سکس با رویای آرزوهام (۲)

    ...قسمت قبل


    با سلام خدمت دوستان شهوانی ،قسمت اول این‌خاظره ام‌ رو براتون‌نوشتم و‌گرچه منتقدانی بودن و‌مثل همیشه باور ندارن ، ما که عشق و‌حالمون رو‌ کردیم راجب اون اتاق که نوشتم تخت دو‌نفره بود خوب خونه ویلایی نمیتونه اتاقی داشته باشه برا مهمونا؟ من که نگفتم وسط اناق تخت گذاشته که ، در ضمن چون واقعا برا اولین باره دارم خاطره مینویسم شاید نتونستم از کلمات بخوبی استفاده کنم ولی تا حدی که دوستان رو بسمت این خاطره بکشونم تونستم و یک نکته دیگه لحظه لحظه سکسام همون لحطه فراموش میشه و مجبورم بخاطر هیجان نکاتی رو بهش اضافه کنم بخصوص این قسمت که واقعا الان هم فکرش رو‌میکنم برام جالبه بوده یکم طولانی شده ولی خوب من اتفاقات هفت هشت ساعت سکسم رو‌خلاصه کردم ، میریم برا قسمت دوم...


    ساعت نزدیک هفت بود تا خونه وسایل ضروریم که کاندوم قرص و‌اسپری تاخیری بود گرفتم و رفتم سوپری محل یخورده پفک و‌چیپس و‌نوشابه و یه خورده سوسیس و مخلفات برا شام گرفتم و اومدم خونه و‌مهیا شدم برا یک شب طوفانی که تاکنون تجربش نکرده بودم همش به این فکر بودم اگه رویا نتونه بیاد چی از وقتی بهش گفتم امشبم اینجاییم نمیدونید چقدر خوشحال شد و بهم گفت نمیگذارم تا صبح چشم رو‌هم بگذاری منم اومدم لباسم رو در آوردم فقط با یک شورت شدم و صریع قهوه آماده کردم و نشستم به تماشای ماهواره البته اینو بگم قبلش چند تا فیلم سوپر هم داخل فلشم داشتم که وقتی بیکار شدیم ببینیم ، اگر بیکار شدیم ....!
    داشتم شو ابی گوش میکردم که اس اومد گوشیم رو‌نگاه کرد دیدم رویا اس داده نوشته آماده شو‌ برای یک سوپرایز دو‌دقیقه دیگه درو باز کن ، رفتم جلوی آیفون تا ببینم منظورش چیه خبری نبود رفتم براش قهوه بریزم زنگ در صدا اومد و‌در رو باز کردم و‌ رفتم‌داخل آشپزخونه و‌در مورد سوپرایزش فکر میکردم که در هال باز شد رویا اومد سلام خوبی؟ نگاهی بهم کرد و‌گفت به به چی آماده هم شده رفتم جلوش یک لب کوچولو ازش گرفتم و‌گفتم چون گفتی تا صبح بیداریم داشتم برات قهوه میریختم گفت دستت درد نکنه مانتو شالش رو‌ روی مبل انداخت و‌گفت پس بی زحمت یکی دیگه هم بریز گفتم برا خودم ریختم‌برا شماست گفت میدونم یکی دیگه هم زحمتش رو‌بکش گفتم باشه داشتم سینی رو‌میاوردم داخل پذیرایی و‌زیر لب ترانه ابی رو‌میخوندم وارد پذیرایی شدم با اون‌وضع شورت و‌کیر سیخ کرده چیزی دیدم که یهو‌نزدیک بود سینی از دستم بیفته که زود جمعش کردم در ورودی هال دید کافی از داخل آشپزخونه نداره یک‌خانم مانتویی و‌قد کشیده و سفید و ناز ایستاده بود یهو رفتم پشت مبل و‌نشستم و‌پاهام دیگه نای نداشت از خجالت ایست کنه نگاهی به رویا کردم که بگم این دیگه کیه گفت راحت باش از خودمونه هنوز منگ اتفاق افتاده بودم رویا اومد کنارم گفت این مرضیه دختر خالمه نگفتم چند روزه اومده خونمون آوردمش تنها نباشم ، هنوز منگ بودم نمیفهمیدم چی داره میگه فقط خواستم برم سمت شلوارم رویا گفت خره با توام اونم اهل حاله نگاهی به مرضی کرد و‌گفت راحت باش این آقا مهدی مون یکم خجالتیه سعی کن باهاش راحت باشی تا خجالتش بریزه و‌بلند شد از کنارم و رفت تاپ و ساپورتش رو‌درآورد و شد با شورت و‌کورست به مرضی گفت راحت باش و مرضی هم مانتو بادمجونی رنگش رو‌ درآورد و زیرش یک تاپ پوشیده بود و شلوار کتان به رویا گفت دسشویی کجاست بهش نشون دادو‌رفت به رویا گفتم دختر خالت رو‌چرا آوردی نمیگی خجالت میکشم بهم گفت خودش قبول کرد بیاد یک چی بهت نگفته بودم من و مرضیه خونه تنها که میشدیم با هم عشق بازی میکنیم خوراک مرضی از من بیشتره شهوتی به تمام عیار الانم رفت دسشویی که میدونم مبخواست من و تو با هم تنها باشیم که بهت بفهمونم مرضیه کیه کس مث مرضیه کم پیدا میشه یکم راحت شدم ولی خوب من فکرش رو‌نمیکردم امشب بتونم دو‌تا کوس داشته باشم بهش گفتم عجب سوپرایزی فقط یکچی بهت بگم ، امشب تموم میشه ولی هیچوقت نمیخوام تو ازم دور شی ، خنده ای کرد و‌گفت خیالت راحت من میشم تا آخر عمر وبال گردنت خوب شد، صدای باز شدن در و‌بعد از یکی دقیقه بعد مرضی با چهره ای متفاوت اومد موهای فر بلند لخت لخت بدون شورت و‌کورست کنارم ایستاد سلام کرد و‌گفت خوبید؟ گفتم با دیدن شما نه بخدا شما فرشته اید ؟ چی هستید کوسش رو‌آورد جلوم و گفت بخورش تا بهت بگم ، کوسش اونقدر ناز بود همونطور که نشسته بودم زبونم رو بهش نزدیک کردم وای دیوانه شدم رویا هم‌کورستش رو درآوردو اومد سمت من ، من با دستم باسن مرضی رو‌گرفتم و بخودم نزدیکتر کردم و از پایین به چهره زیباش نگاه میکردم که چشاش رو بسته بود و داشت شروع یک شب رویایی رو‌مث من آغاز میکرد رویا هم اومد زیر پامرضی و شورتم رو‌در آورد و‌کیرم رو گذاشت تو دهنش و‌ من رو دیوانه تر میکرد با یک دستم موهای رویا رو‌نوازش میدادم و سرش رو به کیرم فشار دادم که کیرم تا دسته رفت تو‌حلقش یک اوقی زد و گفت کس کش نزدیک بود خفم کنی و خنده ای کردم و گفتم خیالت راحت تا صبح کیرم برا تو‌فقط یکم انرژی بگیریم و مرضیه رو‌ راهنماییش کردم کنارم بشینه و‌رویا سمت دیگم سینی قهوه رو گذاشتم روبرو‌ با دو‌تا کیک ریز کرده به رویا گفتم شورتت هم‌ درآر که بعد وقت نداریم که خنده شون بلند شد و پشتش رو‌بمن کرد و شورتش رو‌درآورد و کونش رو بصورتم مالید و‌منم کشیدمش سمت خودم و‌نشونمش رو‌کیرم و سینه هاش رو‌چنگ زدم گفتم دختره هوس باز ابنهمه گاییدمت سیر نشدی؟ با خنده گفت سیر که نشدم یکی دیگه هم آوردم که سیرمون کنی منم گفتم خدا بدادم برسه این کمرم چند کش آب داره مگه مرضی هم فنجون قهوه رو‌ گذاشت رو‌میز و اونم نشست رو‌پام و سینه به سینه رویا و سینه هاش رو میمالید با سینه ش منم دیدم این دخترا الان آتیششون زیاده پس بریم سر اصل مطلب گفتم بریم رو‌تخت راحت تریم یک قلپ قهوه خوردم و‌اونا رفتن سمت ‌اتاق وصال عصری مون ، منم رفتم یک قرص تاخیری انداختم بالا استکانا رو برداشتم بردم آشپزخونه و‌یک‌کوچو دسشویی شاش کردم اومدم ببینم در چه اوضاعی هستن، ناکسا انگار کارشون همش همین بوده 69 شده بودن و‌کوس همو میخوردن و مرضیه پایین بود و رویا بالاش افتاده بود منم هنوز قرصه اثر نکرده بود ایستادم و‌نگاشون میکردم مرضیه معلوم بود خیلی شهوتش بالا بود همش ناله میکرد و‌میگفت بخورش رویا بخورش که مردم از بی کیری، کیر میخوام مرضیه از رویا بخاطر سفید پوستیش خوشگل تر بود ولی چون عاشق رویا شده بودم زیبایی رویا بیشتر برام جلوه میداد دیگه طاقت نیاوردم اثر قرص هم داشت کم کم به کیرم سرایت میکرد رفتم سمتشون و اول کوس و‌کون رویا که سمتم بود رو هدف قرار دادم واقعا کوس تپلش یه چیز دیگه بود از عقب کمرش رو‌چسبیدم و زبون مرضیه که داشت کوس رویا رو‌زبون میزد با دیدن کیرم شروع کرد به زبون زدن و ساک زدن و‌منم یک ضرب فرو‌کردم داخل کوس رویا یک صدای آه ازش در اومد منم سینه های رویا رو‌چسبیدم و بعد سینه های مرضی رو‌مالیدم هر تلمبه من در کوس رویا کیرم با زبون مرضیه تماس پیدا میکرد وومرضیه گفت منم کیر میخوام میخوام از زیر رویا بیرون اومد و‌اومد روی رویا و‌کسش رو سمت من قرار داد جلوی صورتم و کونش رو بلند میکرد که زبون بزنم و‌منم با زبونم کوس نازش رو زبون میزدم و‌عین بستنی لیسکی خودش رو‌بالا پایین میکرد و‌زبونم کوسش رو‌ میک میزد دیگه گفتم از مرضیه هم کام بگیرم کیرم رو‌کشیدم بیرون و‌میزون کردم سمت کوس مرضی و خودش پر از آتیش بود تا احساس کرد سر کیرم به ک‌وسش خورده با یک حرکت کوسش رو به سمت کیرم هول داد تا ته رفت داخل کوسش یک صدای ناله ی دوست داشتنی ازش پدیدار شد و‌منم کمر رو کشیدم‌سمت خودم و‌ تند تند تلمبه میزدم رویا از زیر مرضی خودش رو چرخوند و‌گفت بگذار تو‌کوسم و منم در همون حال مرضی رو‌چرخوندمش سمت خودم پاهای رویا رو‌باز کردم و‌کیرم رو‌گذاشتم تو‌کوسش و مرضیه کوسش رو‌میزان کرد جلو‌دهان رویا و بالا پایین میکرد و‌منم ازش لب میگرفتم چه طعم عسلی داشت واقعا برام رویایی بود که دو‌تا کوس زیبا بدون هیچ دردسری الان کوساشون رو‌داشتم میگاییدم در حال لب گرفتن با مرضی بودم که دیدم رویا داره جیغاش و‌ناله هاش شدیدتر میشه و انگار داشت ارگاسم میشد منم شدتم رو بیشتر کردم و تا ته فرو‌میکردم تو‌کوسش مرضی وقتی دید رویا داره کارش ساخته میشه از روش بلند شد و‌کنارش اومد و بصورت داگی کونش رو‌بسمت من کرد تا ترتیبش رو بدم ، دست به سمت باسن نرم و نازش میکردم و دیگه آب رویا اومد و‌ارگاسم شد و‌آش و لاش افتاد منم رفتم سراغ مرضی که با عشوه باسنش رو به پهلوهام میمالید اول دستی به کوس نازش کشیدم و انگشتم رفت داخل کوسش و با یک حرکت کیر کلفتم بعد مالیدن به لبه های کوسش صاف رفت داخلش وای که چقدر برام دلنشین بود تنگ بود و دل نشین انگار از داخل کوسش عضلات کیرم رو میکشید سرش بالابود و با هر تلمبه من صدای ناله اش میومد و‌گاهی من رو‌نگاه میکرد و چشمکی بهم میزد و منم با چشمک جوابش رو‌میدادم رویا بلند شد و از اتاق رفت بیرون ، مرضی رو‌برگردوندم و‌پاش رو‌ انداختم رو دوشم و بوسی ازپاهای نازش گرفتم و ادامه کار ، سینه هاش به بزرگی سینه های رویا نبود ولی قشنگ و‌خوش فرم بود و با حرکتهای من به بالا پایین میرفت منم صورتم رو به سینه هاش رسوندم و نوکش رو‌میک میزدم دو‌دقیقه ای بر این منوال مشغول بودیم که احساس کردم کیرم داره بهوش میاد و مرضی هم داره ناله هاش بیشتر میشه و و جیغ بلند کشید و‌شل شد و منم تند تند تلمبه زدم تا آبم به سر کیرم رسید درش آوردم آبم با فشار ریخت رو‌شکم و نافش و یکم هم کنار لبش که مرضی با زبونش خوردش واقعا کوس تنگ و نازی داشت مونده بودم چند کش دیگه میتونم این کوسهای توپ رو بگام بلند شدم کیرم رو یا دستمال تمیز کردم و دستمال دادم به مرضی و اومدم بیرون رویا داشت داخل آشپزخونه قهوه میریخت و تا من رو دید گفت کارش رو ساختی؟ دیدی من چیز بد برات نمیارم منم گفتم تو یک چیز دیگه ای عزیزم از پشت بهش چسبیدمش و کیرم رو‌لا کونش گذاشتم و سینه هاش رو‌مالیدم گفت فعلا بیا قهوه رو ببر تا صبح کوس و‌کون ما رو‌پاره نکنی صلوات
    مرضی اومد ما رو در این حالت دید گفت به به چه خبره عاشق و‌معشوق !


    رویا با خنده گفت فعلا عاشق و‌معشوق شمایید که نیومده ترتیب همو‌دادبد بیا این سینی رو ببر تا این کس کش ببینم چی میخواد منم گفتم کوس و‌کونت رو‌میخوام عزیزم رویا هم گفت کجایی پس الان کس ننم رو‌که نمیزدی کس من بود دیگه چرخوندش یک لب ازش گرفتم و با هم اومدیم رو‌مبل که قهوه بخوریم منم وسایل شام رو‌آماده کردم که گشنه نمونیم و اومدم پیش فرشته ها که داشتن شو نگاه میکردن گفتم قهو‌ه خوردیدبرید حمام تا منم بیام و رفتم از ساکم دو تا‌حوله برداشتم دادم بهشون و نشستم کنارشون و چند تا حرف سکسی زدیم و‌قهوه ام رو‌خوردم و‌گفتم اگه فیلم سوپر اهلش هستید بگذارم اوناهم موافق بودن و‌فلش گذاشتم و شروع کردیم به نگاه کردنش یک مرد کیر کلفت افتاده بود روی یک خانم و داشت. مگائیدش مرده عجب کیری داشت زنه داشت ساک میزد تا نصفه کیر مرده رو‌فرو‌میکرد تو‌دهنش مرضی گفت من از این کیرا دوست دارم بزنه پاره پوره کنه منم گفتم کلفت درد داره اذیت نمیشی؟ گفت اتفاقا هر چی کلفت تر باشه به ما زنا بیشتر حال میده و‌کوسمون رو بیشتر تحریک میکنه شما که فقط فرو‌میکنید منم گفتم ما هم همینیم ما باز کوس تنگ بیشتر دوس دارم که کیرمون سخت توش بره و بیرون بیاد عین کون ، مرضی گفت کون که نگو حاضر تا صبح به صد نفر کوس بدم ولی کون ندم ، خنده ای کردم ‌ همینطور که فیلم سوپر نگاه میکردیم که دو‌مرد داشتن کوس دو‌تا زن رو‌میگذاشتن بهش گفتم یکبار بهم کون بدی عاشق. میشی و‌میگی فقط کون نگاهی بهم کرد و‌گفت به همین خیال باش کیرم داشت تحریک میشد و داشت سیخ میشدگفتم اگه هستی بیا گفت هستم و اومد تو بغلم صاف نشست رو‌کیرم و لاش باز بود رفت توی کوسش رو‌مبل بالا پایین میکرد رویا گفت پس شما تا حال میکنید برم شام رو‌آماده کنم کوس مرضی تمومی نداشت هر کی میگائیدمش پر اشتها تر میشد و‌رو‌کاناپه دراز کشیدم و‌ اونم همین که کیرم سیخ شده بود بیشتر بهش حال میداد از عصری سه بار آبم آمده بود و میخواستم تا حد آخر تا صبح فقط این دو‌تا فرشته رو بگام سینه های نازش بالا پایین میرفت و‌من از دیدنش لذت میبردم و‌درازش دادم و‌افتادم به کوس خوری چقدر بهم دلچسب بود و‌خوردمش و‌زبون میزدن داخل کوسش که دیوونه شده بود خوردم و‌خوردم تا لرزید و بیهوش افتاد رو‌مبل و‌منم افتادم روش کیرم از بس به کوسش شلاق خورده بود بیضه هام دیگه حس نداشت و قرمز شده بودن لای پای مرضی رو‌وا کردم و‌کیرم رو‌فرو‌کردم توی کوس نازش و‌ دو‌دقیقه ای راحت تلمبه زدم و‌آبم داشت میومد گفت میخوریش گفت آره و اومد ساک زد و‌کیر کلفتم رو داخل دهانش فرو‌کرد سی ثانیه نشد پمپ کیرم آبم رو‌پمپاز کرد داخل دهان مرضی و‌ اونم تا تهش خوردش چقدر حال داد یکی بیاد تا ته آبت رو بخوره دیگه داشتم ولو میشدم از خستگی دستش رو‌گرفتم بردم سمت حمام و داخل حمام فقط بغل کردیم همو‌و لب میگرفتیم چه دختر رلکسی بود خیلی خوب باهام اوکی شد و‌ ازپشت بغلش کردم و‌گفتم کونت امشب مال منه خنده ای کرد و‌گفت خیلی پر رویی کونش از پشت واقعا دیوانه کننده بود از همه بیشتر میخواستم ترتیب کونش رو‌بدم که معتقدم اونی که میگه کون نمیدم رو بهتر میشه کرد دست پخت رویا واقعا خوردنی بود چقدر خندیدیم موقع خوردن شام سس میمالیدم به سینه های رویا و‌مرضیه و‌با سوسیس میخوردم تا ساعت یازده دیگه نشستیم پاسور بازی کردیم و‌حالمون جا اومد و‌چیپس و‌پفک خوردیم و‌منم یک قرص تاخیری انداختم بالا تا نیم ساعتی که بخواد حالم رو‌ جا بیاره و‌وازلین و‌کاندوم‌همه چی محیا کردم برا یک شب تکرار نشدنی ماهواره موزیک تند رقص گذاشته بود و گفتم برقصیم ؟ و شروع کردم به رقصیدن رویا بشکن میزد و‌دستش رو‌گرفتم و‌آوردمش وسط دختر سکسی و‌کاملا لخت داشت قر کمر میداد و‌مرضیه رو‌هم بلند کردم و سه نفری شروع برقصیدن کردیم منم کمابیش بهشون میچسبیدم و زمانی که کونشون سمت من بود کیرم رو‌از پشت به کونشون میچسبوندم و‌و‌سینه هاشون رو‌ میمالیدم ده پانزده دقیقه ای رقصیدیم و‌گرم شدیم کیرم تازه داشت بی حس میشد و‌سیخ شده بود و میدونستم با اون آتیش زیادم بتونم دو بارم آبم رو بیارم کار شاقی کردم پس باید مراعات میکردم رویا رو‌چشمک زدم و رفتم رو تخت گوشیم ساعت نزدیکای ۱۱ بود رویا اومد سمتم و‌کنارم به تخت تکیه داد بهم گفت خوش میگذره؟ گفتم تو‌پیشم باشی عالیه خنده ای کرد و گفت نه اینکه نبودم و کوس مرضی رو‌پاره نکردی خنده ای کردم و دستی به کوسش زدم و‌گفتم اون آتیشش زیاده من چکار کنم کیرم میمیره برا کوس بازی ، نکردم خو حالا که افتاده تو باغ هلو‌میگه نخوردم ظلم میشه رویا گفت آره تو راست میگی مرضی هم اومد و‌کنار اون سمت دراز کشید و با گوشیش یکم ور رفت تو اینستا و‌چند تا لایک و گفت چه خبرا پرستوهای عاشق خلوت کردید ورق پاسور رو‌آوردم رو‌تخت و بازی کردیم شرطی هر کی برد هر چی خواست باید انجام بدن بازی هفت خبیص یک شرطایی میگذاشتن عجیب غریب که باید انجام داد مث شنا وقتی یکی روش باشه و کم کم سکسی شد گاز گرفتن کوس و کیر و اینحرفا که آخرش من بردم و خواستم جر زنی کنم گفتم میخوام کون جفتتون رو‌ بگام و‌اونام اول قبول نکردن ولی چون عصری کون رویا رو‌گذاشته بودم بهش چشمکی زدم که اول تو عشوه بیا و‌کونت بگذارم تا مرضی هم راضی شه دیگه ، تکیه دادم به تخت و‌ با کیرم ور میرفتم تا دخترا رو‌ حشری کنم امدن کنارم و دست بردم به کمرشون و بغلشون کردن رویا کوسش رو آورد سمت من و رفت سراغ ساک زدن و من مثل همیشه از خوردن کوس تپلش به وجد میومدم خیلی خوب شروع کردم به خوردن کوسش و زبون زدن به سوراخ کونش مرضی هم اومد پایین و‌احساس میکردم دونفری افتادن به جان کیرم و‌تخمام و‌مشغول بودن با پام کوس مرضی رو‌میمالیدم و‌انگار خوشش اومده بود و‌خودش هم مالشش میداد یکم که گرم شدم کمرم رو از تخت بلند کردم و رویا جلو کشیدم و از پشت بغلش کردم سینه هاش رو‌میمالیدم و‌خودش رو‌آماده کرد برای سپری کردن شبی رویایی کوسش رو بالا انداخت و‌منم با قدرت کیرم رو سر دادم داخل کوسش اوف که چقدر بهم چسبید عین عصری رفت داخل کوره نمیدونم چه لذتی داره گائیدن وقتی که کوس رویا رو‌بلند کردم و‌کیرم رفت داخلش شاید میتونم بهترین لحظه عمرم بودم با اون‌کون‌گندش با ناله ای از عشوه ، خودش رو بهم چسبوند و‌مرضی هم اومد پشتم و سینه هاش رو‌به پشتم میمالید و‌منم چون فقطیک‌کیر داشتم باید دیگری رو‌ رزرو‌میکردم تا بوقتش خدمت مرضی هم برسم مرضی یکم خودش رو‌بلند کرد بصورت چهار دست و‌پا و‌منم از پشت سینه هاش رو‌میمالیدم با دستم صورت مرضی رو بسمت خودم گرفتم و‌لب جانانه ای ازش گرفتم و و روانش کردم رو‌تخت دراز بکشه همونطور که تلمبه میزدم رویا رو‌روی مرضی گذاشتم و اونا رو بروی هم سینه به سینه و شروع کردن به لب گرفتن و‌کیرم رو‌درآوردم و‌میزانش کردم برا کوسی مرضی که هنوز تشنه گاییدنشم رفتن کیرم داخل کوسش همزبان با ناله عشوه آمیز مرضی بود ناکس سه بار من گائیدمش هنوز کوسش تنگ بود انگار آکبند بود کون رویا جلو‌صورتم بود و سعی میکرد همونطور که داره با مرضی لب بازی میکنه منم کوس و‌کونش رو لیس بزنم کونش که دیگه خیس و لیز شده بود و منم در حال تلمبه زدن یک دونه کاندوم گرفتم برا فتح کردن کون رویا کیرم رو از کوس مرضی بیرون کشیدم و‌کاندوم رو غلاف کردم و کون رویا رو‌میزان کردم و‌یواش سرش رو‌وارد کونش کردم یه جیغ و‌درش آوردم و یکم وازلین کنار بالش مالیدم به سر کیرم و‌ یواش کیرم رو‌وارد کونش کردم یواش یواش تلمبه میزدم و‌‌‌سینه های آویزون رویا رو‌فشار میدادم مرضی وقتی دید دارم کون رویا میگذارم و‌اونم داره جیغ و‌ناله همراه با لذت میبره هوس کرد منم از خدا خواسته گفتم عزیزم نوبت تو‌هم‌میشه نخواستم دیگری رو‌منتظر بگذارم کیرم رو بیرون کشیدم و‌کاندوم رو‌بیرون کشیدم و‌باز رفت داخل کوس مرضی رویا برگشت به کمر دراز کشید و‌منم افتادم رو شکم‌مرضیه حالا نگا کی بگا شدت تلمبه زدنم برا کوس تنگ مرضیه کیرم به نهایت شقیش رسیده بود و‌انگار ته کوس مرضی رو‌ احساس میکرد و‌ چه لذتی میبرد خود مرضی انگار بهترین لذتش رو‌میبرد چقدر ناله میکرد منم دیوانه وار به کوسش فشار میاوردم و‌سینه ها و لبش رو‌میک‌میزدم کونش رو‌ضربه زدم و‌گفتم برگرد وکیرم رو بیرون کشیدم برا کوس رویا که با اون موهای خوش فرمش که ریخته بود رو‌ صورت نازش و‌ گرم‌عشق بازی با من بود کیرم دوباره وارد کوس رویا شد و‌ عین قبل تلمبه های وحشیانه و‌ مالیدن سینه هاش و‌ خوردن لبش و‌ نوک سینه ش سینه های تپلیش اینطرف اونطرف میرفت و‌ حال میکردم که مرضی افتاد روش و‌ کونش اومد جلو صورتم ، اوف که کونی آب از لب و‌لوچم آویزون شد تا خواستم برم سراغ کون مرضی احساس کردم رویا داره ارگاسم‌میشه جیغش شدید تر شد و‌خودش رو به تخت بیشتر فشار میداد منم شدتم رو‌بیشتر کردم و‌کمتر از سی ثانیه جیغ و‌ناله رویا خودش رو به اوج‌رسوند و‌بعد شل شد و‌همونطو‌ر طاق باز خودش رو‌رها کرد مرضی که دید رویا آبش اومده برگشت سمت من و‌منم لب ازش گرفتم گفتم‌حاضری تا کونت رو فتح کنم دیگه گفت به شرطی که یواش فرو‌ کنی گفتم خیالت راحت عشقی خودمم انگار میخوام لذت ببرما گفتم ساک بزن خیس شه اومد پایین و یکم آب دهان ریخت روش و‌زبون زدو گفتم برگرد و زیرش بالش گذاشتم کونش بالا قرار بگیره یک‌انگشت وازلین به سوراخ کونش مالیدم و با انگشتم سوراخ‌کونش رو‌ماساژ میدادم سر کیرم رو‌گذاشتم سر سوراخ‌و یواش فشار دادم یکم درد داشت بیرون کشیدم‌ و‌ دوباره با اون روغن اطراف کیرم رو‌مالیدم و یکم بیشتر فرو‌ بردم به مرضی گفتم درد داری؟ گفت خیلی یکم جلو عقب کردم یهو از پشت نمیدونم چی شد با فشار کیرم رفت داخل کونش تا ته یک صدای درد و‌ناله مرضی و‌افتادم روش دیدم رویا داره میخنده مرضی که متوجه شد رویا از پشت بهم فشار آورده بود به رویا گفت مادر جنده کونم پاره شد منم در همون‌حالت گذاشتم یکم کونش جا باز کنه و مرضی گفت بکشش بیرون که مردم منم گفتم دیگه تموم شد الان آروم‌میشی مرضی به رویا اخمی کرد و‌گفت یکجوری پارت کنم تا دو‌روز دولا دولا راه بری انگار دردش کم شده بود یواش یواش تلمبه میزدم و با دستام سینه ها و‌کوسش رو‌میمالیدم تا از درد کونش کاسته شه کم کم صداش به لذت تبدیل شد و‌فکر میکردم خوشش اومده رویا کوسش رو آورد جلو‌دهان مرضی و گفت بخورش تا شیرینه ،،

    واقعا کون‌ زیبا و‌ خوش فرمی داشت و‌ تصور کردن این کون برام غیر ممکن بود که شد بدن کشیده مرضی واقعا دوست داشتنی بود دراز کشیدم و مرضی رو گذاشتم روم و با دستمال کیرم رو‌تمیز کردم البته رعایت کرد که کیرم کثیف نباشه بعد کاندوم کشیدم رو‌و هدایتش کردم رو‌کیرم بشینه واقعا خودش استایی بود بعد موهاش رو‌به عقب هدایت کرد و‌کیرم رو‌گرفت جلو‌کوسش و‌آروم با صدای ناله هدایتش کرد که کیرم راحت بره داخلش وای که چه دوست داشتنی باز حالت مورد علاقم و‌قلمبه هاش افتاد روم‌و‌با شدت تمام شروع به عشق بازی وجلو عقب تا عرق از همه جا مون دیگه آویزون شده بود چه کمر سفتی داشت که به راحتی ارگاسم نمیشد دو‌دقیقه ای بر این منوال تلمبه میزدم تا مرضی به درجه اوج نزدیک شد منم خیالم راحت بود که کاندوم زدم شدتم رو بیشتر کردم و‌ مرضیه هم با دهان باز و‌ نالش فهموند داره میشه منم همونطور با شدن تلمبه میزدم که افتاد رو‌تنم‌ و‌ منم ازش لب میگرفتم

    دیگه آب منم داشت میومد و‌دوست داشتم هر دومون با هم بیاد فشارهای من با کوس مرضی بیشتر شد و‌تمام قدرتم رو برا اوج لذتش استفاده میکردم که لرزشی بهش دست داد و‌ارگاسم شد و‌منم سه چهار تا تلمبه دیگه زدم آبم داخل کوسش تخلیه شد البته داخل کاندوم وای که چه حالی داد تازه بخودمون آمدیم و‌چند تا لب از مرضی گرفتم و‌مرضی کنارم دراز کشید که دیدم رویا ازمون فیلم ‌گرفته بود مرضی با اون حالش به رویا گفت مادر حنده خیلی بیشعری آدم از دخترخالش فیلم میگیره؟؟؟ رویا گفت گرفتم تا بهت نشون بدم چقدر حشری هستی و‌اطرافت رو‌نمیبینی مرضی با بی حالی گفت خیلی بهم حال داد کیر مهدی واقعا دست اوله هم‌کلفت هم دیر آبش میاد رویا رفت از یخچال آب پرتقال آورد و‌برامون‌داخل لیوان ریخت و‌بعدش گفت من که دیگه کوس و‌کونم پاره شد امشب مزاحمم نشید که بعد حموم‌میخوام بخوابم مرضی لیوان آب پرتقالش رو‌گرفت دو‌ قلوپ نوشید و‌گفت ما که پاره شدیم مهدی پوست کیرش قرمز شده بعید میبینم تا دو روز بتونه درست راه بره خنده ای کردیم و‌گفتم کیر من توان شما رو‌داره نگران نباشید تا یک‌کش دیگه میشه ولی بایست بریم حموم یک دوشی بگیریم تا صبح که الوداع رو‌خوندیم یک راه دیگه میشه رفت حمام سه نفره رفتیم و بر خلاف دو‌ حموم قبل یکم همدیگه رو‌مالیدیم ولی چون جاش سخت بود فقط به شستن هم رضایت دادیم و خودمون رو‌خشک کردیم و همون طور خوابیدیم ساعت هفت طبق عادت از خواب بیدار شدم با صدای زنگ‌موبایل دو‌تا فرشته لخت کنارم خواب بودن منم رفتم سراغ شستن ظروف دیشب و‌نظافت تا رویا بیدار شد و اومد پیشم دستاش دور گردنم حلقه زد و لب بهم داد و گفتم صبحونه بخوریم‌و بیریم بیرون گردش تا عصر با هم باشیم رویا گفت باشه عالیه مرضی رو‌بیدارش کنم گفتم بگذار من بیدارش کنم رفتم دیدم به شکم خوابیده و‌رقتم پایینش ازکوسش بوس گرفتم و‌جهتش عوض شد اومدم بالاش کیرم رو‌گذاشتم رو لبش یهو‌ترسید چشاش رو‌وا کن خنده ای کرد و‌کیرم رو‌گاز گرفت وای چی دردی داشت خنده ای کرد و‌گفت عوض اون کونم گذاشتی منم گفتم تقصیر رویا بود من چه گناهی داشتم صبحونه رو زدیم به بدن و‌ همه چی مرتب خوشحال از گذشتن یک شب واقعا رویایی با دو‌تا فرشته زیبا امیدوارانه برا تکرار همچین شبی.......


    نوشته: مهدی

  • 4

  • 4




  • نظرات:
    •   shureshy
    • 3 ماه
      • 0

    • چقد طولانی بوددددددد


    •   sashaarian
    • 3 ماه
      • 0

    • اندر عوارض خوردن زیاد سوسیس :)


    •   وب.گرد
    • 3 ماه
      • 0

    • میگم تو محل شما جنده ها وقتی لخت میشن و میخان بدن تازه سلام میکنن؟!! بلافاصله هم میگن بخورش؟ بچه کدوم محلی داداش؟ بعدشم صدای نالش پدیدار شد؟ پدیداار؟! ال اس دی میزنی که صداها رو میبینی؟ باید بهم بگی بچه کدوم محلی|: آدرس ساقیتم بده (:


    •   royaei
    • 3 ماه
      • 1

    • میگم شما این همه چرندیات چطوری وارد مخیله شما شده ؛ آخه کاه از خودت نیست کمر که از خودته ؛ این چشمه ها ته ندارن ؛ یبار ؛ دو بار ؛ سه بار ؛......؛ تانکر هم بود تموم شده بود ؛ به گنجشک گفتن منار تو اونجات ؛ گفت یه چیزی بگو بگنجه ؛ موفق باشی


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه
      • 0

    • افسوس که آگاهی نداری!؟
      اگه یه ذره برای رشد و کرامت وجودت ارزش قائل بودی این خزعبلات رو تلنبار نمیکردی اینجا.
      پیشرفت اطرافیانت رو ببین از درجا زدن خودت خجالت بکش.
      به خودت نهیب بزن اما اولش باید پیداش کنی.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو