سکس با دوست خالم عجب چیزی بود

    1398/8/21

    سلام به همه ی عزیزان…


    من چن روزیه تو دلم افتاده یکی از شهوت انگیز ترین خاطراتمو براتون بنویسم من ایدین هستم الان 18 سالمه پسر جذابی هستم از نظر خودم، خودمو هم خیلی دوس دارم … دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم سر اصل مطلب من یه خاله دارم که خیلی دوسش دارم اونم همچنین هر چی از دستش بیاد برام میخره کلی قربون صدقه هم میریم. خاله من فیسش خیلی خوبه ادم اپدیتیه ولی اینم بگم همیشه نماز روزه اش سر جاشه این خاله ی قصه ما از اونجایی که پرستاره توی شهر دیگه اونجا خونه داره ما هم هر فرصتی پیدا کنیم میریم پیشش کلی خوش میگذرونیم یا اون زود زود میاد پیش ما … اسمش نازنین من پارسال که خودم تنهایی رفته بودم خونه خالم کلی هیجان داشتم وقتی رسیدم اونجا از اونجایی که من کلید داشتم درو نزدم کلید انداختم رفتم تو اپارتمان درو خونه رو زدم دیدم کسیی خونه نیس واسه همین زود با کلید وارد خونه شدم وسایل هامو گذاشتم یه گوشه بعد چن بار گفتم نازنین نازنین خاله جون دیدم که خودمم تنهام بعد زنگیدم به مامانم گفتم که رسیدم نگران نباشه و از این حرفا


    بعدش ازش پرسیدم پ خاله کو نیستش چرا که گف احتمالا بیمارستانه …لباسامو عوض کردم داشتم با کنترل ماهواره ور میرفتم که بعد دو ساعت دیدم انگار صدای نازنین داره میاد از پله ها کلیدو انداخت تو اومد وقتی منو دید مثل لال شد ها مونده بود گفت تو کی اومدی مگه قرار بود بیایی اینجا کلی بوس بوس که بهش گفتم میخواستم سورپرایز بشی دیه … رفت یه شلوارک پوشید دراز کشید پیش من داشتیم باهم شوخی میکردیم وچن نفرو پیش خودمون مسخره میکردیم تو این حین بود که برگشت بهم گفت الان لیلا هم میاد اینجا ها …ذوق مرگ شدم پیش خودمم گفتم اوووووف… لیلا دوستش بود اونم پرستاره مثل خالم اونو خیلی دوس داشتم باهم صمیمی بودیم خیلی دختر باجنبه ایه اگه از بدنش بگم سینه هاش حدودا 75 بدن کشیده ای داره که اگه یکی ببینه اونو دلش میخواد فقط بغلش کنه خیلی ملوسه….تو دلم عروسی بود که اونم میاد پیش ما چون زیاد خسته بودم یکم با لب تاپ خالم ور رفتم و بعدش گرفتم خوابیدم خیلی اخه خسته بودم تو ذهنم به فکر لیلا بودم و اونجوری تو تصورش بودم که باز دوباره میاد شیطنت می کنیم و کلی میخندیدم….


    بعد دو سه ساعت از خواب بیدار شدم هنوز بلند نشده بودم داشتم تو تخت خواب هی این ور اون ور میکردم که دیدم بله لیلا هم اومده صداش داره میاد زود خودم جمع جور کردم موهامو باز خوشگل کردم یکم به خودم رسیدمو رفتم تو بهم گف به به گل پسر خسته نباشی دلاور خخخخخ دختر شوخی هس بعد سلام و احوال پرسی کنارشون نشسته بودم چای میخوردیم شب شد رفتیم بیرون کلی حال میکردم که باهاشون بودم دست نازنین(خالم) تو دستم گرفت بودم پز میدادم تو دلم میگفتم کاش میتونستم دست لیلا رو بگیرم رفتیم کلی گشتیم تو راه یه پیتزا فروشی مهمون لیلا شدیم بعدش اومدیم خونه لیلا تو فیس بوک بود داشت با لب تاپ کار میکرد که منم هی فرصت میخواستم که بهش زل بزنم خیلی تو کف بودم دیدم همونجور که نشسته شلوارش یکم از کون نازش اومده پایین منم از این استفاده کردم هی زیر چشمی از پشت بهش نگاه میکردم که تو همین حال بودم که یهو برگشت بهم نگاه کرد دید زل زدم سرمو انداختم پایین دستشو برد شلوارشو دوباره درس کرد بعد مدتی باز دوباره رفت پایین به خودم که اومدم دیدم بله کیرم داره یواش یواش دیووونه بازی در میاره


    زود رفتم تو دسشویی یه جلق حسابی زدم اخر های شب میخواستیم بخوابیم من رفتم تو اتاق اونا هم پیش هم خوابیدن تو حال … با فکر کردنش شب و صب کردم و خوابیدم صب شد بیدار شدم دیدم نازنین رفته بیمارستان چون شیفت بود اما لیلا تو خونه مونده بود یکم جا خوردم گفتم از این بهتر نمیشه کلی استرس داشتم خوابیده بود یه ربع همش به بدنش نگاه میکردم رفتم یواش پیشش دراز کشیدم با کمی فاصله خودمو زدم به خواب مثلا زیرچشمی حواسم بهش بود یکم بعدش تو خواب خودشو جابجا کرد یهو جوری شد که دستشو گذاشت رو دست من کلی ترس ورم داشت که الان هاس که بفهمه نمیتونستم دستمو تکون بدم یکم بعد کم کم از خواب داشت بیدار میشد که زود خودمو زدم به خواب قلبم داشت از جاش کنده میشد بهم گفت ایدین پاشو پاشو چقدر میخوابی بیدار شدم گفتم خاله کو که بهم گف رفته بیمارستان از این کس و شعرا میگفتم که یادش بره ازم بپرسه چرا اینجا خوابیدی از شانس قهوه ای من این سوالو پرسید نمیدونستم چی بگم یکم منو من کردم اخرش چیزی نگفتم اونم زیاد گیر نداد داشتم خوش حال میشدم که پیش خودم گفتم اخیش سیکتیر کرد بلاخره پاشد رف دس صورتشو شست داشتیم صبحونه میخوردیم که بهم گف دیشب خیلی بلا شده بودی ها منم زود گفتم مگه چیکار کردم خانوم خانوما میدونستم چی منظورشه …


    هی میگف برو خودتی داشت میخندید گفتم لیلا تقصیر خودته من چیکار کنم خودتو برو تو ایینه بین چقد دوس داشتنی هستی نمیدونم چی شد که به دهنم اون جمله اومد بهم گف ن بابا از این حرفا هم بلد بودی من نمیدونستم چیزی نمیگفتم هی یه چیزی میگف که من تعریف کنم از بدنش… میگه زبونتو پیشی خورده خودمو عصبی نشون دادم که باز میخندید میگف عب نداره پیش میاد ولی سعی کن شیطونی نکنی کار دستمون میدی ها دیدم داره میخاره بهش گفتم من شیطونی نکنم اررررره؟؟؟؟ پس خودتو چی میگی ،خودت که از من شیطون تری اون چت روم ها چیه میری توش هان نمیدونس چی بگه که بهم گف حوصلم سر میره میرم مشغول میشم گفتم ن بابا اگه راس میگی برو با یه چیز دیه سرگرم شو اصلا بیا من سرگرمت کنم که گفتو که همیشه نیستی گفتم حالا که … من منظورم اون نبود که بیا بهت حال بدم ولی اون یه جور دیه برداشت کرده بود یکم نزدیک تر شد گف تو اصلا اونا رو ولش کن تو چرا دوس دختر نداری گفتم از کجا میدونی که ندارم یکم از شیطونی هام بهش گفتم که….که با دوس دخترم چیکارا میکنم ….. گف خیلی خیلی بد شد که دوس دختر داری گفتم وا چرااااااا؟ چیزی نگف … گفتم چیه نکنه میخواستی من دوس پسرت بشم خخخخخ خب ادم حسودی میکنه دیگه گفتم دیوووونه واسه همین ناراحتی خخخخخخ پاشد رفت


    من نمیدونستم چجوری جورش کنم خجالتی نبودم اما میترسیدم پیش خاله بد بشه این لیلا هم که خوراکش شوخی کردنه گفتم نکنه داره سربه سرم میاره خلاصه تصمیم گرفتم یجوری بهش بفهمونم که میخوام باهات حال کنم اما نمیدونستم چجوری …… یادم افتاد یه بار که پیشش بودم عضله اش گرفته بود که من ماساژ دادم درس شد البته تو خونه بهم گفتن اینکا رو بکن ها چون یه چیزایی از ماساژ بلد بودم بهش گفتم پشتت درد نمیکنه که یادته یه بار ماساژ دادم گفت اره خیلی هم خوب بود دست درد نکنه آیدین… گفتم اگه بازم از اون مورد ها هس من در خدمتم دیه گفت واقعا؟؟ صب کن الان میام اومد گف اگه میشه پشت گردنمو یکم مالش بدی دیروز تا صب کار میکردم … رفتم یه بالش کوچولو بود دیشب بغلش کرده بودم اونو اوردم بهش دادم که سرشو بذاره رو اون اذیت نشه …


    به پشت دراز کشید و من شروع کردم اولش داشتم گرمش میکردم دستامو میکشیدم الکی به گردنش در حد ناز کردن بود بهم گف اینم تازه یاد گرفتی خخخخخ روش تایلندیه خخخخخخ منم خندم گرفته بود گفتم حالا هر چی … گف حالا ناراحت نشو استاد خخخ به لیلا گفتم میشه اون لباستو در بیاری من نمیتونم کارمو بکنم جا خوردم بدون معطلی در اورد خودشم گف اخیش داشتم خفه میشدم حالا یه تاپ نازک صورتی تنش بود با یه شلوارک نشستم رو کون نرمش وای مثل پنبه بود با حرکاتم روی پشتش کیرمم داشت میخورد به بدنش خیلی دیه ضایع شده بود خودشم فهمیده بود چیزی نمیگف گردنش تموم شد اومدم پایین تر یکم گفتم اینا هم اشانتیون منه خندید یهو دستم دیگه رسید به کونش ترسیدم دست نزدم یکم این ور اون ورشو ماساژ دادم سریع رفتم پایین داشتم پاهای خوشگلشو میمالیدم سفید و ناز بود مثل همون هایی که شما ها میگین مثل برف بود انقد حال میکردم از سکس هم بالاتر بود برام یهو کنترلمو از دس دادم یواشکی یه بوس کردم از پاهاش چیزی نگف منم بلا تر میشدم به قول خودش از بچگی از پاهای خوشگل حشری میشدم یکی از انگشت های پاشو که لاک سیاه هم زده بود کردم تو دهنم داشتم میخوردم اب از دهنم راه افتاده بود که زود برگشت گف ایدین نکن قلقلکم میاد مگه من ول میکردم دیدم داره اینجوری میگه بیشتری تمایل داشتم بخورم که دستمو گرف نذاشت گفت بیا یه جا دیگه رو بخور اون جا ولی ن قلقلکم میاد دیگه کامل مطمعن شدم دلش میخواد ….. رفتم لبمو چسبوندم بهش انقد خوردم که داشت دیووونه میشد اونم یجوری میک میزد که لبام داش کبود میشد خیلی فوق العاده بود با اینکه من زیاد اهل ممه بازی نیستم ولی اون روز دستمو بردم در اوردمشون خیلی خوشگل بودن 75 سفت هم بود نوکش هم یه حالت صورتی داش یکم که خوردم تازه فهمیدم بابا چرا این همه گیر میدن ممه


    بدجور حال میکردم دستموبردم طرف کسش از رو شلوارک میمالوندم اخ و اوخش بلند شد کشیدم پایین یه شرت سفید تنش بود که با رنگ بور خودش اون شرت هم خودنمایی میکرد کسشو در اوردم بیرون مثل یه گل رز بود انگار هیشکی دست نزده حتی خودش چن ثانیه هم نگاه همش میکردم یه عطر زیبایی هم داشت ادم دلش میخواست اون کسو از جاش بکنه با خودش ببره …. اب از دهنم افتاده بود سرمو بردم لای پاهاش کنار کسشو لیس میزدم که زیاد حشری میشد زبونمو کردم تو کسش یه اه کشید که دیووونه شدم ابم اومد داشتم تن تن اینکارو میکردم هی اه اه میکرد صداش خیلی بلند شده بود با یه انگشتم هم سوراخ کونشو میمالیدم کونش فوق العاده نرم بود همش میخواستم بوس کن دلم نمیومد بکنمش که درد بکشه… چون پرده داشت کیرمو در اوردم رو کوسش هی بالا پایین میکردم دوباره مثل سیخ شد …


    . یکم تف مالی کردم سرشو میخواستم هل بدم تو نمیرفت خیلی خیلی خلی تنگ بود تازه کلی هم با دستم باز کرده بودم سریع از اتاق یه کرم اوردم چربش کردم یکمم زدم یه سر کیرم فرستادمش تو نمی خواستم زیاد درد بکشه اخه خیلی دوسش داشتم بعد که یکم از سرش رف تو جیغ کشید گفتم یواش …یکم خوابیدم روش کیرمو تا ته فرستادم هیچ کاری نمیکردم تا جا باز کنه داشت گریه میکرد ولی بی صدا اشکش در اومده بود از کونش هم خون میومد یه کوچولو خیلی دلم براش میسوخت کارایی هم که اون میکرد باعث میشد خیلی رومانتیک بشه سکس مون یکم تلمبه زدم باز اه اوهش بلند شد میگفت آیدین جان نازنین یواش تر خیلی درد دارم بهش گفتم چرا جان اون تو عشقمی تو رو خیل دوس دارم چشم یکم خنده رو لبش اومد ابم داشت دوباره میومد که همه شو خالی کردم تو کونش


    همه ی بدنم عرق کرده بود خیس خیس بودیم اونم بدنش میلرزید ارضا شده بود دوتایی نیم ساعت همون جوری ول بودیم به هم دیگه دوست دارم و حرفای قشنگ میزدیم انگار من دوس پسرشم بهش گفتم پاشو بریم حموم که دو ساعت دیگه خاله میرسه کمکش کردم رفتیم حموم دیگه اونجا کاریش نداشتم فقط بغلش میکردم… یواشکی تو گوشش میگفتم ببخشید درد داشتی زیر دوش محکم بغلم کرد اومدیم بیرون…. چایی دم کردم که الان خاله از کار میرسه خسته هس …. اینم داستان من ببخشید زیاد شد…


    نوشته: سردار کس سوار

  • 11

  • 54




  • نظرات:
    •   off_boy
    • 1 ماه
      • 12

    • باز پورن ماساژور جاني سينز رو ديدي فاز گرفتي ريقو.
      برو كونتو بده نميخواد ماساژ بدي،تو رو صد نفر ماساژ دادن...


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه
      • 10

    • نکنیمون سردار کیر سوار؟


    •   الهه.همیشه.سبز
    • 1 ماه
      • 14

    • دقیقا بچه مون شاش تازه کف کرده یکی از این پورن های قدیمی رو دیده نشسته زامبی شعر نوشته


      بعد چون کم تو تاپیک ها ماساژور هست اینجام پاش باز شده می ترسم تا چند وقته دیگه پای شربت هم به تاپیک ها باز بشه


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 11

    • منطق برازرسی


      نگارش ابتدایی


      داستان تکراری


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه
      • 4

    • الهه.همیشه.سبز عزیز شما اهل شمال کشوری؟


    •   Q.mars
    • 1 ماه
      • 7

    • امان از این برازرز با این داستاناش که همه بچه هارو منحرف کرده یعنی خوده جانی سسنز اینقد با آب و تاب نمیتونه تعریف کنه از کص کردنش ، تازه ۱۸ سالش شده بعد میگه جذابم !


    •   Bokkn77
    • 1 ماه
      • 4

    • کون کش تابلوعه گپی کردی جقی
      کیر به دست


    •   jerard96
    • 1 ماه
      • 8

    • کسشو وراوردی؟؟؟؟


      مگه کس دراوردنیه؟؟
      بعدشم
      تو اون بیمارستان از تو بکن تر پیدا نمیشد ک اومد ب توی چلغوز داده؟


    •   Mustang.gt
    • 1 ماه
      • 7

    • وقتی اینترنت و گوشی ارزونه مصیبتش میشه این هر روز فیلم سوپر نگا میکنه ۶بار جق میزنه مغزش بگا رفته تو عالم خودش داستان سرایی کرده برا ما فرستاده که بخونیم

      اسب ابی برینه دهنت


    •   Cleverman1358
    • 1 ماه
      • 4

    • تکراریه
      با اون افعال ناقص و غلط املایی هات حالمونو بهم زدی
      دیس


    •   saeedno15
    • 1 ماه
      • 6

    • حماسه ای دیگر از دوستان جقی,چرا همه اینقدر راحت کس میدن؟ دیگه این ماساژ هم شده شربتی واسه خودش توی داستانا, انقدری که ایران پسر ماساژور داره تایلند جنده نداره (biggrin)


    •   Mandil.hot
    • 1 ماه
      • 6

    • جناب سردار کس سوار
      این داستان به نام "سکس با دوست خالم در تاریخ
      1394/3/11 در گروه پرستار توسط آیدین" نوشته شده.
      مجبور نیستی دزدی ادبی کنی


      داستان تکراری


    •   Javadrst46
    • 1 ماه
      • 1

    • عجب


    •   Terminator1
    • 1 ماه
      • 3

    • کون دار سر سوار (biggrin)


    •   mohammad725
    • 1 ماه
      • 3

    • In ghad jaq zadi ab a cheshat mizne biron (biggrin)


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 20

    • اخه فلان فلان شده یک میلیون یوزر داره این سایت دوست دارم بیان بگن کدومشون کلید خونه خالشونو دارن؟؟؟ دوست خالت زن عاقل بالغ برای چی باید به تو بچه ریغو کون بده؟؟ داشت از کونش خون میومد بعد خیلی رمانتیک شده بود؟؟ تو به اتفاقاتی که بین خودت و سال بالاییا تو توالت مدرسه می افتاد میگفتی رومانتیک؟؟ همون مجتمع اپارتمان از پهنا تو.......... (biggrin)


      پی نوشت: یه استوار زمان دانشگاه داشتیم که رئیس پاسگاه منطقه بود و به لطف اینجانب به کیر سوار معروف شده بود!!! فکر کنم تو پسرش باشی!! (biggrin)


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 2

    • نگارش و جمله بندی داستانت در حد ابتدایی بود و اصلا خوب نبود ؛
      داستانت تکراری بود و بیشتر نشون میداد که تفکرات و تخیلات ذهنی خودت رو نوشتی و اصلا رنگ و بوی واقعیت رو نداشت؛
      موفق باشی


    •   Mr.smart
    • 1 ماه
      • 2

    • قدم ۱۹۰ کیرم۲۵ سانت چیشدپس درضمن عرضم به ماتحت اون کسی که شهوانیوبهت معرفی کرد


    •   Mr.smart
    • 1 ماه
      • 2

    • قدم ۱۹۰ کیرم۲۵ سانت چیشدپس درضمن عرضم به ماتحت اون کسی که شهوانیوبهت معرفی کرد


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه
      • 2

    • یه غلط املایی داشتی، اونم اینکه اسمت سردار کیر سواره نه کوس سوار


      بعدش هم، اینطور که تو تعریف کردی معلومه یه چاقال خوشگلی


      اونی هم که صبح تو خونه مونده بود اسمش لیلا نبود که کوسخول، اون بکن خالت بود، مونده بود تا روده بزرگه ی تورو هم برات لایروبی کنه، خواب آلود بودی نفهمیدی


      اگه حرفمو باور نداری یه نگاه به سوراخ کونت بندازی بد نیست


      دیگهههههه چی بارت کنم تا از رو بری!!!!!


      برو گوگولی جان پلی استیشن رو روشن کن


    •   Cukur
    • 1 ماه
      • 4

    • ب پشت دراز کشید بعد تو نشستی رو کونش اره؟ مطمئنی رو کیر ننشستی؟ اقای سردار کیر سوار


    •   سارینااا
    • 1 ماه
      • 2

    • 18سالته و یکی از شهوت انگیزترین خاطراتتو نوشتی
      بهش بفهمونی میخوای باهاش حال کنی
      چی بگم (dash)


    •   Sakopako
    • 1 ماه
      • 2

    • اولین مرد ایرانی که تو کار ممه نیست.


      ضمنا آز خواب پاشدی دست و صورتت بشور بعد چیزی بخور...


    •   uncle_nigga
    • 1 ماه
      • 3

    • سکس با مادرت هم عجب چیزی بود...


    •   Bokon_kord
    • 1 ماه
      • 2

    • آقا سردار ماهم یکمی نازیم نکنیمون???


      خاک تو سرت خون اومدکوسکش..مشنگ خان من تا دسته میکنم خون نمییاد..تازشم بعد چند دیقه قورتت میده اینقد جا باز میکنه...جقتو بزن


    •   sexybala
    • 1 ماه
      • 3

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   chi.begam.az.koja
    • 1 ماه
      • 3

    • عمو جون این جملتو برامون معنی میکنی ک یه نمره بدیم رفوزه نشی :::::
      از اونجایی که من کلید داشتم درو نزدم کلید انداختم رفتم تو اپارتمان درو خونه رو زدم دیدم کسیی خونه نیس واسه همین زود با کلید وارد خونه شدم؟؟؟؟؟؟؟???????
      اخه بچه کونی خودت فهمیدی چی نوشتی، کلید داشتی رفتی داخل بعد زنگ زدی کسی نبود خونه؟؟؟؟?????
      ببین درس نمیخونی بعد من باید به مامانت بگم بیاد مدرسه تا بهش فرو کنم ک باهات تمرین کنه خوب بشی


    •   Aryo20
    • 1 ماه
      • 4

    • شاید باورتون نشه ولی تا وسط داستان فکر میکردم نویسنده دختره و دوست خالش پسره


    •   nasrin1980
    • 1 ماه
      • 2

    • چطور می تونید این همه دروغ رو پردازش کنید


    •   charles23
    • 1 ماه
      • 3

    • همون اول داستان لو دادی همه چی بگا رفتی خاله ات تا درو باز کرد مثل لالها مونده بود .خب البته یه کیر کلفت همراش بوده ترسیده تورو بکنه بجای خالت خاله نازنین بی نصیب بمونه ولی خب اتفاق افتاد یکم باید بیشتر مواظب باشی دفعه دیگه نکنندت اینجوری عقده بزنی که در زمان جق اشک شوق بریزی


    •   Mardimorde
    • 1 ماه
      • 2

    • و باز هم حماسه آفرینی یک جغولی با ماساژ


    •   Orginalboy
    • 1 ماه
      • 2

    • مشخصا ی بچه نهایتا ۱۳ یا چهارده ساله نوشته این داستانو


    •   Jeefri
    • 1 ماه
      • 2

    • ديگه اسم داستاناي امشبو نمي شه گذاشت داستان بايد بگي كستان كس شر خونه


    •   Farhad_Seven
    • 1 ماه
      • 1

    • کاری به راست و دروغش ندارم ولی فانتزیتو دوست داشتم ایول (clap)


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 3

    • شاید از نظره خودت خیلی گوها باشی به ما ربطی نداره
      فقط بگو سرداره چی سواری؟


    •   parto_banoo
    • 1 ماه
      • 3

    • خدایا نسل این خخخخخ گویان رو دقیقا چرا از رو زمین محو نمیکنی؟!
      اصلا هدفت از خلق اینا چی بود؟!!!!


    •   amirali.yeezy
    • 1 ماه
      • 1

    • بنویس بازم :/


    •   اشی۸۵مشی
    • 1 ماه
      • 1

    • گوت آقا یَع


      مسخره


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 1

    • من دوباره مجبورم یاد آوری کنم که اولا سکس آنال مقدمات داره ثانیا سکس بدون کاندوم فوق العاده خطرناکه چون روده محل تجمع انواع میکروب هست . این داستان نقد نداره انا چون تعداد کودکان و نوجوانان در سایت زیاده باید بفهمند که چنین اتفاقاتی در عالم واقعیت اتفاق نمی افتد و اگر هم اتفاق بیافته یا منجر به فاجعه ای مثل پاره گی روده یا بی اختیاری ادرار میشه
      پس عزیزان من اول کمی مطالعه کنید و اگر باز هم راغب به سکس آنال بودید اصول این سکس رو رعایت کنید
      بابت داستان هم که فقط دیسکلایک


    •   Aadf
    • 1 ماه
      • 0

    • تو با دوست خالت سکس کردی من چند ساله با خالم سکس دارم
      الانم دنبال ضربدری هستم


    •   J.khalse
    • 1 ماه
      • 0

    • بچه کونی شاشیده فکر کرده ابش اومده (dash)


    •   shah-hab
    • 1 ماه
      • 0

    • چچچچ کس میگی مثل بلبل خخخخخ


    •   Smtbt
    • 1 ماه
      • 0

    • دوسش داشتی ؟؟؟؟
      دختر بود ؟؟؟؟
      درد داشت ؟؟؟؟
      آخه کصشعر هم تعاونی ؟؟؟؟


    •   peyman5554
    • 1 ماه
      • 0

    • تو سردار کیر سواری.نمیدونم چرا بعضیا اینقدر کمبود دارن که خاطرات سکس مامانشو با بقیه رو میاد مینویسه قهرمان داستانم خودشو اعلام میکنه بخدا هیچ اجباری نیست شما کسکشای اوبی داستان بنویسد نه داستان واقعیه نه نگارش بلدین نه هیچی فقط حال میکنید که افکار اوبی خودتونو بنویسید بسه دیگه یخورده فقط یخورده انسان باشید واقعی بنویسید


    •   xloganx
    • 1 ماه
      • 0

    • کص ننت خخخخخخخخخخ کیرم تو سردار کیر سوار خخخخخخخ ریدی با نوشتنت خخخخخخخخ حالا نگفتیم واقعی بنویس ولی دیگه عنشو در نیار خخخخخخخخخ
      خخخخخخخخ
      خخخخخخخخخخخخ
      خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


    •   ssonna
    • 1 ماه
      • 0

    • آیدین جان نازنین چرت نگو اینقدر (rolling)


    •   Kos_Namak
    • 1 ماه
      • 0

    • گه. خوردی. کس.کش . مادر. جند. ه کس ندیده. تو عمرت جق زدی فقط


    •   ALI.15.17CM
    • 1 ماه
      • 0

    • نخوندم فقط اومدم بگم ریدی خیلیم شیکو مجلسی ریدی


    •   DR.KIRKOLOFT2
    • 1 ماه
      • 1

    • خوب این خاله قصه ما....
      کونی مگه داری قل قله زن تعریف میکنی


    •   hojjat.kirkolof
    • 1 ماه
      • 1

    • آخه کونی تورو چه به دختر کردن برو کونتو بده جقتو بزن ??


    •   nahidjon
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • ارزش بدوبیراه رو نداری جقی بای


    •   بچه-ای-خوب
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • احیانا شما سردار کیر سوار نیستید؟!!!


    •   کیریتون
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • یه بچه جذاب گم شده عاشق خالشه همیشه دستش تو شورتشه اگر کسی بچه ای با این مشخصات پیدا کرد به آغوش دوست خالش برش گردونه. با تشکر.


    •   Adolph
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • جوووووووووووون
      ی پسر 18 ساله ناناس
      منم دوستت دارم
      اووووووووووووففففففففففف
      بجای نوشتن این چرندیات
      بیا اینو بخور
      برات خوبه


    •   King_hesam
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • نمیدونم عقده دارین که میاین اینجا ازنداشته هاتون حرف میزنین وپزشومیدین...بابافهمیدیم خیلی خوشگلی فقط ازمن میشنوی جلق زدنوترک کن ازینجاببعدجق بزن جق


    •   lezatbebarim
    • 4 هفته
      • 0

    • جالب بود


    •   BABRE SEFID
    • 4 هفته
      • 0

    • شهوانی شده کودکستان


    •   Minow
    • 4 هفته
      • 1

    • خط اول داستانو خوندم نوشتی هیجده سالته دیسلایک میکنم چون شما بچه کوچولوها وقتی مینویسید ی دستتون تو‌ شورتتونه اخه پسر زیر بیستو‌دو‌ س رو جز دخترای اول دبیرستانی هیشکی ادم حساب نمیکنه نمیدونم چجوری بقیه میان میدن بهتون


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو