داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با خواهر رفیقم که خواست خودش بود

1399/04/21

سلام این داستانی که میخام تعریف کنم واسه سه چهار سال پیشه… داستان من کاملا واقعیه و تخیل نیستش…
موضوع از اونجایی شروع شد ک ۱۱سال پیش من با یه پسری آشنا شده بودم که از خودم چند سال بزرگ تر بود اونا تازه اومده بودن تو محل و اومده بود تو اکیپمون…بعد از گذشت چند وقت ک صمیمی تر شدیم من به خونشون رفتم و اونجا پلی استیشن بازی میکردیم تا اینکه با خواهرش ک اسم نیارم ازش آشنا شدم…خیلی دختر خوش فیس و سکسی بود اندام عالی چهر بیست خیلی خوب بود موهای بلند و چشم زاغ خلاصه اینکه بعد از گذشت دوسال تصمیم گرفتن ک خونشون رو عوض کنن من خیلی حالم گرفته شد چون بدجوری به دلم نشسته بود خواهر رفیقم ولی چون خواهر رفیقم بود هیچ وقت به روش نیاوردم ک ازش خوشم اومده… خلاصه اینا از محل رفتن و بعد از گذشت هفت سال دوباره اومدن تو محل منتهی من اون موقع ها سر محل مغازه سوپر مارکت ی باز کرده بودم و شیفت صبح ها اکثرا خودم وای میسادم و عصر ها هم شاگرد داشتم تا اینکه بروز صبح دیدم خواهر رفیقم اومد مغازه وقتی دیدنش انگار بال در آورده بودم یه دختر کامل یه داف به تمام عیار خیلی از قبل بهتر شده بود پرفکته پرفکت…ازش پرسیدم ک کجا بودین چیکار میکردین و فلان…تو این مدت دانشگاهشم تموم کرده بود و بیکار بود شماره داداشش رو ازش گرفتم و با کلی ذوق راهی خونش کردم خیلی سکسی شده بود منم خیلی بیشتر از قبل تو کفش بودم…
خلاصه دوباره با داداشش برو بیامون زیاد شد داداشش داغون شده بود اعتیاد داشت و من خیلی کمکش کردم حتی بردمش کمپ اعتیاد و آوردمش مغازه شاگردم شه ولی دوباره بعد از ترکش شروع ب مواد کشیدن کرد و از مغازم دزدی میکرد من فهمیده بوم ولی نمبخاستم به روش بیارم…ابجیش همش هفته آیی ۴.۵بار نیومد صبحا مغازه و منم کم کم باهاش سر شوخی رو باز کرده بودم ولی بازم بخاطر رفیقم به دختره چیزی از احساسات م نگفتم…
شماره مغازه رو آبجی رفیقم داشت گاهی اوقات صبحا زنگ میزد و شارژ می‌گرفت… بعد از چند وقت رفیقمو از مغازه انداختم بیرون چون خیلی دستش کج شده بود…بعد چند روز ابجیش اومد مغازه و دلیل بیرون انداختن داداشش رو ازم پرسید و قسمم داد ک حقیقت رو بگم منم گفتم ک از مغازه دست کجی میکرد و کارش رو همینجوری ادامه میداد…
بنده خدا خیلی ناراحت شده بود و کلی عذر خواهی میکرد…اینو تا یادم نرفته بگم ک من تو این تایم ها با یه خانومی در ارتباط بودم ک رابطمون هم خیلی گرم بود… بعد از چند وقت یه شاگرد دگ آوردم و صبح نگهش می‌داشتم و خودم عصرا مغازه بودم صبحا هم میرفتم گاهی…یه روز صبح ک مغازه بودم آبجی رفیقم زنگ زد و فهمید من مغازه هستم گفت خرید دارم اما کسی خونه نیست کلید هم دست مادر و داداشمه بی زحمت میتونی واسم بیاریش خونه…منم گفتم کوتاهی‌ نکردم و سریع وسایلی ک میخاست رو براش جمع و جور کردم و بردم براش جلو در ک رسیدم زنگو زدم اونم با یه تاپ و شلوارک خیللللی سکسسی اومد درو باز کرد یه لحظه ک چشمم ب بدن سفید و جذابش افتاد محوش شدم شهوت داشت خفم میکرد چاک سینه های درشت و سفیدش داشت چشمام رو در میآورد…سرمو انداختم پایین و با خنده گفت چیشده چرا سرت پایینه چیزی نگفتم و گفت بیا تو حیاط تا من پول رو برات بیارم…با اصرار رفتم تو حیاط و بعد از چند دقیقه صدام کرد و گفت میشه بیای بالا منم خشکم زد گفتم برای چی گفت یه موضوعی بود میخاستم باهاتون صحبت کنم گفتم خب همین جا تو حیاط حرف می‌زنیم دگ گفت ن تو حیاط گرمه بیا بالا وقتتو نمیگرم زیادمنم گفتم باشه…از خجالت داشتم آب میشدم ولی فکر اینکه نگاش نکنم تو مغزم بازی میکرد… خیلی جسورانه سرم رو آوردن بالا و غرق تماشاش شدم…داشت شربت درست میکرد بیاره ک در کنارش پول وسایل هماورده بود…گفتم خب آبجی چه صحبتی داشتید با من…گفت من خیلی واسه داداشم نگرانم و فلان میدونم خیلی براش زحمت کشیدی اما شما بهترین دوستشی اگه میشه بازم دستشو بگیر…در حین صحبت هی بهم نزدیک تر میشد و من فقط نگام رو سینه های نازش بود…دگ به حدی نزدیک بودیم ک به اندازه یه دست فاثلمون بود من تپش قلب گرفته بودم چون نکاهای شهوت انگیزش و غلیظ صحبت کردناش کمکم داشت وسوسه م میکرد مثل سگ بکنمش…بعد از چند دقیقه صحبت یهو دستشو گذاشت رو زانوم من خشکم زدده بود یعنی واقعا تعجب کرده بودم یهو تو ذهنم گفتم این کسش خارش می‌کنه ک لخت اومده جلوم و الان داره سکسی حرف میزنه دسشم ک گذاشته یهو رو پاهام وسط حرفاش تا خودآگاه یه لب گرفتم ازش…خخخ کسکش هیچ عکس العملی انجام نداد فک میکردم الان قاطی کنه یا یه حالتی بشه ولی همین ک لبو گرفتم ازش شروع کرد ب خوردن لبام کم کم دستمو بردم سمت سینه ش آخ چه ممه های خوش مزه آیی مثل کسی شده بودم ک ده سال کس نکرده با حرص می‌خوردم سینه هاشو یهو گفت چته وحشیی یواااش همش واس خودته آروم تر زخمش می‌کنی
(داداشش و باباش برای کار نجاری به یه شهر دگ رفته بودن )مادرشم رفته بود خونه مادر بزرگش
آقا هیچی بهم آب شد و گفتم من از ۱۱ساله تو کفتم ولی روم نمیشد بت بگم اونم میخندید می‌گفت من فهمیده بودم فقط منتظر بودم خودت بگی
هیچی موقع خوردن سینه هاش دستم رو بردم لای کسش بهش گفتم پرده داری گفت ن
وایییی انگار افتاده بودم تو بهشت با شنیدن این جمله ذوق مرگ شدم لباسمو قشنگ کندم و بهش گفتم چرا پرده نداری مثل اینکه یه پسری باهاش رفیق بود و پردشو جر داده بود…
آقا هیچی دگ سه دست تمام پست سر هم کردمش… تا اینکه جفتمون خسته شدیم…بعد از یکمی صحبت شمارمو بهش دادم و باهم در ارتباط بودیم بیرون می‌رفتیم کلی حال میکردیم تو سفره خونه واسم ساک میزد آخ آخ نگم براتون
هر سری ک خونشون خالی میشد سریع میرفتم خونشون باهم سکس میکردیم…تا اینکه بعد از یکسال بخاطر وضع مالی بد باباش مجبور شدن دوباره برن از محل من خیلی کیری ناراحت بودم ولی از اینکه شمارش رو داشتم خوشحال بودم…تا اینکه بعد یکماه دیدم خطش خاموشه و هیچ اثری ازش نیست خیلی دنبال رفیقم گشتم اما خط اونم خاموش بود بعد حدوداً یکسال رفیقم برای اینکه به ما سر بزنه اومد محل کلی باهاش صحبت کردم و احوال ابجیشو گرفتم ک فهمیدم کسکش ازدواج کرده…منم از اون روز ب بعد دگ همچین سکس نابی رو تجربه نکردم ک نکردم… ببخشید سرتون رو درد آوردم اگه از داستانم خوشتون اومد حتما نظر بدید…

نوشته: A.r


👍 8
👎 48
92255 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

898068
2020-07-11 21:03:28 +0430 +0430

همین که بردیش کمپ کار خوبی کردی و درعوضش کون خارش گوزاشتی.
پس نامردی و دیس فاک فاک فاک فاک خاوک خاک خاک فاک لاو قاس کاق خاف


898069
2020-07-11 21:03:59 +0430 +0430

با خواهر رفیقت بی شرف با خواهر رفیقت !!!من امشب دیگه نظری ندارم اینم دیس بوا
#نه به بی غیرتی و تابو


898070
2020-07-11 21:04:19 +0430 +0430

کیر مرحوم احمدی نژاد تو کونت.تا الان داشتی آتاری بازی میکردی پول از کجا اوردی مغازه زدی و داداششو بردی شاگردت کردیش…


898072
2020-07-11 21:05:09 +0430 +0430

چیه این مد شده اسم داستانتون خودش یه داستانه!

6 ❤️

898074
2020-07-11 21:05:21 +0430 +0430

تکراری بود

2 ❤️

898084
2020-07-11 21:09:59 +0430 +0430

داداش دلند ترو ارواح همه انسانها بکش بیرون از کیر احمقی نژاد ببخت.
بابا کیرش ته کشید از بس از کیرش مایع گوزاشطی! کمی رحم کن. بگو کیر حسن کیلید مثلا.


898085
2020-07-11 21:10:06 +0430 +0430

همه پا میدن همههه! اینای که ما میبنیم ادا تنگا رو در میارن اصلا ایران نیس

5 ❤️

898088
2020-07-11 21:11:24 +0430 +0430

خودتو پاره‌ کردی که فقط بگی هول نیستی و یه حشریه بی خاصیت نیستی :) باااااشه جقی


898093
2020-07-11 21:15:40 +0430 +0430

کوه البرز تو کون آدم دروغگو و کم حافظه.
زنگ زد بهت وسایل بیاری . بعدش آوردی وکردیش و تازه شماره بهت داد؟

5 ❤️

898102
2020-07-11 21:25:23 +0430 +0430

نه مثل اینکه شما تو عمرت هیچ سکسی به جز همون دفعه نداشتی چون اونقدر دسپاچه بودی که فکر کنم خودتم نفهمیدی چی نوشتی

6 ❤️

898108
2020-07-11 21:28:05 +0430 +0430

میشد داستانت بهتر و غنی تر باشه و حس و هال بهتری داشته باشه اگر نامردیات کمتر بود.

پسرآریایی خعلی عشقی داداش. خراب معرفتتم. شبت خوش بامرام.

3 ❤️

898110
2020-07-11 21:28:46 +0430 +0430

دوستان همیشه میگفتند موقع نوشتن جق نزن ببینم چی میگی، یا درست بگی، امروز متوجه شدم دقیقا موقع صحنن های سکسی ادبیات نوشتار عوض میشه و اکثر غلط نوشتاری ها در آن مقطع داستان هستش.

دیس


898117
2020-07-11 21:40:04 +0430 +0430

تو که راس میگی ولی اونجای برادران شهوانی تو اونجای ناموس ادم دروغگو
ضمنا تکراری بود

5 ❤️

898125
2020-07-11 21:59:19 +0430 +0430

تخمی بود و تکراری
دیس لایک

3 ❤️

898131
2020-07-11 22:09:55 +0430 +0430

دهن بیمار یک جقی …

3 ❤️

898134
2020-07-11 22:14:13 +0430 +0430

یاد فیلمای ایرج قادری افتادم
در ضمن وسط نوشتن با کیرت ور نرو که غلط املایی نداشته باشی

4 ❤️

898141
2020-07-11 22:34:16 +0430 +0430

داستان نویس های محترم که ماشااله از دم ، جمله کس کن های قهار هستین …کون دنیا رو که گذشتین حالا دارین کون عرش رو پاره میکنین …این خانمهایی که در داستاناتون مثلا زیر خوابتون بودن چیزی جز تاپ تنشون نمیکردند؟یا شما کس مغزها غیر تاپ لباس دیگه ای رو نمیشناسین؟ گاییدین دیگه ها…!! زمستون و تابستون هر کی رو زیر گرفتین تاپ تنش بوده …دهن اون طراح و خیاطش رو …!
حالا داستان این دوست کسخلمون… در که باز میشه ‌‌ایکی ثانیه شهوتی میشه اونقدر که واسه کسی که راست کرد ه میگه بگو ابجی؟!! یه جمله غلط تخمی مثل خودت گفتی…
" انگار ده ساله کس نکردم" !! باید مینوشتی من ده سالمه تا حالا کس نکردم.
دست شما درد نکنه همه از دم حشری و کیفور شدیم خسته نباشی نکبت

6 ❤️

898146
2020-07-11 22:39:00 +0430 +0430

دیس لایک
با اینکه دختره خواهر رفیقت بوده و تو خیلی بستر ساز هستی کاری ندارم
با اینکه الکی بود و مث من یه جقی هستی هم کار ندارم
ولی حد اقل میخوای بنویسی جوری بنویس که بشه باهاش جق زد
تو که خودت دیگه اهل جقی
باید حال مارو دردک کنی

3 ❤️

898151
2020-07-11 22:51:26 +0430 +0430

سلام من اول فکر کردم نوشتی دوستت با خواهرت سکس کرده اولشم خوندم دیدم نه ماجرا بالعکس هست و هر دو تون هم خوش تیپ هستین دیگه نخوندم

2 ❤️

898158
2020-07-11 23:06:38 +0430 +0430

رفیق الکی رفیق نمیشه
از قدیم میگن دوست خوب از برادر به ادم نزدیکتره
دقیقا تو یک سن خاصی این فرصت برای منم پیش اومد
دختری که تو خشکلی مثلش نبود
دقیقا یادمه رفتم خونه اشون پدر مادرش رفته بودن مسافرت ما دور هم جمع میشدیم
خواهرش در که زدم باز کرد
رفتم تو دیدم با سوتین و دامنه داره قلیون میکشه
نشستم کنارش گرفتم بکشیدن که به شوخی بوسم کرد
نه اوسکولم نه ساده نه هرچی میخواین اسمشو بزارین
تو اوج جوونی و شهوتم بودم که هر روز دنبال مکان با دوست دخترم بودیم
الکی بهش گفتم داداشت پایین تو پارکینگ با همسایه داشت حرف میزد الان میاد بالا رفت لباس مناسب پوشید
فردینم نیستم اما تو رو خدا الان این داستان و میگی یعنی کار خوبی کردی که افتخارم میکنی

3 ❤️

898160
2020-07-11 23:15:34 +0430 +0430

چند بار شمارتو بهش دادی ؟

3 ❤️

898176
2020-07-12 01:11:36 +0430 +0430
NA

پولا ک کنار شربت اورده بود برات رو بردی؟

3 ❤️

898177
2020-07-12 01:14:06 +0430 +0430

اخه چرا خوشم بیاد وداستانت اموزنده نیس …وخیلی هم بچه گانه نوشتیش

4 ❤️

898192
2020-07-12 03:57:24 +0430 +0430

هیچ حسی تو داستانت نبود

تو ی سایت اجتماعی بنویس
کلی لایک بگیر
اینجا فقط خواهر و مادرت اباد میشن

4 ❤️

898197
2020-07-12 04:40:21 +0430 +0430

با احترام . خدا شفات بده . لعنت به قرنطینه

3 ❤️

898205
2020-07-12 05:26:02 +0430 +0430

اخ اخ‌ نگم براتون‌.اقا هیچی دگه.اسهال زرد توی طرز نوشتنت جقی معتاد بدبخت تو اول یک زن لخت از نزدیک ببین بعد بیا اینجا زر زر کن مخ مارو کار بگیر. دستش ب زانوت خورد؟؟؟؟خودت این صحنه رو تصور کن وااااااقعا اسهال زرد تو سرصورتت دیگه ننویس


898215
2020-07-12 05:59:31 +0430 +0430

گرفتی خااار طرفو گاییدی باز میگی رفیقم؟ ریدی

5 ❤️

898233
2020-07-12 07:45:54 +0430 +0430

من نمی‌دونم چرا توی این کستان هاتون وقتی طرف آدرس خونه ش رو عوض میکنه همه تون بگا میرید انگار مثلا طرف رفته آمریکا

1 ❤️

898234
2020-07-12 07:47:37 +0430 +0430

ها این یعنی چه (خواهر رفیقم چون خواهر رفیقم بود )والا شما ها مرزهای زبان فارسی رو تا کجا میخواین پیش ببرین لعنتیها آدم چیزش میشه

4 ❤️

898236
2020-07-12 07:54:31 +0430 +0430

یعنی ریدم تو کلت وقتی داشتی این کصشر هارو می نوشتی جلقم میزدی که آنقدر غلط غلوط داری کونی

3 ❤️

898237
2020-07-12 07:57:04 +0430 +0430

ای تو روحت بد فرم کونی بازم ک پیدات شد؟
این دوستت با بقیه فرق داره ها کص خار دوستش گذاشته کون تورو سه سوت شل میکنه بهتره دوستم دوستم نکنی ننه قهبه

2 ❤️

898238
2020-07-12 08:01:20 +0430 +0430

داستان که نبود کستان بود کس کش چند بار بهش شماره دادی

2 ❤️

898239
2020-07-12 08:03:24 +0430 +0430

مثل اینکه داستان درست و درمون امشب گیر نمیاد.

6 ❤️

898261
2020-07-12 09:33:11 +0430 +0430
NA

فقط یه جمله در وصف داستانت میتونم بگم کصکش
رفیق با معرفت ناموس من ناموسته
بی ناموس با خاهر رفیقت کیرم تو کونن ننت کصکش رفیقت!؟
اگه میتونستی به رفیقت کمک میکردی نه اینکه خاهرشو بگایی!!
کصکش

1 ❤️

898264
2020-07-12 09:45:35 +0430 +0430

هلاک بودی تا بهت نظر بدن…
برو ببین نظرات رو… 😁

6 ❤️

898288
2020-07-12 11:14:00 +0430 +0430

Firsgrssh اسمت خیلی سخت بود. ولی یاد “اصل داستان” گفتن شاه ایکس افتادم.

2 ❤️

898337
2020-07-12 19:13:41 +0430 +0430

حاجی فکر کنم با دوستت رفتی کمپ اشتباهی اونجا بهت شربت متادون دادن توهم زدی او صاحب کمپ بوده جرت داده فکر کردی پردت زده کیر سگ تو ک س ث ص خواهرت به سه روش سامورایی.

2 ❤️

898402
2020-07-12 21:24:57 +0430 +0430
NA

این یکی هم شربت داره هم تاپ دهن هر چی جقیه بچه های شهوانی بگان

1 ❤️

898435
2020-07-12 22:37:40 +0430 +0430

منم میخوام برم این ایرانی که اینا توش زندگی میکنن!

1 ❤️

898450
2020-07-12 23:24:36 +0430 +0430

تاشربتو دیدم فهمیدم چرنده

1 ❤️

898475
2020-07-13 03:31:15 +0430 +0430
NA

مادرت گراییده شد گفتی نظر بدین همه دیس دادن

1 ❤️

898518
2020-07-13 06:06:09 +0430 +0430

دمت گرم… کس رو باید کرد و اینکه بعضی بدن ها انگار فقط واسه سکس ساخته شدن و واسه آدم هیچ وقت تکراری نمیشن و بعضی دخترا رو 4 یا 5 دفعه میکنی دیگه رغبت نمیکنی نزدیکش شی

0 ❤️

898528
2020-07-13 06:39:54 +0430 +0430

آقا یه دستی ننویسین ناموساَ.
دیس ۴۱

1 ❤️

898552
2020-07-13 09:02:57 +0430 +0430

نحوه نوشتن فریاد میزنه که فیکم و زاییده یه ذهن مریض و جقی دیگه کلا بخش داستانای شهوانی نباس اومد از دست اینا

1 ❤️

898600
2020-07-13 12:28:07 +0430 +0430

خدایی ریدم به معلم املات

0 ❤️

898708
2020-07-13 21:09:54 +0430 +0430

راستش بگوچندبارتوعالم جغ زدی که بتونی ابجیش دوستت بکنی ولی دستت بهش نرسیده جغی

0 ❤️

898882
2020-07-14 10:57:13 +0430 +0430

فقط زوج بیاد

0 ❤️

898976
2020-07-14 20:27:03 +0430 +0430

وای جییییییغ چه شاهکار ادبی 48 تا دیس لایک ، الان فکر کرده بودی جایزه نوبل سایت رو بهت اهدا میکنن اره واقعا فکر نمیکردی چنین گندی زده باشی ؟
من بجای تو بودم دیگه روم نمیشد این سایت بیام با این نل
تیجه در خوری که داستانت گرفته

0 ❤️






Top Bottom