سکس با خواهرزنم هانیه

1400/01/29

سلام عزیزان دل
این داستان کاملا واقعی هست
من یه خواهر زن دارم به اسم هانیه که دو سال از زنم بزرگتره
قد بلند و سفید و کون گرد
هانیه با من خیلی جوره و پیشم راحته .من ۱۰ سالی میشه که دلم پیشش گیر کرده و میدونستم اونم همچین حسی داره و نمیتونه بگه .ما باهم زیاد رفت و آمد خانوادگی داریم
یه روز که حموم بودم و خانمم خونه مادرش که دیدم زنگ در زده شد به خیال خودم که خانم هست در رو زدم و دوباره رفتم حموم و بعد ده دقیقه که خودم رو خشک کردم و لخت اومدم بیرون که سشوار بکشم دیدم هانیه رو مبل نشسته و هر دو شکه شدیم و من بعد چند لحظه رفتم تو اتاق و شلوارک پوشیدم برگشتم
خوش آمد گفتم و اینکه فکر کردم خانمم هست و اینا و معذرت خواهی یه لبخند با معنایی زد و گفت من مثل خواهر خودت هستم و اشکال نداره و اومد کنارم نشست
کمی چای و تنقلات آوردم و شروع به حرف زدن کردیم که یهو گفت تا حالا لخت ندیده بودمت و خندید منم از فرصت استفاده کردم به شوخی گفتم الان یک هیچ به نفع تو شده باید لااقل مساوی کنیم و اونم باز خنده معنی داری کرد که دیدم این یعنی جراغ سبز. گفتم پس منم باید حداقل چند لحظه ببینم و اول روسری اش رو باز کردم البته با کمی استرس .چون تا حالا نکرده بودم. چیزی نگفت و ریز میخندید بعد مانتو اش رو دراوردم وقتی دیدم کلا خودش راضی هست دل رو زدم به دریا و کامل لخت کردمش که دیدم دستش رو گداشت جلوی کص اش که مثلا خجالت کشید که رفتم پشتش و بغلش کردم و سینه هاشو فشار دادم که شل شد و اه بلندی کشید بعد گفت یهو خواهرم نیاد که مطمئن شدم کامل اوکی هست. گوشی رو زدم رو آیفون و به خانم زنگ زدم که خواهرت اومده اینجا گفت یکم پذیرایی کن من تا یه ساعت میام مامان کمی کار خونه داره کمکش میکنم.
وقتی کامل مطمئن شد و از استرس در اومد بردمش اتاق و رو تخت خوابوندمش و یه کم لب گرفتم ازش و بعد کل بدنش رو ماساژ دادم و سینه هاشو مالیدم و هانیه هم جشاشو بسته بود و اه میکشید وقتی به کص اش رسیدم و تا دست زدم یه لرزش عمیقی کرد و من رفتم و حسابی براش خوردم که باز یهو لرزید که فهمیدم قشنگ ارضا شد که خودش گفت بسه نوبت منه و منو خوابوند و یکم به سینه و شکمم دست کشید رفت سراغ کیرم و بعد کمی نوازش سرش رو کرد تو دهنش و جوری ساک میزد که آدم به فضا میرفت
وقتی گفتم حاضری با یه اشاره چشمش افتادم روش و با کیرم کمی رو کص اش کشیدم که خودش با ناله گفت بکن که خیلی وقته منتطره این لحظه ام و آرام کردم تو و یکم جلو و عقب کردم و بعد تا ته کردم داخل
بهترین لحظات بود .حدود دو سه دقیقه ای که زدم آبم داشت میومد که بهش گفتم اوکی داد که بریزم داخل. چون قرص میخورد
با تمام فشار تمام آبم رو داخل کص اش خالی کردم
یکم که رو بدنش موندم حسابی بغلم کرد و تشکر کرد و منم همه جاشو بوسیدم و پاشد رفت دستشویی و اومد لباس پوشید و رو مبل که نشست و بعد به خانمم زنگ زد که خیلی وقته منتظره و بعد یه ربع خانمم اومد و انگار نه انگار که چیزی شده
بهترین سکسم با خواهرزنی شد که ده سال تو کفش بودم
بعد اون هر جا که باهم باشیم و جمع باشه از هر فرصت برای دست زدن به کیرم استفاده میکنه و خودش رو به من مساله

نوشته: امیر


👍 16
👎 35
68101 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

804552
2021-04-18 00:08:40 +0430 +0430

واقعی نبود

3 ❤️

804556
2021-04-18 00:10:15 +0430 +0430

مساله شما صفحه چنده کونی؟

1 ❤️

804561
2021-04-18 00:18:45 +0430 +0430

انگار هرچی داستان کسشر تو شهوانیه رو ریختی توی مخلوط کن نتیجش شده این.
هرچی فاکتور برای یه داستان کسشر و به اصطلاح کستان، لازمه رو داره بهت تبریک میگم.

4 ❤️

804562
2021-04-18 00:22:30 +0430 +0430

کس‌شعر

0 ❤️

804564
2021-04-18 00:29:09 +0430 +0430

کیر تو مغزت

0 ❤️

804576
2021-04-18 01:20:52 +0430 +0430

خب بعدش

1 ❤️

804589
2021-04-18 02:06:44 +0430 +0430

نارنگی رو نمیشه اینقد زود لخت کرد که تو تعریف کردی عجبببببببب

3 ❤️

804590
2021-04-18 02:08:28 +0430 +0430

پس منظورش این بوده که منم مث خواهر خودت جنده هستم
گرفتی مطلبو مهندس؟

1 ❤️

804597
2021-04-18 02:38:08 +0430 +0430

یه بار هم که زنت حموم بود، داداشت زنگ خونه رو زد. خانمت هم به هوای اینکه تویی، اومد در رو زد و دوباره برگشت تو حموم و بقیه ماجرا … !
یادته بهت زنگ زد و گفت که داداشت اومده، کی میایی ؟ تو هم گفتی اومدم خونه بابام کمی کمک کنم، تو ازش پذیرایی کن تا بیام!
از اون موقع به بعد از هر فرصتی برای دست زدن به کص زنت استفاده میکنه و خودش رو به اون مساله

4 ❤️

804607
2021-04-18 04:17:18 +0430 +0430

عجب تو که راست میگی

0 ❤️

804612
2021-04-18 05:34:58 +0430 +0430

خوشبحالت منم تو کف خاهرزنمم عاشقشم خوشکلترین ناناسترین دختر دنیاست متاهله و اونم میخاد اما جرات گفتن بهش رو ندارم وای بکنمش صدسالسگش میشم

0 ❤️

804617
2021-04-18 07:33:23 +0430 +0430

دقت کردید اول هر داستانی که نوشته واقعیه واقعی نیست؟

1 ❤️

804624
2021-04-18 08:14:26 +0430 +0430

ببین کوص ننت

0 ❤️

804626
2021-04-18 08:36:13 +0430 +0430

کص کش درو همینطوری بدون جواب دادن و شناختن طرف باز کردی به خیال اینکه خانومته؟اگر مامور گاز یا اب میبود میومد کونت میزاشت چی؟! 😂

4 ❤️

804641
2021-04-18 11:01:50 +0430 +0430

اول میدونسته زنش خونه مادرشه بعد میگه در زدن فک کردم زنمه
اره مام باور کردیم

1 ❤️

804643
2021-04-18 11:10:29 +0430 +0430

منم مثل خواهرتم؟!!خواهرا عاشق اینن لخت برادرشونو ببینن؟نمیدونم کدوم حرومزاده ای قصد داره اینارو باب کنه!!
خواهرزن مثل خواهر خود آدم میمونه!وقتی یه نفر میگه من مثل خواهرتم یعنی بهت هیچ نظری ندارم و نمیخوام توام بهم نظر داشته باشی

1 ❤️

804647
2021-04-18 11:36:07 +0430 +0430

جدیدا خواهر زن ها خیلی بی خبر و الکی میرن خونه خواهرشون

0 ❤️

804665
2021-04-18 14:22:01 +0430 +0430

به همين راحتي…

0 ❤️

804682
2021-04-18 16:55:58 +0430 +0430

بابا دمتون گرم… شما مگه از چه جور خانواده های جنده پروری زن میگیرین که خواهر زنتون روتون نظر داره و هنوز از راه نرسیده… زرتی میزارین توش و یا علی مدد؟؟؟
مطمئنی زنتم با باجناقت نمیره سرویس؟؟؟
دم شماها گرم… خدائیش ما تو ایران با اینهمه محدودیت اجتماعی و حجاب و فرهنگ جنسی کیری و حتی محدودیتهای کرونایی… یه تنه مادر جزیره لختیها رو گائیدیم…
خودتون ببینین دیگه… الان این رفیقمون ضربدری نامحسوس زده … که حتی خودشم نفهمیده… معجزه همینه دیگه…
این معجزات فقط از تو خشتک ما ایرانیا در میاد…
بابا قلی به جمالت…
اصلا چون بچه اهل دلی هستی… کیر همه دوستان ، نثار کونت…
بیا… دیدی گفتم… این عین گاو از حموم لخت مادر زاد اومده بیرون… البته بعد خشک کردن… بعد خواهر زنش از دیدن این تو خونه خودش شکه شده… مثلا خواهر زنه باید بجای این، شوهر خودش رو، یا ممد آقا، بقال محل یا خلاصه یه بچه کونی دیگه ای رو میدیده… وگرنه خوب چرا باید از دیدن این تو خونه خودش شوکه بشه؟؟؟؟
استاد… استاد… صمیمانه ریدم به قلمت… عقلت…و در انتها به مغزت…

0 ❤️

804683
2021-04-18 17:03:08 +0430 +0430

من میمیرم برای شماها که همه تون انقدر خوبین که تا دست میزنین به زنه ارضا میشه 😂

0 ❤️

804709
2021-04-18 20:42:42 +0430 +0430

امیر

اینجا شهوانیه بالام جان…و همه میدونن که توو شهوانی، همه امیرها بلا استثنا کونی و مفعول تشریف دارن.حالا خودت قضاوت کن ببین آیا کُستانت با این واقعیت جور درمیاد یا خیر…!!؟
نوشته بالا رو یه شوخی فرض کن عزیز

حالا اگه واقعا داستان جذابی نوشته بودی طبیعتا همه لایکت میکردن.اما نوشته ت خیلی ضعیف بود و کوتاه.
بیشتر سعی کن و کمتر بزن تا همیشه بزنی.موفق باشی بالام جان.

0 ❤️

804718
2021-04-18 22:26:44 +0430 +0430

فقط از اساتید قلم به دست بعد سکس تشکر میکنن ما که ندیدیم

0 ❤️

804720
2021-04-18 23:06:13 +0430 +0430

حالم به هم خورد ازاین داستان

0 ❤️

804721
2021-04-18 23:20:40 +0430 +0430

باز خوبه نگفت بیا کمکم کمد جابجا کن وشربت نیاورد
واقعا پیش خودت چی فک کردی
ازگل بخای جق بزنی ا این بیشتر طول مبکشه
جنده رو هم بیاری خونه به این سرعت نمیشه
کلام اخر
ساندویچ بمب عطاویچ تو کونت خالی بند گوزو

0 ❤️

804722
2021-04-18 23:21:51 +0430 +0430

,با حرکت چشم گبت اره؟؟؟ کیرم تو فهم و شعورت

0 ❤️

804723
2021-04-18 23:30:41 +0430 +0430

اقلا بجای چایی یک شربت میزاشتی تنگش که باورمان بشه نه جلقی هست نه کسشعر گو

0 ❤️

804765
2021-04-19 01:08:21 +0430 +0430

امیر جون تو که با این دودولت همه رو تو کف گذاشتی زنت چرا به این اون میده چاقال زنت گفت مامانش کار خونه داره دارم کمکش میکنم بعد خواهرش اصلا خبر نداشت که اون کجاست عهد بوق هم باشه توهمت تلفن همگانی که بود برو تو حموم جق بزن و تو خیالت تو کردی ماهم میگیم تو دادی

0 ❤️

804769
2021-04-19 01:36:59 +0430 +0430

به این میگن نتیجه یک بر یک مساوی که برندش تو بودی و ما کس مغزش 😂😂😂😂

0 ❤️

804812
2021-04-19 10:03:23 +0430 +0430

بابا چه بود من چند ساله رو خواهر زنم کار میکنم به زور تونستم بهش دست بزنم تو یهویی کردی تمام

0 ❤️

804833
2021-04-19 14:28:37 +0430 +0430

میشه بگی چطوری خودش رو بهت مساله؟
واقعأ خودشو بهت مساله؟

0 ❤️

804910
2021-04-20 01:30:12 +0430 +0430

به خدا فیلم سوپر هم اینطوری نیست 😁

0 ❤️

804987
2021-04-20 14:07:51 +0430 +0430

چند کلمه آخر رو منو نگرفتم کسی فهمید به ما هم بگه

0 ❤️

805023
2021-04-20 21:20:39 +0430 +0430

هیچی مث سکس فامیلی نمیشه خیلی عالیه هیجان انگیزه 😍

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom