سکس با دو تا دختر خاله ام

    سلام خدمت همه که این داستان میخونن
    قسم میخورم به جز واقعیت چیزی نگم البته اسم دختر خاله ها رو عوض میکنم یه وقت سرمو از جا نکنن با اسم خودم من متولد 70 و یکی از دخترخاله هام 72 که اسمش موناست ودیگری مریم که اسمش مریم که 68 ما سکس مشترکمون برمیگرده به دوران کودکی که زیر چادر مریم جمع میشدیم ومن کیرمو در می آوردم اونا نگاه میکردن بعدش اونا در میووردن من نگاه میگردم ولی مریم دوست داشت بیشتر حال کردن ما دوتا رو ببینه ولی من خوشم از اون میومد الانم که یاد اون موقع میوفتم خندم میگیره میخواستم از پشت بکنمش ولی اخر کیرم میرفت لاپاش و نمیدونستم مشکل از کجاست بگزریم دیگه بزرگ شده بودیم من سال 2 دبیرستان بودم مریمم پیش دانشگاهی موناهم سال اول منو مونا هروقت موقعیت پیش میمود باهام حال میکردیم یه بار اومد خونمون داداشم خواب بود زود بردمش تو اتاقم و شروع کردیم به لب گرفتن حسابی ازش لب گرفتم بعد دست کردم تو شلوارش و با چوچولش بازی میکردم بعد یکم با زور خمش کردم و کیرمو واسش رداوردم و بش گفتم بخور بعد چند ثانیه قبول کرد وقتی دستشو گزاشت ته کیرم فهمیدم قبلانم ساک زده جنده وای لحظه چه حالی میکردم ولی طاقتم واسه کون سررفته بود بلندش کردم دستاشو زدم تو دیوار و وازلین که از قبل اماده بود زدم در کونش و سر کیر خودم مونا هی میگفت نه از پشت درد داره تو رو خدا ولی اون لحظه من صدای هیچکسو نمیشنیدم و کیرم بردم سمت کونش و یکم بازی کردم بعد یهو زدمش داخل داشت فریاد میکشید ولی من عین خیالم نبود چند تا تلمبه محکم زدم بعد ابمو ریختم رو باستنش واقعا باحال بود اما من که همش توکف مریم بودم تا یه روز شانس بهم رو کرد و اون تو زیر زمین خونشون بود و بالا مهمون داشتن منم رفتم تو زیر زمینی پیشش دیگه مطمئن بودم تا 1 ساعت کسی بخاطر مهمونا پایین نمیاد کمی حرف زدیم بعدش کمرم همش جوش زده منم گفتم بزار نگاشون کنم وای پیرهنشو دادم بالا سفید مثه برف بود یه لحظه زد به سرم وحشیانه ترین تجاوز دنیارو سرش بیارم دوباره گفتم لعنت بر شیطون بعدش رفت رو تخت درس یخون کونش سمت هوا بود منم رفتم کنارش روتخت بعد 20 ثانیه دیدم کونشو کرده طرفم من گفتم ایول یواش کیرمو که طبق معمول شق بود چسبوندم به کونش دیدم کاری نداره وای بهترین حال دنیارو داشتم همش میرفتم عقب وکیرم میزدم به کونش اون که نفسشم بالا نمیومد افتادم روش و بافشار کیرمو میزدم به کونش عالی بود شلوارشو اوردم پایین و کمی لاپایی رفتم بعد ارضا شدم رو کونش و سریع از خونشون زدم بیرون دوستانی که خوندن نظر بدن.


    نوشته: فرشاد

  • 4

  • 2




  • نظرات:
    •   HAMED2K
    • 3 سال،9 ماه
      • 1

    • کیر اسب رستم تو کونت
      کمتر بزن
      شامپوتو عوض کن


    •   Saeed bahal
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • دختر دایى یا خاله؟


    •   sasan1818
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • میتونم تصور کنم قیافتو .وقتی داری جق میزنی با حرس میزنی .سرت زیاد میلرزه
      از اونایی هستی که تا حالا مچ پای یه دخترم از نزدیک ندیدی.کونی


    •   benyamin2014
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • تو را خودم چشم زدم


      بس که نوشتمت میان نوشته هایم بی‌آنکه


      اسپند بچرخانم


      میان واژه‌ها . . .


      عــــاشقانه هایم


      تـــــمامی ندارد!


      وقتی تـــــــــــــــو


      بـــــهــــترین


      اتــــفـاق


      زندگـــی ام هــستـــی...


      بــــاز هـــــم خیال تــــو


      مــــرا


      “برداشــــت”


      کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!


    •   diyannaaa
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • ((داداشم خواب بود زود بردمش تو اتاقم ))»» بعد»»» ((بعد یهو زدمش داخل داشت فریاد میکشید ولی من عین خیالم نبود))!!!
      هرررری بابا! جقیه الکی خوش! ک..نده پرو چه خوش خراک هم هست !!! دوتا دوتا تجاوز میکنه! د عاخه پدر سگ نفهم قزمیت مادر به خطا! ک..نت نذاشتن که داستان بنویسی حمال! بس که بهت پا ندادن به فکر تجاوز افتادی یابو؟؟؟
      ننویس حالمون به هم خود بی پدر!


    •   آموزگار عشق
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • پسرجان جقه زیاد مختو گوزونده،دخترخاله رو تو خونه تون میبینی،تو خیالپردازی هات تجاوز میکنی ، بعدش میترسی داستانو عوض میکنی ! آخه این درسته ؟ این جلاقیته ؟ چرا جق میزنی شاطرعلی ممد؟!شپلق میزنی شاطرعلی ممد؟!


    •   FBI253
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • کونده خان داداشت خواب بود بردیش تو اتاق کردیش جیغ زد اونوقت داداش مادر غهبت بیدار نشد
      اینقد جق نزن فردا ننتو میکنی داداشت بیدار میشه


    •   ALPHA KING
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • یعنی چی؟؟؟؟؟؟خب کیر دهن خالی بندت دیگه چقد کس گفتی وقت ارزشمند مارو هدر دادی........بی شرف عوضی


    •   off_boy
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • sasan 1818
      دهنتو گاییدم پسر خیلی باحال نوشتی حسابی خندیدم :D




      داستان:حاجی کیر کلفت درت بود که اینقدر زود سر و تهش رو هم آوردی.خوب مجبورت که نکردن بنویسی.از کون دادنات بگو.تو رو چه به کردن.تو هنوز خودت شکاری.


    •   Ma sih
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • شاش داشتی انقدر هول هولکی نوشتی ....


    •   shahin khosh andam
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • یعنی متن هچل هفتت یطرف
      این کامنتای بچه ها ی طرف دیگه
      مردم از خنده
      دمتون گرم
      ROFL ROFL


    •   22khorshid
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • کمی حرف زدیم بعدش کمرم همش جوش زده منم گفتم بزار نگاشون کنم


    •   مریم حشری
    • 3 سال،9 ماه
      • 1

    • دنبالت کرده بودن با این داستان نوشتنت diablo


    •   JAMSHID_SE7EN
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • بابا کونیای لاش چرا اینطور میکنین با ملت شماها
      آخه کیر خری که تو بچگی کون زیاد داده بره تو کونت چرا در حین جق زدن داستان مینویسی
      ننویس مجلوقل خلقه
      گوریل کونت بزاره ننویس
      دیووووووووووث


    •   ICEMAN1365
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • کونش رو به هوا بود؟
      فقط نگو که دوباره تصمیم به نوشتن داری؟


    •   ronald jj
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • kos sher


    •   mahya.1362
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • افتضاح . افتضاح و فوق العاده چرت بود


    •   new.mexico
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • خیلییییییییییییی......


    •   GH7
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • aggressive خخخخ تخیلات یک مغز پریودی


    •   sbsan
    • 3 سال،9 ماه
      • 1

    • اونوقت داد زد داداشت بیدار نشد


    •   s_man
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • کس شعر بود ، فریاد زد داداشت بیدار نشد_کمرم همش جوش زده بود گفتم نگاشون کنم_کونش سمت هوا بود،
      توروخدا دیگه ننویس جقیه بدبخت ریدی با این داستان نوشتنت


    •   sajad957
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • نمرت خییییلی منفیه.
      عموجان خب ی کم مث بقیه دروغاتو بیشتر کن و ملتو بذار سرکار تا بیشنر فحش بخوری!
      اینجوری ملت حیفش میاد روت تف کنه چ برسه ک قحشت بده.


    •   ساسان 1683
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • تخمی ترین داستانی بود که تا حالا خوندم خاک برسرت با این نوشتنت


    •   undeadx
    • 3 سال،5 ماه
      • None

    • کیر تو مغزه جلقیت


    •   داریوشم
    • 3 سال،1 ماه
      • None

    • ادمین بدادمون برسی جای دوری نمیره ها help


    •   Hasana67
    • 1 ماه
      • 0

    • جفنگیاتی که تو نوشتی که نظر دادن نداره.
      یه دکتر برو، مََرَضِت قابل درمانه. از من میشنوی ،نزن، چشمات ضعیف میشه، لرزش دست هم می گیری، زود انزال هم میشی، فردا دختر مردم با هزار امید و آرزوی کیر میاد زنت میشه، هنوز کیرت پا نشده، آبت میاد.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو