سکس با خاله حشری شب تولد پسرم

1400/10/14

سلام دوستان
این داستان تقریبا دو سال پیش اتفاق افتاد یه روز سرکار بودم که خانومم زنگ زد گفت داره ازش آب شرشر میره و چون نزدیکای زابمانش بود متوجه شدیم کیسه آب سوراخ شده و اگه تحت مراقزت نباشه ممکن بچه از دست بره سریع کارمو ول کردمو خودمونو رسوندیم بیمارستان اونجا یه بیمارستان بیخود بود که چون مختص زنان بود منو راه نمیدان تو خانومم مجبور شد تنها بره به خاطر همین سریع زنگ زدم مامانامون بیان کمک خانومم من فکر نمیکردم به این زودی وقت زایمان بشه چون بیست روزی هنوز وقت بود ولی این بیمارستانا دیگه بری توشون راه فرار نداری… سرتون درد نیارم خانوممو بستری کردنو هی میگفتن برو فلان چیزو بخر و بیار که تا آخر شب همش در رفت و آمد بودم ولی بچه سرش نچرخیده بود برا زایمان ساعت نزدیکای دوازده بود که یهو خاله کوچیکم الهه سر رسید با دوتا بچه هاش اونم نه باشوهرش تنهایی با تاکسی اومده بود که مثلا بره تو خانوممو از نزدیک ببینه خلاصه رفت تو یکم موند بچه هاشم من دم در نگه داشتم یه ساعتی گذشت اومد بیرون بعد کلی حرف زدن که شوهرت کجاست و اینا گقت رفته دهات پیش پدر مادرش سر بزنه منم دلم طاقت نیاورده اومدم پیس عسل (خانوم من) خلاصه از حال خانومم پرسیدم گفت فعلا کار داره بیا مارو برسون خونه خاصی دوباره برگرد منم ماشینو روشن کردم و راهی شدم به خونشون که رسیدیم گیر داد از صبح سرپایی بیا بالا استراحت کن صبح برو منم گفتم نه بهو آقا مجید برگشته زشته گفت نه بابا دلت خوشه اون بره تا یه هفته نمیاد خالمو مجید مثل ما دو سه سال بود ازدواج کرده بودن هردوشون ازدواج دومشون بود محمد ده ساله بچه مجید از زن اولش بود خالمم چون بچه دار نشد از شوهر اولش جداشد و حسام از مجید حامله شد بالاخره به آرزوش رسیده بود… خلاصه رفتم بالا خالم یه چایی بهم داد و رفت بچه ها رو بخابونه نیم ساعت بعد یهو دیدم با یه لباس خونگی چسبون که همه جاش از زیر لباس معلوم بود اومد بیرون من خاله رو فقط موقعی که بچه بودم اینجور دیده بودم تقریبا ده سالی اختلاف سنی داشتیم خالمم دو دبیرستان ازدواج اولشو کرد بگذریم یکم از خالم بگم ۳۵ سالشه قدش یک و ۶۰ قیافه ی جذابی نداره ولی بدن توپر و جذابی داره و سرزبونی داره که هیچکی حریفش نیست تو فامیل…
از اتاق که اومد بیرون موهاش شونه کرده و مش شده شو هی دست توش میکرد و دلبری میکرد برام موقع اومدن از اتاق دو دست رخت خواب دستش بود اورد بیرون با خودم گفتم چرا دو سری آورده که خودش گفت امشبو میخوام کنار خواهرزادم بخوابم تا صبح درد و دل کنیم هیچی دیگه پاشدم کمکش جاهارو انداختم اونم چسبیده بهم دراز کشیدیمو من پتو انداختم ولی با اینکه پاییز بودو لباس خالمم کم گفت گرممه و یجوری خابید انحنای سکسی کونش تو چشم باشه شروع کردیم به حرف زدن و از زندگیامون گفتیم یهو گفتم مجید کجا میره هر چند وقت نیست گفت دست رو دلم نذار که از انتخابش پشیمونم اصلا بهم اهمیت نمیده و نیازمو برطرف نمیکنه یهو گفت تو نیازای عسلو برطرف میکنی گفتم اره هرچی بخواد به پاش میریزم گفتم نه خره منظورم اینه هر موقع بخواد ارضاش میکنی یهو سرخ شدم و کیرم یه تکونی خورد منو من کردمو گفتم والا حتما میکنم که الان تولمون تو راهه یه نیش خندی زدو منم خواستم فضا رو عوض کنم گفتم هواهم سرد شده ها گفت گمشو بخاری روشن خونه به این گرمی یهو بی مقدمه پتو زد کنارو متوجه کیر نیم خیز من شد چشاش برق زد گفتم مثلا آخرین بار کی کردیش گفتم چیییییی گفت منظورم سکسه دیگه باز قرمز شدمو کیرم بیشتر خودنمایی کردم گفتم والا یادم نیست به خاطر بچه دو سه ماهی هست نکردیم گفت منم همینطور خیلی وقته مجید کسو کونمو یکی نکرده باز یجوریم شد از این حرفش که یهو گفت دوست دخترم نداری تو این چند ماه بهت برسه گفتم واااا خاله این چه حرفیه ما عاشق همیم من خیانت نمیکنم به عسل گفت اعععععع چه چیزا باشه… من گفتم خاله ببخشید من از صبح سرپام یکم بخوابم تا صبح نشده اونم گفت باشه عزیزم بخواب… منم چشامو بستم ولی همش تو فکر اندام خالم بود که چرا مجید قدرشو نمیدونه زیر پتو یکم به کیرم ور رفتم تا خوابم برد خالمم اونور داشت به گوشیش ور میرفت یکم که نمیدونم چقدر بود گذشته بود یهو دیدم یه چیزی داره بهم مالیده میشه نگو خالم منو بقل کرده بود هی خودشو بهم میمالوند و میگفت جوووون جرم بده کسم له له میزنه نمیدونم خواب بود یا الکی خودشو زده بود به خواب که یهو خاله پشتشو بهم کردو کون خوش فرمش و میمالید به کیرم منم دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم دستمو گذاشتم رو سینه هاشو مالیدم دیدم یه آه شهوانی کشید و گفت جووون فهمیدم همش نقشه بوده تا منو به راه بیاره کونشو بیشتر بهم فشار داد و منم سینه هاشو میمالیدم و گردنشو لیس میزدم یکم که حال کرد مثل برق بلند شد و لخت شد و افتاد به جون من تا شلوارمو دربیاره یهو نگاه به بدن مثل بلورش افتاد وای چی میدیدم یه سینه سایز حدود ۷۰ با یه سر خیلی بزرگ شهوتناک… به چه زوری کیرمو کشید بیرونو قربون صدقش میزد و ماهرانه ساک میزد گفتم خاله الان ارضا میشما گفت عیب نداره تو چاییت قرص ویاگرا ریختم دوباره راست میکنی اینقدر خورد تا آبم اومد و تو دهنش خالی کردم و اونم قورتش داد حالا نوبت من بود که لیسش بزنم خوب خوردمش افتادم به جون کوسش که گفت نمیخواد بخوری فقط بکن که کیرتو میخوام گفتم اخه کاندوم که دیدم از زیر بالاشش یه فضایی درآوردو کشید سرکیرمو خودش گذاشت دم کسش گفت مهران امشب به خالت رحم نکن میخوام جرم بدی که یهو برق سه فاز بهم وصل کرده باشن شروع کردم تلمبه زدن بعد یه ربع تلمبه زدن و دوبار ارضا شدن خالم دیدم یه کونشو برام باز میکنه با دستش نگو میخواسته بگه کونمم بکن یکم با انگشت باهاش ور رفتم که دیدم خیلیم تنگ نیست کاندومو درآوردم و کردم تو کونش چون میخواستم ارضا شم دیگه مثل چی کردمش و اونم داشت لذت میبرد و میگفت جوووون کیر مهران برا خودمه بعد ده دقیقه شل شدمو آبمو خالی کردم تو کونش اونم گفت جوووون چه داغه و همون جور خوابمون برد یه ساعت بعد دیدم داره یکی به گوشیم زنگ میزنه دیدم مامانمه میگه بدو بیا که پسرت به دنیا اومد یهو دیدم خالمم بیدار شده دوباره داره به کیرم ور میره راستش کنه گفت خاله ول کن برم گفت یه بار دیگه حال کنیم بعد برو گفتم نمیشه پاشدم لباس پوشیدمو راه افتادم ببخشید یکم طولانی شد ولی دوسالی بود میخواستم بنویسمشو نشده بود امیدوارم فحش ندید

نوشته: منها


👍 36
👎 27
130201 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

851416
2022-01-04 01:08:07 +0330 +0330

اول

0 ❤️

851417
2022-01-04 01:11:08 +0330 +0330

بد نبود

0 ❤️

851423
2022-01-04 01:33:36 +0330 +0330

تو برازرز هم خاله ها اینجوری به خاهرزاده ها نمیدن 😑 بازم یه جقی حماسه افرید


851426
2022-01-04 01:40:56 +0330 +0330

بابا لامذهب خالته…
آخه مگه میشه اصلاً؟
بعد خانومت توی بیمارستان، با وضعیت اورژانسی بستری بوده و تو خونه‌ی خالت داشتی…

حالم بد شد!🤦🏻‍♂️

3 ❤️

851438
2022-01-04 02:14:05 +0330 +0330

استاد گرامی تا خاصی دوباره برگرد خواندم. ببین حتی هنوز بلد نیستی بنویسی خواستی، بعد از پزشک و پرستار و کادر درمان ایراد گرفتی که این بیمارستان ها رفتی توش دیگه راه فرار نداری؟ یعنی انتظار داشتی که زن بارداری که کیسه آبش به قول تو سوراخ شده بود رو می فرستادند خونه؟ بقیه اش رو نخوندم، اما حدس میزنم این خاله را بردی کردی، این همه حساس بودن رو زنت هم خوب نیست ها!!! زن بدبخت رو تخت بیمارستان بعد شوهر عزیزش داره خاله شوهردار خودش رو می گاد. من میگم از برکت پیاده گربلا رفتن این جامعه کلی اخلاقی شده ها، بی دین های سایت میگن نه!!!

2 ❤️

851442
2022-01-04 02:45:39 +0330 +0330

اگه بحث کیری تابو رو در نظر نگیریم،غلط املاییات داشتم رو مخم میرفت.
بعدشم شما تا حالا تو عمرت با(. ! ؛ ؟ : «» ،) آشنای نداشتی؟
من دیگه حرفی ندارم و شمارو به برادران میسپارم.

3 ❤️

851445
2022-01-04 03:21:38 +0330 +0330

از حشری بودن خاله و چسبوندن جاها بگذریم، قبول.
ولی خدمتتون عارضم که شما قرص ویاگرا تا حالا دیدی داداشم؟ سایز قزص بزرگه. شما هیچ جوری نمیتونی اونهمه گچ قرص رو تو مایع شفاف، مثل آب یا چای یا شربت، حل کنی، و طرفم عین اسب حضرت عباس، نفهمه و بندازه بالا. اقلا میخوای خالی ببندی، یه جوری ببند که سوتی نشه، مثلا بگو تو آبمیوه حل کرد، که اقلا دیده نشه.
حالا کاری ندارم که قبل از سکس آنال، باید داخل مقعد خوب شسته بشه، و بعد از کون بکنی، که وقتی در میاری، ۱۵ گرم عن طرف،سر کیر مبارکتون چسبیده نباشه، ولی کلا مشنگ جان، اونی که بدون کاندوم، از نظر بهداشتی، کردنش مشکل نداره، کسه، مورد استفاده کاندوم برای کس ،فقط برای حامله نشدنه، که اونم خیلی راحت میتونی نریزی توش و اگه طرف غریبه بود و نمیشناختی که مریضی جنسی داره یا نه، برای اینه که مریضی نگیری،برای کردن کون، حتی اگه مقعد رو شسته باشین هم توصیه میشه از کاندوم استفاده کنین. چون محیط روده بزگ، کلا محیط عن و گه هست و موقع سکس به راحتی از سوراخ کیرتون، میتونین بخاطر آلودکی میکروب بره داخل و مریضی بگیرین. تو دقیقا چپه عمل کردی، کسی که کاندوم نمیخواد رو با کاندوم کردی، کونی که کاندوم میخواد رو بی کاندوم کردی، آفرین، باریکلا.
اقلا بخاطر بهداشت و حفظ سلامتی خودتون هم که شده، مطالب آموزش سکس تو اینترنت زیاده، بخونین یاد بگیرین.
تو میای اینجا همینجوری معرفتی تف میدی میری، ۴ تا بچه ناشی و نادون، نمیفهمن، یاد میگیرن ،این کارو میکنن ، به گا میرن.


851447
2022-01-04 03:39:31 +0330 +0330

حسام از مجید حامله شده کسکش چی کستان نوشتی

3 ❤️

851465
2022-01-04 06:31:57 +0330 +0330

اره رفته دهات سر بزنه!سر کیرشو بزنه به سولاخ کونت جقی

1 ❤️

851468
2022-01-04 07:23:12 +0330 +0330

باز هم شروع شد…
آبم رو ریختم دهنش اونم قورتش داد …
گاییدن دیگه مارو با این قورت دادن …
ببینم شما بچه جقی ها میخواهین داستان ارسال کنید برای خودتون قانون گذاشتین ؟
بند یک
ماده یک …در کص نوشته باید به عمل ساک زدن جنده مربوطه اشاره شود ( الزامی)
ریختن اب معنی در دهان جنده ساکر اشاره شود
با شرح و تفسیر حشر ی کننده (الزامی)
قورت دادن تمام اب منی توسط جنده بی دندانِ لوزه پاره …با شرح تفسیر مختصر اشاره شود بهمراه زوزه ممتد شهوانی (100% الزامی)

ماده یک …دو …سه …شامل کون نوشته ها هم شده و رعایت ان از طرف یانچی ها الزامیست
هشدار
در ماده سوم زوزه شهوانی کون نویس ها توجه داشته باشند که صدای زوزه شهوانی از طریق باالا یعنی بایداز دهان خارج شود

1 ❤️

851474
2022-01-04 08:13:36 +0330 +0330

باحال بود خخخ خخخخ

0 ❤️

851476
2022-01-04 08:33:31 +0330 +0330

به خالت بگو بیاد یه سرم به من بزنه

0 ❤️

851477
2022-01-04 08:36:08 +0330 +0330

فقط اونجا که «حسام از مجید حامله شد» 😂 😂
کم بزن همیشه بزن

0 ❤️

851480
2022-01-04 08:53:17 +0330 +0330

مگه چ موقع بود ک رفت بچه ها رو خوابوند؟؟

0 ❤️

851482
2022-01-04 08:56:45 +0330 +0330

میشه ادرس ساقیتو بزاری تو سایت دیگران لازمشون میشه دیوس زن جنده این اراجیف چیه داری میگی حتما شوهر خالت همین بلا را سر زن جندت اورده

0 ❤️

851485
2022-01-04 09:04:16 +0330 +0330

دو سال خواستی از خاله ی جنده ت که توی خیالات باهاش سکس کردی بگی ولی نشده بود …!!!😂😂😂😂
البته بهت حق میدم …‌ خلاصه خانم ت باردار بود و پا به ماه … کیییییر لعنتی بزنه به مغز ، دیگه مرد رو به پای چوبه ی دار هم میکشه …😉😉😉

0 ❤️

851487
2022-01-04 09:15:06 +0330 +0330

باشه فحش نمیدیم فقط بگو خاله آن به منم بده

0 ❤️

851490
2022-01-04 09:18:55 +0330 +0330

بعد یه چیز دیگه
تو چای تو قرص ویاگرا ریخته آبت اومد دوباره شق میشه ؟؟
عجبببب

0 ❤️

851494
2022-01-04 10:14:43 +0330 +0330

فدای اون مظلومیتت بشم ک گفتی امیدوارم فحش ندین😀

0 ❤️

851519
2022-01-04 14:13:04 +0330 +0330

چرا اینایی که داستان می‌نويسن مادر خواهر خاله عمه زن دختر دختر خاله دختر دایی دختر عمو دختر عمه هاشون همه جنده هستن یا خودشون میکنن یا سوپری سر کوچه آخه کونی چجوری ما تا الان موی سر خاله و عمه هامونم که محرم هستن ندیدیم این جنده های شما اینقدر وحشی و حشرین خودشون به زور میان میگن بیا منو بکن خب بیشرف ها خودتون تنها تنها نکنید بدید ما بکنیم حداقل تعریفشو بیایم بنویسیم بگیم به به خالت و عمت چه حال دادن

0 ❤️

851522
2022-01-04 14:26:49 +0330 +0330

تا ویاگرا خوندم. تا بحال نشنيده بودي شما كه دكتر ها يك ساعت قبل و بعد از خوردن قرص، از خوردن چایی منع میکنند بیماراشون را؟ وای وای وای تو اومدی میگی پودر قرص را تو چای ریخته بود؟ و اثر هم کرده؟
این کوچکترین اشتباه شما بود برای دروغگو بودنت به اثبات برسد.

0 ❤️

851537
2022-01-04 16:11:48 +0330 +0330

ماشالله خاله ها هم همه کس میدن مملکت ک نیس جنده خونس

0 ❤️

851543
2022-01-04 17:03:03 +0330 +0330

متاسفانه نا امید میشی
مجبوری مزخرف بنویسی مگه مردک عن صورت

0 ❤️

851573
2022-01-04 22:37:05 +0330 +0330

امشب منم با خاله ام خوابم اما یکم دوره ایکاش بیاد بمالونه کونشوووو

0 ❤️

851574
2022-01-04 22:39:37 +0330 +0330

گوووووووووووووت ورن!!!

0 ❤️

851578
2022-01-04 23:42:43 +0330 +0330

کسشعر در حد پاراالمپیک ناشنوایان

0 ❤️

851583
2022-01-05 00:23:29 +0330 +0330

نه فحش که نمیدن وای فیلم هندی زیاد خوب نیست🤣🤣🤣

0 ❤️

851591
2022-01-05 00:49:27 +0330 +0330

فیلم هندی سوپرنداشتیم که به لطف جقی های هیزکه هیچ گیرشان نیامده.فکرکردن خاله های محرم خوددرکله های بی مخ می چرخد.اینهاراننویسیدیک بچه باخواندنش به فکرکردن خاله می افته وشمابانی این کسشعرشدیدمحارم ننویسید

0 ❤️

851635
2022-01-05 03:34:23 +0330 +0330

حسام از مجید حامله شد ؟ حسام مگه اسم مرد نیست بابا جنده هم به این زودیا به ادم نمیده مجبوری خالتو به مردم بدتر از جنده معرفی بکنی مجلوق

0 ❤️

851748
2022-01-05 22:19:38 +0330 +0330

خدا به ما هم از این خاله ها بده
آمین

0 ❤️

851763
2022-01-06 01:05:15 +0330 +0330

خوب بود

0 ❤️

851769
2022-01-06 01:13:05 +0330 +0330

حسام از مجید حامله شد؟؟؟ قرمساق کمتر جق بزن خوار مغزت گاییدی . کسخللللللل کممممممممممک

0 ❤️

851777
2022-01-06 01:25:52 +0330 +0330

کوس کونم رو یکی کن بعد چاقال خاله ات اومد بیمارستلن رفت تو ببینه زنت زاییده نن جونت کجاش بود جیگررررر

0 ❤️

851874
2022-01-06 12:40:26 +0330 +0330

كيرم تو اين داستانت با اين خاله جنده ات حتماً ننه ات هم مثل خواهرش جنده هست.

0 ❤️

851948
2022-01-06 23:50:31 +0330 +0330

فقط اونجا که نوشتی “حسام از مجید حامله شد”

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها