سکس با زنی که نامش را نمیدانم

    سلام به دوستان شهوتی شهوانی
    هومن هستم 27 ساله چند وقت پیش یک پیشنهاد کاری از تهران بهم شد که منم چون پول لازم بودم قبول کردم و رفتم توی شرکت مشغول به کار شدم، روز اول که رفتم دو تا خانم خیلی خوشگل و سکسی بی حجاب با لباس شبیه لباس خونه پشت میز نشسته بودن رفتم و سلام دادم گفتم هومن هستم طراح جدید یکیشون خیلی سنگین جواب داد یکی دیگه کلی تحویل گرفت و تبریک گفت ، متاسفانه من ادم اجتماعی نیستم و خوشم نمیومد بجز با رییس شرکت با کسی بحرفم و گرم بگیرم صبح ساعت هشت میرفتم و سلام میدادم عصر ساعت پنج با یک خداحافظ میزدم بیرون تا یک روز متوجه شدم خانمی که بهم تبریک گفت و خیلی گرم بود زن رییس شرکت بود.
    گذشت تا بعد یک هفته در شرکت که زدم ساعت هشت صبح دیدم دیر باز کردن و یک لحظه سریع در باز شد اما کسی پشت در نبود رفتم داخل دیدم زن رییس شرکت داره با یک شرت و سوتین تند میدوه سمت دفتر و در و سریع بست اما دیر بود من دیدمش کسی هم تو شرکت نبود ، منم با اینکه خیلی شهوتی شده بودم گفتم لابد تو دفتر داره با شوهرش حال میکنه اما این موضوع بد رو مخم رفت و نگاهم به زن رییس شرکت عوض شد هربار از جلو دفترم رد میشد کونش و سینه ها درشتش دید میزدم و یواشکی از رو لباس کیرم فشار میدادم کم کم متوجه نگاهام شد اولش برخوردش سنگین بود اما من جلو نرفتم و فقط نگاهش میکردم اخه پول کارم لازم داشتم و میترسیدم برم جلو با تیپا بندازنم بیرون ، تا اینکه یک روز یکار خیلی بزرگ بهمون خورد و حسابی شلوغ شدیم که دیدم زن رییس شرکت بهم گفت امروز باید بیشتر بمونی منم با اینکه بد خسته بودم قبول کردم ، ساعت پنج شد و بقیه کارمندا تک تک رفتن پی زندگیشون حتی رییس شرکتم رفت فقط من موندم و منشی بد اخلاق و زن رییس
    زن رییس امد اتاقم نشست رو مبل اروم با یک صدا پایین گفت خیلی نگاه نگاه میکنیا ازین رفتار مغرورت بعیده ، گفتم من مغرور نیستم فقط ازینکه با همه بجوشم خوشم نمیاد ، اروم امد کنارم دستش رو پاهام کشید گفت منم عاشق اینجور مردام ،
    عجیب بود برام اخه همه میگفتن اخلاقت گوه ، یک لحظه نگاهش کردم از نزدیک دیدم سینه هاش 85 ، کون متوسط و موهاش واییی ازین مدلا که هر تار موهاش یک رنگه. بدجور شق کردم ، نگاه کیرم که شلوارم قلمبه کرده بود کرد گفت چقدر بی جنبه س خخخ، گفتم لطفا به اقای ... نگید من این پول لازم دارم، گفت ، تو با من باش بیشتر از حقت گیرت میاد منم منظورش فهمیدم بلند شد در اتاق بست تا برگشت لبامون رفت تو هم، وای لباش مزه عسل میداد منم نامزدم تازه ازم جدا شده بود مثل وحشیا لباش لیسیدم ، سینه هاش از رو لباس میمالیدم اونم کیر منو. تا به خودم امدم دیدم سینه ها درشت نازش تو دهنم و دارم میلیس
    م و میک میزنم اونم بلند اه میکشید ، گفتم هیس الا منشی میشنوه ، گفت اون توجیهه بلیس جوووون ، گفتم خیلی حرصی ام سوتینت جر بدم ؟ گفت اخ بده قربون جر دادنت ، سوتینش پارت کردم افتادم بجون سینه هاش چون تو شرکت بودیم و دفعه اول نشد کامل لخت شیم ساپورت و شلوارش داد پایین کیرم و دراورد ساک زد ، مثل جنده ها میلیسید اوف ، خم شد رو مبل گفت بکن کیرت میخوام، گفتم کاندوم ، گفت کاندومم کجا بود بزن توش ، منم یهو تا دسته کیرم جا کردم توش و تلمبه زدم ، بلند اه اه میکرد و کیر میخواست ، تمام لباسم از عرق چسبیده بود به تنم ، بهش گفتم میخوام قبل امدن ابم کونتم بکنم ، گفت جون عزیزم مال خودت فقط کبود نکن شوهرم بفهمه ، منم زدم تو کونش خیلی تنگ نبود معلوم بود زیاد کون داده ، گفت بخواب بیام روت ، با اینکه کف دفتر سرامیک بود اما خوابیدم امد با کون نشست و بالا پایین میکرد ، دیدن سینه هاش که بالا پایین میپرید دیوونم کرد و بعد چند دقیقه ابم خالی کردم تو کونش، تو بغلم غش کرد و چندتا لب ناز گرفتیم ، بعد از اون سه بار دیگه ام شرکت نگهم داشت و سکس کردیم اخر برجم عذرم خواست و هنوز بعد چند ماه حقوقم ندادن ، خخخخ ، فقط دل خوشیم اینه اگه پولم نمیدن اندازه پولم گاییدمش ، خخخ ، فقط افسوسم اینه چرا هیچ وقت اسمش نپرسیدم ، ممنون که خوندین


    نوشته: فرید

  • 2

  • 11




  • نظرات:
    •   oscar_kir_kaj
    • 10 ماه،1 هفته
      • 1

    • عمو کاندومی بیا این کسمغز مفلوک که حتی اسم رییسشو هم نمیدونست بخور


    •   yakamozi
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • احتمالاً اسم شرکته برازرس بوده اسم خانمه هم الکسیسی یا ساشا گری هیمنا


    •   shahx-1
    • 10 ماه،1 هفته
      • 6

    • مثل داستان ختنه دو هفته یکبار اینم باید بخونیم. کونمراد بقچه رو گره میزنه سر چوب میاد تهران از زن رییس, شرکت تا زن صاحب مجتمع تا خانوم دکتر و خانوم مهندس همه صف میکشن بهش بدن!! حرفم بزنم همه میگن نژاد, پرستی!! باشه شماها راست میگین......


    •   توت.فرنگی
    • 10 ماه،1 هفته
      • 3

    • خواب دیدی،خیر باشه


    •   Ateist
    • 10 ماه،1 هفته
      • 1

    • اجرت با اباعبدلله


    •   بچه-ای-خوب
    • 10 ماه،1 هفته
      • 3

    • شاه ایکس جان این داستان ها از آنجایی آب میخوره که یک مشت آدم های درپیتی به امید یک زندگی بهتر میان این تهران بیدرو پیکر اما همون ورودی شهر کونشون میزارند و عقده ای میشند!
      اینجا هم شده جایی برای عقده گشایی این کونی های پلشت.


    •   Samsolosin76
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • دیسلایک سوم


    •   amindada72
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • قسم می خورم دروغ گفتی.اسم و فامیل رییس رو که میدونی.خانمشم‌به همون فامیلی صدا بزن خو


    •   6794
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • کم خیالبافی کن جقی


    •   hogol
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • ننویس بابا کص کش پدر مادر


    •   جان سینا2014
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • 000000000
      9999999
      q1111111
      6666666
      6666666
      77777777
      1111111
      7777777
      66666666
      1111


    •   جان سینا2014
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • 000000000
      9999999
      q1111111
      6666666
      6666666
      77777777
      1111111
      7777777
      66666666
      1111


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو