سکس با دخترخاله در شمال

    سلام من دانیالم۲۲سالمه و ی هیکل و قیافه معمولی دارم داستان راجب رابطه ی سکسی من و دختر خالم طناز هست اون یسال از من کوچیکتره با چشمای درشتش موهای بور صورت سفید لب های غنچه و پاهای کشیده و سینه های سایز ۸۰ خوش فرمش که ادم دلش می خواد تا ابد بمکدش و گاز بگیردش دل هر مرد و پیر مردو و حتی هر زنی رو میبره از بچگی عاشقش بودم اونم به من علاقه نشون میداد چند باری خط داداه بود از ۱۸ سالگی من باهاش تلفنی رابطه داشتم و باهم بیرون میرفتیم هر بار که باهاش بیرون میرفتم انگار از نو متولد میشدم ی روز تو پارک نشسته بودیم که نمیدونم چی شد که لبامون به هم چسبید و ی لب جانانه گرفتیم از اون به بعد رابطمون صمیمی تر و باز تر شد تا رسید به تابستون و خانوادگی رفتیم شمال ( اون موقع ۱۹ سالم بود) توشمال باهم دو تایی رفتیم ی گشتی زدیم و من نظرشو راجب سکس پرسیدم دختر باهوشی بود گفت نمی خوام که دخترونگیم از بین بره ولی خیلی دوست دارم که ی بار امتحانش کنم منم دلو به دریا زدم و گفتم امشب چه طوره اولش ی ذره ترسید بهش اطمینان دادم که بدون دخول باشه و کسی نفهمه پیاده روی مونو با ی لب جانانه نزدیکی های ساحل تموم کردیم حدودای ۲ و ۳ بود که همه خوابیدن قرارمون این بود که ۱ ساعت بعد از خوابیدن همه جدا جدا هر کدوم بریم تو طبقه بغلی که خالی بود با این که استرس داشتم ولی اون قدر سکسی و جذاب بود که من از دو ساعت قبلش سیخ کرده بودم بلاخره رسیدیم نه من تجربه سکس داشتم و نه اون فقط از فیلما ی چیزایی یاد گرفته بودم شروع کردیم لب گرفتن و بعد با سینه هاش ور رفتن مک زدن سینه های خوش فرم با نوک صورتی که اب ادمو در میورد دیگه کاملا جفتمون از خود بی خود شدیم همین طور که داشتم مک میزدم شلوارمو کشید پایین یذره ور رفت و بعد شروع کرد به ساک زدن اولش بلد نبود و دندوناش به کیرم میگرفت خوابوندمش رو تخت و در حالی که ساق های سکسیش رو دوشم بود شرت خیسشو دراوردم ی کس صورتی خوش فرم به من چشمک میزد مثل اینکه میدونست سکس داریم ی دونه موهم رو کسش نبود اون فقط میخندید معلوم بود داره حال میکنه گه گاهی هم ی اه وناله ای میکرد بعد از کوس نوبت به کونش رسید به پشت خوابوندمش و اروم سر کیرمو مالوندم به سوراخش خیلی داشتیم حال میکردیم ی بوس ابدار از کونش گرفتم و بعد باهم تا دو ساعت ور میرفتیم من اون شب دو خول نکردم ولی از اون موقع تا حالا دو بار سکس داشتیم که دخول هم کردم الان هر روز باهم تماس داریم و جفتمون عاشق همیم اون شمال یکی از بهترین شمال های عمرم بود قرار شده تا چند وقت دیگه برم خواستگاریش تا کسشم فتح کنم


    نوشته: دانیال

  • 1

  • 7




  • نظرات:
    •   shadow69
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • ajb/:
      p.n. shomalia hme awlian :)


    •   روانی دوجنسه
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • منم بد تو کف دختر خالم هستم


    •   مازیار خان
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • به دیگران رحم نمیکنی به چشمات رحم کن
      به موهات رحم کن
      به جوونیت رحم کن انقد جق نزن
      سردر بانک انصار تو کونت


    •   وب.گرد
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • خواب دیدی ؟ اشکال نداره خواب زن چپه (biggrin)


    •   _SEXIRO_
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • اس ام اس سکسیت تو کص فتح نشده دختر خالت


    •   rainyboy20
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • دخول خخخخخخخخخخخخخ


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو





    تاپیک‌های داغ