سکس با خاله در کنار آبشار

    1398/11/2

    سلام .خاطره ای براتون تعریف میکنم .
    ۲۷ سالمه و ساکن شیراز .خاطره ای که میگم مربوط به دوسال پیشه .دختر داییم دانشجوی یاسوج بود و تو یاسوج با یه پسری اشنا شد و کارشون به ازدواج کشید .بعد عقد و مراسماش تابستون شد و عروسیشون تو یاسوج .همه رو دعوت کردن و ماهم اماده شدیم که بریم عروسی .دو تا ماشین شدیم که منو مامان بابا و پدربزرگ و مادربزرگ و دوتا خالم و دخترخاله و داییم با زنشو بچه کوچیکشون راه افتادیم. .قبل رفتن قرار شد بعد عروسی و به پیشنهاد داییم بریم ابشار مارگون . وسایلو جمع کردیم رفتیم عروسی .خالم ۴۱ سالشه و تو پر با یه کون قلمبه که دل هرکسیو میبره دوسالی بود از شوهرش طلاق گرفته بود و با دخترش پیش پدربزرگم زندگی میکردن .خلاصه کنم رفتیم عروسی و فردای عروسی رفتیم سمت ابشار .تا رسیدیم و تونستیم جا پیدا کنیم غروب شده بود و نتونستیم بریم ابشارو ببینیم و عکس بگیریم .داییم گفت شب همین جا میمونیم و صبح میریم ابشارو میبینیم .با داییم رفتیم چوب پیدا کردیم و اومدیم اتیش درست کردیم نشستیم .بعد شام داییم گفت شراب بیارم بخوریم .نشستیم پای شراب خوردن با دایی و خاله و دخترخاله .بقیه هم چادر زدن و گفتن ما خسته ایم و میریم بخابیم .داییم واسه زنش و بچش یه چادر اورده بود که کوچیک بود و بچش کوچیک بود زنداییم گفت میرم بهش شیر بدم و بخابونمش .منم گفتم تو ماشین میخابمو و بقیه هم تو اون چادر بخابن .یکی دوساعت نشستیم و حسابی مست شده بودیم .کلی از عروسی و این کس شرا تعریف کردیم و و پاشدیم که بریم بخابیم .دخترخالم مدام سرش تو گوشیش بود و با دوست پسرش چت میکرد گفت گوشیم داره خاموش میشه چیکار کنم .گفتم شارژر فندکی تو ماشین دارم بیا شارژ کن .باهم اومدیم تو ماشین و نشستیم .یکم گوشیشو شارز کرد یهو گفت میشه من تو ماشین بخابم میخام‌گوشیم شارژ بشه .مخالفتی نکردم و گفتم میرم تو چادر بخابم .برگشتم دیدم داییم اتیشو خاموش کرد و رفت بخابه .ازم سوال پرسید زهره ( دخترخالم ) کو . گفتم زهره میخاس گوشیش شارز کنه موند تو ماشین و من میرم تو چادر بخابم .چادر ما بزرگ بود اروم اومدم زیپ چادرو باز کردم که برم پیش بابام بخابم .دیدم بابام اون سمت چادر خابیده کنارش پدربزرگم بعدش مادر بزرگ بعد مامانم و بعد خالم .خالمم واسه دخترش اون اخر جا گزاشته بود .یه لحظه موندم چیکار کنم که خالم گفت پس زهره کو گفتم تو ماشین موند گوشیشو شارژ کنه من اومدم اینجا .یه مکثی کرد و یکم فکر کرد و اروم گفت پس بیا اینجا بخاب .تا اون لحظه اصلا فکر چیزی نبودم و اروم و بی سروصدا رفتم کنارش دراز کشیدم . با این که کلا تو خونواده خیلی باهم راحت بودیم ولی یه یکم خجالت میکشیدم .پشتمو کردم سمتش و تا میتونستم فاصله گرفتم .یکم گذشت و فکرای وسوسه انگیز اومد سراغم و داشتم به این فک میکردم خالم دوساله طلاق گرفته و نیاز جنسیشو چیکار میکنه .از طرفی کون گنده خاله داشت وسوسم میکرد .کلی با خودم کلنجار رفتم و کم کم کیرم داشت شق میشد .خالم با این که کلی خاستگار داشت پدربزرگم نمیزاشت ازدواج کنه و گفتم حتما تو کف کیره .گفتم شانسمو امتحان میکنم هرچی باداباد .مستی شراب بهم جسارت داده بود .چرخیدم سمتش دیدم اونم پشتش به سمت منه و یه پتو نازک کشیده رو خودش .پاهاشو جمع کرده بود و گردی کونشو از رو پتو میدیدم.
    . یه حس ترس و شهوت تو وجودم بود و باخودم گفتم یواش پیش برم .یه جوری که تابلو نباشه .انگشتامو زدم به ساق پاش .نرمی بدنشو حس میکردم .یکم تو همین حالت موندم تا ببینم عکس العملش چیه .یکم صدای نفسم تند شده بود ولی پدربزرگم صدای خروپفش بلند بود و من خیالم یکم راحت شده بود .دیدم خالم یه جوری بدنشو تکون میده .مطمئن شدم که بیداره پس صبر کردم ببینم چیکار میکنه .یکم گذشت و من چن بار پامو کشیدم رو ساق پاش .حس کردم داره تکون میخوره و یواش داره میاد به سمت من .دهنم خشک شده بود از ترس ولی دلم نمیخاس این فرصتو از دست بدم .منم خودمو یواش کشیدم سمتش .کیرم از ترس خابیده بود که دیدم کونش رسید بهم .از تکون خوردن بدنش میدونستم اونم فهمیده چخبره .تقریبا از پشت چسبیده بود بهم و نفس زدنش که تند شده رو بود حس میکردم .حدود ده دقیقه تو همون حالت بودیم و هرکدوممون منتظر حرکت بعدی بودیم .کیرم کم کم دوباره داشت راست میشد و خالمم یه جوری کونشو فشار میداد به من .دیگه نمیتونستم طاقت بیارم .دستمو گذاشتم رو کونش .اووف که چه نرم بود .دیگه کیرم کاملا شق شده بود .خالم یه ساپورت پوشیده بود و روش یه دامن .دیدم پتو رو یواش کشید کنار و داشت دامنشو میداد بالا .خیلی حشری شده بودم .کیرمو فشار میدادم رو کونش که دیدم دستشو اورد سمت کیرمو یه فشارش داد .یواش کیرمو در اوردم .صدای نفسای جفتمون در اومده بود .یواش ساپورتشو کشید پایین .کیرم داشت میترکید .خیلی اروم کیرمو فشار دادم رفت وسط پاش .شرتشو پایین نکشیده بود .وقتی رفت لای پاش دیدم شرتش خیس شده.داغی کسشو یادم نمیره .یواش شروع کردم به تلمبه زدن .مستی شراب جفتمونو بیخیال هر اتفاقی کرده بود .دستشو از جلو اورد تو شرتشو دادش کنار .کیرم کشیده میشد به کسش.از لرزش بدن خالم فهمیدم ارضا شده .داغ شده بودم و اصلا تو یه عالم دیگه بودم چن بار تلاش کردم بکنمش داخل کسش ولی نشد .داشتم یواش تلمبه میزدم که دیدم ابم داره میاد .دستمو گزاشتم جلو دهنم و ابم ریخت رو کسش .ترس بدی وجودمو گرفته بود .سریع چرخیدم به پشتش و اصلا به رو خودم نیاوردم .قلبم داشت کنده میشد .صدای قلبمو بلند میشنیدم .تا میتونستم ازش فاصله گرفتم که دیدم بلند شد و از چادر رفت بیرون و بعد یکم برگشت ...
    ادامه دارد ....


    اگه استقبال شد ادامشو میزارم ...
    نوشته: فرهاد

  • 85

  • 56




  • نظرات:
    •   mamali1995
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • avaaal


    •   .سامان.
    • 3 هفته،4 روز
      • 16

    • ریدم به هیکلت جرتنقوز.
      اگه تو هم مثل این یارو قبلی، فتیش دیسلایک داشته باشی، دفعه بعدی میای میگی: استقبال شد، اینم بقیه اش... گوز


    •   TheBitchKing
    • 3 هفته،4 روز
      • 13

    • بخدا تا 10 خط خوندم، از این املات ریدنم گرفت! OCDم عود کرد نتونستم ادامه بدم. یجا هم نشده بود خواب و خواهر رو درست نوشته باشی ریدم پس کله معلماتون که شما رو تو پس نندازن تو این جامعه.


    •   Irish..GuNNer
    • 3 هفته،4 روز
      • 22

    • نه_به_محارم
      بدون خوندن دیس. (ننویسین.تورو قرآن محارم آپ نکنین)


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،4 روز
      • 30

    • ادامش احتمالا اینه صبح پدر بزرگ میگه پسرم بیا بریم اب بیاریم وقتی میرسن میگه همینجا خوبه ابمو بیار!!!! (biggrin)


    •   nima.bb.2000
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • خوب بود ادامه بده


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،4 روز
      • 13

    • بخابیم؟ آخه خوابو این طوری مینویسن دفعه بعد میای شهوانی بگو باهات املا کار کنم.


    •   amir21mash
    • 3 هفته،4 روز
      • 13

    • کاری ب داستان کسشرت ندارم موقع رفتن ۱۱ نفر بودین موقع برگشت ۱۰ نفر کون گلابی خاله دیگتو چیکارش کردی


    •   Bayram6999
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • خوب بود


    •   zodiakxxx
    • 3 هفته،4 روز
      • 17

    • نه به سکس کنار آبشار (biggrin)


    •   outcast-1060
    • 3 هفته،4 روز
      • 11

    • حالا کاری به راست و دروغ این مزخرفاتت ندارم. قصد ارشاد تو ملنگ هم ندارم، ولی جدا می تونی باز هم تو چشماش نگاه کنی؟ نا سلامتی خواهر ننته


    •   Meisam65
    • 3 هفته،4 روز
      • 11

    • با کیرت میبینی؟که دیدی شورتش خیسه.بعد جقی زن جاافتاده یهو ارضا شد؟من احساس میکنم بعضیا فحش خورشون کم میشه میان اینجا داستان بنویسن فحش بخورم.خوشحالت نمیکنم فحشت نمیدم کونی


    •   manrna
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • و اما باز گوساله گوشتی دختر خاله که اومده بود بده نکردی رفتی مادرشو کردی ****


    •   amiiir_h
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • شما ک هنو ب ابشار نرسیده بودین پ گوه میخوری میگی سکس باخاله کنار ابشار ابشار با ماهیاش و سنگو کلوخاش توکونت..اگ میخوای ادامشو بنویس ک بیشتر بت فحش بدیم


    •   Arman_Tabriz
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • خوب بود یکم بیشتر تعریف کن و یهو نرو سر اصل مطلب و ادامه شو بنویس


    •   Owji_mowji
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • رفت بیرون از چادر و یهو با داییت برگشت، داییتم گرفت به تمام روش های ممکن و ناممکن کونت گذاشت تا دگ به محارکت نظر نداشته باشی


    •   saeedno15
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • ادامه داستان اینه که خاله رفت بیرون با دایی و بابا بزرگ برگشت و هرچی سوراخ داشتی پر کردن واست. (biggrin)


    •   Lucky.man
    • 3 هفته،4 روز
      • 9

    • فرهاد خان
      پدربزرگ و پدر و دیگر اعضای خانواده کجا بودند؟ هیچ کس متوجه سکس با خالت نشد؟


      ولی آخه چطوری دلت آمد خاله ات را بکنی؟؟؟


    •   Daniani
    • 3 هفته،4 روز
      • 9

    • حیف تو ایرانیم وگرنه اکیپ جم میشدیم این داستانا خوراک بود


    •   Blue_Angel
    • 3 هفته،4 روز
      • 12

    • شما یه لطف به خودت و دنیای نویسندگی کن و ادامه‌ش رو نزار


    •   Sepehr_2000
    • 3 هفته،4 روز
      • 13

    • بچه ها دقت کردین شراب خورده مست کرده یا بازم تکرار کنه؟
      دفعه بعد یه تاپیک میزنه فقط عکس شراب میزاره
      هرکی متوجه نشده این میاد خصوصیشون پیام میده که شراب خورده


    •   M.k@
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • آقا من کاری به داستان ندارم فقط یه سوال داشتم،
      چطوری میشه تو شهوانی تاپیک زد؟


    •   toolejen
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • شاید علت خیسی و داغی زیر شرت خالت پریود بودنش بوده و شما هم شومبولتو هل دادی تو نوار بهداشتیش،و چون معلومه کص ندیده ای متوجه نشدی


    •   Gozaran
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • دیگه لابد داده بهت دیگه
      زورکی لایک
      بلخره ازین کسخلا هم هست تو دنیا
      نمیشه به همه بگیم خالی بند
      فقط خدایی کاندوم یادت نره
      چون کسی که به این راحتی میده از کمبود سوژه نیست
      بلکه به دادن عادت داره


    •   Parsamoradiiii
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • به خودت زحمت ندی بیشتر بنویسی اخه این چی بود لین انشای سر کلاسی یکم بلند بنویس


    •   O+O
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • مود شده سکس با خاله ؟؟؟
      یعنی همه خاله بیوه و مطلقه دارن؟!


    •   L(G)BT_LIFE
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • بعد بیدارت کردن گفتن پاشو جقی توام یهو دیدی تو دو طرفت مرد خوابیدو جا خالت و جا این که بکنی کردنت و از چادر اومدی بیرون و خودتو تکوندی و گفتی همشووونو کردم
      واینگونه بود که مثل کیووونده پروووو از اینجا شکل گرفت (biggrin)


    •   misMehrdad
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • استقبال شد ، عالی بود، دردش بخوره تو سر داستان های دروغکی.... بس نیست این حداقل واقعیه


    •   Binamariai
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • بابا بزرگت کون بابات نزاشته بود چه چادر پر برکتی بوده


    •   ایکاروس
    • 3 هفته،4 روز
      • 19

    • محارم = دیس
      این همه آدم بلند شدن رفتن یه شهر دیگه عروسی !؟ چقدر اوقات فراغت دارن مردم ! اما موقع ارتکاب به جرم همه غیب شدن !
      مگه داریم ؟ مگه میشه ؟
      یه خاله دارم بیوه ست ، بالای ۷۰ ساله ، ویلچری هم هست ، اما نمیدونم چرا هنوز تنهاست ؟ یعنی جذابیتی نداره ؟!
      دوستان لطفا راهنمایی ایم کنید دارم نگران میشم ...
      چرا خاله های همه انقدر جذابن ؟!


    •   arsisp
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • دیوث خر اینجوری ارضا میشه آخه؟ به این راحتی ارضا شد جقی؟


    •   Caboos1
    • 3 هفته،4 روز
      • 11

    • به یارو میگن زنتو 10 نفر با یه پراید سوارش کردن بردنش باغ ترتیبشو دادن
      میگه ماشالله پراید 11 نفر جا گرفت
      حکایته توعه الدنگه که تمام ایل و تبارتون با دو تا ماشین رفتید به گا


    •   miss_thetis
    • 3 هفته،4 روز
      • 14

    • اینجا ایران است صدای من را از رادیو شهوانی میشنوید..
      نه به محارم
      چه اصراری دارین وقتی همه بدشون میاد بازم مینویسین.
      حال خودتون بهم نمیخوره ناموسا؟
      آخه خاله؟زشته به خدا..
      مغزتون خرابه..
      یاد صحبت یه دوست افتادم:
      کار از فرهنگ سازی گذشته؛باید منقرض شیم


    •   Tomas39
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • خاله کص،دخترخاله کص،
      نظرت نسبت به مامانت عوض نشده؟
      اخه خون یکیه دیگه (dash)


    •   Arash_nezhadi
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • بد نبود


    •   Kos69mos
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • عمو ريدي


    •   Msa57
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • چجوری کنار ابشار مارگون شب با یه پتو نازک خوابیده وسط تابستون کنار ابشار استخون ادم تو شب از سرما میترکه


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،4 روز
      • 14

    • کسخل آبت میاد باید دستت رو به کیرت بگیری نه جلو دهنت (biggrin)


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،4 روز
      • 11

    • هر داستانی که توش یه زن با لرزش ارضا میشه و لحظه ویبره خانومه توسط نویسنده جقی ثبت میشه بنظرم دروغه، این یه معیاریه برای تشخیص مزخرف گویی نویسنده


    •   ساراکونگنده
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • بزارررررر


    •   apasun
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • khub bud (erection)


    •   سدمرتضی
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • خوب بود اول بقیه اشو می‌ذاشتی ببینیم چه جوری تو چادر میون اینهمه آدم لا پایی زدی کسی هم نفهمید چی بگم


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • شاید خطای انسانی رخ داده و مامانتو کردی ?


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،4 روز
      • 12

    • پروفسور بالتازار عزیز دقیقا باهات هم نظر هستم و مطمئنم اینایی که میگن طرف لرزید و ارضا شد تاحالا کس که نکردن هیچی حتی از نزدیک ندیدن و از رو داستان هایی که خوندن فکر میکنن ارضا شدن زن ها رو باید با لرزیدن نشون بدن.
      مثله اون بنده خدایی که نمیدونست پرده چی هست نوشته بود کردم تو کسش کیرم گیر کرد فهمیدم رسیده به پرده اش و با فشار زدم و تاپ پرده اش پاره شد.
      رفیقاشون میدونن اینا کس ندیدن کیرشون میکنن و اینا هم باورشون میشه میان اینجا بنام خودشون مینویسن و بگا میرن.


    •   مردكوهستان
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • درود به كامنت نويسان گرامي.
      كه از همه جهات كاملا به موضوع رسيدگي مي كنيد .
      و نظرات كامل از املا و انشا و سوتي ها رو بيان مي كنيد .


      فقط تعجبم چرا بازم تكرار ميكنن!!!!


    •   _amu_jani_
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • ای جقی...
      نصیحتی از عمو جانی به تو:
      کمتر جق بزن جقی کسمغز.
      اخه دخترا سوسک ببینن میترسن بعد دختر خالت گفت من تنهایی تو ماشین میخوابم؟؟!!تو اون مکان!!!!
      حداقل یه جوری بنویس باور پذیر باشه کله تخمی...


    •   sasanalavi
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • شهر یاسوج آبشار مارگون؟ آبشار مارگون که تو شهرستان سپیدانه؟ حتمأ خودتم بچه کت اسپسی میگی شیرازیم (کت اسپس) یکی از توابع شیرازه


    •   Power13_70
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • عجب


    •   Aadf
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • سکس با خاله عالیه
      چند ساله شوهر خالم مریضه و نمیتونه سکس کنه من جاش خالم میکنم
      راضیش کردم برای ضربدری ولی فعلا کسی پیدا نکردم


    •   saeed7989
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • چون تجربه سکس یواشکی دارم قبول میکنم ازت (biggrin)


    •   themahdj
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • ن ادامه نده جان ناموست
      بسی کصوشر بود


    •   kirkong2
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • نظر شما چیه؟عالیه به حرف بقیه گوش نده و داستانت رو با حوصله بنویس


    •   saeed1hamraz
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • nagzari ham narahat nemisham


    •   بیکسوکارحشری
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • حتما ادامه شو بزار. جالب بود. ولی کسخلی کردی نتونستی بکنی توی کسش یا کونش.


    •   Reza18aa
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • کلا شهوانی سایت جالبیه


      همه از داستان کسشعرش بدشون اومده اما ۵۴ تا لایک گرفته حالا (dash)


    •   james2020
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • حتما ادامشو بذار خیلی خوب بود کلی حال کردم کاری به واقعی و الکی بودنش ندارم, خوب بود


    •   rzmr9310
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • بزار ادامشو ببینیم ادامشو میخای کص بگی یا مثل این راست بگی


    •   Soroush_Khi
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • کیر هر چی یاسوجی و شیرازیه تو کونت(:


    •   Avvaaa
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • ۶۱ تا لایک به این دورغ و محارم؟؟!
      واقعا کجا داریم می ریم؟؟
      مثل گاو و گوساله خوابیدین یه جا و شما راحت....
      فرهاد جان اینجا غریبه نداریم،راستشو تعریف کن،تو اون شب رفتی چادر خوابیدی،تا اینجا قبوله،فقط اونطرف خوابیدی،نه این طرف....رفتی چپیدی کنار بابابزرگ (biggrin) (biggrin) و نقش مادربزرگ رو براش ایفا کردی ....
      والله ما که خانواده یی می ریم مسافرت....دو تا چادر داریم،یکیش برا خانوما و یکیش برا آقایون و یکی از آقایون هم جلوی چادر خانوما می خوابه ...


    •   Alat_Tanasoli
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • داستان کیری محارم هم بیشتر از داستان من لایک گرفت.


      کیر خر تو مافیای شهوانی با مدیریت ادمین


    •   Nikolfidas
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • دوستان حتما شما را با فحشهای ناموسی گاییدنت من دیگه خودم خسته نمیکنم .....


    •   سعیدسالاری
    • 3 هفته
      • 1

    • لا اینکه محارم مزخرفی بود اما خوب و روان نوشتی و تصویر پردازیت قشنگه البته یکم باید مقدمه و تنه ی اصلی رو از هم باز کنی و فراز و فرودارو رعایت. تلاش کنی فوق العاده میتونی بنویسی


    •   Rikiii
    • 3 هفته
      • 2

    • تو رو خدا ادامه ششو نننننويس زهرا ???


    •   masoud7SS
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • یک عده همچین میگن واییی بازم سکس با محارم استغفرلا وایییییی خیلی کار زشتیه که انگار خودشون قبل کون دادن صیغه محرمیت میخونند و اخر کار هم دو رکعت نماز شکر بجا میارن! بابا یارو داره بصورت مجازی از فانتزی هاش میگه جنابعالی اگه به رگ غیرتت بر میخوره و ارواح عمه ات به اصول پایبندی پس اینجا چه گوهی میخوری!؟ مگه مجبورت کردن که تا اخر داستان بخونی کارت دعوت که برات نفرستادن! کرم از خودته ولی چون خودت خایه و وجود تابوشکنی نداری رسما جر میخوری نمیدونی عقده هات رو چیجوری بریزی بیرون! داداش ادامه بده خوب بود


    •   الماسی1
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • باور کنید این زنا زاده ها این کارا رو انجام دادن ولی ن اینجور که بیشترشون تعریف مکنن حاضرم قسم بخورم اون لحظه موقع خواب توچادر اگه اتفاقی افتاده تاحد مرگ رفته.چون واقعا ی غریزه وجود داره بین تمام حیوانات کره زمین که هرحیوانی دنبال جفت خودشه.ندیدین تو مستندا که تو گله مثلا شیر سر ی شیر ماده چطور دعوا مکنن!!!؟یا گنجشک یا کبوتر خدا شاهده هیچ حیوانی بدون جفت نیست بااون بی شئوری موندم انسان که اینهمه خدا بهش شئور داده چرا دنبال خاله یا خواهر یا....اعضا ی خانواده شه اونم با چه طمعی...فقط میگم خدا این جماعت را ب بهترین راه انسانیت هدایت کنه ????


      من خودم بخدا هنور سکس نداشتم خیلیم ازخیلیا دلم بیشتر خواسته همه میدونن پول بده زیاده ولی ارزش اون دنیاخیلی خیلی خیلی بیشتر از ی لذت چند دقیقه ایه


      تاحالا شده فک کنید مثلا پارسال این لحظه چطور بوده!!!!چون میگزره تلخ شیرین سخت راحت پولدار بی پول ولی درکل میگذره ازپدر مادرتون بپرسین بگین مثلا سی سال پیش روتعریف کنن بگین اون موقع تاالان چقدر براتون گذشته؟


      ببینید عایا نمیگن انگار دیروز بوده!!!؟


      من ن مرجع تقلیدم ن نماز میخونم ن زیادمذهبی فقط میگم اون دنیا ب تمام چیزایی که توتمام کتاب های آسمانی آمده وجود داره توروخدا فک کنید


      زنا گناه کبیره س وای اونم فکرش بکن یارو با محرم هاش بخدا غیر قابل بخششه


      باتفسیر اینکه هرحیوانی جفت دآره منکر این میشه که نکنید جماعت


      خدا یارو یاورتان


    •   S_503694
    • 2 هفته،5 روز
      • 3

    • جالبه این همه کامنت منفی داشته ولی 70 و خورده ای لایک خورده. هم محارم بوده هم صحنه ی سکسی چرت و ابکی داشته. واقعا عجیبه که همچین داستان اشغالی میاد بالای جدول اونم با این همه لایک اون وقت داستان های لاولی گرل عزیز که همه کامنت های مثبت میزارن به 20 تا لایک هم نمیرسه. یا بچه های اینجا خیلی دو رو و دیوثن و الکی شعار محارم و ارزش نوشتاری میدن یا واقعا سایت مشکل داره و تقلبی صورت میگیره


    •   Alihaghani
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • آخه چاقال کصشعر مینویسی حداقل قبلش فک کن ://
      موقع رفتن ۲ تا خاله داشتی موقع برگشت ۱ دونه؟؟؟؟???


    •   Devil._.Girl
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • Vase ink kiresho chasbunde b kune chaqe khalash like krdin??:|


    •   black.dog
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • یعنی واقعا نمیفهمم چرا این الان محبوب ترین داستان سایته؟ خداییش چرا؟ جدا از محارم بودن خیلی کوتاه و چرت بود.
      اصل داستان : ایشون شب میره کنار خاله بخوابه و سعی در حشری کردن خاله داره و موفق هم میشه ولی این خاله نیست ، ناگهان پدربزرگ.......


    •   mkvoroojak69
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • .


    •   Omid_ss
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • توهمات یه جلقی بچه ی لاشی من نمیدونم چرا همه ی خاله ها به خواهر زاده ها پا میدن خیلی عجیبه ها


    •   kokarostam
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • الدنگ


      بیشرف، خاله مثل مادر میمونه. میدونم که آدم منحرفی مثل تو هر شب به یاد خاله‌ات جق میزنی ولی بدون که خاله‌ات چنین احساس احمقانه‌ای نسبت به تو نداره. شاشیدم توی گوش و حلق و بینیت.


      ها کـُکا


    •   Mehran7taji
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • جالب بود?


    •   محمدیاسی
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • جالبناک بودش .
      عالی هم نوشتی.
      دستت طلا.
      فقط جون مادرت ادامشو سریتر بنویس نزارش واسه یه سال دیگه.


    •   miss_thetis
    • 2 هفته،1 روز
      • 3

    • من اصلا تگ محارم نمیخونم!!ولی اینکه اینهمه لایک خورده تحریکم کرد ببینم اخه این چیه!!
      ولی خداروشکر بازم نخوندم (biggrin) (biggrin)


    •   ehsan9705
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • پس یقت جقی


    •   شنل_قرمزی
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • ووی عجب خاله و خواهرزاده‌ای قسمت ما نشه (rolling) اما لایک کردم


    •   Saman._.ss
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • نه به محارم
      داستانتم تازه کوسشر بود


    •   Love.milf
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • کیرم دهنت.. داییت گفت عرق بخوریم نشستین با خاله و دختر خاله و داییت عرق خوردین؟
      کیرم تو ذهنت چلاق سولاخ مگه تگزاسه که انقدر طبیعی باشین با هم
      تو خود نیویورک هم انقدر راحت نیستن باهم
      کیرم تو اولو اخرت با این تخیل کیریت جااااااکش


    •   dariush1995
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • خوب و حشری کننده بود


    •   Meysampor
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • ببین من که نمیدونم کجایی چی میزنی چطوری میزنی فنه بیانت چیه
      ولی کص میخ یه زنه ۴۱ ساله با دوتا تلمبه لاپایی ارضا نمیشه هیچ اصن حالم نمیکنه اگه اون واقعا حشری بود کیرتو همراه خودت میکرد تو کصش
      احتمالا تو خودت ارضا شده بودی فک کردی خالت داره میلرزه??


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو