سکس با دختردایی بعد از چندسال

1391/10/29

سلام این خاطره برمیگرده به یکی دو سال پیش وقتی که من بیست و پنج سالم بود البته اصل جریان مال چندین سال پیشه وقتی که بچه بودم .من یه دختر دایی دارم به اسم ملیحه که تقریبا هم سن خودمه وخیلی هم شهوتیه از بچگی ما عادت داشیم هرجای خلوتی که گیر می آوردیم همدیگرو دستمالی میکردیم تا سر یه جریانی بابام با داییم میونه شون شکرآب که چه عرض کنم نیشکرستان آب شد یه چند سالی باهم قهر بودن طبق رسم ما ایرونی ها من وملیحه هم از هم خبر نداشتیم اونم ازدواج کردو الانم دوتا بچه داره خلاصه این ملی خانم یه چیزی شده بود که آدم با دیدنش حالش خراب میشد هیکل بیست گوشتی خوش برو رو که تا نبینینش باورتون نمیشه.خلاصه بعد از چند سال بزرگترهای فامیل بابامو داییم رو با هم آشتی دادن منم کلا از فکر ملی بیرون اومده بودم چون حسابی سرم شلوغ شده بود راستی یادم نبود من اسمم اشکان الان شاغلم تو یکی از ارگانهای دولتی اهل یکی از شهرستانهای کوچیک غرب کشورقدم 197 وزنمم 97 کیلو قیافه م هم بد نیست

بریم سر اصل مطلب یه چند وقتی میشد که با خانواده دایم گرم گرفته بودیم منم توی این چند وقت خیلی مزاحم تلفنی داشتم یعنی همه اش هم یه نفر بود که باشماره های مختلف زنگ میزدو حرف نمیزد منم به عالم وآدم شک کرده بودم خلاصه یه بار نزدیک ساعت دو که من حموم بودم موبایلم زنگ خوردالبته من هرجا برم گوشیم هم باهامه اونروزم گذاشته بودم تو رختکن اومدم جواب دادم دیدم دوباره حرف نمیزنه منم بهش الکی بهش گفتم خوب میشناسمت چرا حرف نمیزنی اونم قط کرد خلاصه اومدم بیرون بعداز تقریبا نیم ساعت اس داد که تو رو خدا به کسی نگی من اشتباه کردم و از این حرفا من داشتم یه دستی میزدم گفتم باشه بی خیال حالا چه خبر چیکار میکنی چی شد خواستی منو اذیت کنی اونم فوری لو داد که اونشب وقتی شما خونه بابام دعوت بودین قرار بود منم بیام که مادر شوهرم زنگ زدکه شام درست کردم باید بیاین منم فقط خواستم اذیت کنم منم دوزاریم افتاد خلاصه بعد از چند روز دوباره شروع کرد به اس سکسی دان منم باهاش راه اومدم یه چند وقتی ادامه داشت تا یه روز صب که من سر کار بودم زنگ زددیدم صداش یه جوریه ازش پرسیدم چی شده مث اینکه ناراحتی که یهو بغضش ترکید شرو کرد درد دل کردن که این شوهرم خیلی سرده تو که منو خوب میشناسی چقد سکس دوس دارم و ازاین حرفا ولی بلعکس شوهرم ما هی یکی دودفه بیشتر سکس نمیکنه اونم بیشتر از چند دقیقه نیست .منم تا تونستم دلداریش دادم که این چیزا توی زندگی خیلیا پیش میاد شوهرتو مجبور کن بره دکتر خلاصه یک ساعت تمام کس شر گفتم اونم فقط حرف خودشو میزد منم فهمیدم داره فیلم بازی می کنه با من باشه .چند مدت از این قضیه گذشت تا اینکه یه بار بعدازظهر بهم زنگ زدکه امشب مهمون داریم میشه برام بری خرید منم گفتم هرچی میخوای اس کن تابرات بگیرم اونم کلی سفارش داد منم رفتم خریدم بردم در خونه شوش زنگ زدم گفت دستم بنده بیار بالامنم از همه جا بی خبر رفتم بالا دیدم حسابی خودشو برام ساخته منم تا دیدمش اول خواستم برم بیرون ولی خدایی پاهام باهام یار نبود اونم اومد منو بغل کرد منم دیگه دسته خودم نبود افتادم به جونش گفتم که قدم بلنده به خاطر همین بیچاره بهم آویزون شده بود خلاصه منم خوابوندمش زمین وشروع کردم به لب گرفتن ویواش یواش لباساشو در آوردم اون هیکل خوشکلش نمایان شد اونم باهیجان تمام لبلسای منو در اورد و شروع کرد به ساک زدن همه اش می گفت جون همونی که عمریه دارم براش له له میزنم الان تودستمه منم اصلا از کس لیسی خوشم نمیاد بلندش کردم بردش رو تخت تا دسته جازدم براش ولی دوتا بچه زاییده و کسش هنوز تنگ بود ازش پرسیم گفت هردوتاشو سزارین کرده خلاصه یه نیم ساعتی کردیمش و چند سال پشیمونی برامون داشت از اونجا اومدم بیرون و دیگه جواب تلفنش رو هم دیگه ندادم هرکی هم میگه دروغه فوش نده آدرس بده بیام بهش ثابت کنم خوش باشید وسلامت هرجا که هستین.

نوشته: اشکان


👍 0
👎 0
64600 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

353787
2013-01-18 23:52:58 +0330 +0330
hjh

نگارشتو قوي كن خوش باشي

0 ❤️

353788
2013-01-19 00:09:29 +0330 +0330

تخمی بود دیگه ننویس . . . . . . . . . . .
رفتی کردیش بعد میگی پشیمونی برات آورده؟ کیر تو داستان کیریت لطفا دیگه ننویس.

0 ❤️

353789
2013-01-19 00:23:29 +0330 +0330
NA

به به چه عجب تکاور خان تشریف آوردن بعد از یه عمر.آقا تکاور کجایی ؟کم پیدایی ؟

0 ❤️

353790
2013-01-19 00:26:59 +0330 +0330
NA

داستانت رو خوب شروع کردی ولی ریدی به آخراش .آخه کدوم زن میاد بعد از چند سال دوری به یه مرد میگه شوهرم منو نمیکنه .آیا شما و ملیحه توی یک سیاره دیگه زندگی میکنین ؟تو آبادی شما اینطوریه ؟

0 ❤️

353791
2013-01-19 00:28:33 +0330 +0330

کسشعر بود
چرت ننویسين دیوثا

0 ❤️

353792
2013-01-19 03:48:02 +0330 +0330

گردن کلفت کون گلابی…آدرس بدم میتونی کیرموبخوری…کسشعرمینویسی انتظارداری ازت تعریف هم بشه <):)

0 ❤️

353793
2013-01-19 03:49:37 +0330 +0330
NA

والا با این نوناشون.

0 ❤️

353794
2013-01-19 05:20:02 +0330 +0330
NA

کیر شرک تو گردنت چونی آدرس میدم بیای بخوریش چونی جلقو دروغ گو

0 ❤️

353795
2013-01-19 06:58:08 +0330 +0330
NA

تو که راست گفتی اما کیر خر کس ننه دروغگو . دیگه هم اینورا پیدات نشه وگرنه …

0 ❤️

353796
2013-01-19 07:58:22 +0330 +0330
NA

آقا مزاحمت نمیشم شما آدرس ملیحه خانومو بده من خودم به نمایندگی از دوستان سایت البته اگه اجازه بدن میرم منزلش و ازش میپرسم ولی مشکل اصلی ما اینجاست که در مرحله ی اول کاری به راست و دروغ داستانت نداریم به این کار داریم که کیریه داستانت یا نه که هست. آخه چاقال کیر بابا برقی تو کونت که برق الکی سر این داستان کس شعر هدر دادی. دیوس تاپاله

0 ❤️

353797
2013-01-19 12:49:56 +0330 +0330

نخوندم ولی تو غول گوش دراز با دم قشنگ اولشو شروع کردی از اونجا که بهت گفت شوهرم نمیکنتم فهمیدم شره

0 ❤️

353798
2013-01-19 14:09:40 +0330 +0330
NA

ببین تو هم نمیتونی احتیاجات دختر داییت رو برآورده کنی انقدر که شهوتیه من یه فکر خوب دارم یه شماره ازش تو پیام خصوصی بذار ، من با برو بچه های شهوانی(آقایون) سه شبانه روز پیشش میریم تا حال کنه آخه نه که خیلی سکس دوست داره مخصوصا فکرش رو بکن100 تا کیر به یک عدد کس ما هم که تقریبا 90 درصد استادیم یه جوری جرش میدیم که دیگه از سکس بدش بیاد:-D … خیال باف چلغوز:’(

0 ❤️

353799
2013-01-19 15:02:42 +0330 +0330
NA

گوشیتو برده بودی تو حموم واسه جق زدن ؟

0 ❤️

353801
2013-01-19 15:45:06 +0330 +0330
NA

آخه کسمشنگ از کی تا حالا کف دست آدم میشه دختر دایی.
عزیزان لطفا خواهشا فکر این قضیه جلق لامصب باشید خصوصا جلق اول صبح،
هر چی توهمات تخمیه بخاطر همین جلق لامصبه. اونایی که میدن چه دختر چه پسر،هوای جلقی هارو داشته باشن ثواب داره سیر کردنشون. حیف که من کونی نیستم وگرنه روزی به چندین جلقی میدادم تا دنبال جلق زدن نرن. و توهمات جلقانی ننویسن.

0 ❤️

353802
2013-01-19 15:50:08 +0330 +0330

داستانت ارزش نظر دادن نداره.گفتم بدونی. من با توجه به تحقیقاتم در سایت پی بردم که احتمال جنده شدن پس از ازدواج 90% بیشتر از قبل ازدواجه!! هر چی داستان خوندیم طرف از شوهرش راضی نیست میره به یکی دیگه میده.خوب لامصبا یه بار. درست با شوهرتون در میون بزارین و اگه مشکلی دارین پیش دکتری چیزی برین.شما که براتون مهم نیس با کی باشین، پاشین گمشین در یخچالتون وا کنید یه خیار کلفت و دراز بر دارید باهاش حال کنید اینقدم نمی خواد دنباله ماها بدویید !!!

0 ❤️

353803
2013-01-19 17:05:38 +0330 +0330
NA

سلامون علیککککم بنده به نوبه ی خودم داستانوخوندم!این موضوع دارم فکرمیکنم شهوت چقدرمیتونه انسانوبه پستی بکشونه زنیکه ازشوهرش2تابچه داره وچندین ساله باهم ازدواج کردن چطورمیتونه به شوهرش که نه حالابیخیال اون شدیم به بچهاش خیانت کنه!!!کسی میتونه جواب منوبده!واقعامتاسفم

0 ❤️







Top Bottom