داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با دوست دخترم سارا

1399/05/18

اتفاق واقعی نه داستان.
سلام اسمم رضاست ۲۶ سال سن دارم بچه مشهدم اتفاق واقعی که میخوام تعریف کنم مال۵ سال پیش برمیکرده که دوست دختری به اسم سارا داشتم از نیشابور ولی از روستاهاش بود. دختر خوشگلی بود.
دلیل آشنایی منو اون برمیکرده به شغل من که جز مسافرکشی کاری بلد نبودم.ولی تو آژانس بودم یه روز مسافرداشتم برا نیشابور تو فلکه باغرود پیاده کردمو باخودم گفتم برم برا ناهار داخل شهر چون جایی روبلد نبودم شانسی میرفتم تا به یه فلکه رسیدم که اسمش اصلا یادم نمیره فلکه بنیاد شهید که دم ظهر بود یه دختر خانومی دست بلند کرد گفت فلان روستا منم وایستادم گفتم چقدر کرایه میدی گفت من سی تومن خلاصه سوارش کردمو راه افتادیم من بلد نبودم از کجا برم یه مقدارکه شانسی رفتم گفتم خانوم ببخشین باید از کجا برم گفت مگه بلد نیستی گفتم نه شرمنده. خلاصه با ادرس دادن راهو پیدا کردم و از نیشابور خارج شدم. بین راه من از اینه نگاهش میکردم که اونم متوجه نگاه هیز من بود اخر برداشت گفت ادم ندیدی مگه.من گفتم ببخشین گفت میگم مگه ادم ندیدین؟ گفتم چطور گفت از زمانی که حرکت کردین از آینه منو دید میزنی. گفتم راستش اره چرا دروغ اهل دروغ نیستم مهرتون به دلم نشت تو خیالات خودمم.

خلاصه بعد دوساعت رسیدیم نزدیگ روستاشون گفتم خانوم میشه شمارمو بدم بهتون گفت خیلی پروی گفتم بخدا تو یه نگاه عاشقت شدم.گفت پروی گفتم باورکنید ازته دل میگم باورندارین شماره خونتونو بده تا مادرم بهتون زنگبزنه.تااینو گفتم شمارتو بده تا بعد.تااینو گفت باخودم گفتم اینم ازمن خوشش اومده.شمارمو دادمو حرکت کردم تا خودمشهد فکر بهش بود که خداکنه زنگ بزنه.رفتم خونه داستانو به مادرم تعریف کردم مادرم گفت چه پررو بودی تو باز. چند روزی بود گفتم این سرکارم گذاشته زنگ نمیزنه.ولی زنگ زد از دکه تلفن. دختر زرنگی بود. بعد فهمیدم که دانشجو هست و از دانشگاه زنگ میزنه.خلاصه باهم حرف زدیم و فهمید واقعا عاشقشم.بعد چندبار زنگ زدن و اعتماد شمارشو داد. دیگه دوستی ما اوج گرفت جوری که میرفتم دنبالش سوارش میکردمو میرسوندمش خونشون البته پنچ شنبه ها.یه روز گفت واقعان دوسم داری گفتم اره گفت به خونمون زنگبزن از بابام منو خواستگاری کن منم شماره خونشونو گرفتمو زنگ زدم باباخواستم گوشی رودادنو شروع کردم به حرف زدنو ازکجا مواین حرفا تا گفتم دخترتونو دوست دارم میخوام بیام خواستگاری وایستاد به فوش دادن منم کلا این مکالمه رو ضبط میکردم.بعد فوش دروری قطع کرد.دلم شکست.بهش زنگ زدمو از واتساپ مکالمه ضبط شده رو فرستادم.کفرستادم.کوش کردو زنگ زدو معذرت خواهی کرد بابت پدرش.

خلاصه رابطمون برقرار بود.تا موقعی که گفتم سارا تا حالا شده بی احترامی کنم تاحالا شده دست درازی کنم یا اینجور حرفا گفت نه.گفتم واقعا دوست دارم بهتم ثابت کردم.گفت اره گفتم خوب لااقل بیا بغلم تا بوست کنم دلم اروم شه بدونم دوسم داری فقط برامنی. اونم از خداخواسته اومد و توبغلم بوسم کردو بوسش کردمو ولی نتونستم خودمو کنترل کنم کیرم بلند شد و اونم دید گفت چه بی جنبه هستی گفتم دست خودم نیست بلند شده خوب اونم برا تو بلند شده.واقعانم دست خودم نبود هی کله میزد بهش گفتم سارا یه خواسته دارم انجام میدی که بدونم تا اخر با منی گفت چی گفتم دستتو چند دقیقه بدی به من تعجب کرد.ولی با اصرارم قبول کرد دستای گرمو سفیدی داشت وقتی به کیرم دست زد یه تکونی به خودم خوردم اولین باربود یه همچین صحنه ای برام اتفاق افتادبود.اول که دستشو راضی نبود بمونه روکیرم ولی بعد دیدم سعی داره کیرمو دربیاره وقتی ازشلوارم کیرمو دراورد با یه کیر ۲۰سانتی سبزه کلفت روبه روشد.گفت عجب کیری داری منم اصلا رفته بودم تو یه فازدیگه فکرم این بود ارضا کنم خودمو. از نیشابور از سمت فیروزه یه جاده خاکی بود رفتم گفت کجا گفتم میرم جایی که باهم باشیم دور از مزاحم البته جاده رو شانسی میرفتم چون بلد نبودم رفتیم تو بیابونا دیدم جز من سارا ماشین کسی نیست گفتم سارا به خاطر من یه کاری بکن گفت چی گفتم این کیرمونو بخوابون گفت چجوری گفتم همشو من انجام میدم فقط تو شلوارتو پایین بکش نمیدونم چرا بدون دلیل قبول کرد خلاصه با کیرم داشتم کوس سفیدشو بازی میدادم دیدم داره بیحال میشه گفتم چرا اینجوری شدی گفت تنها تو شهوت داری خلاصه یه مقدار کوسشو با کیرم بازی دادم جوری که صدای لیچ شدنش حال هردمونو خراب کرده بود از جلو نذاشت بکنم سینهاشو میملوندم و از کونم نزاشت بکنم برام فقط ساک زد یه ساک نازی برام زد که هنوز یادم میاد کیرم شق میشه. خلاصه دید اوه اوه من دراومد ازدهنش دراورد بادستش داشت عقب جلو میکردتا که ارضاع شدم.اولین ارضاع من با سارابود.دوماه بیشتر طول نگشید که باباش عروسش کرد منو میکی اعصابم داغون هرچی زنگ میزد جواب نمیدادم تا یک سال گذشت تا یک روز کوشیم زنگ زدبرداشتم ساراست بعد احوال پرسیو کلایه این حرفا گفت کجای گفتم سرکار گفت هنوز ماشین داری گفتم اره گفت ادرس میدم بیا گفتم براچی گفت بیاکارت دارم.گفتم مشهدم من تو نیشابور دیرمیشه گفت بیا برامن مشگلی نیست خلاصه یک ساعت نیم توراه بودم تا به ادرسی که داده بودرسیدم دیدم دقیقا جای که ادرس داده سارا اونجاس سوارماشین شد یه تیپ زده بود انکار منظوری داشت برااین حرکتش.گفت بریم گفتم کجا گفت همون جای که برا اولین بار ارضا شدی گفتم اونجا براچی گفت اینبار من میخوام ارضاع بشم گفتم تو شوهر داری بعدمعلومه هنوز دختری این حرفا چیه گفت برو فقط رضا.

خلاصه حرکت کردم رفتم جای خاطرات گذشته تو راه بدون اینکه من بگم دست کرد تو شلوارمو کیرمو کرفت گفت این برا منه حتی اگه شوهر داشته باشم.منم که بی جنبه شق شده بود و منتظر رسیدن بودم تا اینکه رسیدیم جای یک ساعت خورده ازش گذشته بود وقتی از ماشین پیاده شدمو سارا رو قشنگ نگاه کردم شهوتم چندبرابرشد گفت فقط امروز براخودم اومدم میخوام اون کیرتو بدون مقدمه بکنی تو کوسم گفتم خوب دختریت چی گفت سه چهارماه پیش شوهرم برداشت ازاده. منم که تا اینو شنیدم کیرمم شق شق تو بیابون یه حال هوای خاصی داشت کیرمو در کوسش بازی دادم صدای لچ لچ شروع شد صدای که حالمو خوب میکرد.کیرمو یواش یواش هول دادم داخل چه گرمایی چه نرمی داشت یه چند ثانیه مکث کردم بی اختیار دیدم سارا با دستش منو هول میده سمت کوسش میگه بده بره داخل این کیره این حس داره این ارامش داره اصلا دوتای دیوانه شده بودیم خلاصه تلمبه زدنو شروع کردم تاجای که صدای شلاپ شلاپ اب کوس سارا تا تخمامم خیس کرده بود شاید ده دقیقه طول کشید تلمبه زدنم گفتم سارا برا من داره میاد گفت برا منم میاد رضا گفتم دربیارم گفت نه بزار بیاد بریز داخل منم ارضا شم گفتم خوب حامله میشی گفت قرص اورژانسی خوردم و میخورم منم ادامه تلمبه تاجایی که گفت کوسم میسوزه.ولی ارضای هردومون باهم شد روی صندلی ماشین هر دو بی حال شدیم.بعد شلوارامونو کشیدیم بالا سوار ماشین شدیم گفت رضا این کارو فقط بخاطراین کردم که بدونی هنوز دوست دارم حتی که شوهر دارم.دلم براش سوخت که برا اثبات دوست داشتن همچین کاری کرد.خلاصه بردم تو ایستگاه روستاشون پیاده کردمو اومدم.شب بهش زنگ زدم خاموش بودتا الان که زنگش میزنم خاموشه.امیدوارم روزی برسه که باز بهش برسم حتی زمان پیری.بپیری. باسپاس از توجه شما

نوشته: رضا


👍 11
👎 8
17900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906668
2020-08-08 00:47:31 +0430 +0430

کلا با “ک” و “گ” مشکل داری داداش گلم،کرفتی چی میکم؟😁
حیف که هم اسممی وگرنه دیس رو شاخت بود

1 ❤️

906675
2020-08-08 00:55:03 +0430 +0430

ایول مگه دوست دخترم تو شهوانی میکنن؟
همش گی،لز،خواهر،مادر🤮

2 ❤️

906691
2020-08-08 01:10:12 +0430 +0430

کس کش قرمساق به طرف میگی شوهر داری نمیشه بعد می‌پرسی پردت چی میشه؟؟؟کونی خان یعنی فکر کردی شوهرش شبا رو تخت میشسته باهاش زلال احکام نگاه میکرده؟


906712
2020-08-08 01:33:01 +0430 +0430

شما زنگ زدی به پدر برای خواستگاری وقت بگیری فحش ناموس ندادی که فحشت بدن اینش غیر منطقی بود به علاوه دختره ممکنه باهات لاسیده باشه ولی به محض اینکه یه شوهر پولدار اومده فراموشت کرده اون قسمت سکس بعد از ازدواجشم ساخته و پرداخته ذهنت بود…

3 ❤️

906737
2020-08-08 02:41:21 +0430 +0430

داستان جذابی بود دوستم من که شق کردم

1 ❤️

906819
2020-08-08 12:48:00 +0430 +0430

کستان

1 ❤️

906841
2020-08-08 16:05:01 +0430 +0430

دمش گرم چ کص متعهدی بوده

0 ❤️

906849
2020-08-08 16:49:11 +0430 +0430

بنظرم تا ساک شاید درست بود بقیش نه!

1 ❤️

906883
2020-08-08 22:53:57 +0430 +0430

ننویس…فارسیت ضعیفه…املای فارسیتم داغونه…داستانتم کس و پِرتی بیش نبود.اگه فحش دلت میخواد بنویس.
لاشگوشت پیراشکی فروش
شمع دزد 😂

0 ❤️

906891
2020-08-08 23:56:42 +0430 +0430

داداش من۱ ماه رو مخ نامردم راه رفتم تا ی دفعه لختش کنم بعد تو تو ۱ساعت مخ دختره رو زدی
بابا این شزم بازی ها جیه

0 ❤️

907118
2020-08-10 00:07:39 +0430 +0430

تا اونجایی که سوارش کردی ببری روستاش درست بود اما به محض رسیدن برادراش بخاطر هیز بازی های تو مسیر حسابی کونت گذاشتن و تو با چشم گریان و کون پاره فرار کردی و تو مسیر دیگه ای مسافرکشی کردی. همه جا رو هم که شانسی رفتی ملجوق

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom