سکس با دوست دختر دوستم

    سلام من حسام ۲۸ سالمه خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به دوران دانشجوییم میشه یعنی ۲۲ سالگی اون موقع دوستی داشتم که خونه دانشجویی داشت و من که خوابگاهی بودم هر از چندی یه سری بهش میزدم اسمش علی بود و یه همخونه ای داشت که من اصلا باهاش حال نمیکردم اونم متقابلا با من یروز که نشسته بودیم تو خونه در زدن و وقتی در باز شد یه دختر قد بلند خیلی خوش استیل ظاهر شد و اومد تو خیلی خوشگل نبود یعنی معمولی بود اما تیپش فوق العاده بود خیلی هم شبیه پسرا رفتار میکرد میگفت داداشام کشتی گیرن واسه همین منم همیشه دوست داشتم پسر میبودم تا مثل اونا باشم بگذریم نشسته بودیم و ورق بازی میکردیم یسره با من چش تو چش میشد و یه طوری نگام میکرد انگار ازم خوشش اومده بود کم کم میزد رو پام و سر شوخی رو باز کرد که دیدم یارو اخماش تو همه راستی اینم بگم که دختره دوست دختر هم خونه ایه دوستم بود که گفتم باهم کارد و پنیر بودیم من که دیدم یارو اخماش تو همه گفتم ارزش نداره سرمو انداختم پایین بعد از یکی ساعت دختره گذاشت رفت بعد علی که یکم هم فتنه تشریف داشت واسه اینکه هم خونه ایشو اذیت کنه گفت میثم دیدی زیدت چطوری نگاه حسام میکرد بدبخت از گفتم رفت تورو فروخت اونم درومد گفت نه داداش دید قیافش شبیه اسکولاس واسه همین نگاش میکرد من هم گفتم خودتو تو آیینه ببین شبیه کیر هیلتری عموجون داشت خودشو پاره میکرد واسه من گفت اگه به تو پا داد هرچی بگی انجام میدم منم گفتم نامرد باشم اگه نکنمش و ...


    بعد از چند بار رفت و آمد دختره دیگه باهم رفیق شده بودیم اما مثل دوتا پسر یروز بچه ها داشتن دور هم دود میگرفتن منم که تو ترک بودم یه گوشه چمباتمه زده بودم و پلی استیشن بازی میکردم که یهو دختره از راه رسید و بعد از خوش و بش گفت آقایون همه تو فازن فقط من و حسام بیکاریم گفتم هی دل غافل روزگاره دیگه خدا زد پس کلمون جوگیر شدیم ترک کردیم گفت خوب کردی این چیه اینا میکشن حیف تو نیست حالا چیزی نداری فازمونو عوض کنه گفتم دارم اما بدرد تو نمیخوره سیگاری دارم گفت بیار میزنیم از هیچی بهتره خلاصه آوردم و زدیم و رفتیم تو فازش و قفل کردیم رو بچه ها و همشونو دونفری فیلم کردیم بعدم یه کره خوریه حسابی من که حسابی خسته شده بودم رفتم تو حیاط یه رو فرشی انداختم و بالش گذاشتم و دراز کشیدم هندزفری هم تو گوشم و مشغول آهنگ که یهو دیدم یه سر اومد رو بالش رومو چرخوندم دیدم دخترس گفتم بفرما دم در بده خندید و گفت انریکو داری گفتم زیاد نه شاید دوتا آهنگشو گفت زدبازی چی گفتم هرچی که بخوای زدبازی گوزیده باشن هم من دارم گفت بزار آهنگارو آوردم و یه گوشی رو گرفت و گذاشت تو گوشش اما چون سیمش کوتاه بود بهم نزدیکتر شد یکم که گذشت آهنگ تابستون کوتاهه اومده بود که دیدم با پاشدکف پامو لمس میکنه بعدهم ساق پا کمکم یه لنگشو انداخت رو پام منم با دست رون پاشو نوازش میکردم یه رون تپل و سفت دستمو کرده بودم بین پاهاش و چنگ میزدم اونم معامله منو گرفته بود دستش و میمالوند همچی میکشیدش سمت خودش انگار شکلات کشیه و کش میاد به اندازه دلخواه البته کیر منم کوچیک‌نبود درسته ۱۷ سانت بیشتر نبود اما در عوض حسابی کلفت بود مخصوصا سرش خیلی کیری بود خودم میگرخیدم از کله کیرم خلاصه دیدم خیلی حشرش زده بالا دستمو از زیر بلوزش بردم بالا و سینه هاشو محکم فشار دادم و مالوندم بعدش هم یه دستمو از خیلی آروم بردم تو شرتش شروع کردم به مالوندن کسش لامصب خیس خیس شده بود خیلی هم داغ بود قشنگ حرارت کسش رو بین انگشتام حس میکردم که گفت پاشو بریم تو اتاق خواب راستی اینم بگم که میثم که دوست پسر این خانوم بود یساعت قبل از چت کردن ما گذاشت رفت بیرون که مثلا نیم ساعته برگرده و هنوز تا اونموقع نیومده بود اما کاش بود تا زیدشو جلو چشاش میبردم‌ میگاییدم خلاصه بچه ها یه نگاه معنادار یعنی که دهنتو گاییدم و ای کسکش تنها خور‌ و کوفتت بشه و در نهایت آرزوی موفقیت کردن و منم یه بیلاخ به همشون نثار کردم و رفتیم تو اتاق اون بد بختا هم انقد نعشه بودن که اصلا از کیرشون یادشون نمیومد اگر هم مبومد کیره بلند نمیشد.تو اتاق که رفتیم رفت چسبید به رخت خوابایی که روی هم گذاشته بودن و باسنشو گذاشت رو اونا منم دستمو انداختم رو شونش و حسابی لب گرفتیم زبونمونو تو دهن هم میچرخوندیم و با زبونش دور تا دور لبامو لیس میزد بعدش خیلی آروم لباساشو در آوردم و تا اونداومد مثلا رومانتیک لباسامو دراره مثل کسخلا سریع شلوارک و شرتو باهم کشیدم پایین و تیشرتمم نفهمیدم از گردنم در آوردم یا از در کونم بعد من رفتم سراغ سینه هاشو خیلی آروم لیسشون زدم و سردسبنه هاشو گازای یواش میگرفتم که آهش میرفت هوا بعد همونطوری با زبونم اومدم تا روی نافش و بوسای ریزی هم به بدنش میزدم که خیلی حال میکرد همه ی تنشو بوسه بارون کردم بعد‌چرخوندمش و سینه هاشو گرفتم تو دستم شروع کردم از پشت لاله ی گوششو مکیدن زیر گلوشو بوسیدم که خیلیدخوشش اومد و گفت خیلی دوس دارم این حرکتو منم ادامه دادم و بعد تمام پشتشو لیس زدم وقتی رونای پاشم بوسیدم و لیس زدم چرخوندمش و پاهاشو انداختم رو شونه هام که گفت میخوای چکار کنی و میخوام کمکت کنم صد و هشتاد باز کنی خب میخوام بخورمش دیگه گفت وااای نه من خیلی حشری میشم روانم بهم میریزه گفتم عیبی نداره آسایشگاه روانیا نزدیکه تا اومد مخالفت کنه پاهاشو که رو شونه هام بودن رو یهو کشیدم جلو و سرمو با فشار کردم لای پاشو و به زور زبونمو رسوندم به کسش که دیدم یهو یه آهی از ته دل کشید و پاهاشو شل کرد اما سرمو با دستاش فشار میداد عقب منم هی با فشار سرمو میبردم جلوتر و کسشو از بالا تا پایین لیس میزدم کسش خیلی خیس شده بود آب دهنمو میریختم رو کسش و با زبون با آب کسش قاطی میکردم و یهو همه ی کسشو میکردم تو دهنم دیگه کم کم به التماس افتاده بود و همونجوری که آه میکشید میگفت بسه دیگه بسه منم که دیدم الانه جوون مردم از شدت حشر بگا بره زبان از کسش برگرفتم و بلند شدم تا اومدم حرکتی بزنم منو گرفت چرخوند و جلوم زانو زد و شروع کرد به ساک زدن خیلی حرفه ای ساک میزد سر کیرمو‌ مثل آبنبات چوبی مک میزد و بعد یهو تا تاه کیرمو کرد تو حلقش که ظاهرا خورد به لوزه ی سومش و یه نیمچه حالت تهوعی بهش دست داد اما سریع تجدید قوا کرد و شروع کرد به لیسیدن لباشو آروم میکشید رو کیرم و بوسش میکرد بعد رفت سراغ تخمام و اونارو هم لیس زد و بعد بین پاهامو لیس زد که من قلقلکم اومد و یه متر پریدم کلی خندش گرفت بعد دوتا از تشکارو انداختم رو زمین و درازش کردم رو تشک و دراز کشیدم روش گفتم از عقب دیگه گفت نه خره ارتجاعیه راحت باش از جلو بکن میخوای با اون کیرت که سرش اندازه هلو میمونه جرم بدی منم از خدا خواسته سریع سر کیرمو گذاشتم دم سوراخش و یه فشار دادم که سرش بره تو یهو دیدم یه آه دردناکی کشید و خودشو کشید عقب گفت این کسه ها گاراژ قدیر ژانگولر که نیست دوباره با ناز خودشو بهم نزدیک کرد و اینبار که سرشو گذاشتم دم سوراخش گفتم خودت سکان رو بگیر دستت ملوان زبل اونم بیواش یواش خودشو عقب جلو میکرد تا یدفعه چون کسش خیلی خیس و لیز شده بود نصف بیشتر کیرم رفت تو یه آه بلندی کشید و گفتم الان باز عقب نشینی میکنه که دیدم یهو پاهاشو انداخت دور کمرم و محکم منو به سمت خودش کشید کیرم تا ته رفت تو کسش که دیدم انگار بال در آورده باشه همینجوری فقط فشار میاورد و میگفت بزار توش باشه حرکتش نده فقط مونده بود خایه هامو با کسش ببلعه که یهو شروع کرد به باسنشو حرکت دادن طوری که کیرمو تو کسش میچرخوند منم کم کم شروع کردم به تلمبه زدن پاهاشو گرفتم بالا و چندتا تلمبه زدم اما چون میدونستم بخاطر اینکه تو ترکم آبم زود میاد زود کشیدم بیرون و یه چنتا نیشگون کیرمو گرفتم که خیر سرم از حس دراد و زود ارضا نشم گفت چرا کشیدی بیرون گفتم تو بیا روم اومد روم نشست و کیرمو با دستش گرفت و گذاشت روی هدف و یهو نشست روش که تا ته رفت تووو کسش و یه آاااااااااااه بلند کشید بعد شروع کرد به بالا پایین رفتن منم سینه هاشو گرفته بودم و میمالوندم یا دستامو میزاشتم زیر باسنش و بالا پایینش میکردم بعدش نشستم و سرمو گذاشتم بین سینه هاش و پاهاشو حلقه کرد دور کمرم منم دستامو دور کمرش قفل کردم محکم بالا پایینش میکردم و سینه هاشو میخوردم که یهو احساس کردم آبم داره میاد گفتم پاشو داره میاد فورا پاشد و دراز کشید گفت بریز رو سینم منم همشو خالی کردم رو سینش و با کیرم همشو پخش کردم رو شکمش و سینش بعد گفت خیلی بدی که زود ارضا شدی منم میخوام بشم گفتم شرمنده کف دستمو بو نکرده بودم که امشب قراره ترتیب شمارو بدم اگه نه یه قرصی کوفتی چیزی میخوردم که اینجوری شرمنده کس شما و کیر خودم نشم گفت پس با انگشت ارضام کن دراز کشیدم کنارش و پاهاشو باز کرد منم چسبیدم بهش و انگشت وسطمو تا ته کردم تو دیدم نه خبری ازون آه کشیدنا نیست فقط چشماشو بسته و بزور داره تصور میکنه یه تنه ی درخت تو کسشه انگشت دیگمم کردم تو که دیدم چشاش باز شد منم دلو زدم به دریا و سومی رو هم به کمک دوتای قبلی فرستادم که دیدم همون آه حشرناکش بلند شد و سرمو گرفت چسبوند به سینش منم شروع کردم به مک زدن و خوردن سینش و محکم با دست تلمبه میزدم کم کم داشت دستم خسته میشد که گفت تندش کن تندش کن منم تند تند تلمبه زدم که یدفعه لزرید و یه آه طولانی کشید و ارضا شد وقتی ارضا شد کسش مثل جاروبرقی که هی خاموش روشنش کنن دستمو میمکید بعدم ولو شد تو بغلم و لب گرفتیم فرداشم که میثم رو‌دیدم مشخصات کس و کون زیدشو بهش دادم اونم کلی کفری شد و پریدیم بهم منم یه کتک مفصل بهش زدم و عقدمو خالی کردم البته اون کونی هم یه ناخن درست حسابی عین یوزپلنگ رو ساعد دستم کشید بعدم با دختره بهم زد خونشم جدا کرد و من بجاش اومدم اونجا و شریک اجاره شدم و با ددختره هم تا پایان دانشگاه دوست بودم شرمنده اگه طولانی شد چون بار اوله خاطره مینویسم طبیعتا کس و شعر و حاشیه زیاد داشت که امیدوارم منو به ویکتور هوگو ببخشید.


    نوشته: حسام

  • 6

  • 0




  • نظرات:
    •   Endless-lust
    • 5 سال،2 ماه
      • 1

    • انريکو؟ biggrin
      تا اینجا خوندم دیگه نخوندم


    •   ebrahimnnb
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • آقا دمت گرم راست یا دروغ با سبک نوشتنت حال کردم
      ادبیاتت تو لوزه سومم biggrin


    •   sunmaster7
    • 5 سال،2 ماه
      • 1

    • ورق بازی میکردیم یسره با من چش تو چش میشد و یه طوری نگام میکرد انگار ازم خوشش اومده بود کم کم میزد رو پام و سر شوخی رو باز کرد (پسرا رون پاشو مالوندن و.... اقا اومده میگه دختر رو.... اونم دوست دختر صاحب خونه رو تو خونه دوست پسرش!!!)
      .............................


      دید نمیکشم پرسید گفتم ترک کردم!! بعد دو نفری با هم کشیدیم!!!


      اتفاقی که واقعا افتاده این بوده زیادی کشیدی نعشه شدی انداختنت وسط تا خود صبح کونت گذاشتن جقی بنگی که بودی کونی هم شدی!!! چون به میثم بابت خونه مجردی و دوست دخترش حسودیت میشده برای پس گرفتن ابرو و حیثیتت و شایدم انتقام سعی کردی مخ دختره رو بزنی طرف هم ادم حسابت نکرده رفته به دوست پسرش گفته اونم اومده سنگین کونت گزاشته چون اینبار نعشه نبودی دردشو کامل حس کردی زورت به طرف نمیرسید اومدی واسه انتقام داستان نوشتی!! بچه های اینجا هم که هیچی حالیشون نیست هر کی هر مزخرفی بگه سریع باور میکنن!! اخه جاکش تو میگی ترک کردی بعد مواد همراهت داری؟؟ ترک کردنتم مثل بقیه حرفات چاخان محض بود!! کون میدی به جاش مواد میگیری به خودت مربوطه واسه ما اینجا زرتو پورت نکن....... دیگم اینورا نبینمت


    •   ateshpareh5
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کس مخ سیگاری کشیدی جو گیر شدی کس تلاوت میکنی


    •   sf123
    • 5 سال،2 ماه
      • 1

    • کیرم توگوجه مادرت.


    •   golfam
    • 5 سال،2 ماه
      • 1

    • گاراژ قدیر ژانگولر
      تو روحت انقدر این توهمات شخمیتونو اینجا ننویسین خو dash1


    •   mark1985
    • 5 سال،1 ماه
      • 1

    • Baba in dastanhaye tokhmi ro nanevis heyf ke hoseleye farsi tayp kardano nadaram vagarna khaterat sexy ziyad daran


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو