سکس با جنده

    سلام دوستان این داستان واقعیتی از زندگی منه و اولین سکس من وقتی ۱۸ سالم بود...
    پاییز بود اوایل آبان ماه منو مادربزرگم تصمیم گرفتیم بریم تهران خونه عمم ، عمم شوهر کرده و اون موقع یه بچه داشت ، خلاصه رفتیمو رسیدیم خونشون یه روز گذشتو شوهر عمم گفت اماده شو دوتایی بریم شمال منم از خدا خواسته زودی اماده شدم عمم و مادربزرگمم تو خونه موندن...
    سوار ماشین شدیمو دیدم اقا بهنام (شوهر عمم) رفت دنبال یکی از رفیقاش سوارش کردو منم تعجب کردم اخه گفت دوتایی میریم!
    خلاصه راه افتادیمو تو جاده که بودیم گفتم اقا بهنام میریم ویلاتون؟ گفت ارههههه میریم کص میکنیم کصصصص
    منم انگار تو کونم عروسی بود چون اولین سکسم بود...
    رسیدیم شمالو ماشینو بغل یه مارکت نگه داشت رفت وسایل پیتزا و مزه بگیره ،
    اینم بگم که دست پختش تو پیتزا حرف نداره این شوهر عممون
    وسایل رو گرفتیمو رفتیم ویلاشون
    اقا رسیدیم ویلا و خیلی کثیف بود چون خیلی وقت بود کسی نرفته بود خلاصه خونه رو تمیز کردیمو وسایل رو اماده کردیم
    دوروبر ساعت ۸ بود که رسیدیم اقا بهنام هم پیتزا واسه منو دوستش درست کردو شام رو خوردیمو
    ساعت ۱۰ شب وسایل مشروب رو چیدیم
    یکمی صبر کردیم چون مشروب رو با شکم پر بخوری حالت بد میشه
    خلاصه ساعت ۱۱ شب ما شروع کردیم به سلامتی اینو اون
    منم که هی منتظر بودم ببینم این کص مصه چیشد
    اقا بهنام گفت شایان گوشیمو واسم بیار منم واسش بردمو
    گفت بچه ها دو نفر بیان کافیه
    منم گفتم چند میگیرن گفت تو کاری نداشته باش (خودش حساب میکرد)
    منم گفتم نه سه تا بیان ما هم که سه نفریم هرکدوممون یکیو داشته باشیم
    گفت باشه زنگ زدو باهاشون حرف زد گفت سه نفر بیاین
    اونام گفتن الان نمیتونن بیان ساعت ۱ اگه میخواین اونجاییم
    خو دیگه ما هم چاره نداشتیم قبول کردیم
    یه ساعتو نیم بعدش رسیدن
    داشتن میومدن تو خیلی استرس داشتم چون اولین بارم بود با یه دختر از نزدیک بخوام لاس بزنم
    خلاصه اومدن تو سلامو احوال پرسی کردیمو
    خیلی زود خودمونی شدن
    اصن جنده ذاتش اینه که زود یکی میشه باهات😂
    نشستیمو سر بساط مشروبو اینا دوتا از دخترا گفتن ما قلیون میخوایم ، ما هم نداشتیم
    گفتم که نداریم خو گفت ما خود قلیون باهامونه فقط توتونو ذغالشو میخوایم
    از شانس خوب ما یه کافه لب ساحل بود خیلیم نزدیک بود یه پنجاه متر دور بود
    طبق معمول من بدبخت که کوچیک مجلس بودمو فرستادن رفتم وسایلو واسشون اوردمو
    دوباره نشستم پیششون ما مشروب میخوردیمو لاس میزدیم اونام قلیون میکشیدن این اقا بهنام به زور التماسشون کرد که دو سه تا پیک بخورن باهامون اونام خوردنو
    اقا بهنام دست یکیشونو گرفتو بردش بالا (اینم بگم ویلا خیلی کوچیک بود در حد ۷۰ ۸۰ متر ولی دو طبقه بود طبقه بالاش دو اتاق‌خواب و دستشویی‌حمام بود)
    خلاصه این اقا بهنام کسکش اونی که از همشون کص بهتری بودو برد بالا
    من و اون پسره هم با دوتا دختره پایین بودیم
    یکی از دخترا که اسمش روژان بود
    گفت دستشویی کجاست منم گفتم طبقه بالاست
    گفت بلد نیستم ( ینی بیا بریم بالا بکنم)
    منم گفتم بیام باهات؟ گفت اهم
    اون جلو من راه میرفت از پله که بالا میرفتیم (از این پله پیچیا بود خیلیم کوچیک بود)
    بالا که میرفتیم تو راه پله واسه چند ثانیه رو شلوار دماغمو کردم تو چاک کونش اونم خندید خوشش اومد
    رسیدیم بالا دستشویی رو بهش نشون دادمو رفت تو منم همون بیرون منتظر بودم
    پنج‌ ثانیه بعد اومد بیرون
    گفتم تموم شدی بریم پایین؟ نزدیک شد بهم چسبید گفت خودت میدونی! میخوای بریم؟ منم لبشو گرفتمو بوسیدم اونم لبمو با دندونش گرفت
    (اینم بگم قدم ۱۹۰ اون دختره هم فک کنم ۱۶۰ بود خیلی کوتاهتر و ریزه میزه بود نسبت به من وزنشم خیلی کم بود ولی تو پر بود یکمی)
    منم که سرخوش بودم اونم یکمی خورده بود
    با دوتا دستام از کون بلندش کردمو بغلش کردم بردمش اون اتاق خالیه اونجا گذاشتمش
    چیزی تو اتاق نبود جز یه فرش (اتاقم کوچیک بود فک کنم۳×۲)
    خلاصه در عین اینکه لب همو میخوردیم تابشو دراوردمو بعد شلوارشو منم فقط شلوارمو
    رو پشت دراز کشیدو عینکشو در اورد از چشمش چون خیلی اذیتمون میکرد عینکشو بغل سرش گذاشت یکمی اونورتر
    منم لبشو که کامل خوردم کسکش خیلی بد گاز میگرفت اومدم رو سینه هاش سوتین هنوز تنش بود پشتشو یکمی بلند کرد که از پشت با دستم بازش کنم
    (اولین بارم بود سوتین یه دختر رو باز کنم ولی از شانس من دو هفته قبل این اتفاق یه فیلم دیده بودم مسابقه باز کردن سوتین بود از اون موقع یاد گرفتم😂)
    سوتینو با یه مکث کوچیک باز کردم خداروشکر
    ممه هاش سایز ۷۵ بودن خیلی خوش دست بود یه دل سیر ممه خوردم
    بعد خودش سرمو فشار داد به طرف کصش
    منم رفتم پایینو شورتشو دراوردم لبمو گذاشتم رو کصش (کصش یه ذره موهاش اومده بودن بیرون) همیشه حس میکردم از مو کص بدم میاد ولی اون لحظه هیچی حالیم نبود
    هی کصشو میخوردمو گاز میگرفتم با یه دستمم یه پاشو بالا داده بودم با اون یکی دستمم سینشو گرفته بودم
    زبونمو میکردم تو کصش در میاوردم گاز میزدم میمکیدم اونم هی جیغ میزدو اه‌ناله میکرد
    اخرش گفت بسه دیگه
    دوباره رفتم بالا گردنشو بوس کردمو لبمو نزدیک لبش کردم اونم لبو گرفت
    تیشرتمو دراورم اونم دستشو برد تو شورتم کیرمو گرفت گفت بکن توش دیگه با یه لحن خسته و خمار
    منم شورتمو زود دراوردمو دوباره رفتم لای پاهاش خودش با یه دست کیرمو گرفتو با اون یکی دستش کمرمو به سمت خودش فشار داد
    در گوشم گفت توروخدا زود باش بکن
    منم همین که کیرمو کردم تو انگار تو یه دنیای دیگه بودم
    اولین بار بود این گرمی و نرمی رو حس کنم
    خیلی خوب بود خیلی اصلا تا خودت تجربه نکنی درک نمیکنی چی میگم
    خلاصه یواش یواش عقبو جلو میکردم اونم پاهاشو دور کمرم حلقه کرده بود دستاشم رو پشتم بود و با اون چشمای خمارش نگام میکرد
    یکمی تلمبه رو سریعتر کردم
    تو اون صحنه که ممه هاش تکون میخوردن با تلمبه زدن من اصلا هیچی حالیم نبود
    گفت وایسا بچرخم
    چرخیدو اومد رو چهار دستو پا (داگی استایل)
    از پشت کیرمو کردم تو کصش و‌ هی تلمبه میزدم (به جرعت میتونم بگم هیچ پوزیشینی مث این لذت بخش نیس)
    بعد که خسته شد گفت آبت نیومد گفتم نه هنوز ، الان میاد وایسا
    بهش گفتم میخوام دراز بکشم تو بیا رو من
    گفت باشه
    رو پشت دراز کشیدمو اونم پشتش به من اومد رو من بشینه با دستش کرمو گرفتو کرد تو کصش بالا پایین میکرد ولی یکمی اذیت شدم تو این حالت
    خلاصه دوباره بهش گفتم بیاد رو چهار دستو پا
    یکمی دیگه که تلمبه زدم داشت ابم میومد
    گفتم داره میاد
    گفت در بیار بریز رو کمرم
    منم همینکه داشت میومد دراوردمو رو کمرش خالی کردم همونجا بیحال افتادم اونم پاشد لباساشو پوشیدو رفت پایین بعدشم که رفتن
    تقریبا ۱۵ دقیقه طول کشید سکسمون
    (وقتی مشروب بخوری دیر ابت میاد اونایی که امتحان کردن میدونن)


    چون اولین تجربه زندگیم بوده رو مو به مو یادمه و هیچوقت یادم نمیره الان ۲۱ سالمه که این خاطره رو تعریف میکنم
    ببخشید یکمی طولانی شد میخواستم خوب برید تو عمق خاطرم و اینکه کامل تعریف کردم واستون
    دمتون گرم تا این لحظه باهام بودین ۹۸/۱۱/۱۷


    نوشته: شایان

  • 4

  • 14




  • نظرات:
    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه
      • 12

    • به قول شاه ایکس سعی کن کص جنده رو نخوری پر از میکروبه مثل لیس زدن کاسه دستشویی میمونه.


    •   boyboy36
    • 1 ماه
      • 5

    • فکر کنم دوستا واقعیت مااجرا رو میدونن که اقا بهنام چه مقعدی از دوستمون گایییده؟! (biggrin)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه
      • 11

    • شوهر عمت مهمون براش اومد ول کرد مجردی رفت شمال؟؟ عمل اجاق گازو تو کونش فرو نکرد؟؟ حالا این هیچی میخواست بره کس بکنه توی سرخرو برای چی باخودش برد؟؟ روانی بود که هم پول بده هم اتو بده دستت؟؟ کدوم احمقی کس جنده رو میخوره؟؟ مشخصه همه اینا تو خیالاتت اتفاق افتاده ولی اگر یه روزی جنده راست راستی به تورت خورد بدون کسشو بلیسی اب کیر همه مردای شهرو لیسیدی!! (biggrin) (devil)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه
      • 7

    • ادو دن هنگ خدا نکشتت کامنتی که من هنوز ننوشته بودمو چجوری خوندی تو؟ مسافر زمانی مگه؟؟ (biggrin)


    •   f.a.65
    • 1 ماه
      • 0

    • مورمورم شد، چندشی بود دوستم


    •   Avvaaa
    • 1 ماه
      • 3

    • چرا داستانت "اسب " و "اسامی مستعار " نداشت؟؟!


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه
      • 3

    • شاه ایکس جان تو توی یه داستان دیگه که تقریباً مال یک ماه پیش بود اینو گفته بودی.


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه
      • 4

    • پیتزا، دست پخت خوب و بد داره؟ یخورده آت و آشغاله میریزی رو نون میذاری فر میپزه دیگه. خوب و بدش به چیشه؟


      بعدم کیر تو ایموجیت. کیر تو خط های نصفه نیمت. و کیر تو وجودت بابت نوشتار از دم کسشرت.


    •   bigboy1000
    • 1 ماه
      • 2

    • پس کس جنده زبون میزدی. مشروب هم خورده بودی. اون لحضه که لیس میزدی یاد هزارتا کیری که اون تو رفته هم افتادی؟ یاد ایدز یاد سوزاک؟
      واجبه وقت به این با ارزشی رو شر و ور بنویسی که بعدش مردم از خجالتت دربیان؟ دیگه ننویس.


    •   mansour_tehran
    • 1 ماه
      • 1

    • این تا دسته تو کون آدم خالی بند...
      نمیدونم تو کصخل تری یا شوهر عمت،ولی به نظرم اون دوست شوهر عمت هم کصخل بود که با شما دوتا کص مشنگ اومد شمال...
      راستی...ما تاحالا مشروب نخوردیم،ممنون از توضیحات کاملت...خخخ
      دفعه دیگه هم دماغتو با کون جنده پاک نکن،میمیری


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه
      • 2

    • ديس 4 :)


    •   sexybala
    • 1 ماه
      • 2

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.اسکول کونی ویلا از نزدیک ندیدی. بگو فردا شوهر عمه ات اصل داستان را بنویسه


    •   Mamal62323
    • 1 ماه
      • 0

    • انقدر توی عمق خاطره ات میری خفه نشی جقی


    •   احمد ذوقی
    • 1 ماه
      • 1

    • چجوری رفته تو دستشویی بعد 5 ثانیه برگشته ؟ .این چیجوری میشه ! .


    •   دانیال.کیرکلفت.مشهد
    • 1 ماه
      • 1

    • خیلی کیر حواله ات شد اما من از طرف همه میگم کیر تو داستانت و مغز جقیت


    •   Nili@
    • 1 ماه
      • 1

    • کسِ جنده رو خوردی؟
      بی کاندومم کردیش؟
      عجب بابا عجب...


    •   minaaa61
    • 1 ماه
      • 0

    • (sick) (sick)
      جلبک بی خاصیت این دیگع چ داستانی بود


    •   Mamadorg88
    • 1 ماه
      • 0

    • کس کردن هرچی خودش لذت بخشه شرایط صد برابر لذتش رو بیشتر میکنه جای مناسب زمان مناسب و.... درکل جنده بدون کاندووم یعنی ایدز


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو