سکس با زندایی جونم

    سلام.
    این خاطره از سال گذشته تا الان ادامه داره که براتون تعریف میکنم.
    اسم من حامد هست 28 ساله مهندس معمارم که دارم ارشد میخونم و زنم فائزه 21 ساله. منو زنم خیلی شهوتی هستیم زنم دوس داره برای پسرای خشگل خود نمایی کنه منم شرایطو براش مهیا میکنم تا غریزه هاشو ارضاء کنه . بدن من گندمی و خیلی مو داره کیرم 11 سانته که رنگش تیرس ولی فائزه زنم بدنش سفید بلوریه نرم و خوش فرم و سکسی. من همیشه دنبال مردا یا پسرای خشکل سفید با ادب و بافرهنگم تا تورشون کنم برا زنم مردایی که زناشونو بدحجاب یا بی حجاب میارن تو جامعه گزینه های خوبی هستن برای خودنمایی زن آدم یا پسرای نوجوون سفید خشکل مودب و مظلوم که کنترل کردنشون راحته از این نظر که برامون دردسر درست نشه.
    تو دانشگاه به درخواست یکی از اساتید برای دانشجوهای کارشناسی معماری کلاس حل تمرین گذاشتم. بین دانشجوهای پسر دانشجوی شهرستانی بود به اسم آرمین که همون جوری بود که من دوس داشتم یعنی سفید یکم بور چهره و هیکل خشگل و خیلی با ادب و درس خون. بعضی وقتا تی شرت آستین کوتاه یا یقه باز میپوشیدکه همه دخترا رو شهوتی میکرد و همه دخترا دنبالش بودن ولی آرمین پا نمیداد. من خیلی دوسش داشتم. بدنش خیلی کم موی نرم ریز داشت که زیبایی بدنشو چند برابر میکرد. اگه بخوام راستشو بگم دوس داشتم آرمین مال منو زنم باشه . موضوع رو با فائزه درمیون گذاشتم فائزه گفت باید آرمینو ببینم تا بتونم تصمیم بگیرم. تو یکی از کلاسام به زنم گفتم بیاد تا آرمینو ببینه فائزه اومد از وقتی آرمینو نشونش دادم یه لحظه نگاهشو ازش بر نداشت وسطای کلاس بود که اسمس داد این پسره عجب هلوییه جون فائزه برام جورش کن.
    دیگه روز به روز من با آرمین صمیمی تر شدم تا جایی که دعوتش کردم بیاد خونه ما مهمونی زنم گفت جلوی آرمین تو اولین دیدارمون چی بپوشم بهش گفتم چون بدنت سفیده یه تاپ بندی و شلوارک ساپورتی قرمز داشت که خیلی جذاب و سکسیش میکرد قرار شد اونارو بپوشه
    منو آرمین از دانشگاه به طرف خونه راه افتادیم تو راه با آرمین در مورد علاقم بهش و اعتمادم نسبت به اون و نوع پوشش زنم پیشش صحبت کردم که آرمین گفت ما خانوادگی فرهنگ آزادی رو داریم و فیلم عروسی خواهرشو نشونم داد که مختلط بود و همه ی زنا با چه لباسای باز و سکسی بودن بعدش خواهرا و مادرش و زن داداششو تو فیلم نشونم داد و معرفی کرد. با این کارش خیالم راحت شد. وقتی رسیدیم خونه من زنگ زدم فائزه با همون لباسا با یه آرایش ملایم اومد درو باز کرد آرمین سلام کرد و فائزه جواب داد و دستشو آورد جلو تا آرمین باهاش دست بده که داد. من با دیدن دست سفید زنم تو دست سفید و نرم آمین خیلی حال کردم. آرمین اولش خیلی عادی به زنم نگاه میکرد و این منو خوشحال چون از آدما هیز خیلی بدم میاد یقه تاپ زنم اقدر باز بود که لبه کرستش بالاتر از لبه تاپش بودو سینه سفید وتوپر فائزه تو اون تاپ قرمز بدجور خودنمایی میکرد. فائزه زیر ساپورتش شورت نپوشیده بود همین باعث میشد آله های کونش موقع راه رفتن و برجستگی کسش که راحت دیده میشد و اینکه آرمین دوس داشتنی من زیبایی های زنمو داره میبینمه بدجور منو حشری میکرد. فائزه رفت تو آشپزخونه و منو صدا کرد که برم شربتو ازش بگیرم و اونم دیس میوه رو بیاره وقتی رفتم تو آشپزخونه فائزه پرید تو بغلم و گفت حامد عاشقتم انگار دارم رو ابرا راه میرم باهر نگاهی این پسر خشگل بهم میکنه من خیلی لذت میبرم تو چی منم گفت منم حس تو رو دارم بعد سینی شربتو آوردم و زنم پشت سرم دیس میوه رو . آرمین نشسته بود رو مبل جلوی تی وی من که شربتو تعارف کردم همونجا کنار آرمین نشستم زنم که خم شد تا میوه تعارف کنه چاک سینه قشنگش توجه آرمینو بخودش جلب کرد و آرمین یه نگاه به صورت فائزه یه نگاه به پستوناش میکرد. این صحنه شهوتشو برنگیخت و یه کم راست کرد که با بالا اومدن شلوارش همه فهمیدیم فائزه یه نگاه به آرمین کرد و لبخند رضایتو از شق کردنش زد. یه مقدار که از صحبتامون گذشته بود یهو فائزه یه سیب از دستش انداخت و افتاد و رفت زیر همون مبلی که جلوی ما روش نشسته بود بلندشد و پشتشو کرد به ما و رو زمین زانو زد برا اینکه زیر مبلو ببینه خیلی ماهرانه قمبل کرد و دنبال سیبه میگشت تو این فاصله هم من هم آرمین راست کردیم چون ساپورت فائزه خیلی تنگ بود و فاق کوتاه از طرفی زیر ساپورت شورت نپوشیده بود تو این حالت ساپورت اومده بود پایین و قسمت بالای کون زنم با اون چاک قشنگش کاملا تو دید ما بود از طرفی فائزه موقع قمبل کردن پاشو از هم باز کرد که هم حجم کونش هم کسش که از پشت به راحتی دیده میشد آرمین با دیدن این صحنه کامل راست کرد و منم با دیدن این صحنه که پسرک دوس داشتنی من داره اندام زیبای زنمو میبینه و شهوتی شده راست کرده و از طرفی فائزه هم از اینکه آرمین داره اندامشو میبینه و توجهش ، جلب اندامش شده به قدری حال کرده بود که خودشو یه کم خیس کرده بود. فائزه بعد از برداشتن سیب بلند شد از آرمین عذر خواهی کرد بخاطر اینکه پشت شو بما کرده بود و رفت تو آشپزخونه تا هم سیبو بشوره هم به غذا سر بزنه البته غذارو از قبل آماده کرده بود تا گیر غذا نباشه و کامل به حال کردنش برسه . از تو آشپزخونه منو صدا کرد رفتم پیشش گفت حامدجونم خیس خیسم بریم تو اتاق منو بکن دیگه طاقت ندارم منم که دیدم آرمین شهوتی شده به فائزه گفت دوس داری با آرمین حال کنی زنم گفت من از خدامه ولی تو باید اجازه بدی منم بهش گفتم منم خیلی دوس دارم همچین پسری جلوی خودم زنمو بکنه . واقعا دوس داشتم چون آرمین خیلی خشگل و دوس داشتنی بود. زنم گفت چجوری راضیش کنیم بهش گفتم اونش با من . من برات جورش میکنم. بعدش با هم اومدیم بیرون من به فائزه گفتم برو تو اتاق خواب تا بهت بگم و اونم گفت چشمو رفت. من اومدم پیش آرمین یه بوس آبدار بهش کردم هنوز کیرش نخوابیده بودبهش گفتم ببین آرمین من اهل کلک و دودوزه بازی نیستم مستقیم میرم سر اصل مطلب آرمین گفت چی شده یه کم ترسیده بود بخاطر راست کردنش بهش گفتم تو خیلی خشگلی منم خیلی دوست دارم که تو رو برای بدن نمایی زنم انتخاب کردم ببین فائزه زنم خیلی شهوتیه و منم نمی تونم نیازاشو برطرف کنم فائزه از تو خوشش اومده و میخواد تو نیازاشو برطرف کنی توهم که با دیدن اندامش بدجوری شهوتی شدی و راست کردی پس تو تنها کسی هستی که میتونی زنمو ارضاء کنی آرمین شکه شده بود و هیچی نمیگفت من فائزه رو صدا کردم و اومد پیش ما دل تو دلش نبود بلند شدم و خودم زنمو جلو آرمین لخت لخت کردم و بهش گفت آرمین در اختیار توهست میتونی شروع کنی آرمین محو تماشای بدن قشنگ زنم شده بود چشم ازش بر نمیداشت من روی مبل جلوی اونا نشستم تا از دیدن لذت بردن زنم لذت ببرم فائزه نشست کنار ارمین و شروع کرد به لب گرفتن از لبای قشنگ آرمین. آرمین هم حسابی لبای زنمو میخورد بغلش کرد بعد از لب ، فائزه تی شرت آرمینو دراورد و شروع کرد به خوردن سینه های آرمین بعد آرمین زنمو روبروی من رو مبل خوابوند و شروع کرد به خوردن همه بدن زنم از پستونا گرفته تا شکم زیر بغلاش و کسشو روناش. حسابی زنمو خورد من برای اولین با زنمو تو بغل یه پسر خشگل میدیم و واقعا لذت میبردم بعد فائزه گفت شلوارتو دربیار دیگه طاقت ندارم که آرمین شلوارو شورتشو باهم کشید پایین وای چی میدیدم یه کیر حدود 15 ، 16 سانت سفید کلفت خوشگل موهای بالای کیرش خیلی خشگل بود من که این صحنه رو دیدم دیگه نتونستم طاقت بیارم و رفتم و قبل از زنم شروع کردم به خوردن کیر قشنگ آرمین خیلی حال داد برای اولین بار بود ساک میزدم ولی خیلی خوشمزه بود موهای بالای کیرشو لیس میزدم تخماشو با تمام وجودم میخوردم انقدر بهم حال داد که با ساک زدن کیرش آبم اومد و ریختم تو شلوارم . برگشتم و نشستم سرجام حالا زنم شروع کرد به ساک زدن اونم فقط میخوردو می گفت چه کیر خشگلی داری جونم میخوام تا ته بخورم حدود یه ربعی ساک زد من با دیدن ساک زدن زنم دوباره راست کردم این دفعه لخت شدمو رفتم چندتا کاندوم از تو کشوی اتاق خوابمون آوردم. کیر و اندام من نسبت به آرمین هیچ برتری نداشت. زنمو از رو کیر آرمین بلند کردم و گفتم دیگه وقته کردنه همون طوری که آرمین خوابیده بود کاندومو کشیدم رو کیرشو به زنم گفتم بیا بشین روش اونم سریع پرید روشو کیر آرمین یواش یواش تا ته کرد تو کسش چون کیر من کوچیک و باریک بود زمان برد تا گشاد بشه و شروع کرد به بالا پایین رفتن. زنم انگار تو فضا بود خوابده بود رو آرمین و آرمین هم ازش لب میگرفت صورتشو میخورد یا پستوناشو با دستاش کون زنمو خیلی نرم میمالید .منم داشتم این صحنه رو میدیدم خیلی حال داد بعد پوزیشنو عوض کردیم زنم داگی قمبل کرد و آرمین شروع کرد به تلمبه زدن انقدر محکم میزن که کون زنم مثل ژله تکون میخورد آرمین همین جور میکرد زنم ناله میکرد و میگفت بکن فقط منو بکن عزیزم آه آه و بعد از چند دقیقه با ناله بلند بی حال ولو شد رو فرش فهمیدم ارضاء شده آرمین زنمو برگردوند و بدون اینکه کیرشو بکنه تو کسش فقط خوابید روش و شروع کرد به خوردن صورت و لباش و با دستاش کس زنمو آروم میمالید یه نیم ساعتی ادامه داد تا سکس زنم کامل شد خیلی دقیق عملیات پیش آمیزش و پس آمیزشو برا زنم انجام داد ولی هنوز آب خودش نیومده بود بهش گفتم آب نداری گفت چرا ولی کمرم خیلی سفته خیلی دیر آبم میاد بر خلاف من که تا میکنم تو کس زنم آبم میاد من به آرمین گفتم بخواب تا برات ساک بزنم و خوابید خواستم کاندومو دربیارم که دیدم آب زنم روی کاندومه فهمیدم زنم خیلی حال کرده کاندومو درآوردم و شروع کردم به خوردن کیرش خیلی دوس داشتم کیرشو بخورم بعداز اینکه کیرشو حسابی خوردم آرمین گفت میخوایی باهم گی کنیم گفتم باشه همینجوری که خوابیده بود رفتم روش بدنشو میمالیدم و صورتو لبای خشگلشو میخوردم از اینکه کیرم به کیرش چسبیده بود حال میکردم بهش گفتم برگرد بذارم لا پات برگشت حالا که کونشو به چشم خریداری دیدم فهمیدم عجب کون سفید و نرم و تمیزی داره یه ذره مو های کرکی داشت که خیلی حال میداد آله های کونشو لیس زدم و خوابیدم روش خیلی حال داد یه کم لاپایی زدم که دوباره آبم اومد و محکم بغلش کردمو ریختم لاپاش. تا فردا صبح که با آرمین رفتم دانشگاه 6 بار سه تایی حال کردیم که هر6 بار زم ارضاء شد و آرمین فقط یه بار ارضاء شد و همه آبشو ریخت تو کاندومش. الان حدود یکساله که آرمین از خوابگاه دانشگاه اومده پیش ما و با ما زندگی میکنه البته پدرش کرایه خونشو سرماه به حساب من میریزه. ما برای اینکه کاندومو حذف کنیم و واژن زنم مستقیم کیر آرمینو لمس کنه آرمینو بردیم آزمایش ایدز که جواب منفی بود از اون به بعد آرمین بدون کاندوم زنمو میکنه و چون آرمین فائزه رو کامل ارضاء میکنه زندگی منو فائزه خیلی رویایی شده و زنم منو خیلی بیشتر از قبل دوس داره. منو زنم یکسال رویایی رو گذروندیم
    خیلی ممنون که داستان مانو خوندید لطفا نظراتتون را بما بگید.


    نوشته: فرشاد

  • 5

  • 19




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 1 سال،10 ماه
      • 1

    • اواا تو که اینقدر مشتاق...... خوردنی برای چی رفتی زن گرفتی که حالا در به در براش دنبال بکن بگردی دوما اومد خونت خودتو و زنتو..... درست این چه ربطی به زن داییت داشت!!!


    •   farbod92
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • عنم گرفت


    •   گوزوجان
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • قشنگ معلومه دستت تو شورتت بود داشتی مینوشتی. تا دیدم بی غیرتیه حالم به هم خورد کامل نخوندم.


    •   lovexs
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اخه کونی ننه کص سگی چه بگم من به تو؟خوار کونی


    •   kamranbj
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • کسکش یبارم زن تو بیار بکنمش


    •   rezasex20
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • دروغ بود ولی جالب یود


    •   PayamSE
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اهالی افغانستان ضرب المثلی دارند که میگه؛ کُس رو اگه دست میمون بدی،توش خاک میریزه.زن گرفتنت چی بود آخه.بهتر بود شوهر میکردی به جاش.
      زن دایی جونت کی میاد تو صحنه پس؟اسم داستانت هست سکس با زن دایی جونم.


    •   saman.32
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • معلومه که تو مجردی و اینارو از رو رویا میگی
      کسشعر بود همش


    •   amiramir4444amir
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟فاعل سن بالا از کرج هست؟


    •   Sir.hot7
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • ترویج فرهنگ بی غیرتی ک مردای این سرزمینو بی غیرت کنه حیوونم جفتشو ب کسی نمیده


    •   saeed_hot40
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • ترویج فرهنگ چی؟؟ اون وقت خودت تو پرفایل نوشتی دنبال مفعول و زوج و زن و ... هستی ، ترویج چیو میکنی


    •   Alireza_oa
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • ننویس


    •   cuckmamad
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اولا اسم داستانت به قصه ای که نوشتی هیچ ربطی نداشت, بعدشم وقتی خودت دنبال کیری چرا از زنت مایه میزاری بچه کونی


    •   royatakpar24777
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • واقعا خاک تو ملاجت ینی میرینید تو هرچی غیرته پفیوز قرمساق خوب تو عمرت تو اصلا کس ندیدی خاستی یه داستان دیگ بنویسی ذهن ملجوقت این نوشته (dash)


    •   FOXBAT25
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اولش که اومد حین جق زدن تخیلاتش رو بنویسه داشت بیاد زنداییش میزد خودش هم نفهمید کی کونی و دیوث شد.امان از این صابونای چینی!!!


    •   Pilot.pilot
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • استاد خیلی مشتاقم زیارتت کنم


    •   hhhhm@
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اولا که خالی بندی بود .دوما اینطور که پایان داستانو تعریف کرد بنظر دنبال ی هدفی بود و هدفشم تبلیغ بی غیرتی. دقت کنید جملات آخر داستانو میگه از اون موقعی که ارمین با ما زندگی میکته ما زندگی خوبی داریم و ارمین اومد پیش ما و پدرش کرایه را هر ماه بحساب من میریز. اخه کونی باباش نمیگه این جنده این کونی کی هستند که تو باهاشون زندگی میکنی؟ اوبنی


    •   عاشقجورابنازک
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • حرامزاده کسکش کونی بیغیرت حرمله---خفه شو فقط کووونی


    •   محسن@کیرتیز
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اگه دوست داری زنتوجلوی چشمان بکنن من حاضرم


    •   mr.doom
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • داستان و افسانه توی سایت زیاده. من اهل داستان نیستم. اهل عملم.
      تا اینجام نشون دادم. کسایی که من رو می‌شناسن، می‌دونن در مورد چی صحبت می‌کنم.
      من و دو نفر از عزیزایی که با هم هستیم، اهل لذت بردن‌های متنوع هستیم. هر کس دوس داره مادرش، خواهرش، زنش، دخترش و... به هر ترتیبی توسط غریبه کرده بشه، میتونه با من در تماس باشه. میتونیم سر مسائل مالیش هم با هم کنار بیایم مشکلی نیست.
      دوستانی که تجربه آشنایی با من رو دارن، می‌دونن که کار کاملا حساب شده ست. دوس داشته باشین، میتونین خودتون هم حضور داشته باشین. دوس داشته باشین به شکل خفت گیری انجامش می‌دیم، یا با روش بیهوش کردن که اونموقع خودتون هم می‌تونین باهاش سکس داشته باشین. کاملا بی‌خطر و منصفانه‌ست. نه فیلمی گرفته میشه، نه آتویی. ناموستون هم بعد از این اتفاق سالم و سلامت و بدون جراحت می‌مونه چون دوستان کنترلشون ردست خودشونه و جنون شهوت دیوونه‌شون نمی‌کنه.
      اگر کسی واقعا اهل تجربه‌ی لذت واقعی این تجربه هست، مثل دوستانی که تا امروز افتخار آشناییشون رو داشتیم، پا پیش بذاره.
      من ساکن تهران هستم و وسیله نقلیه و منزل شخصی مطمئنی دارم. اگر کیس مورد نظر جذابیت ویژه‌ای داشته باشه با اومدن به شهرستان هم میتونم کنار بیام و برنامه‌م رو تنظیم می‌کنم. متشکرم! منتظر دیدارتون هستم...


    •   Eshghe.kos
    • 1 سال
      • 0

    • بچه کجایی داداش


    •   marize_zehnet
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • حروم زاده داستانو از یجا دیگه کپی کردی تاپیکشو از یجایی دیگه زندایی و زن باهم در تضادن کصکش


    •   arsalantakta
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • کونی بودن تو و جنده بودن زنت چه ربطی به زنداییت داره اوسکول


    •   inner
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب نوشتی
      حالا چرا خانمتون این همه لباس پوشیده بودساپورت شلوارک و تاپ واقعا معذب نبود
      در نهایت داستان یا وصف حالتون بخوبی و خوشی تموم شد همیشه زندگی شاد همراه با عشق و لذت سکس داشته باشید


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو