سکس با خواهر زنم مهناز

    سلام خدمت دوستان
    من مدتی هست که میام اینجا داستان ها رو میخونم و تصمیم گرفتم داستان سکس خودم و خواهر زنمو واستون بگم
    اول از خودم بگم که اسمم سعید هست حدود 34سالمه و 5ساله ازدواج کردم .زنم از خودم دوسال کوچیکتره و یه خواهر و یه برادر هم داره.برادرش 29سالشه و خواهرش 24ساله است اسمش مهنازه که مجرده.یه اندام ظریف و زیبا داره قدشم فکر میکنم حدود170باشه که به نظرم از خواهرش که زن من باشه خیلی خوشکل تره.
    بریم سر اصل مطلب راستش من اوایل اصلا تو فکر سکس با مهناز نبودم اصلا چیزی هم ازش ندیدم هر وقت هم میرفتیم خونه مادر زنم لباسش کامل بود حتی روسری هم می پوشید هیچ وقت من بی حجاب ندیدمش تا اونجایی که میدونم هیچ دوس پسری هم نداشت ولی این اواخر که داستانای اینجا رو میخوندم کم کم علاقه مند به سکس با خواهر زنم شدم گاهی با فکرش زنمو میکردم هرکاری هم میکردم باهام صمیمی نمیشد یه بار هم دل به دریا زدم و یه کلیپ سکسی واسش تو وات فرستادم که ناراحت شد ورفت به زنم گفت و منم مجبور شدم کلی دورغ بگم که اشتباهی فرستادم.
    این گذشت تا چند ماه پیش که عروسی برادر خانمم بود واسه همین زنم واسه کمک از چند روز قبلش رفته بودیم خونه مادر زنم مهنازم که فقط به فکر لباس پوشیدن و ارایشش تو عروسی بود و دیگه راحت با جلو من میگشت واسه عروسی هم یه لباس مجلسی خوشکل قرمز رنگ گرفته و چندبار هم امتحانی پوشیدشو کلی باهاش رقصد منم که با فکرش شبها زنمو میکردم اونم تعجب میکرد که چرا اینقدر حشری شدم .
    روز عروسی هم از صبح رفت ارایشگاه منم دیگه ندیدمش تا تو تالار وقتی اومد رفت شروع کرد به رقصیدن واقعا خیلی با ارایش خوشکل تر شده بود منم که کلا تو کفش بودم حسابی از رقص لذت میبردم.
    تا حدود ساعت دو شب تالار بودیم بعدش عروس وداماد رفتن خونشون مادر زنم و زنمم باهاشون رفتن گفتن شب همونجا میخوابن.منم با پدر زن و مهتاب اومدیم خونه همین که رسیدیم پدر زنم لباسشو عوض کرد زود رفت خوابید .مهتابم رفت تو اتاق خودش منم رفتم لباسمو عوض کنم اماده شم واسه خوابیدن که مهتاب صدام زد و اقا سعید میشه بیاید .تعجب کردم که چیه شده رفتم دیدم لباسشو عوض مرد ویه تاپ و دامن پوشیده .بهم گفت میشه گیره های موهاشو باز کنم چون واسه اینکه موهاش خوشکل تر بشه یه کلاه گیسم به موهاش با گیره بسته بود که باز کردن کار خودش تنها نبود .پشتشو کرد به من منم شروع کردم گیره ها رو در اوردن همزمان کیرم هم راست شده بود؛خودم فکر میکنم داشت منفجر میشد یهو یه کم جابجا شد کیرم کامل چسبید به پشتش حس کردم خودش یه کم بیشتر کونش چسبوند به کیرم یهو گفت اقا سعید این چیه چیکار میکنی منم هول کردم گفتم الان یه سرو صدا به پا میکنه و پدر زنمو بیدار میکنه با لکنت گفتم ببخشید دست خودم نبود خوشکلی شما رو دیده بلند شده یهو گفت حالا اشکال نداره موهامو باز کن من دیگه راحت کیرمو چسبودنم به کونشو موهاشو باز کردم گفتم تمومه که صورتشو برگردوند دیدم چشاش خماره خماره همینجور که نگام میکرد یهو لبمو بوسید منم از خدا خواسته بغلش کردمو لباشو میدیم طعم رژ لب تو دهنم حس میکردم ولی داشتم به ارزو میرسیدم همیجور که بغلم بود انداختمش رو تخت شروع کردم به لیس زندش بدنش سفید سفید بود بدون به نخ مو تاپشودراوردم سوتین نبسته بود دوتا ممه خوشکل افتاد بیرون زیاد بزرگ نبود ولی خوشکل بود همینجور لیسش زدم رفتم پایین دامنشو دادم بالا از کنار شورتش شروع کردم به خوردن کسش لیز لیز بود همیجور میمخوردم شرتشو در اوردم سرم کامل وسط کس بود چند دقیقه که خوردم حس کردم ابش اومد شیری رنگ شبیه ماست بود کامل لیس زدم یه کم بیحال شد گفت بغلم کن دوباره رفتم لبشو خوردم با دستش کیرمو گرفت شروع کرد به مالیدن ولی قبول نکرد واسم بخوره گفت چندشش میشه منم اصرار نکردم بعدش نشستم روش؛کیرمو گذاشتم لای ممه هاش شروع کردم تلمه زدن ابمم پاشیدم بین ممه هاش بلند شدم با دستمال پاکش کردم خواستم دوباره کسشو بخورم قبول نکرد گفت در همین حد کافیه و خسته شده میخواد بخوابه لباسشو پوشید رفت تو تخش خوابید منم رفتم خوابیدم نزدیکای ظهر بیدار شده خونه یه کم شلوغ بود مهنازم داشت کمک مادر زنم صبحونه درست میکرد رفتم تو حیاط یه سگار بکشم دیدم اومد روسری شم سرش بود گفت دیشب بهش خیلی خوش گذشته قول داد اگه دوباره فرصت شد بهم حال بده.
    نوشته: سعید

  • 19

  • 57




  • نظرات:
    •   اشی۸۵مشی
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اول


    •   اشی۸۵مشی
    • 3 ماه،2 هفته
      • 6

    • بدبختی یع هااا بجای خوندن دنبال اول هستیم. انگاری شاه کوص یا شاه کیر دنیا رو میخوان بدن که اول شدن یا نشدن شده برامون دل درد (biggrin)

      والا بخدا .


    •   لاتون
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دووووم


    •   King.night
    • 3 ماه،2 هفته
      • 12

    • اولا ک کاپ کیر بلورین باشه واسه آنهایی ک خیال میکنین اول شدن براشون چیزی داره دوما داستان رو ی دور بخونین ی نظر بدین جا این کس شعرها اول و دوم


    •   King.night
    • 3 ماه،2 هفته
      • 6

    • کاش ی زره فکر میکردین بعد این چرت و پرت ها رو تر میزدین بعضی ها ی جور داستان تعریف میکنن انگار کیرشان عصا موسی است راست کنن ب هر سوراخی بزنن براشون باز میشه


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 ماه،2 هفته
      • 18

    • نمی دونم چرا همه اوایل آشنایی خواهرزنشون جلوشون با حجابه بعد یهو بهشون کص میده؟ به نظرم این تراوشات ذهن جقیته ولی اگر هم واقعیت داشته باشه تیر چراغ برق تو کونت تو که خواهر زنتو بیشتر از زنت دوست داری و به نظرت قشنگ تره مگه مرض داشتی با زنت ازدواج کردی خو با خواهر زنت ازدواج می کردی.و در آخر به اون کسی که کامنت گذاشته و گفته «اول» باید بگم اینجا شهوانیه نه مسابقه کامنت گذاری بهت مدال نمی‌دن بابت اول شدنت.


    •   M.bay
    • 3 ماه،2 هفته
      • 20

    • اولش مهناز وسطش مهتاب اخرش مهناز
      جق کمتر زندگی بهتر


    •   Samyar1981
    • 3 ماه،2 هفته
      • 11

    • بالاخره من نفهمیدم مهناز بود یا مهتاب آخه ملجوق لااقل قبل اپلود کردن توهمات مغز ناقصتو بخون بعد


    •   Night-king
    • 3 ماه،2 هفته
      • 7

    • درباره داستان که نخوندم و فقط تگ رو دیدم دیس دادم...


      اما یه صحبتی با شما دوستان دارم اینکه واقعا بعضی فانتزیاتون قابل درک نیست! وقتی هنوز آماده تعهد نیستین چرا زن میگیرین؟! خودتونو جای طرف تصور کنید ببینید چه حالی میشید! اگر سخته براتون بذارین کمکتون کنم، فکر کنید متوجه این بشید زنتون با برادرتون سکس داره و بهتون خیانت میشه. هنوزم این خیانتا براتون لذت بخشه؟ :)


    •   Xknight.1
    • 3 ماه،2 هفته
      • 8

    • گوزو. مهناز ، مهتاب کدومش؟ ،مرده شور داستانت


    •   خوشگلخانم
    • 3 ماه،2 هفته
      • 5

    • قول داد بازبده؟ قوله قول ؟؟؟


    •   mrsmith
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • چقد راحت و بی دردسر


    •   happysex
    • 3 ماه،2 هفته
      • 8

    • اول داستان مهناز بود بعد عروسی مهتاب شد بعد که کردیش (فرض محال البته ) دوباره مهناز شد
      اگه دفعه بعد نیت کنی احتمالا میشه مختار
      اما بهت لایک میدم چون سنت شکنی و ار لبنیات توی تشبیه داستانت استفاده کردی
      داستان بعذگدیت مختار با کره کونتو چرب میکنه و لشکر ابن زیاد ترتیبتو میده
      پس پاشو برو جلقتو بدون سوژه بزن شیری پیری


    •   mahmood212
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • جالبه همه خواهر زنشون مریم مقدسه ...اخرشم خود خواهر زنه میگه منو بکن ....گاییدم ذهنتو


    •   royaei
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • قشنگ معلوم بود که تخیلی نوشتی ؛
      با اشتباه کردن تو اسامی و یه سری ریزه کاری ها که رعایت نکردی نشون داد که داستانت از تخیلاتت سر چشمه گرفته ؛
      محارم ننویسید حواهشن ؛
      بد جور گریبان گیرت میشه ؛
      خوب نبود ؛
      موفق باشی


    •   Sexygolshan
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • اخه کس کش معلومه ک چرت نوشتی مهتاب کیه اخه
      یهو حجاب داشت یهو هم راحت شد کس نگو مومن جقی


    •   Changiz_big_dick
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • توهمات ذهن یک ملجوقیان


    •   Shahin@024
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • چه قدر کص میگه اخر مهناز شدش یا مهتاب خودتم نمیتونی با تخیلت بنویسی


    •   Mddi6242
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • فکر کنم مهناز خانمی که وصفش رو کردی ۷ سال دوست دختر من بودش چون همین ماجرا رو برام تعریف کرد دوست دخترم مهناز که دومادشون چطور کردتش


    •   غیوررر
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • کسکش آخرمهتاب یامهنازودومامیدونی اونشب که تولیس میزدی زنت خونه برادرش نرفته بودواومدزیرمن داشت خایه هام تاصبح لیس میزدحالا بماندکه چه جوری ازکون کردمش که صدای سگ درمیاوردومثل گربه هم زمین چنگ میزدنمیخواستم بگم ولی دیدم توبیغرتی گفتم بگم شابدیه باراومدی زنت وخواهرزنت وتودت همه روروهم کردم ومن الله توفیق کسکش عوضی اگه یک درصدراست گفته باشی میدونی زنت دیگه بهت حرامه حراممممم ومن بایدتاآخرعمرت بکنمشسسس


    •   غیوررر
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • آنجلیا جون که کامنت گذاشتی بخونی داستان وکامنت بزاری بدنیست هایاحداقل ازکامنت هاچندتابخونی ببینی موضوع چیه فکرکنم موضوعش خواهرزن بوداون اول داستان نگاه کنی سمت چپ هم نوشته وهمچنین موضوع اولش زنداداش کیه این وسط بازدوتاهم کامنت گذاشته اعتمادبه سقف لعنتی جذاب وبانمک که بودی تو


    •   ممدپالیس
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • والا اگر ما پیشنهاد بدیم به خواهر زنمون تا ننمون رو نگاد ولمون نمی کنه.اونوقت من نمیدونم چطوری زرتی یارو میگاد و میپاشه تو در و دیوار آب از آب تکون نمیخوره.


    •   ahmad.mostofi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 5

    • اکثر کاربرانی که فاز نصیحت کردن و عذاب وجدان و تر زدن به زندگیت و یا اگه زنت بفهمه چی میشه برمیدارن بنظر میرسه فابریک و صفر کیلومترن و هنوزبجز جق و پیجگردی تجربه ای ندارن. از اون گذشته اینجا یک سایت سکسیه و رو سردرش نوشتن +18 یعنی جای بچها و جقیجات نیست. اگه آزارتون میده و حدس میزنین خودتون رو منحرف و به خط کونی شدن میکشونه خیلی راحت میتونین از سایت خارج بشین ولی همچین سمج و مصرانه تو شهوانی حاضر میشید که انگار میراث پدریتونه اگه نباشین خواهر برادراتون سهمتونو بالا میکشن.
      از ایرانی بازی و فاز دلواپسی و ساندیسی بیایید بیرون , بخدا اگه نصیحت کردن و کوسشعر گفتن مالیات داشت یا از یارانتون کم میکردن اکثرتون لالمونی میگرفتین و گوهخوری اضافی نمیکردین.
      بسیاری از داستانها مخصوصا محارم قابل قبول و تایید نیست ولی وقتی زنه یا دختره راضیه نرینه یا پسره راضیه پس چرا فکر میکنین گوهخوریش بشما ربط داره؟ خوب نخون گورتو گم کن برو بیرون فحاشی هم نکن.


      یه چندتا آخوند و همدستاشون کل کشورو بنام خمس و ذکات و صدقات و خیرات چاپیدن بردن امریکا و کانادا و استرالیا بنام حرومزاده ها و جنده هاشون سرمایه گذاری کردن ما پول نت هم گیرمون نمیاد اونو هم باید بدیم آنلاین بشیم که زر مفت بزنید گوز گوز بکنید؟ برید گمشید گورتونو گم کنید دیگه هم نبینم نویسنده ای رو کسی رو نصیحت کنید فحش بدید وگرنه خودم سرویستون میکنم.


    •   arash.abi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • سلام
      داستان واقعی بود البته تا شب عروسی

      وبقیه اش تخیل نویسنده بود


      بعد تالار اومدی یه دست خروسی زدی و توهّم شو واسه ما نوشتی
      ..
      میدونم تو کف کردنشی، ولی خیلی مراقب باش، اشتباه کنی حتما به زنت میگه،
      تا حالا فکر کردی وقتی ازدواج کرد، باجناقتم میاد اینجا داستان مینویسه، خواهر زنم خیلی خوشگل وخوشمزه است،
      ..
      چرا هیچکس به داشته هاش راضی نیست؟ طرف زنش خوشگل ترین زن شهره، ولی چشمش دنبال زن همسایه هست


    •   هههههههههههه
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • ۱۶تا دیسلایک رو دیدیم فهمیدم چه مادر فاکری هستی


    •   Alat_Tanasoli
    • 3 ماه،2 هفته
      • 6

    • دیس ۱۸
      خداوکیلی نیا اونطور جاها


    •   Hamidarakii
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • مهناز وسطش شد مهتاب آخرش باز شد مهناز! . حالا این هیچی خاک بر سر بی جنبه اونایی که میان داستان بخونن میرن گند میزنن. شماها همون میموندین به دنیا نمیومدین خیلی بهتر بود. واست متاسفم.


    •   Hooman.esf.59
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • یه چیزایی شنیدی
      سعید 17ساله مجرد از قره تپه
      پشت اون تپه آخری
      خونه ی کنار طویله


    •   Jordi1300
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • حالا مهناز بود یا مهتاب?


    •   Gay_4_ALL
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • کاری به متن داستانت ندارم ولی سکس با خواهرزن واقعا عالیه


    •   saeed7989
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • بد بخت اوفونت داشته نوش جونت???✋


    •   adelbozorg
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اجی مجی لات رجی


    •   Hosseinkirkoloft1
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • آره جون عمت


    •   HYPERMAN98
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • میگم ای کاش بجای بنزین،اینترنت رو 10 یرابر گرون میکردن، اونوقت شاید 4 تا داستان درست حسابی گیر میومد


    •   amin.afg
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • مانفهمیدیم تومهنازوکردی یامهتابو؟؟


    •   armankir@
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • اول مگیه خاگوهار زنم جلوم با روسری بود . بعد میگه شرو کرد به قصیدن. مدوم تالار تا۲بازه؟؟؟؟ کدوم خواهر و مادر زن شب عروسی میرن خونه عروس؟؟؟بعد یهویی با تاپ تومد گفت بیا منو بکن!!! کیر گاندی تو کونت جقی


    •   خودمــ
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اه (dash) (dash)


    •   dyaar
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • بدنش سفید سفید بدون ی نخ مو دیگه چ صیغه ایه (dash) (dash)


    •   Sf1374
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیرم تو کون تو و کس و کون زنت اخه اینقد چاخان کردن دیگه زیادی پاره شدی دوخته هم نمیشی


    •   مری.جون
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • چه گه خوری ها. زنت با مادرش گه خوردن که شب رفتن پیش عروس داماد که شاهد مراسم زفاف باشن تو هم گه خوردی که گه زیادی خوردی. اصلا کیرم تو کوس اول و اخرت. اصلا کیر تو کوس زنت. اصلا کیر تو وجودتتت. و غیره...


    •   parto_banoo
    • 3 ماه،2 هفته
      • 5

    • واقعا حتی لایق فحشم نیست این داستان
      سکوتو ترجیح میدم


    •   Omiiid265
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیر تو کبدت با این‌کپی کردنت مجلوق


    •   Hunter7508
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • ی سوال از همه
      ینی ضریب جندگی ملت این همه بالاست و ما رفتن تو کارشون رو بلد نیستیم
      یا این کس میگه?


    •   Pedram5212
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • مهناز مهتاب کدومش؟ فکرکنم بجای سکس بازنت ب عشق مهنازمهتاب جق مسزنی کونی مجلوق توهمی


    •   sajjkh
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • مگه مهناز نبود؟ چجوذی وسطاش شد مهتاب؟ کدوم تالار تا ۲ بازه؟???مادرت و‌ زنت واقعا شب اول عروسی کجا رفتن خدایی؟


    •   misholak2018
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • خوشبحالت من که تو کفش موندم خیلی حال میده خواهر زنتو بکنی نون زیر کباب لامصب


    •   Panda+
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • مهناز بود یا مهتاب ؟
      چرا هنوز خبر نداری اسم خواهر زن جنده ات چیه ؟
      اسم زنت یادته ؟


    •   Ilove.married.womans
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • نظر من اینه ک سعی کن خواهر زنت از وسط داستان اسمش عوض نشه ک ضایع بشی ملجوق خان


    •   Owji_mowji
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کاش مامانت اون شب پریود بود


    •   mmad123456
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اخرش ما نفهمیدیم مهناز بود یا مهتاب :(


    •   کوسلیس۲۰
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • حتی یک در صد هم نمیشه باور کرد که داستان واقعی باشه هیچ دختری اینقدر راحت حال نمیده اونم به شوهر خواهرش اونم با حضور پدرش توی خونه گندت بزنن با این داستانت


    •   RADYABE KOS
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • یعنی کیرم تو کیفیت گلنار بره که این بلاهارو سر جوونای مردم میاره?


    •   Mount1985
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • به همین راحتی (biggrin)


    •   khaaj
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • یعنی کس تر از این نمیشد اه


    •   mdj4615
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • مجلوق بدبخت چرا توهم میزنی؟ اول خواهرزنت اسمش مهنازبود ولی آخرچجوری مهتاب شد؟


    •   Kiyan726
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • مگ مهناز نبود؟؟؟
      کس کش مهتاب کی بود اون وسط!!!؟؟
      ای کیرم تو
      ن حیف کیرم نورونای مغذی معیوبت تو کونت دیوث مجلوق


    •   ssonna
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • همیشه یه توجیحی واسه لاشی بازی و خیانت توی اون مغز کثیفشون درست میکنن؛که ۹۹درصد هم ازونجا که مغزشون توی تخماشونه توجیحاشون اینقدر احمقانه و بچگانه و خنده داره که میمونی چی بهشون بگی (erection)


    •   Mobin18836
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اولا که راضی نمیشد اسمش مهناز بود ولی همینکه اسمش شد مهتاب دلش خواست بده


      نتیجه اخلاقی اگه کسیو خواستی بکنی اسمشو بزار مهتاب میاد خودش میگه منو بکن


    •   toolejen
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اگه لای کنون پدر زنتو بلیسی،جقولی خاک توسر،


    •   Bopho
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیری ترین داستانی بود که خوندم
      یعنی الان از چشمام از ذهنم خجالت میکشم که الافشون کردم
      سعید مهتاب بود یا مهناز


    •   Mahdi_iranboy
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اسم داستانتو دیدم اصلا نخوندم فقط میتونم بگم کس نگو.
      تامام.


    •   Esi.mort
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیرمم بلند نکرد کونی این چه داستانیه


    •   amadimahdi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • زیاد جالب نبود کوچه زود اسم مهناز شد مهتاب


    •   omid3722
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • مرتیکه خر بلاخره مهتاب بود یا مهناز دروغ گو بی شرف


    •   حبیب1213
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • بلاخره مهنازو کردی یا مهتابو؟


    •   تنهای.شب
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • بدبخت جقی..اول اسمش مهناز بود شد مهتاب
      اخه کدون تالار ی تا 2بازه که تو توش جق بزنی
      صابونت رو عوض کن


    •   Shab.n1
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • چه توهماتی (biggrin)


    •   zanbory
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • لااقل روز اسمشو خورشید میذاشتی چون مهتاب به شب میومد ولی مهناز نه ...از صابون عروس استفاده کن روزی دوبار ...


    •   hamid_3ryazi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • مادر زنت و زنت شب عروسی رفتن خونه برادر زنت بخوابن؟
      به مغز نداشته ات فشار بیار
      شایدم زنت رفته اونجا به یکی دیگه بده


    •   tans
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • هم ناموس مجلوقتو دوستانه ....... خوب یرگه چسوک کون گلابی


    •   Ghostantanie
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اولش مهناز بود بعدش که از عروسی برگشتن اسمش شد مهتاب بعدش که از خواب بیدار شد دوباره شد مهناز ، خوبه ساناز تو داستان مداخله نکرد وگرنه شهناز و پرینازم میومدن با آیناز گروپ سوس میکردین ، والله


    •   Toloe
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • شرط می‌بندم اسم زنش مهتابه، داشته جق میزده مهتاب و مهناز رو قاطی کرده???


    •   kirmania
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کی ر خر تو ک س خواهر زنت (angry)


    •   mamal513
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • والا بی ناموس انشا ازاین به اصلاح داستان طولانیتره گوزو


    •   3pa
    • 2 ماه
      • 0

    • تصمیم می گیریم که بعد از عروسی خانم ها به راحتی آب خوردن پا میدن ،پس اگر چشمتان کسی را گرفته یک عروسی باش برو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو