داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با خاله فریده

1399/06/24

دانشگاه قبول شدم و چون دانشگام نزدیک خونه خالم بود پام به خونشون باز شده بود…به بهونه های مختلف میرفتم خونشون …خاله فریده حدودا ۴٨ سالش بود و دوتا دختر داشت که یکیشون اسمش روژان و هنوز مجرد تو خونه بود.من به عشق روژان میرفتم خونه خاله فریده که مثلا ناهار بخورم و استراحت بین کلاسیمو اونجا باشم…حتی زمستونا که زود تاریک میشد و سرد بود دیگه خونه نمیرفتم و میرفتم خونه خاله فریده که شب اونجا بمونم.از روژان بگم که یه دختر ٢٣ ساله تقریبا توپر و خاله فریده یه زنی که کمرش نرمال بود ولی کون خیلی بزرگی داشت و خیلی به چشم میزد…من همش تو کف روژان بودم که بالاخره باهاش دوس بشم ولی خب خیلی پایه نبود چون از من ۴ سال بزرگتر بود و منو به چشم همون پسر خاله میدید.خب منم که یه جور بهشون وابسته شده بودم و برام عادت شده برم خونشون…شوهرخالم هم تو کار می کرد و چون فهمیده بود من خونشون شبارو میمونم دیگه نمیومد تهران خونه .خیالش راحت بود که من هستم.خالم خیلی با من راحت بود و جلوی من با یه شلوارک تا زانو و یه تاپ میپوشید منم خیلی بهش توجه نمیکردم چون اصلا انتظار نداشتم یه روزی با خاله فریده سکس کنم.

از اونجا که دیگه به من کلید خونشون رو داده بودند یه روز بعد دانشگاه برخلاف همیشه که هماهنگ میکردم سرزده رفتم خونشون.درو که باز کردم اروم رفتم داخل صدای سشوار میومد.وارد اتاق که شدم یهو دیدم خاله فریده از حموم اومده بیرون داره موهاشو خشک میکنه.صدای سشوار باعث شد که متوجه حضور من نشه.منم داشتم دید میزدم چه بدن سفیدی داشت …سینه های بزرگ و کون بزرگشو که دیدم کیرم مث سنگ شده بود…از یه طرف با خودم میگفتم اگه برگردم ممکنه صدای درو بشنوه از یه طرفم میگفتم بمونم خیلی تابلو میشه…برگشتم از تو حال صداش کردم خاله فریده اونم یهو پرید در اتاقو بستو بعد چند دقیقه اومد…بهم گفت سرزده اومدی چرا زنگ نزدی قبلش منم الکی گفتم هرچی خونتون زنگ زدم کسی جواب نداد.اونم گفت اره حمومم طولانی شد نشنیدم…رفت و یه چایی ردیف کرد اومد نشست پیشم.منم تلوزیون رو روشن کردم فوتبال میدیدم.که یهو خاله فریده بهم گفت رایان من که تو اتاق بودم منو دیدی ؟ گفتم نه خاله جان…گفت نترس به کسی نمیگم میخوام بدونم منو دیدی یا نه…منم از ترسم هیچی نمیگفتم که ممکنه منو بیرون کنه از خونشون.اونم گفت از قیافت معلومه که منو دید زدی بعدش صدام کردی…منم گفتم به خدا خاله یهویی شد معذرت میخوام دیگه تکرار نمیشه توروخدا به کسی چیزی نگو…اونم گفت اشکال نداره به کسی نمیگم .ولی خب منو اونطوری دیدی الان همش بدن لخت من تو فکرته.منم گفتم نه بهش فکر نمیکنم…گفتش تو جوونی من درکت میکنم دوس داری برو حموم خودتو خالی کن یه دوش بگیر که راحت شی…من که اصلا انتظار همچین حرفیو از خاله فریده نداشتم بهش گفتم نه من خود ارضایی نمیکنم…خاله فریده گفت خب میخوای تو برو حموم خودتو که شستی صدام کن من بیام ارضات کنم…من که خشکم زده بود گفتم خاله داری منو امتحان میکنی…اونم بلند شد اومد جلو گفت شوهرخالت الان دو هفتس خونه نیومده منم بدجور تو کفم …خاله فریده گفت هرچی تو حموم خواستم خودارضایی کنم نتونستم , برای همین حمومم طولانی شدش.منم که شوکه شده بودم گفت پاشو عجله کن تا روژان نیومده برو یه دوش بگیر تا منم بیام پیشت.من که همینطوری کیرم راست شده بود بلند شدم رفتم تو اتاق لخت بشم یهو خاله فریده اومد تو اتاق شروع کرد با دستش مالید کیرمو بعدش گفت برو تا منم بیام.من رفتم حموم و زیر دوش خودمو داشتم میشستم یهو دیدم خاله فریده لخت اومد داخل حموم.شرت و سوتینشم دراورده بود.اینقدر هیجان داشتم که رفتم بغلش کردم و سرمو کردم لای سینه هاش اونم داشت با دستش کیرمو بالا پایین میکرد.گفتم خاله فریده اینطوری من زود ابم میاد…کیرمو ول کرد خوابید کف حموم گفت بیا روم بخواب منم که همه جامو صابونی کرده بودم روش دراز کشیدم و شروع کردیم به لب گرفتن.خیلی حرفه ای لب میگرفت طوری بود که فقط زبونم تو دهنش بود و میخورد…گفت بلند شو میخوام بشینم رو کیرت منم که عاشق این حرکت بودم .بلند شد و نشست رو کیرم اروم کیرمو فرستاد داخل کسش چندتا تلنبه زدم.وای که چقدر حال میداد.که یهو به خاله گفتم ابم داره میاد گفت بریز توش اشکال نداره.منم ابمو کلا خالی کردم داخل کسش…اونم میگفت اوف سوختم چقدر داغه .چه کیری داری …همش مال خودمه.اومد بغلم یه چند دقیقه رو هم بودیم بعدش بلند شدیم یه دوش گرفتیم و اومدیم بیرون .خاله فریده گفت خیلی وقت بود یه همچین حالی نکرده بودم و اگه دهنت قرص باشه همیشه باهم سکس میکنیم.منم بلند شدم یه بوس ازش گرفتم گفتم چشم ما همیشه مال هم هستیم… (میخواستم دوستان دوقسمتش کنم ولی از دلم نیومد ادامشو تعریف نکنم.)

خلاصه یه ساعت بعد روژان اومد خونه بعد احوالپرسی از ما پرسید حموم بودین.که خاله فریده گفت اره من ظهر حموم بودم.رایان هم الان رفت دوش گرفت…اخه خیلی تابلو بود هنوز خاله فریده موهاش کامل خشک نشده بود.که روژان به شوخی گفت اخه فکر کردم مث بچگی های رایان که میبردیش حموم باهم رفتین حموم و خندید و رفت لباساشو عوض کنه.خاله فریده با صدای بلند گفت خب حالا مثلا اگه باهم رفته باشیم مگه مشکلی داره رایان خواهرزادمه…روژان گفت فکر نمیکنی رایان الان باهات حموم بره بهت رحم نمیکنه.اخه روژان با مامانش خیلی شوخی سکسی باهم داشتن.خاله فریده گفت یه بار امتحانش میکنم ببینم به خالش رحم میکنه یا نه…منم که از اینجور حرف زدنا تحریک شده بودم کیرم راست شده بود خاله فریده اشاره کرد الان روژان میبینه میفهمه بد میشه بخوابونش.منم فکرمو دادم جای دیگه…روژان از اتاق اومد بیرون من بلند شدم گفتم دخترخاله چای میخوری برات بریزم تشکر کرد گفت بریز منم چای ریختم اومدم نشستم.یهو روژان بی مقدمه گفت من مطمینم شما باهم حموم بودین.راستشو به من بگین…خاله فریده گفت خب مگه برات مهمه.گفت اره برام جالبه که باهم رفتین حموم.خاله فریده گفت فکر کن رفتیم حالا که چی ؟ روژان گفت کاریم کردین؟ خاله فریده گفت روژان خیلی بیشعوری یعنی میگی من با رایان سکس کردم…روژان گفت خب چه اشکال داره خب بابا الان خیلی وقته خونه نیومده گفتم شاید خواستین حال بکنین.منم که از شنیدن این حرفا حشری شده بودم خودمو جمع و جور کردم که یهو تابلو نشه…خاله فریده به روژان گفت اره رفته بودیم حموم تازه حالم کردیم …خوب شد الان همه چیو فهمیدی…روژان که دید قضیه جدی شده گفت من شوخی کردم حالا چرا مامان عصبانی میشی.خاله فریده دیگه چیزی نگفتو منم حرفی نزدم…روژان ساعت ۶ صبح میرفت سرکار و تا ٨ شب سرکار بود…شب که همه خوابیدیم خاله فریده اومد یواشکی بهم گفت صبح دانشگاتو بپیچون تا شب باهم باشیم.منم قبول کردم و گفتم صبح یه سکس حسابی باهم میکنیم…صبح که بلند شدم دیدم روژان سرکار نرفته منو خاله هم کلی ضدحال خوردیم و روژان گفت امروز مرخصی گرفتم و خونه میمونم.خلاصه صبحونه رو خاله اماده کرد و داشتیم میخوردیم که روژان گفت رایان تو همیشه ساعت ٧ میرفتی دانشگاه امروز چطور ساعت ١۰ از خواب پاشدی نکنه با کسی قرار داری یا با خاله میخواستین منو بپیچونین.خاله فریده کلی دادو بیداد کرد گفت روژان دفعه اخرت باشه از این حرفا میزنی.روژان گفت مامان خب رایان مگه چی از بابا کم داره ,من که مشکلی ندارم اگه میخواین باهم باشین من رازدارم.که یهو خاله فریده پاشد اومد سمت من از لبام یه ماچ کرد گفت اره رایان مال منه کیرشم مال منه…روژان گفت دیدی مامان گفتم شما بینتون یه چیزی هست.خاله گفت اگرم باشه به تو چیزی نمیرسه.روژان گفت نخیرم شما دیروز سکس کردین الان نوبت منه…منم اب از لب و لوچم اویزون شده بود.خاله فریده گفت نه تو به رایان نزدیک نمیشی…روژان قبول کرد و دیگه حرفی نزد.منم کلی ضدحال خوردم که خاله فریده گفت روژان پاشو با رفیقات برو بیرون…روژان گفت برم که تو با رایان سکس کنی من هیچ جا نمیرم…خاله گفت پس من با رایان میرم حموم.به من اشاره کرد که لخت شو بریم حموم روژان که شوکه زده بود ما لخت شدیم رفتیم حموم…اینقدر حشر خاله زده بود بالا که حتی جلوی دخترشم دیگه واسش مهم نبود…تو حموم دوش باز کردیم زیر دوش کیرمو صابونی کرد و میمالید.بهم گفت دوس داری روژانو بکنی.گفتم اگه شما اجازه بدی…گفت ولی فقط همین یه بارا چون میخوام همیشه مال خودم باشی.تا اومد روژانو صدا کنه دیدم روژان در حموم باز کرد اومد داخل گفت چیکار دارین میکنین شیطونا…خاله گفت روژان بیا داخل ولی کار دست خودت ندی…روژان اومد تو پشتشو کرد به من گفت سوتینمو باز کن .درحال باز کردن سوتینش بودم که شرتشم خودش دراورد.وقتی برگشت دوتا سینه سفید که نوکش قهوه ای روشن بود برف میزد با ولع شروع کردم به خوردنش .خاله ام که این صحنه رو دید دستشو گزاشت رو کسش شروع کرد به مالیدن خودش و اومد جلو گفت روژان برو انور میخوام کیر رایان بخورم.خاله شروع کرد به خوردن کیرم منم همزمان از روژان لب میگرفتم…چه حالی میداد اصلا تصورشم ادمو دیوونه میکنه…خالم برگشت دراز کشید رو زمین گفت بکن توش منم رفتم روش تا جایی که میتونستم کردم داخل .شروع کردم به تلنبه زدن که روژان این وسط گفت خب مامان منم میخوام.خاله گفت نمیبینی دارم کس میدم بکن بکن تا ته بکن…بعدش به حرف روژان گوش کردیم و روژان چون پرده داشت قنبل کرد گفت بکن تو کونم.منم بلند شدم سر کیرمو اروم گزاشتم لب کونش فرستادم داخل …تنگ بود ولی بالاخره رفت داخل اه اوه میکرد و از یه طرفم خاله از زیرتخمام تو دستاش بود که حس کردم ابم داره میاد ریختم تو کون روژان…کیرمو اوردم بیرون…خاله فریده قربون صدقم میرفت همش از لبام ماچ میکرد و به روژان گفت فکر نکنی همیشه از این خبرا هستشا…دوش گرفتیم و از حموم اومدیم بیرون.من ۴ سال دانشگام کلا خونه خالمینا بودم و هفته ای ٣ بار با روژان و خاله فریده سکس داشتم.بهترین دوران زندگیم بود.الان خاله فریده حدودا ۶٣ سالشه و روژانم ٣٨ سالشه و دوتا بچه داره…روژان وقتی شوهر کرد دیگه باهم رابطه نداشتیم ولی هنوز موقعیتی پیش بیاد میرم پیش خاله فریده درسته پیر شده ولی هنوزم مث جوونا سکس میکنه…اگر خواستین دوباره بنویسم تو نظرات بگین …ممنونم

نوشته: Reza


👍 33
👎 43
87000 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916597
2020-09-14 00:24:17 +0430 +0430

ننویس

2 ❤️

916599
2020-09-14 00:25:50 +0430 +0430

ینی کسشعر از این بیشتر نمیشد تف کرد
جغیه بدبخت
برو گمشئ جغتو بزن
دیگ هم اینورا پیدات نشه

3 ❤️

916600
2020-09-14 00:25:51 +0430 +0430

نکنید این کار رو ملت باور میکنن خب

1 ❤️

916603
2020-09-14 00:26:24 +0430 +0430

کمتر جق بزن مخت گوزییییده😄

3 ❤️

916624
2020-09-14 00:42:37 +0430 +0430

بچه جان
اسکول خودتی. اوایلش ولش کردم


916627
2020-09-14 00:44:38 +0430 +0430

یعنی کیر خر از پهنا تو کس مادرت
این دیگه اخر کس شعری بود که خوندم
منظومه شمسی تو کونت جاکشا میخواین یه کس شعری تو مملکت رواج بدین خوب مشکلی نداره
اخه کیر اسب آبی تو دهنت و مغزت این چیه نوشتی
اوففففففف

0 ❤️

916637
2020-09-14 01:04:11 +0430 +0430

به وسطاش نرسیده،پیاده شدم.
ریدم تو‌ رانندگی ت.چیز،نویسندگی ت!!
ابله خالی بند متوهم جقی کونی کون دریده مزخرف بی سواد دروغگوی شاشو دماغو!
اینا چه تخیلاتیه که داری.شوهر خاله ت نبود و خاله ت تو کف بود،دختر خاله ت واسه چی بهت آویزون شد؟
اصلش اینه که شب وسط پسرای خاله ت خوابیده بودی که شوهر خاله ت اومد و به بهونه ی پریودی خاله ت،دسته جمعی و به اتفاق همکاری مردهای همسایه جوری کونت گذاشتن که فرداش از دانشگاه انصراف دادی.
تامام


916640
2020-09-14 01:07:44 +0430 +0430

اصل ماجرا: به شوهر خالش گفته تو خوابگاه هر شب دستهه جمعی کونم میزارن! اونم گفته مشکلی نیست شبا بیا زیر زمین خونه ما بخواب!! نصفه شب از درد پاشده دیده شوهرخالش داره میکنتش! گفته چرا؟اونم جواب داده اجاره زیر زمینه!! تازه تا فامیل هست چرا غریبه!! 😁


916662
2020-09-14 01:40:01 +0430 +0430

کیر اژدهای کومودو تو کس اول و آخر و زنده و مرده ات

1 ❤️

916678
2020-09-14 02:37:18 +0430 +0430

اخه مگه مجبوری کسکش چرا اینقدر کشسر مینویسین که فوش بخورین مگه مجبوری میگی سکس من خاله اخه خاله ادم اگه انجلی جولی هم باشه کیر واسش راست نمیشه حالا اگه میگفتی دختر خاله اون موقع ادم باور میکر که شوهر خالت ننت و ابجیت میگاد بعد تو رفتی انتقام بگیری دخترش گایدی ولی خاله اونم۵۰ساله اصلا تو کون نمیره من که دو خط ازش بیشتر نخوندن ولی مطمعن هستم دوستان زحمت ریدن به خودت و داستانت میکشن.
دیس

4 ❤️

916680
2020-09-14 02:37:58 +0430 +0430

روژان رایان برو عمو این اسما سوسولی چیه دیگه

2 ❤️

916687
2020-09-14 02:54:44 +0430 +0430

واقعا چطور میتونی اینقدر نمک نشناس باشی واقعا چطوری؟؟؟
لعنت خدایان بر تو ای ملعون

2 ❤️

916697
2020-09-14 03:24:56 +0430 +0430

تخیل تا کجاها که نمیره… آدمو میرسونه به عرش علا

2 ❤️

916698
2020-09-14 03:27:30 +0430 +0430

کمتر فیلم سوپر نگاه کن جاکش

2 ❤️

916710
2020-09-14 04:53:20 +0430 +0430

داستانت در حد سناریو فیلمای برازرز بود همون لوله کش قاضی دکتر
جوری میگه خالم باهام راحته با شلوارک جلوم میگرده انگار خاله ما با چادر مقنعه تو خونش میاد جلومون😐

2 ❤️

916730
2020-09-14 06:28:36 +0430 +0430

نمیدونم به ذهن پوسیده و چس ناله هات چی بگم فقط میگم پسرخالت بد گاییدتت کون گلابی

2 ❤️

916731
2020-09-14 06:36:56 +0430 +0430

تو 63 سالگی هنوز مث جوونا کص میده؟ چی بگم بهت آخه گرز رستم تو کیونت

5 ❤️

916735
2020-09-14 06:59:35 +0430 +0430

رایان؟؟لعنتی آخرین باری که از این اسم استفاده شده مال فیلم نجات سرباز رایان بود چرا اسمو با تخیلات تخمی ذهنت به گههه میکشی😂🤦🏼‍♂️

3 ❤️

916754
2020-09-14 08:57:34 +0430 +0430

کاملا مشخصه که سوژه جق زدانات رو داستان کردی و انتظار داری ما باور کنیم…

دوست عزیز، ضرر کردی، چون دیگه این سوژه جق بهت حال نمیده و مجبوری دنبال یه چیز جدیدتر بگردی…

احتمال میدم آخرش کونی بشی،هواستو جمع کن خوبه خوب

3 ❤️

916760
2020-09-14 09:23:21 +0430 +0430

خالوا یالواروم اوشاخ …چه بامزه خالی میبنده گوت آقا.

4 ❤️

916776
2020-09-14 10:33:46 +0430 +0430

بنظر واقعی میاد، ولی یه ایراد خفنی که داره ، چطوری خالت ازت سوال میکنه منو دید زدی یانه؟ بعد تو انقدر میترسی که از خونه بندازت بیرون اصلا لال شدی! چجوری در عرض یه نصف روز روت باز میشه که هم خالتو بکنی هم دخترشو

1 ❤️

916778
2020-09-14 10:35:17 +0430 +0430
R8T

بیاید به هم قول بدیم دیگه داستان کصشعر تحویل همدیگه ندیم😑
معلومه طرف ۱۳ سالشه و به دلیل نبود کص تو کف خالش بوده و هنر های تجسمی و مابقی ماجرا…

1 ❤️

916782
2020-09-14 11:10:45 +0430 +0430

واقعا کیرم تو داستانت من تا حالا به کسی فحش نداده بودم ولی میخوای دروغم بنویسی ناموسی ننویس کسخل این چی بود آخه کیرم تو دهنت

0 ❤️

916786
2020-09-14 11:44:54 +0430 +0430

راستش دیدم مادر و دختر باهم کس بدن
ولی واسه خواهرزاده یکم باورش سخته
درکل خوش باشی، و خوش بگذره

0 ❤️

916792
2020-09-14 13:14:17 +0430 +0430

دروغ گو دروغ گو سیبیل بابات میچرخه

1 ❤️

916796
2020-09-14 13:27:59 +0430 +0430

کس نگو بابا

0 ❤️

916800
2020-09-14 14:04:02 +0430 +0430

از داستانت تابلوعه که فامیلی پورنی رو که دیدی تعریف کردی برامون، دیوار دروغ و حاشا بلنده…

0 ❤️

916812
2020-09-14 14:42:56 +0430 +0430

ای جان ای جان
نازی
تو هم یه روز از نزدیک شورت زنونه میبینی
غصه نخور

1 ❤️

916821
2020-09-14 15:14:43 +0430 +0430

خیلی خیالی بود
واقعی تر لطفا

1 ❤️

916829
2020-09-14 15:37:08 +0430 +0430

فقط کص عمه ت با این کسشعرات

0 ❤️

916855
2020-09-14 18:20:38 +0430 +0430

نه ممنون جغی خان تورو جون فریده و روژان و رایان ننویس که ازاین کسشعرتر نیست،،زنده باد فیلم هندی😁😁😁😁

1 ❤️

916878
2020-09-14 21:59:37 +0430 +0430

خودم ریختم پشمام موند
اگه راست باشه خیلی خوش شانسی کیری

1 ❤️

916880
2020-09-14 22:13:10 +0430 +0430

خاله لاشی بود یا تو کونی جقی بدبخت
از خواب پاشو که زدی به جدول

0 ❤️

916887
2020-09-14 22:33:53 +0430 +0430

این خاله ها و عمه های روشنفکر امروزی چقدر توی این مملکت زیاد شده اند و ما از وجودشان بی خبر. یارب نظری هم به ما کن .

1 ❤️

916892
2020-09-14 22:49:31 +0430 +0430

من باور میکنم 😂😂😂😂😂

0 ❤️

916894
2020-09-14 23:01:57 +0430 +0430

بابا سالار کار درست بچه تهرون کونی اعظم شوهرخاله ات کونت میذاشته تو به فکر خاله ات جغ میزدی

0 ❤️

916907
2020-09-14 23:57:50 +0430 +0430

الکی نگوووو

0 ❤️

916953
2020-09-15 00:39:59 +0430 +0430

حاجی رحم کن . کمتر کصشر بنویس .
به حجم اینترنت ما رحم کن .

1 ❤️

916984
2020-09-15 02:02:26 +0430 +0430

وقتی به پشت خوابیدی و خاله روی رضا کوچیکه نشسته بود، چه جوری تلمبه میزدی !؟ به ذهنم میرسه که یه مدتی به خاطر همون جریان دانشگاه میرفتی خونه خاله جان و نون و نمکشون رو خوردی اما با این‌ فانتزی تخمی توی دستشویی ذهنت سکس میکردی.

0 ❤️

916988
2020-09-15 02:34:09 +0430 +0430

فانتزی محارم رو تو یکی فرسنگ ها جا به جا کردی گلم:))

0 ❤️

916997
2020-09-15 02:59:32 +0430 +0430

شمشیر جومونگ به همراه کمان دامول تو ماتحت آدم دروغگو

1 ❤️

917004
2020-09-15 03:27:45 +0430 +0430

چرا کس شعر می نویسی آخه مگه مجبوری بچه جون دیگه کم مونده بود کون شوهر خالت هم بذاری

1 ❤️

917009
2020-09-15 04:21:12 +0430 +0430

تخیلات تخمیتو دوست داشتم… یه تعریف ساده از خاله هایی کردی که کص معرفی میکنن

0 ❤️

917045
2020-09-15 09:54:07 +0430 +0430

یکی‌اینو پیدا کنه میخوام کونش بزارم

0 ❤️

917078
2020-09-15 15:03:59 +0430 +0430

عمو جانییییی
فیلم زیاد می بینیااااا
به خودت رحم کن
مطمئن باش همه ما باورمون شد.
مَشتی به خودت بیا

0 ❤️

917081
2020-09-15 15:37:33 +0430 +0430

این داستان : « امیر، جوردی می‌شود»
😉🤣🖕

0 ❤️

917097
2020-09-15 16:52:13 +0430 +0430

کص وشعر های یه جقی ۱۳ ساله🖕🖕

0 ❤️

917145
2020-09-15 23:08:12 +0430 +0430

داستانی تخمی فرا تخیلی

0 ❤️

917152
2020-09-15 23:32:06 +0430 +0430

كون لق شوهرايي كه با خونه نيومدنشون تو داستانا خانوادشون به گا رفت

1 ❤️

917161
2020-09-16 00:14:58 +0430 +0430

یعنی کیر تو مغز این جقیای بی عقل. لا اقل ما جق میزنیم دیگه کسشر تلاوت نمی کنیم. آخه اوبی دیگه زن 48 ساله شق شدن داره ؟؟😐😐
تو کف دختر خاله بوده بعد خاله رو جلوی دخترش گاییده تازه دختر خالش رو هم جلوی ننش گاییده😂😂
یعنی کیر تو این جقیای بی مخ.
#جقی_بی_عقل 😂

0 ❤️

917225
2020-09-16 01:19:40 +0430 +0430

ما چقدر اسکلیم که داستان تورو میخوندیم

0 ❤️

917234
2020-09-16 01:42:45 +0430 +0430

وااای تو خارومادر برازر رو گاییدی😂😂😂😂

0 ❤️

916591
2020-09-22 14:24:33 +0330 +0330

قدیما نمک حرمت داشت


916594
2020-09-22 14:24:34 +0330 +0330

امشب شوهر خاله ها پر کار شدن!!!
مگه کون هم لب داره؟
واقعا این جقی ها دارن به جاها ی خیلی خیلی خطرناکی کشیده میشن!
در ضمن تو دانشگاه هم به جای درس دادن کان دادن یادت دادن.


919337
2020-09-24 16:58:59 +0330 +0330

خواب طولانیی بود

0 ❤️

919395
2020-09-24 23:47:33 +0330 +0330

Reza

خیلی م ادر ج نده ای…همین

0 ❤️







Top Bottom