش کنم باطری گوشی خودمو دراوردم و با دوتا سیم به جای اتصال باطریش وصل کردم و کاغذ مچاله کردم چپوندم توش و با نوارچسب ثابتش کردم.روشن شد چندتایی فیلم و عکس توش بود رفتم توی مخاطباش کلی اسم بود چندتاشو انتخاب و یادداشت کردم به شماره ها زنگ زدم چندتاش خاموش بود به بعدی زنگ زدم به اسم مریم(اسم مستعار)سیو شده بود روشن بود یه خانمه جواب داد گفت شما گفتم گوشی قدیمیم رو چک میکردم اسم شما رو دیدم ولی چون نشناختم کنجکاو شدم ببینم کی هستین اسم و مشخصاتمو پرسید و گفت نمیشناسه گفتم حداقل خودتو معرفی کن شاید من بشناسم جواب داد که تازه از تهران رسیده و همراه دخترشه هم خسته است هم گرسنه حس سین جیم نداره قطع کردم.فرداش دوباره زنگ زدم صحبت کردیم و بازم یه جورایی پیچوندم بیخیالش نشدم شاید یک ماهی شد رو مخش رفتم که قبول کرد بیرون همو ببینیم.توی صحبت های قبلی گفته بود جدا شده و یه دختر ۸ساله داره . قرار گذاشتیم بریم سفره خونه صفاهان.من زودتر رسیدم و بیرون منتظرش بودم تا بیاد.اومد اولین دیدارمون بود تا الان هم ندیده بودیم هفت هشت سانت از من کوچیکتر بود چهره معمولی ولی جذاب هیکلش هم دست دادیم و بعداز سلام و احوال پرسی رفتیم تو نشستیم یه پاکت سیگار از کیف دراورد و یه نخ روشن کرد و شروع کردیم به صحبت از این گفت که یه ساله جدا شده و از نظر روحی حال خوبی نداره از همه چی گفتیم.تلفنی خیلی باهم صحبت میکردیم و چندباری هم بیرون همو دیدیم کلی باهاش صحبت کردم که به جای بیرون بریم خونه .میدونست بیاد خونه کار ممکنه به سکس بکشه. بهش اطمینان دادم که کار به سکس کشیده نمیشه و قول دادم کار به جاهای باریک کشیده نشه.خونه صبح هااز۸ تاساعت ۲بعدازظهر خالی بود.قرار گذاشتیم و اومد خونه.خونشون فلکه اول گوهردشت بود ما عظیمیه تا رسید خونه ساعت ۹ شدروسری و مانتوشو دراورد شلوار جین پاش بود یه لباس که تا زیر کونش بود.وقت زیادی نداشتم چون مریم ساعت ۱۱ باید میرفت دنبال دخترش که مدرسه بود.نشستم کنارش و دستاشو گرفتم و نوازش میکردم قبلا دست همو گرفته بودیم و ازاین بابت مشکلی نبود گفتم خب مریم خانم این همه میترسیدی بیای خونه دیدی ترس نداره دستمو گرفت و گفت هنوزم میترسم خواهش میکنم سر قولت بمون .من سرقولم هستم خیالت راحت.نیم ساعتی حرف زدیم و توی این مدت همش لمسش میکردم سرشو گذاشتم رو شونم و دست توی موهاش میکشیدم و از دوس داشتم نسبت بهش میگفتم قبلا بهش پیشنهاد ازدواج البته موقت داده بودم که شدیدا مخالفت میکرد بازم بحثو پیش کشیدم که صیغش کنم دلیل مخالفتش رو بعدا فهمیدم که در ادامه میگم به من تکیه داده بودو منم دستامو دورش حلقه کرده بودم اروم اروم نوازشش میکردم توی این مدت اونم نشون داده بود که دوسم داره برای همین بوسش که میکردم چیزی نمیگفت بوس هامو بیشتر کردم و گردنشو بوسای ریز و اروم میکردم لابلای بوس هام قولی که دادم رو متذکر میشد بهش گفتم بریم روی تخت یه کم تو بغل هم دراز بکشیم قبول کرد اما بازم قولم رو یادم انداخت رفتیم روی تخت پیش هم دراز کشیدیم مریم طاق باز دارز کشید و من به بغل دیگه حرفی بینمون رد و بدل نمیشد فقط من لمسش میکردم و بوسش میکردم به بغل سمت خودم برگردوندمش و لبامو گذاشتم روی لباش چشماشو بست و شروع کردیم به خوردن لب هم سینه هاشو میمالوندم کیرم راست شده بود یعنی تمام این مدت راست بود افتاده بودم روش و همزمان کیرمو رو کوسش میکشیدم تیشرت و شلوارم رو دراوردم فقط یه شورت پام بود دوباره شروع کردم به بوس کردن و لب خوردن و مالوندن کیرم به کوس مریم دوتامون حسابی داغ کرده بودیم لباسشو گرفتم که دربیارم محکم لباسشو گرفت نذاشت بیخیال شدم همینجور که کیرمو میمالیدم رو کوسش دستمو بردم سمت دکمه شلوارش که اونم گرت بازش نکنم بهش گفتم قول دادم نکنمت سر قولم هستم بذار راحت بمالم لاش که با زور شلوارشو دراوردم کیرمو از بغل شورتم دراوردم و رو کوسش بالا پایین میکردم و اون نفس نفس میزد معلوم بود خیلی جلوی خودشو میگیره که اه و ناله نکنه از زیر گردنش بوس میکردم و میومدم پایین گردنشوحسابی بوس میکردم بو میکردم اومدم پایین تر لباسشو زدم بالا شکمشو بوس میکردم نذاشت سینه هاشو بخورم اومدم روی کوسش از روی شورت بوسش میکردم اونم تشک رو چنگ زده بودو کسشو به دهنم فشار میداد دوطرف شورتشو گرفتم تا بیاد به خودش بجنبه که نذاره از پاش دراوردمش اومد پاشه نذاشتم و دهنمو گذاشتم رو کوسش چون از کوس خوری خوشم نمیاد چندتا بوسش کردم و خودمو کشیدم بالاشورت خودم هم دراوردم و کیرمو میمالیدم رو کوسش خیلی حشری شده بودیم طاقت نداشتم فقط میخواستم کیرمو بکنم تو کوسش کیرمو لای کوسش چند دقیقه ای مالوندم کوسش خیس شده بود اونم خیلی حشری شده بود که دیگه طاقت نیاورد و گفت برو کاندوم بزن بکن توش منم که از قبل کاندوم گرفته بودم و اماده داشتم کشیدم رو کیرمو رفتم لای پاش سرکیرمو خیس کردم گذاشتم رو کوسش و فشارش دادم کیرم داشت میرفت تو کسش و من توی اوج لذت بودم باورم نمیشد کیرم داره میره توی کوس مریم کیرم ۱۸ سانته تا ته کردم توی کوسش و مریم هم چماشو بسته بود و اروم آخ و اوخ میکرد شروع کردم به تلبه زدن کیرمو درمیاوردم و تاته میکردم توی کوسش گفت میخواد بیاد رو من دارز کشیدم و رو به من نشست روی کیرم تا ته کیرم تو کوسش بود شروع کردن بالا پایین رفتن چند دقیقه طول نکشید با فشار زیاد نشست رو کیرمو کوسشو محکم رو کیرم فشار داد و ارضا شد ارضا شدنش رو حس کردم توی کوسش حالت نبض
    زدن بود که چند ثانیه طول کشید ارضا شد و پاشد گفت توهم ابتو بیار گفتم حالت چهار دست و پا بشه از پشت کیرمو کردم توی کوسش و تلمبه میزدم ابم داشت میومد بغلش کردمو کیرمو محکم میکوبوندم توی کوسش اب منم اومد همونجوری که کیرم تو کوسش بغلش کرده بودم کیرم شل شد از توی کوسش اومد بیرون بدون هیچ حرفی رفتیم توالت خودمونو تمیز کردیم لباس پوشیدیم ساعت یازده بود و میتونستیم نیم ساعت دیگه پیش هم باشیم که گفت باید بره نموند رفت چند روزی هرچی زنگ میزدم جواب نمیداد چند روز بعد خودش زنگ زد خیلی ناراحت بود گفت سر قولت نموندی قول دادی سکس نکنیم منم بهش گفتم من سرقولم بودم و قصد کردن نداشتم خودت گفتی بکن توش قانعش کردم که من به قولم عمل کردم .بعداز اون ماجرا دیگه خونه نیومد چندباری بیرون رفتیم که گفت هنوز از شوهرش جدا نشده و قصد جدایی داشته شاید جداییشون منتفی بشه وقتی شنیدم تازه فهمیدم چرا نمیخواست صیغش کنم .بار اخری که صفاهان قرار گذاشتیم من طبق معمول زودتر رسیدم ولی بیرون منتظر نموندم رفتم تو نشستم خواننده ای که اونجا زنده اجرا میکرد دیگه میشناختمون تیکه انداخت که امروز تنها اومدی گفتم میادش.اومد بعداز سکسی که باهم داشتیم رابطمون سرد شده بود اخه مریم به خاطر خیانت به شوهری که تا مرز جدایی رفته بودن شدیدا احساس گناه میکرد هرچی میخواستم ارومش کنم که خودشو سرزنش نکنه نمیشد تصمیمشو گرفته بود گفت به خاطر بچش میخواد با شوهرش ادامه بده داشتیم از جدایی حرف میزدیم و خواننده داشت یه آهنگ از ابی میخوند این آخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونه این اخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیوونه ......قرار شد رابطمون رو کات کنیم و همین هم شد.
    دوستان تمام چیزایی که نوشتم واقعیت بود
    لطفا فحش ندین و بد و بیراه نگین
    این اولین خاطره ای بود که مینویسم
    اگه ادیت نکردم اگه جمله بندی بد بود اگه غلط املایی داشتم ببخشید.


    نوشته:‌ سامان

  • 9

  • 12




  • نظرات:
    •   Saeedam97
    • 3 ماه
      • 0

    • حیف که گفتی فحش ندید وگرنه...


    •   Farhad0237
    • 3 ماه
      • 0

    • دوم
      فحشت نمیدم ولی خدا بیامرزتت چون داستانت نقص زیاد داشت.الان بچه ها میان از خجالتت درمیان


    •   PUNISHER_IR
    • 3 ماه
      • 3

    • شاید باورت نشه ولی بیوه ها شوهر ندارن کس مغز ?


    •   Atawich
    • 3 ماه
      • 0

    • هان چی گفتی متوجه نشدم آهان فحش ندم باشه خوب بلند تر بگو چرا خجالت میکشی؟میخوای اصلا کیرت تو کس خواره من هان خوبه؟نه چرا جونه من تعارف می کنی باشه بالاخره کاری که از دستم بر میومد، خوب چی گفتی اسمش تو گوشی قبلیت سیو بوده ولی نه اون تو رو می شناخت نه تو اون رو می شناختیش بعدم با وجودی که آدمی بود که طالب خیانت به شوهرش نبود به تو از پشت تلفن راه داد بعد آخرشم امد تو خونه بهت داد باشه الان ما تا این حد کوسخول باشیم نکیریم تو هیکلت خوبه کارت راه میوفته آره؟باشه دستت درد نکنه بفرما منزل در خدمت بکنیم معذرت میخوام در خدمت باشیم؟باز جا شکرش باقیه شانس از کون آوردیم تو پایپت کار زیاد نداشتی چهار تا دم بیشتر نگرفتی زیاد طبر نزدی وگرنه همون باره اول نشناخته جلو شوهرش بهت کس میداد بعدم دو تا دم کیمین کال پشتش میزدی می گفتی شوهرشم کردم آقا ما بریم چون منم نمی شناسی منم تو رو نمی شناسم تو بمیری یهو به خودمون میایم می بینیم کونمون گذاشتی هان کاره دیگه حالا بگو مشتی 35 ساله این کون رو ما سالم نگه داشتیم تو نیومده و نشناخته کردی کونه ما علتش چی بوده؟ علتش این بوده که آقا احساس کرده تو یکی از گوشی قبلی‌اش اسم من سیو بوده به همین راحتی ما رفتیم فقط خواهشا اسمه منو هر جا دیدی پاکش کن دمت گرم زیاد حرف زدم من از عقب میخوام ببخشید یعنی من معذرت میخوام.


    •   bidelll
    • 3 ماه
      • 0

    • واقعا که جهان سومی هستیم اصلا چیزی به نام شعور جنسی نداریم حتی اندازه یک نخود ازاول تسمیمت کردن بوده بعد میگی اون گفته بکن توش واقعا که


    •   مهدی۶۲
    • 3 ماه
      • 0

    • دوستان گلم چند روزی تا اخر تعطیلات نوروز که مدرسه ها باز بشه باید این کسشعرا رو تحمل کنیم


    •   مهدی۶۲
    • 3 ماه
      • 2

    • دوستان گلم چند روزی تا اخر تعطیلات نوروز که مدرسه ها باز بشه باید این کسشعرا رو تحمل کنیم


    •   DrAghabDost
    • 3 ماه
      • 0

    • عالی بودآفرین


    •   girl+angel
    • 3 ماه
      • 0

    • فهمیدیم کلکسیون گوشی داشتی عامو


    •   ناصر39
    • 3 ماه
      • 0

    • ببنید نویسنده محترم . ایده داستان باور پذیر نبود . نگارش داستان هم بسیار معمولی و حتی ضعیف بود . اینکه توقع داری فحش نثارت نشه دقیقا بستگی به خودت داره ! وقتی که داستان منطقی بنویسی قطعا تمجید می شوی و وقتی داستان غیر قابل باور قطعا فحش باران ! یادت باشه حق نداری غلط املایی داشته باشی که بابت او معذرت خواهی کنی ! اما اینکه یک زن چطوری یک کیر ۱۸ سانتی رو یک ضرب تحمل میکنه! دوستان باید نظر بدهند ! چون نه من ۱۸ سانتی دارم و نه تا کنون یک ضرب حتی جرات نکرده ام این گونه به پارنترم آسیب برسونم


    •   30parham30
    • 3 ماه
      • 0

    • زن ها کارشون همینه دروع میکن بعد که کارشون را میکنن فیلم بازی میکنن


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه
      • 0

    • از اسم داستان فهمیدم عددی نیستی که بخوای بنویسی،
      خوشم میاد جونها رو با این فکر و دغدغه مشغول کرده و در سوریه ، لبنان، یمن و عراق مشغول محکم تر کردن ریشه هاشه.
      حیفم میاد واقعأ زندگیها و افکارو به تباهی کشونده.


    •   شیخ_حشری
    • 3 ماه
      • 0

    • اصلا نخوندم
      مگه میشه هم بیوه باشه هم شوهر داشته باشه


    •   Alfred-allan
    • 3 ماه
      • 0

    • هیچوقت با اولین بار کسی رو قضاوت نمیکنم ولی سعی کن اگه میخوای خاطره نویسی کنی روی خیلی چیزا کار کنی
      فحش هم ندادیم (dash)


    •   sikir
    • 3 ماه
      • 0

    • ببین
      به جون خودت تو بمیری تو بمیکیش هرچی سعی کردم هرچی تلاش کردم نتونستم ازت بگذرم،
      آخه کونی جعلق ، بعد نوشتن یه بار بخون سوتیا رو درستش کن ننوه سوخوم...


    •   MatinHot1996
    • 3 ماه
      • 0

    • کیر شوهره زنه تو کونت اگه دروغ گفته باشی :)


    •   big.boy88
    • 3 ماه
      • 0

    • چقدر ابی باهات هماهنگ بوده.


    •   khoshkon
    • 3 ماه
      • 0

    • من نمیفهمم این همه زن ازاد هست چرا همه میرن دنبال شوهر دارش


    •   mobham330
    • 3 ماه
      • 0

    • کیرم تو این قولت


    •   mr.weed00
    • 3 ماه
      • 0

    • خوب بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو