سکس با زن برادر خانمم

    سلام دوستان اسمم فرزاد این داستانی که میخوام تعریف کنم برا دوسال پیشه که برادر خانمم زن گرفتو ما هم طبق معمول که فامیل شدیم رفت آمد میکردیم یعنی خونه پدرزنش هر از چندگاهی میرفتیم خواهر زنم با من خیلی راحته یه روز به من گفت که پریسا تو گوشیش شماره مشکوک داره شماره ارو از گوشی پریسا ورداشته بود داد به من که آمارشو بگیرم ببینم کیه که فهمیدم قبلا دوست پسر پریسا بوده کار ندارم گذشت تا اینکه من به پریسا زنگ زدم بهش گفتم اینکار درست نیست به زندگیت لطمه میزنی و از این حرفا اونم قسم خورد که مجرد بود باهاش بوده الان کات کرده دیگه باهاش نیست خلاصه منم بهش گفتم نترس من دهنم قرص به کسی نمیگم اونم دیگه تعریف کرد که چه کارایی کرده من یه ذره از خودم گفتم تا اینکه راحت سکسی حرف میزدیم از شوهرش هم خوشش نمیومد اختلاف سنیشون هم ۱۲ سال بود خلاصه نامزد بود ازش قول گرفته بودم که بهم بوس و بغل بده که داد گذشت تا ۵ ماه پیش عروسیشون بود و گذشت ومن باهاش قرار گذاشتم خونه خودش که فقط بوس و بغل داشته باشیم منم رفتم خونه اش همدیگرو بغل کردیم دیگه من طاقت نیاوردم از پشت چسبیدم بهش یکم مالوندم بهش همونجوری بردم اتاق خوابش رو به کمر خوابوندمش خوابیدم روش شلوارشو کشیدم پایین گفت تورو خدا نه حامله میشم بیچاره میشم نمیذاشت بکونمش خ
    لاصه به زور از جلو لاپایی زدم ولی خودش هم شل شده بود برگشت گفت دیگه قرار نمیزارم باهات خلاصه گذشت تا اینکه دوباره هوس پریسا کردم بهش زنگ زدم التماسش کردم دوباره ببینمت قبول نکرد بهش گفت اگه قبول نکنی بیام پیشت خودم میام بالاسرت گفت چجوری گفتم میام دیگه یه جوری .خلاصه کلید یدکیشون دست مادرزنم بود اونو کش رفتم بعد صبح ساعت ۷ آمار گرفتم شوهرش رفت سرکار یواش رفتم درو باز کردم رفتم تو اتاق دیدم خوابه نفس نفس میزدم که یهو بیدار شد گفت چجوری اومدی تو بهش گفتم که خودت خواستی اینجوری بیام کار ندارم آوردمش تو پذیرایی خوابوندمش رو شکم یه ذره از رو شلوار مالوند
    م به شلوارشو کشیدم پایین سر کیرمو گذاشتم لای پاش از زیر دستمو بردم زیر کوسش که کیرمو هدایت کردم تو کوسش ‌...کوسش هم تنگ بود از یه طرف هم استرس نمیداشت کیرم کامل بلند شه ولی بلاخره تو کوسش کردم تلمبه زدم چه حالی داد آبم هم ریختم تو شورتم پا شدم اومدم بیرون ..


    نوشته: فرزاد

  • 1

  • 32




  • نظرات:
    •   امیر25008
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • چ تخماتیک


    •   Aliiisexiiiiii
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • کاش کس نگی


    •   fazi20
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • شخمی


    •   nima.abgh
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • واقعی یا دوروغشو کار ندارم کیری نوشتی


    •   mhrsl
    • 1 سال،7 ماه
      • 2

    • معلومه زود انزالی داری. یعنی به محض تموم شدن جقت داستان رو هم تموم کردی به خاطر همین اینقدر کوتاه و هول هولکی شده


    •   پسربدتهرون
    • 1 سال،7 ماه
      • 1

    • آفرین، به تو میگن یه خوک کثیف


      باید اسکار حرومزادگی رو تا ابد به تو تقدیم کنند


    •   @Mr.King@
    • 1 سال،7 ماه
      • 7

    • جواب بدین بخندیم
      سوال اول فرزاد روزی چندبار گاییده میشه ؟
      سوال دوم فرزاد روزی چند هزاربار جق میزنه ؟
      سوال سوم ایا برادر زن فرزاد فرزادو رو گاییده ؟
      سوال چهارم ایا از کلفتی کیر برادر زن فرزاد فرزاد به این روز افتاده ؟
      سوال پنجم ایا فرزاد مادرش خراب است ؟
      سوال شیشم در رابطه با سوال دوم فرزاد با کدام شرکت قرارداد بسته ؟
      سوال هفتم ایا زن برادر خانوم فرزاد با دیلو فرزاد را میگاید ؟
      سوال هشتم پدر فرزاد در زمان گاییدن مادر فرزاد چرا از کاندم استفاده نکرده که ما شاهد کسشعر گویی فرزاد در اینجا باشیم ؟
      سوال اخر این سوال به صورت کیر اهنی در کس مادر فرزاد گیر کرده تا زمانی که به کیر طلا تبدیل شود ایا بعد از تبدیل ان به طلا مجازیم ان را در کون فرزاد فرو کنیم ؟؟؟


    •   Maryamreza2018
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • میخاستم نظر ندم امار داستان بالا نیاد ولی نمیشه اصلا! رفتم تو کشیدم پایین کردم تو.....


    •   sinema
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • اصلا صحبتی از سایز سینه هاش نشد پس از نظر من داستان خوبی نیست


    •   شاهی12020
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • بدک نبود کاش یکم بیشتر توضیح میدادی


    •   ک+ک+ک
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • ببین داداش به خدا خونه ما کلید نداره از رو دیوار رفت وآمد میکنیم به من کاری نداشته باشد داستانت هم عالی بود خودتم خیلی گلی بچه زیر این داستان پست نذارید نویسندش خطرناکه دمت گرم فرزاد خان انقده خندیدم جیییییییییییییییییییییرلدم


    •   mahhddii
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • تا حالا یه زنو از نزدیک دیدی امدی اینجا ...تلاوت میکنی


    •   مسیحی۰
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • بودنت سنگینی میکنه رو زمین ،باید بری زیرش


    •   Hazhar2424
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • چی بود این؟ چی شد ینی چی آخه?


    •   لیامین
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • گذشت....
      و گذشت،
      باز هم گذشت
      و هم اینک میگذرد...
      نمودی مارو که!


    •   mortezaboll
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • اگه کسی فهمید اسم این نوشته چی بود به ما هم بگه ممنونش میشیم.
      کیییونی واس من شده داستان نویس


    •   adelbozorg
    • 1 سال،7 ماه
      • 2

    • کوس چیزه خوبیه بشرطی که سرجای خودش باشه نه اینکه ببریش توی مغزت یا توی نگارشت


    •   Grifith
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • باور کن نمیخواستم نظر بدم...ینی هیچوقت نظر نمیدم ولی حیفم اومد بهت نگم ک.س ننت...
      ک.س ننت


    •   saman.32
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • ادمای بی شخصیت اینطوری سو استفاده میکنن


    •   arash1986m
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • ریدی


    •   Hooman.esf.60
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • سکس بدون عشق و علاقه و تجاوز اصلا حال نمیکنم
      دیس ۲۶ م


    •   oscar_kir_kaj
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • یه تنه رکورد همه مــادرجــنده ها رو جابجا کردی


    •   jaber226
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • کوس گفتی آی کوس گفتی غنچه بودی شکفتی کیرم تو دهن معلم ادبیات که داستان نویسی یادت داده


    •   Kharad
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • ابشو ریخت تو شرتش یهو از خواب پاشدی


    •   ehsankami
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • معلومه تخیلت خیلی قویه ولی قرصاتو سر وقت بخور


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو