سکس با زنم روز تولدش

    1397/12/7

    سلام...پیشاپیش از نگارش ضعیفم عذر میخام اگه بد بود ببخشید. این داستان هم مربوط میشه به 15 بهمن 97.
    من اسمم سعید و 25 سالمه. نمیخام الکی مث بقیه بگم قد 190 و ورزشکاری و از این حرفا ، اما نسبتا خووب. اما خانومم محدثه، دانشجو، قد بلند اما یکم لاغر. پوست سفید و چشم و ابروی مشکی. بگذریم....تقریبا 1 سال از زندگیمون گذشته. اون دانشجو و منم توی یه شهر دیگه و در کل فقط توی تعطیلات یا مناسبت ها پیش هم بودیم. یکی دو روز مونده به تولدش من مرخصی گرفتم برم پیشش. یادم رفت بگم که من پرستار بیمارستان هستم. خلاصه خیلی هیجان داشتم عشقم رو میبینم و ماشین رو چکاب کردم و روز بعد راه افتادم. مسیر یکم زیاد و خسته کننده بود اما بالاخره رسیدم. دقیقا روز تولدش بود و اونم صبح کلاس داشت منم رفتم خونه یکم استراحت کنم. خونه اجاره کرده بودم برای خانومم و چند تا از دوستاش. گفتم به دوستات خبر بدی من میرم خونه. خلاصه رفتم واحد خانومم و تخت خوابیدم تا ظهر. ظهر زنگ زد برنامت چیه بیا دنبالم. منم که تدارک جشن دیده بودم رفتم دنبالش و با دوستاش رفتیم کافی شاپ و یه تولد عاشقانه گرفتم براش. خیلی اونجا احساسی شده بود دل توی دلش نبود اخه برنامه های جالبی پیاده کردم که اینجا بحث رو کوتاه میکنم. عصر هم کلاس داشتن که خانومم قرار شد غیبت کنه اما دوستاش رفتن. ما هم حرکت کردیم سمت خونه. وقتی رسیدیم در رو براش باز کردم گفتم امروز تولدت هستش و باید بهت رسیدگی کنم و اونم کیف میکرد. رفتیم داخل و. وسایل هارو گزاشتیم یه گوشه از یخچال آبمیوه آورد خوردیم بعد من رفتم بغلش نشستم. گفتم خیلی خوشگل شدی عزیزم. اونم گفت برای اقام خوشگل کردم و یکم دلبری کرد و منم از دیر وقت بود رابطه نداشتم و واقعا داشتم دیوونه میشدم. گفتم بریم لباس عوض کنیم و فقط قدم این بود از جاش بلند بشه بعد یهو گرفتمش توی بغلم و گفتم دیگه نمیتونم صبر کنم. آروم آروم قدم زد به عقب و رسید به دیوار. بعدش شروع کردم به خوردن لباش و اونم دستاشو دور کمرم حلقه کرد و با شدت زیاد همراهیم میکرد. منم دستام روی صورتش و با ولع خاصی داشتم شیرینی وجودش رو میخوردم. بعد همونجوری بلندش کردم توی بغلم و راه افتادم سمت تخت خاب. خانومم اخه خیلی سبکه. البته بازم یکم سختم بود. خلاصه به تخت رسیدیم همونجوری گزاشتمش روی تخت و خودم افتادم روش و اینسری لباشو که میخوردم چنگ میزدم به سینه هاش از روی لباس. دست بردم سمت دکمه های لباسش و یواش یواش از بالا شروع کردم به باز کردن و چشام افتاد به تیشرت مشکی که پوشیده بود و مقابل پوست سفیدش واقعا ترکیب خوشگلی شده بود. یه نگاه توی چشاش کردم با خجالت گفت این هم مخصوص تویه ، خوشگله؟ گفتم محشره نفسی. خیلی بهت میآد. اونم یه لبخند همراه با ادا برام زد و منم کم کم داشتم هر لحظه داغ و داغ تر میشدم. دستامو از روی تیشرت گزاشتم روی سینه هاش و فشار میدادم. دیگه طاقت نیاوردم زدم بالا و از پشت کورست شو باز کردم چشام افتاد به سینه هاش و گفتم ای جااان چقد دلم تنگ شده براشون. اونم گفت اینا هم دلشون برات تنگ شده و چشاشو از خجالت بست. منم رفتم بالا و در همون حالت دوباره شروع کردم خوردن لباش بعد چند ثانیه یه نگاه به سینه هاش کردم بعد شروع کردم مالوندن سینه هاش. اخ که چه لذتی داشت برام بعد این همه مدت که نسبت به سری های قبلی واقعا دوریمون اینسری زیاد شده بود. اخه بین 2 ترم چون من شهرمون نبودم و ماموریت بودم. خلاصه دیدم نمیشه بلندش کردم مانتو رو دراوردم از تنش بعد تیشرت و کورستش رو هم کندم دوباره دست انداختم روی سینه هاش. سینه هاش اونجوری بزرگ نبود اما گرد و نرم بودن اما این لحظه یکم سفت شده بودن. دستم رو گزاشتم روی یکی از سینه هاش و صورتمو نزدیک کردم و اون یکی رو شروع کردم به خوردن. دیدم یکم بی حال شد و یه آه کوچولو گفت و فهمیدم اونم توی یه حال دیگس. ااومدم پهلوش خوابیدم و خم شدم به طرفش تا اونم دستش آزاد باشه. دوباره شروع کردم اون یکی سینش رو به خوردن که اونم فهمید باید چکار کنه. دستش رو گزاشت روی کیرم و فشار میداد.آروم که دستش رو داشت میبرد توی شلوارم خیلی تحریک شدم و من دیگه متوقف شدم. اخه عاشق اینم وقتی یواش یواش با یکم ناز دستشو میبره توی شلوارم و تا زمان رسیدن دستش به کیرم و برخورد دستش به زیر نافم و بالای کیرم خیلی برام قشنگه. اونم چون میفهمه یکم لفتش میده و مستقیم نمیره سراغ کیرم. همینجوری دو سه بار دستشو تا نزدیک کیرم میبرد و باز میکشید بیرون که دیگه داشتم از حال میرفتم و اینسری کیرم رو گرفت با اون دستای ظریف و قشنگش. اخ که چقد عالی بود برام. بعدش سعی کرد شلوارم رو یکم بده پایین که کمکش کردم و تا زانو دادم پایین. شروع کرد با دستش بالا پایین کردن کیرم و منم داشتم حال میکردم که منم دوباره سینه شو محکم گرفتم فشار دادم بعد دست کشیدم روی شکمش . اون که دست شو برداشت من شروع کردم ماساژ دادن و دست کشیدن بدنش تا رسیدم به شلوارش و دستمو بردم لای پاهاش. خیلی داغ شده بود. دکمه شلوارش رو باز کردم زیپش رو کشیدم و دستمو بردم داخل روی شورتش. یکم مالوندم بعد از پایین دستمو رسوندم به کوسش که دیدم آه چقد خیسه. دستمو کشیدم بیرون و به کمک خودش شلوارش رو از پاش دراوردم. چشمم افتاد به پایین تنش داشتم روانی میشدم. یه شورت مشکی توری پوشیده بود و مثلا با تیشرت و کورستش ست کرده بود. دست کشیدم از روی شورتش و گفتم چرا خیسه؟ با خجالت و خنده گفت از خودت بپرس چکار کردی. منم خندیدم گفتم ای جااان. بعد طاقت نیاوردم و بلندش کردم تا به شکم بخابه. همونجوری که در حالت سجده بود رفتم پشتش و از پشت گرفتمش و کیرم رو چسبوندم به کوسش. بعد آروم شورتش رو دادم پایین و از پشت شروع کردم به خوردن کوسش. اخ که چه مزه خوبی بود با اون خیسی که داشت. دستام روی کونش بود و لوپ های کونش رو فشار میدادم و میخوردم. دیگه نتونستم صبر کنم اونم برام ساک بزنه و یه بالش زیر دستاش گزاشتم و صورتش روی تخت و سینه هاش چسبیده به تخت و کونش قمبل. کیرمو گرفتم با دستام و یکم مالوندم به کوسش و چندتا ضربه آروم زدم به کوسش بعد آروم با دستام دو سه بار زدم به کونش. کونش یکم قرمز شد اخه بدجور حشری شده بودم. کیرمو گزاشتم در کوسش و فشار دادم داخل که آهش بلند شد. دستام از زیر شکمش رو گرفته بودم و آروم عقب جلو میکردم. دیگه سرعتم زیاد شد و سر و صدا زیاد شد بس که با شدت تلمبه میزدم و تخمام به بدنش میخورد. فهمیدم خسته شده منم برای اینکه زود آبم نیاد کشیدم بیرون. به پشت خابید و منم افتادم روش و سینه هاشو گرفتم رفتم سمت لباش و شروع کردم به لب گرفتن و با فشار سینه هاشو فشار میدادم توی دستام. دستمو بردم زیر کمرش و بلندش کردم یکم در حالت نشسته از هم لب گرفتیم و بعد چند دقیقه دوباره به شکم خابوندمش و تخت خابید و منم نشستم روی رون هاش و بالش گزاشتم زیر کونش تا یکم بالا بیاد و بعد خابیدم روش. دستم رو دور گردنش حلقه کردم با این دستم کیرم رو تنظیم کردم در کوسش و دوباره فشار دادم. یکم سخت تر داخل رفت و تماس کمتر بود اما برام جالب بود. من که به حالت نیمه نشسته بودم تقریبا بعد اونم به همون حالت دراومد و زوزنش رو انداخت روی زانوهاش و همون حالتی چند ثانیه کردمش تا اینکه حس کردم آبم نزدیکه. کشیدم بیرون و یکم استراحت دادم به خودمون و به پشت خابید و پاهاش رو خم کرد و زانوهاش توی دستاش بود و منم خودمو جا دادم وسط پاهاش و سرم روی سرش بود و کیرم رو فشار دادم توی کوسش و شروع کردم تلمبه زدن. سرعتم که بالا رفت و منم شروع کردم آه کشیدن که دیدم عشقم صداش رفت بالا و بالا و تا داشت یکم خفیف میلرزید و داشت ارضا میشد که همزمان آب منم داشت میومد و با قدرت هر چه تمام تر تلمبه های اخر رو زدم و همزمان ارضا شدیم و آب منم اومد و خانومم پاهاش از دستاش ول شد و منم در همون حالت که کیرم توی کوسش بود افتادم روش و کیرم یهو زد بیرون و قطرات آبم از لبه های کوسش میچکید بیرون. اومدم بغلش و یکم توی بغلش دراز کشیدم و واقعا بی حال بودم تقریبا یه ربع یا یکی دو دقیقه کمتر اخه طول کشید آبم بیاد. ولی همونجوری بدنش رو ماساژ میدادم دست میکشیدم روی شکمش و سینه هاش و دوباره بوسیدمش و تخت خابیدیم تا شب که هم کلاسی هاش اومدن و فقط یادمه لباس پوشیدم و دوباره خابیدم و خانومم رفت پیش دوستاش و توی اون اطاق کسی نیومد تا شب ساعت 11 که عشقم بیدارم کرد برام شام آورده بود و با هم خوردیم و بعد دوباره تا صبح بغلش کردم سفت، و خابیدیم.
    اینم خاطره من و خانومم روز تولدش، ببخشید اگه غلط املایی داشتم. امیدوارم خوشتون اومده باشه. من زیاد اینجا نمیام اما بعدها ببینم اگه خوشتون اومده بود یه سکس جالب دیگه بنظر خودم از سفرمون به ذهنم رسیده که خیلی جالبه نسبتا. دوستون دارم....خدانگهدارتون.


    نوشته: سعید

  • 9

  • 6




  • نظرات:
    •   ک+ک+ک
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • کوس کش کی میاد سکس بازنشو تعریف کنه سکس هیجان و ترس میخاد که داستانو خوب کنه داستانای (سکس با همسرم)برای بیمارای اسکیزو فرنی تجویز میشه ملت یه زن دارن ده تا معشوقه این کونی میاد چی تعریف میکنه امشب رفتم مراسم کیک ساندیس میدادن به بسیجیه گفتم اجرت با داعش بهش برخورد کوس کشا مگه نمیخاید شهید شید خب شهید شدن شما دست داعشو میبوسه


    •   M.mis.m
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • جقی بی غیرت والا من دوست دخترم ومیگام دلم نمیا د تعریف کنم بعد تو جقی...البته معلومه سنتی زدی یه فیلم سوپرگذاشتی درحال جق یه کس شعرم گفتی


    •   david.69.r
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • اول كرستشو در اوردي بعد مانتو ؟؟؟


    •   kalash
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کجابودی تو عموجانی.۴۰ روش سامورایی گاییدیش که???


    •   مسیحی۰
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • تو یه جقی آسمون جل بی دست پایی که سرت به تنت نمیارزه.
      چون هیچ مرد متأهلی ،حتی دیوس رغبت وعلافه ای به نوشتن سکسهای تکراری زنش نداره.


    •   Eyes.blue
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نمیدونم چیه سکس با همسر میتونه برا بقیه جذاب باشه که بشینن تا آخر بخونن.تازه از زبون کسی که فوت و فن نوشتن هم بلد نیست.اصلا چرا باید کسی از سکسش با همسرش بگه؟تا خط ده هم نتونستم بخونم


    •   Nikis
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • سکس با عشقه خوده ادم یه چیز دیگس باید اینقدر براش بخوری تا همش اون اول ارضا بشه خودت مهم نیستی


    •   shiraz-m-m
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • فقط چند جمله،دوستانه بهت میگم دیگه ننویس اگه میخای بنویسی توی دفترچه خاطراتت بنویس نه اینجا،یه بچه کلاس هفتمی بهتر از تو ی پرستار خالی بند میتونه شرح حال یه روز مدرسه اشو بنویسه،بکجا چنین شتابان!!!کمتر بزن، کمتر بکش،به ما رحم نمیکنی و داستان آبکی برامون مینویسی حداقل به خودت رحم کن


    •   20مهدی20
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیر ظریف تو کونت با این داستان کوسشر


    •   Mohsen9734
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ريدم به اون مملكتي كه تو با اين سوادت شدي پرستار،


    •   JAHAN1400
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • اصلا نگران نشو


      اینایی که اومدن اینجا و بهت فحش دادن با این کارشون دارن خودشونو ارضای روانی میکنن


      اگه یه روز فحش ندن و بدوبیراه نگن شب خوابشون نمی بره
      ممنون از اینکه باعث شدی این دوستان یخورده به آرامش برسن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو