سکس با خواهرزنم مریم

    1395/1/5

    سلام دوستان اول از همه بگم من تو این سایت عضو نیستم گه گداری میام یه داستانی عکسی میبینم و میرم ولی یه سری داستان خوندم که بیشتر شبیه افسانه ها بود البته جسارت نباشه خب بیخیال میرم سراغ داستان فقط بگم من ۳۰سالم هست ۴سالی میشه ازدواج کردم و داماد اول خانواده هستم من یه خواهرزن بیشتر ندارم که اون هم یکسالی میشه ازدواج کرده ولی متاسفانه به دلایلی با شوهرش اختلاف پیدا کرده و دو ماهی میشه که طلاق گرفت و خیلی افسرده شده چون کلا یکسال زندگیش دووم اورد خلاصه اسم خواهر زنم مینا هست خیلی خوشگلو خوش استیله دروغ نگم همیشه دوست داشتم باهاش رابطه داشته باشم ولی خب اعتقاداتی داشتم که اجازه چنین کاریو نمیدادم به خودم ماه قبل بود که تو دادگاه مهر طلاق اومد تو شناسنامش بعد از اون همش تو خونه گریه میگردو من و خانمم به زور میبردیمش بیرون یه چرخی میزدیم تا یه کم روحیش عوض بشه خانم من پرستار هستو باید پنج سال تو یکی از شهرهای اطراف سر کار باشه تا منتقل بشه شهر خودمون برای همین دوروز بیمارستان بود یک روز میومد خونه


    خلاصه یه روز که خونه نبود من رفتم خونه دیدم مینا دوباره نشسته گریه میکنه کلی باهاش حرف زدم بهش گفتم بیا بریم پیش مریم (خانمم)
    چون فاصله شهری که کار میکرد تقریبا یک ساعت بیشتر نبود جای با صفایی هم بود به مینا گفتم بریم اولش گفت نه حوصله ندارم خلاصه راضیش کردم که بیاد زنگ زدم به خانمم اون هم گفت خوب کاری میکنید بیاید اخر شب باهم بر میگردیم فقط حالا که دارید میاید یه کفش از خونه برام بیار چون پاشنه کفشن کنده شد منم گفتم باشه البته ناگفته نمونه که من وقتی خانمم نبود میرفتم خونه پدر خانمم که مینا هم اونجا بود خلاصه به مینا گفتم حاضر شو بریم سر راه کفشم برداریم و بریم خلاصه اومدیم در خونه خودمون بهش گفتم بشین تو ماشین من کفش بیارم بریم من رفتم داخل یه ابی به گلهامون دادمو رفتم کفش خانم رو بردارم دیدم مینا اومد داخل گوشی من تو دستش بود که داشت زنگ میخورد گفت سروش گوشیت خیلی زنگ میخوره شاید کار واجبی باشه سریع گوشیو گرفتم تو حین گرفتن گوشی دستم خورد به دستش خلاصه جواب دادم تلمو یکی از همکارام بود بعد کفشو برداشتم اومد تو پذیرایی دیدم داره گلهارو نگاه میکنه یکی از گلدونا یه گل رز قرمز بود که تازه در اومده بود بهش گفتم مینا اگه اگه دوس داری بکنش گلرو نگاه کرد گفت گناه داره خندیدم گفتم تو بیشتر گناه دهری خلاصه گلرو کند بو کرد زد زیر گریه رفتم کنارش گفتم دوباره شروع کردیاااا بد جور گریه میکرد بی اختیار بغلش کردم سرشو گذاشت رو شونمو هق هق میکرد نمیدونید چه حالی داشتم دست کشیدم روصورتش واااای چه حسی داشتم قلبم داشت میترکید واقعا تو این شرایط سخت میشه خودتو کنترل کنی سروشو مینا یی که همیشه دوست داشتم باهاش رابط داشته باشم و یه خونه خالی خلاصه همینجور تو بغلم بود سینه اهش میخورد بهم داشت روانیم میکرد با دستم صورتشو اوردم جلو صورت خودم گفتم بس کن گریه نکن عشقم این جمله از دهنم پرید بیرون پیشونیشو بوسیدم خب اونم دوماه بود قهر کرده بود و تازه هم طلاق گرفته بود حس کردم اونم حس منو داره تو اون لحظه دیگه نتونستم به هیچی فکر کنم صورتشو نوازش کردم شهوت تمامو تنمو داغ کرده بود ناخداگاه لبشو بوسیدم گرفتمش تو بغل بادستاش میخواست منو پس بزنه محکم گرفتمش گردنشو لیس زدم صدای نفش تو گوشم بود سینشو گرفتم ارروم شد جفتمون شده بودیم اتیش لباشو گرفتم تودهنم شروع کردیم لبهای همو خوردن استیل نازی داشت سبزه و تو پر صدای نالش در اومد رفتم درهارو بستم بردمش رو تخت لباسمو در اوردم خیره شده بود به من گفتم لباساتو در بیار فقط نگاهم میکرد خوابوندمش مانتوشو در اوردم زیرش یه تاپ سفید بود اونم در اوردم وای چه بدنو سینه ای داشت تمام تنشو لیس زدم ناله میکردو میگفت سروش نه نکن این کارو ولی شهوت بهش اجازه نمیداد که مقاومت کنه سوتینشو زد کنار وای از چیزی که همیشه تو ذهنم بود قشنگ تر بود نوک سینشو گاز گرفتو بعد مک زدم اهی میکشید که کیرم داشت میترکید انگشتمو کردم تو دهنشو سینشه میخوردم اونم شروع کرد انگشت منو مک زدن فقط یه شرت پام بود در اوردم خوابیدم روش هنوز شلوار پاش بود بلند شدم نشستم رو شکمش کیرو گذاشتم لای سینشه داشت دیوانه میشد کیرمو لای سینش بالا پایین میبردم تا زیر گلوش دیدم زبونشو در اورد میزد نوک کیرم وااای چه حالی میداد رفتم بالا سرش کیرمو گذاشتم تو دهنش چنان میخورد که همون جا میخواستم ارضا بشم در اوردم گفتم نه اینجوری نه رفتم سراغ شلوارش در اوردم یه شرت مشکی پاش بود که به زور کونشو کسش توش جا شده بودن دست کشیدم رو شرتش کسش خیس شده بود کیرم همینجور داشت دل میزد شرتشو کشدم پایین کسش یه کم مو داشت ولی خیلی ناز بود لای کسشو باز کردم چوچولشو بوس کردم نالش تمام خونرو پر کرد شروع کردم به خوردن زبونم و دور سوراخش کسش میچرخوندم سرمو اوردم بالا گفتم هنوز دختری؟باسر علامت داد که نه دوباره شروع کردم به خوردن زبونمو کردم تو سوراخ کسشو میچرخوندم چنان ناله میکرد که ادم روانی میشد بعد چوچولشو کردم تو دهنم پاهاشو فشار میداد دور سرمو ناله میکرد دیگه طاقت نداشتم پاشدم سر کیرمو گذاشتم لای کسش میمالیدم انقدر خیسو لیز شده بود که نیازی به هیچی نبود دیگه صداش در اومد میگفت سروش بکن تووووش انقدر صداش شهوتی بود که انگار تمام دنیا مال من بود سر کیرمو که نسبتا کلفتو بزرگ بود گذاشتم سوسوراخ کسشو اروم فشار دادم رفت توش وای انگار کیرتو بکنی تو اب داغ شروع کردم تلنبه زدن انقدر خیس بود که صدای چلپ چلپش تو اطاق میپیچید میخواستم ارضا بشم که در اوردمش چون من عاشق کونش بودم همیشه بهش گفتم برگرد به پشت گفت نه سروش از پشت نه بهش گفتم مینا ازین خونه بریم بیرون مطمینم برام یه رویا میشه پس نذار خراب بشه برگشت به پشت گفتم دولا شو گفت سروش فق یواش صداش بیشتر تحریکم میکرد گفتم باشه رفتم یه کرم اوردم مالیدم به سوراخ کونش وای چه کونی داشت بزرگو گرد سوراخشو مالیدم انگشتمو اروم کردم داخل یه کم که چرخوند انگشت دومم بردم تو اهو ناله میکرد و کونشو عقب جلو میکرد یه کم جا باز کرد کیرمو با کرم حسابی لیز کردم گذاشتم رو سوراخش فشار دادم یواش یواش رفت توش اولش هی ای و وای کرد چند بازی تلنبه زدم تا ای وای تبدیل شد به اهو ناله خودش شرو ع کرد عقب جلو شده تخمام از زیر میخورد لای پاش اخ که چه روزی بود انقدر تند تند عقب جلو میکرد که داشت ابم میمومد دستمو بردم لا کسش چوچولشو با با دوتا انگشت گرفتم ومیتابودنم یه دقیقه ای طول نکشید جیغش در اومد وارضا شد منم تند تند میکردم تووکونش دیگه نتونستم خودمو نگه دارم ابم میخواست بپاشه تو کونش که در اوردم و با چنان فشاری روی کونش پاشید که چند قطرش از پشت ریخت رو موهاش بیحال کنار هم افتادیم رو تخت بعد چند دقیقه بلند شد رفت دستشویی و اومد لباساشو پوشید رفت بیرون منم رفتم تو دستشویی کیرمو که بیحال اویزون شده بود شستمو لباس پوشیدم رفتم دیدم کنار در ماشین ایستاده درو باز کردم نشست داخل از اون ساعت تا امروز کلامی باهم حرف نزدیم و اون روز هم به محض رسیدن به محل کار خانمم اونم متوجه شد که ما باهم حرف نمیزنیم و بارها سوال کرده و جواب سر بالا دادم نمیدونم مینا ازم متنفر شده یا روش نمیشه باهام حرف بزنه در کل من پشیمون شدم و ازینکه نتونستم خودمو کنترل کنم عذاب میکشم مرسی که داستانمو خوندید


    نوشته: سروش

  • 4

  • 2




نظرات:
  •   kahkashan
  • 1 سال،4 ماه
    • 1

  • برسنگ مزارم بنویسید با خط درشت /حسرت کون این آقا مرا آخر کشت
    کیرم تو اون اعتقادات کسو گمشو دیگه نیای این طرفها دیگه حال به هم زن شدن داستانا همه خوشگل خوش فرم قدبلند سبزه ای کیرفیل بر شرفت درود بفرسته بی شرف دروغگو


  •   داریوشم
  • 1 سال،4 ماه
    • 1

  • بازم خیانت!
    بازم یه خائن دیگه!


  •   LustLove
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • سروش نه نکن اینکارو . . . ‏‎:D


  •   ram.ban
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • اي نامرد مجلوق ايقد دروغ نباف اوسكل گير اوردي، اول گفتي خواهر زنم مريم بعدش داخل داستان مريم به مينا تعغير مرد،ايا اين نشانه هايي از جلاق بودنت نيست؟؟
    بعدشم چرا همش داستان خيانت ميذارن ،دوستان داستان هاي محارم و خيانت رو تحريم كنيد


  •   Sali-123
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • با عرض سلام خدمت سروش داداش گلم .
    مردک مجلوق تو که غلط املایی داری چرا داستان مینویسی ؟ باز هم خیانت اونم خواهر زن .. مردک کاندوم به سر زیر پلی دیگه آرزوهات رو ننویس ...
    موفق باشی


  •   Mahsaaajooon
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • بچه ها چرا همه داستانا تکراری شده همه ی موضوع دارن؟
    چرا اینطوری شده؟


  •   Washkin
  • 1 سال،3 ماه
    • 1

  • پشیمونی نداره که...

    ناز شصتش...
    تو نمیزدی یکی دیگه میخواست بزنه
    مراقب باش خانم پرستارو دکترا نزنند... (biggrin)

    بدرود


  •   Sex021.com
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • پسره جقی ............... (sick) ب خاطر اعتقادات ات اجازه ب خودت نمیدادی ولی بعدش کردیش (drinks) (wanking)


  •   saeedshahroz7777
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • خثش به حالت
    خواهر زن بزرگترین فانتزیه دنیاس


  •   boy fozol
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • من نمیدونم تو داستانا زنا گریه میکنن مردا هم سرشونو میذارن رو شونشون بعدم میکنن مردک جقی داستان خودت که از همه افسانه ای تر بود


  •   a-m-i-r-
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • واقعیت داره میشه گایید خواهرزنو>





  •   alborz36
  • 1 سال،3 ماه
    • 1

  • میگم چقدر زود یه انگشت و دو انگشت و ... ظرف دو دقیقه کون یارو میشه غار..
    من که هر کونی کردم با این کیر معمولب طرف از اول تا آخر داشت از درد ناله میکرد...
    این گشادا رو از کجا گیر میارین؟
    مینا رو.. اوه ببخشید مریم و.. (rolling)


  •   mandana666
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • ((سرمو اوردم بالا گفتم هنوز دختری؟باسر علامت داد که نه ))
    خودت میگی بعد یه سال طلاق گرفته آیا شوهرش خواجه بوده ؟؟؟ یا تو کم حافظه بودی؟


  •   دکی جوون
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • نميدونم چي بگم


    اهان الان از اتاق فرمان بهم گفتن بگو:
    دهنتو گاييدم با اين خزعبلاتت


  •   Madolo456
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • همه خوشکل و خوش اندام و تاپ ....این اسکلایی که تو خیابون میبینید منم همش منم و خان داییم ....
    داستان کامل کپی و کصشعر بود


  •   reza7890
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • نمیگم که دروغ و خالی بندی هست ولی قبول کن که روند داستان و ماجرا از یه دلداری ساده دادن و پاک نمودن اشک خیلی بسرعت و غیر معمول وارد فاز سکسی شد ، آدم یه زن فاحشه را نیز وقتی برای سکس میبره منزل و هر دو هم میدونن قراره چکار کنند بازهم اینقدر سریع اتفاق نمیافته


  •   amir1354
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • نمیدونم ما کسخلیم یا اینا که داستان مینویسن خیلی زیر و زرنگن....والا ده ساله تو کف خواهر زنمم اما نه تخم میکنم نه چیزه دیگه....بعدشم همشون که داستان مینویسن انگار هنرپیشه هستن و کمرا از فولاد تمامه زنا هم از کون راشون بازه....کلا کس زنت با ای داستان کیریت


  •   حمید 94
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • خوب بود چون در مورد کوس و کون خواهرزن بود دمت گررررررم


  •   marde_tanha
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • دختر شوهردار هم داریم؟! :|


  •   BLUE9412
  • 1 سال،3 ماه
    • 0

  • تراوشات ذهنی یک جقی....
    ما نفهمیدیم الان جق بزنیم یا گریه کنیم به حالت؟
    اینجوری که تو کونه مینا کردی حتمن با اولین سیخ کیرت رفنه تو گوه ..
    جقی.... اصلن خوب نبود


  •   محسن زبلل
  • 7 ماه
    • 0

  • سلام جقی بیا زنتو ببر بهش گل دادم


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو