سکس با دوست دختر مشتریم

    سلام
    من داریوشم 19 سالمه و این موضوع برمیگرده به پارسال اینم بگم این داستان الزاما همش قرار نیست بر حسب واقعیت باشه پس اگه جائیش اشکال داشت واقعیت کامل نیست(نصفش راسته)
    من از اونجائی که طراح سایتم و تقریبا از کل ایران مشتری دارم و فقط مربوط به شهر خودم نمیشه با اشخاص مختلفی در کل ایران روزانه سر و کله میزنم.
    من اصولا سایت اختصاصی طراحی میکنم و از چتروم ساختن چه برا خودم چه برا بقیه خوشم نمیاد ولی بالاخره رفته بودم یه چتروم و قرار شد برا مدیر اون چتروم یه چتروم دیگه بزنم و منو برد اون موقع تو گروه واتس اپش که خودش و دوست دخترش سحر هم بودن البته همشهری من نبودن ولی هم استانی من بودن
    یه مدت گذشت و تو گروه با دوست دختر عارف هم حرف میزدیم و اینا که یه بار اومد پی ویم و بهم گفت پی وی کجاست؟منم گفتم جدا نمیدونی؟ گفت نه منم که دیدم خیلی اسکله گفتم پی وی یه برنامه هست مثل لاین و واتس اپ(اون موقع تلگرام نبود و درضمن این بخش که میگم کاملا واقعیه) ولی باید برنامه رو ماهی 10 دلار بخری و اونم تشکر کرد و رفت منم که خیلی خندم گرفته بود اسکرین شات گرفتم و گذاشتم تو پستا لاینم البته رو اسمش خط کشیدم بعد تو پستا لاینم مطلب رو خوند و تو پی ویم اومد چیم گفت منم گفتم خو پی وی همین جاس دیگه بعد اون ماجرا ازش معذرت خواهی کردم و کم کم رابطمون را بهتر کردم باهاش که دیگه ناراحت ازم نباشه بعد یه مدت میومد بهم میگفت عارف اینجوره و اونجور و نمیخوامش منم به فکر این بودم مخشو بزنم بعد بهش گفتم یه عکس از خودت بده یه دو سه تا عکس از خودش داد خیلی قشنگ بود منم دیگه باهاش صمیمی شده بودم و درمورد دوست پسرا قبلیش حرف باهام میزد و درد و دل میکرد باهام. تا اینکه درمورد سکس حرف زد و اینا ولی من اونموقع نمیدونستم چجوری بهش بگم میخوام باهات باشم و تا اینکه بخاطر کنکور مدتی غیب شد و خطشم خاموش شد تا اینکه دوست عارف ، امیر بهم گفت که به اونم عکس میداده و ما فهمیدم عجب جنده ای بوده چون یه بار با کلی خواهش عکس لختشو بهم داده بود و چند وقت بعد با یه خط ایرانسل بهم زنگ زد منم اول گفتم شاید یه مشتریاس ولی تا برداشتم دیدم اونه با هم گرم گرفتیم تا یه بار بهش گفتم سحر میخوام بیام پیشت و اول طفره میرفت بعد قبول کرد و گفتم میایم همدیگه رو فقط میبینم تا اینکه منم یه مدت بعدش به بهونه ای با اتوبوس رفتم شهرشون و اونجا یه سوئت برا یه شب گرفتم و بهش زنگ زدم گفتم من اومدم
    تا اومدش خیلی جا خوردم قشنگتر عکسش بود خوب تو خیابون نمیشد کاری کرد یه احوال پرسی کردیم و گفتم بیا بریم من یه سوئیت گرفتم با هم یکم حرف بزنیم بعد این همه مدت
    قبول کرد و رفتیم سوئیت چون اگه میخواستم هتل بگیرم نمیشد ببرمش که...
    تا رفتیم تو سوئیت یه سن ایچ بزرگ گرفته بودم ریختم تو لیوان و خوردیم بهش گفتم اگه گرمته مانتوت رو دربیار اونم اول تعارف کرد منم رو شوخی گفتم در نیاری خودم در میارما اونم خندید و در اورد. یه تاپ سفید پوشیده بود زیرش که سینه هاش از زیرش معلوم بود حسابی شق کرده بودم بهش گفتم عجب ممه هائی داریا اونم خندید و گفت خیلی پررویی(خوب از قبل با هم درمورد سکس و این چیزا حرف زده بودیم مثلا بهش گفته بودم چجور سکسی دوست داری و تقریبا یه کم سکس چت هم کرده بودیم) بعد گفتم این همه در مورد سینه هات تو اس ام اس ها تعریف کردی میزاری ببینم حقیقت داره یا نه؟ اولش گفت بیخیال و اینا
    تا اینکه قبول کرد منم گفتم از رو تاپ که نمیشه باید تاپتو در بیارم و تا اینکه قبول کرد تا تاپشو در اوردم عجب سینه ای داشت خوب منم که تالا از نزدیک ندیده بودم و فقط تو فیلما دیده بودم مخصوصا یه دختر تقریبا همسن خودم ولی خیلی خوشگل بود سینه هاش و یکم باهاشون ور رفتم و گفتم بهش طعمشم مثل خودش که خوشگله خوشمزه هم هست؟ گفت نمیدونم من که تالا نخوردمشون. منم گفتم میخوای من بخورم برات تعریف کنم؟ اونم خندید و من شروع کردم به خوردن سینه هاش بعد اینکه سینشو خوردم و اونم صداش در اومده بود بعد بهش گفتم میشه یه لب بهم بدی؟ اونم بدون هیچ حرفی شروع کرد به لب دادن و منم حدود یکی دو دقیقه ای ازش لب گرفتم بعد گفتم بزار طعم ممه هاتو ببینم چطور بود و شروع کردم دوباره به خودن و بعد کم کم اومدم پایین رسیدم به شلوارش یه جین مشکی پوشیده بود منم بهش گفتم اجازه هست؟ اونم فقط اه و ناله میکرد منم دکمه شلوارشو باز کردم و شورت مشکیشو که دیدم یکم با خودش و شورتش ور رفتم و شورتشم در اوردم یه کس سفید و بی مو رو بروم بود که خیس خیس بود خیلی از کوسش خوشم اومد زبونمو کشیدم رو کسشو و کل اب کسشو سعی کردم بخورم بعد از اونجائی که دختر بود نمیخواستم اسیبی بهش برسونم که برا خودمم یه وقت بد بشه یکم با کسش ور رفتم و یکم نوک زبونمو کردم توش ولی خیلی کم ولی اون میگفت داریوش بکن توش ولی من با این که خیلی شهوتی بودم نکردم و گفتم نمیشه ولی تا تونستم براش خوردم کسشو بعد گفتم از پشت بریم؟ گفت بزار اول ببینمش و شلوارم رو کشید پایین و تا دید گفتم یکم میخوریش؟ اول یکم طفره رفت ولی بعد راضی شد و شروع کرد به خوردن حدود یکی دو دقیقه ای خورد . خیلی دوست داشتم ساک زدنشو نزدیک بود ابم بیاد که بهش گتم بسه و بعد ازش ی لب گرفتم . بعد بهش گفتم قنبل کن اونم کرد گفت فقط اروم بکن درد میاد منم گفتم چشم و یه تف انداختم دم کونشو اروم کردم توش اونم یه جیغ زد و گفت ارومتر گفتم ارومه که . عجب کونش داغ بود خیلی دوست داشتم یکم کیرمو تو کونش نگه داشتم که جا باز کنه و از داغی کونش لذت ببرم یه چند ثانیه که گذشت شروع کردم اروم به جلو عقب بردن اونم جیغ میزد و اه و ناله میکرد منم بیشتر خوشم میومد و بعد یه مدتی ابم میخواست بیاد بهش گفتم میشه بریزم توش گفت باشه و منم ریختم تو کونش ابمو و یکم بعدش ادامه دادم و در اوردم و ارش تشکر کردم و گفتم سحر جون به خونه گفتی کجا میری؟ گفت خونمون کسی نیست و خانواده رفتن مسافرت بهش گفتم پس اگه اشکال نداشته باشه امشب پیشم بخوابه تا فردا که میخوام برم بره اونم قبول کرد و شب پیش هم بودیم و یکم دیگه با هم ور رفتیم و خوابیدیم کنار هم و صبح من سوئیت رو تحویل دادم و با سحر تا دم پایانه مسافر بری رفتیم و اونجا ازش خداحافظی خواستم بکنم گفتم سحر جون میشه بیای قبل اینکه بریم پشت اون اتوبوس که کسی نیست یه بوست کنم بعد برم؟ اونم قبول کرد و رفتیم پشت یه اتوبوسا و یه لب ازش گرفتم در حد 10 ثانیه و بعد ازش خداحافظی کردم و رفتم سوار اتوبوس شدم و رفتم شهرم.


    اگه بعضی جاهاش مشکل داشت دیگه سعی میکنم در داستان های بعدی جبران کنم البته بگم نصف داستان واقعیت داشت ولی به هر حال داستان بود و طبیعی هست بعضی جاهاش اشکال داشته باشه


    نوشته: خورشید

  • 1

  • 7




  • نظرات:
    •   اجطفدبسن
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • برا اولین بار میخوام فقط کارشناسی نظر بدم
      ببین جقی(خودت گفتی نصفش درسته منم نصف بالاشو درست گرفتم و بقیش رو تخیلت)وقتی داستان مینویسی لازم نیست که بگی واقعیت داره یا نه چون اغلب مردم که باهاش جق میزنن و اینکارت میرینه به حسشون ولی یه عده ای هم هستند که خودشون و پارتنرشون رو جای شخصیت های داستان میذارند و اینکارت به حس اونها هم میرینه
      بعدشم مرسی که با شربت کس نکردی همین که سن ایچ آوردی پیشرفت خوبیه موفق باشی


    •   doktorguz
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • یه سؤال از خودت میپرسم راستا حسینی جواب بده:
      یه پارچ شربت میارن میذارن جلوت بعد همون اول میگن این نصفش شربته ، نصفش شاشه !
      ناموسا میخوری ؟ من که اگه همچین موردی پیش بیاد پارچو با محتویاتش میفرستم تو کون طرف بعدم مجبورش میکنم عربی برقصه .
      عزیز من ! نصفش شربته نصفش شاشه یعنی شاشه !
      نصفش راسته نصفش دروغه ،یعنی دروغه !
      پس همون قدم اول ریدی .... تبریک !


    •   doktorguz
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • راستی ، بالاخره داریوشی یا خورشیدی ؟
      اینم نصفش راسته نصفش دروغه ؟


    •   آموزگار عشق
    • 2 سال،9 ماه
      • 1

    • این کیرمنم نصفش کلشه نصفش خودش و نصف دیگه اش!! تخم حقیره؛اینم نصفش تو کونت و نصفش نره تو کونت چطو


    •   mahdi1986_86
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • کیر گوشلمبو تو مغزت


    •   dr.1988
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • حس خوبی ندارم به داستانت


    •   zanamanna
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • biyayn yekam dar morede koso koOone zanam benevisin bebinaaaaam. mikhad khodesh bekhoOone va be barande jayze bede.


    •   saker..koni
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • اره من قبول دارم فقط نصفش راست بود توی این داستان اونم کیرت بود
      کیرت راس شد خون به مغزت نرسیده :|


    •   sex-or-die
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • خوب بود فقط ی کم بالو پر میدادی ب داستانت و جزئیاتو نمایون تر میکردی بهتر میشد.


    •   shokanaseri
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • ببخشید این قسمتایی که گفتی همش طفره میرفته راسته یااونم دورغه (rolling) (rolling)


    •   badboy96
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • نشد یه بار کامنت داستان ها رو بخونم نریده باشن به نویسنده (rolling)


    •   best4u82
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • اگر واقعا طراح وب هستی پیام بده


    •   hotboy14101983
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • این پاستا ماستا راستا راستا چی بود ؟؟


      کیرم تو نگارشت مامان کونی ...


    •   lovexs
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • دمت مامانت گرم..اول سینه خوردی بعد برا لب اجازه گرفتی؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو