سکس با زن بیوه که فکرش نمیکردم

    سلام به تمامی دوستان این اولین داستانی که دارم مینویسم
    اسم من محمد و 24سالمه و به خاطر ورزش رزمی که به صورت حرفه ای کار میکنم بدن فوق العاده ای دارم و چهره تقریبا جذاب قدم 170وزنم 68 جنوبی هستم ساکن بندرعباس
    داستان ما از انجا شروع شد که اینستاگرام با خانمی اشنا شدم که همشهری خودم بود بعد از چند مدت که لایک ووکامنت زیر پست های هم دیگه میگذاشتیم یک روز امد دایرکتم و باهم شروع به حرف زدن کردیم خیلی خانم مذهبی و مومنی بود
    منم تصمیم خودم گرفتم گفتم باید این به دست بیارم بعد ا چند رو دایرکت باهم چت کردن ازش خواستم که بیاد تلگرام و شماره خودم بهش دادم باهم تلپرام چت کردیم و جوری شد که وابسته خودم کردم تو این مدت چت که باهم میکردیم یکتا خانم مشهد رفته بودن و شمال که واسم عمس میفرستاد و منم با تمام وجود جوابش میدادم تا اینکه یه روز گفت امروز رو اخری که مشهد هستم چی واسط بیارم منم گفتم ی انگشتر بیار ولی چون اصلا اهل این نیستم که نقره یا بدل دستم کنم مبلغ بگو کارت بکارت میکنم ولی واسم ی انگشتر طلت با نگین اصل بگیر که گفت خودم میگیرم و... این شد اولین سوغات من از خانم و بعد از چند روز که شمال و شهرهای دیگه واسه تفریح رفته بودن و منم تو این مدت حسابی باهاش چت کرده بودم تونستم اعتمادش جلب کنم ولی حرفهای عادی هنوز, بحث سکس وسط کشیده نشده بود یعنی جوری برخورد میکرد که نمیشد از پشت تلفن ازش درخواست کرد منم گفتم باید این داخل عمل انجام شده قرار بدم بگذریم...
    بعد از اینکه مسافرت خانم تمام شد بعد ازظهری زنگ زد و گفت محمد کجایی که هم همدیگه رو ببینیم و هم اینکه سوغاتیهای که گرفتم بهت بدم منم گفتم مرکز شهر هستم که گفت انجا شلوغه منم ازش دعوت کردم بریم کافی شاپ که گفت نه اهل کافی شاپ نیست و لب ساحل قرار گذاشتیم خوشبختانه خونه ما تا لب ساحل کمتر عز 500متر که من ادرس دادم گفتم کنار خونه ما باشید من با ماشین میام دنبال شما که وقتی مکالمه من با خانم تمام شد پسرخاره ام که از شیراز امده بود بندر ماشین لازم داشت مجبور شدم ماشین بدم به پسرخاله ام که به مارهاش برسه و منم کنار مرضیه پیاده کنه...
    وقتی ما همدیگه دیدیم من سلام ووعلیک کردم و دستم دراز کردم که با کمی مکث دستم گرفت و سوغاتی هارو داد منم تشکر کردم و گفتم پس تا کنار خونه هستیم بگذاریم بریم بیرون با کلی حرف و مودبانه ازش خواستم بیاد توی خونه که قبولرنکرد و بعد از اینکه دیدم نمیاد گفتم حداقل توی حیاط باشید تا کسی شمارو نبینه خونه ما دوبلکس هست و مطمین بودم کسی تا اخر شب نمیاد خونه چون همه سرکار بودن مرضیه خانم قبول, کرد و امد توی حیاط منم رفتم سوغاتی هارو گذاشتم و امد که بریم لب ساحل چند قدم که رفتیم باز ازش خواهش کردم که تو این هوا گرم و شرجی بهتر لب ساحل یک روز دیگه بریم اخه امروز ماشین نداریم و اینجور امکاندار مسی مارو ببین و این هوای گرم اذیت کننده هست (کسایی که بندرعباس زندگی میکنن یا اینکه امدن میدونن چقدر گرم و شرجی هست تابستان بندرعباس) اونم با دودلی و تردید میگفت نه که من به خودم جرات دادم و دستش گرفتم گفتم مطمین باشید هیچ اتفاقی بین ما پیش نمیاد و چند دقیقه ایی همدیگه رو میبینیم و میریم و دستش گشیدم به سمت خونه حرکت کردیم و وقتی وارد خونه شدیم وقتی وارد شدیم و توی خونه درست بهش توجه کردم فهمیدم به هیچ عنوان نمیشه از این گذشت اندام فوق العاده سکسی و حرفه ای داشت قد 170وزن که بعد پرسیدم 72 باسن بی نهایت سکسی و درشت و طاقچه ای سینه 85 و رنم پوست عین بلور سفید و موهای لخت بلوند در عین حال که به روز بود کاملا مدهبی
    وارد خونه شدیم و منم طبق عادت همیشگی واسه خانم میوه و ابمیوه اوردم روی میز عسلی گذاشتم و کنار خانم مبل بغل نشستم و شروع به حرف زدن کردیم که گفت نمیخوای ببینی واسه شما چی اوردم گفتم چرا و سوغانی هارو باز کردم و دیدم ی جعبه کوچک یه انگشتر فوق العاده زیبا و نگین یاقوتی و سوهان و پیراهن و گز و لواشک و نخدکشمش بود که به گفته خودش هر شهر که رفتن واسه من سوغات گرفته منم تشکر کردم و به ادامه حرفهام ادامه دادیم تا جای که عمسهای گوشیش قرار شد نشونم بده بعد از چند تا عمس که نشونم داد منم گفتم اینجور نمیتونم اگر امکاندار بغل شما بشینم و نگداشتم چیزی بگه رفتم کنارش نشستم چسبیده بهش جوری که نمیتونست فاصله بگیره اخه مبل دونفره بود عکسهارو نگاه کردیم و من از مرضیه خانم همش تعریف میکردم و میگفتم شما واقعا عالی هستید و.... تا اینکه دستم انداختم دور گردن مرضیه خانم و تزش خواستم سرش روی شونه ام بگدار تا منم سرم روی سر مرضیه خانم بگذارم و با دست سرش هدایت کردم به سمت شونه ام و سر خودم روی سر مرضیه حانم گذاشتم و من شروع به حرف زدن کردم که یه ربع زمان برد و اون کاملا به خودم وابسته کردم دیدم داره اشک میریزه و میگه من از زندگی شانس ندارم حتی از شوهرم که منو ول کرده و رفته یه زن دیگه گرفته منم نتونستم کنار بیام و طلاق گرفتم منم گفتم شوهر شما اشتیاه کرده اخه عقل نداشته همچین خانم زیبا و جدابی از دست داده اخه واقعا از تمامی لحاظ عالی بود دیدم حالش بد رفتم واسش اب اوردم و یخورده خورد گفتم میخوای کمی دراز بکشی تا حالت بهتر بشه گفت اره اگر امکاندار شما برید مبل کناری تا من روی مبل داز بکشم گفتم بریم اتاق من روی تخت دراز بکشید و به سمت اتاقم راهنمایی کردم مرضیه خانم رو وقتی وارد اتاقم شد گفت پس چرا تخت شما دونفره هست مگه شما ازدواج کردید گفتم نه واسه راحتی بهتر دو نفرهوهست اخه اینجور هر جور بخوام میخوابم و... بعد از اینکه دراز کشید روی تخت خودم روی صندلی اینه کنسول بغل تختم نشسته بودم باهاش خرف میزدم که گفتم منم دوست دارم بغل شما دراز بکشم اینجور که من نشستم و شما خوابیدید من احساس راحتی نمیکنم و خانم قبول کرد و رفتم ا پشت بغلش کردم و خودم چسبوندم بهش دستم زیر سرش گذاشتم دست دیگه ام از بالا زیر گردنش رد رد کردم و صورتش گرفتم شروع به خرف زدن کردیم و دیدم با دار گریه میکن یخورده دلداری بهش دادم و گفتم بگذار یخورده ماساژ بدم به شما تا ریلمس بشید احه اینجور بخوایید برید بدجور و قبولرکرد اول یخورده سر مرضیه خانم ماساژ دادم و بعد دستها و کمرش وقتی ماساژ میدادم به قدری خودم شهوتی و داغ. شده بودم که گوشهام داشت اتش میگرفت و اخه نمیشد از همچین گوشتی گدشت خوب ماساژ دادم بهش و اروم شد گفت ممنون الان خوبم منم شروع کردم به زبان ریختن و گفتم من واسه همیشه کنارتم اون قدر شمارو ندونست من میدونم و... و ازش خواستم ک ببوسم مرضیه خانم که مخالفت کرد منم خودم ناراحت نشون دادم که دید ناراحت شدم گفت اخه ما به اندازه کافی گناه کردیم همینکه من امدم با شما توی خونه و اینکه منو بغل کردید و کنار من خوابیدید منم گفتم باشه ادامه نمیدیم و هر وقت خواستید میتونید برید و اینکه رفتید میتونید منو بلاک کنید که گفت من اینکار نمیکنم اخه شما پسر خوبی هستید منم گفتم مگه نمیگید خوبم پس شما هم خوب باشید و دل منو نشکنید که دیگه نگذاشتم حرف بزن چرخوندم طرف خ دم و لبهاش گذاشتم روی لبهوی خودم شروع کردم به خوردن بعد از سی ثانیه دیدم داره همکاری میکن زبانش میکن تو دهنم کمرم داره ماساژ میده و دست تو موهام میاره منم رفتم سراغ گردن و لاله گوشش که دیدم از خود دار بیخود میشه میگه بسه گفتم من دیگه نمیتونم جلوی خودم بگیرم اخه اینجور بهم فشار میاد و.... که مانتو رو ا تنش در اوردم دیدم ی تاپ تنش که نصف سینهاش بیرون وقتی سینهاش دیدم دیونه وار شروع به خوردن قسمت لخت سینهاش کردم و دست اوردم توی سینهاش و شروع به مالیدن سینهاش کردم سینهاش سفت سفت بودن و بعد از چند دقیقه خوردن تاپ از تنش در اوردم و سوتین باز کردم شروع کردم به خوردن با دستهام میمالیدم که گفتم منم میخوام لخت بشم بدنت احساس کنم لباسهای خودم در اوردم جز شرتم که گفتم هنوز, زوده
    باز رفتن سراخ لب گرفتن و سینهاش و به بدنم مالیدن و احساس کردن پوست نرم بدنش دستم بردم روی باسنش همینکه لمس کردم دیدم دستم پس زد گفتم دستم پس نزن نگدار من ناراحت بشم و.... با اکراه قبول کرد وقتی باز دستم گذاشتم روی باسنش دیدم وتی خدای من بزرگترین و بهترین باسنی بود که تاحالا دیدم شروع کردم به مالیدن باسنش و لاله گوشش خوردن که دیدم این دفعه کامل خودش وا داد منم بدون معطلی شاوارش کشیدم پایین دیدم جا خورد امد خودش جمع کن گفتم مرضیه دیگه اینقدر از من خجالت نکش و رو نگیر که امد حرف بزن دستم روی لبهاش گذاشتم و شرت از پاش در اوردم و پاهاش با دستهام باز کردم وای چی میدیدم یه کس سفید و صورتی که تاحالا هیچ جا ندیده بودم حتی توی فیلمهای پورن لب های کسش به هم چسبیده و قلمبه و بزرگ که دیدم خودش خیس خیس کرده گفتم ببین تو هم عین من دلت میخواد ولی نمیگذاری از هم لذت ببریم و همدیگه ارصا کنیم که دیگه نتونست چیزی بگه و گفت اگر واسه همیشه باهام باشی ایرادی ندار و من رفتم وسط پاهاش شروع به خوردن کردم اصلا بوی بد نمیداد حتی بهتر از هزارتا دختر بود بوی ادکلن تامفرد که به تنش زده بود میداد و منم حسابی کسش رو خوردم و انگشت فاکم داخلش کردم دیدم اون داخل چقدر داغ که گفت توروخدا انگشت نکن داخلش دستم کشیدبیرون و منم شروع به خوردن کردم که سرم کشید بالا شروع به لب گرفتن کرد و ایندفعه اون منو خوابوند و خودش امد بالا و شرتم طر, اورد تا کیر منو دید جا خورد گفت این داخل من نمیره من نزدیک به 6سالکه اصلا سمس نداشتم و حتی مال شوهرم نصف این نبود اخه تعریف از خود نباشه کیرم 23سانته و کلفت زیاد گفتم از این ببعد به این عادت میکنی و لذت میبری که کیرم گرفت و با زبون کل کیرم لیس میزد تخمهام میخورد دیگه داشت طاقتم سر میومد که سر کیرم کرد تو دهنش دیگهچنتونست بیشتر دهنش باز بکن با بدبختی یک سوم کیرم کرد توی دهنش شروع به ساک زدن کرد جوری ساک میزد که کیرم میخواست از جاش بکنه سر کیرم مک میزد و با دستهاش تخمهام میمالید که بعد از سه دقیقه گفتم بسه بخواب خوابید و من پاهاش باز کرد و کیرم گذاشتم روی کوسش و فقط میگفت تورو خدا خیلی اروم و با صبر انجامش بده هرجا گفتم بسه دیگه نفرست داخل اخه با این کیر که تو داری منو بیمارستانی میکنی و منم میگفتم میدونم چکار کنم باهات کیرم میکشیدم روی کوسش که دیدم باز داغ کرد و میگفت بکن تو کوسم بکن منوووو منو جر بده ولی من نمیکردم اخر کار گفت محمدالتماست میکنم بکن منو که کیرم گذاشتم در ورودی کوسش حالاهر چی فشار میدم از بس تنگه داخل نمیرفت واقعا تنگ به تمام معنا بود که با بدبختی سر کیرم رفت داخلش همینکه امدم بقیه بفرستم داخل گفت صبرکن دارم جر میخورم بزار به این عادت کنم که دلم سوخت گفتم باشه بعد از چند ثانیه گفت یواش یواش یخورده دیگه بفرست که من تقریبا نصف بیشتر کیرم فرستادم داخل که دیدم دار از حال میره و همش میگه وای جر خوردم تو منو پاره کردی کیرت منو پاره کرد منو جر دادی وای دارم میمیرم و من کیرم در اوردم با اب دهنم خیسش کردم و گذاتشتم لب کوسش اینبار با کمی فشار کل کیرم فرستادم داخلش دیدم شروع کرد به جیغ زدن کرد گفت به ته رحمم رسیده و داره اتش میگیرم و درش بیار که من با نگه داشنم بعد یک دقیقه سرحال شد گفت بکن منو منم اول یواش یواش کیرم تو اون کوسش جلو عقب میکردم و اون همش میگفت جوووونم محمدم منو بکن منو حردادی منو پاره کردی منم سرعتم زیاد کردم دیدم داره خودش تکون میده و منم سرعتم هر دفعه بیشتر میکردم تا اینکه ارضا شد پشت کمر منو چنگ میزد وقتی کامل ارضا شد پتهاش دور کمرم حلقه کرد و منو فشار داد روی خودش و کیرم تا ته کوسش نگه داشت و سینه منو چسبوند به سینهای خودش و شروع به لب گرفتن کرد ازم گفت چند لحظه این حالت باش تا حالم جا بیاد تو این چند دقیقه مرتب از هم لب میگرفتیم و سینهاش میکرد توی دهنم میگفت محمد تو با میرت کاری به سر من دادی که دیگه نتونم راه برم ومنو پاره کردی تاحالا همچین تجربه ای نداشتم
    وقتی با حالش سر جاش امد گفت حالا بکن تا تو هم ارضا بشی گفتم پوزیشن هوض کنیم گفت من در, اختیار تو هستم هر حور میخوای منو جر بده تو که منو پاره کردی منم گفتم حالت چهار دست و پا بشو اخه میخوام موقعه کردن باسنت بخوره بهم اونم چهار دست و پا شد منم ایندفعه کیرم یک دفعه با تمام توان کردم توی کوسش که دیدم فقط داره میگه کیرت یواش تر بکن تو کوسم من دیگه طاقت این ندارم که با یه دستم موهاش گرفتم و با ی دست دیگه ام کمرش خم میکردم تاحالت باسنش قشنگتر بشه و شروع کردن به تلمبه زدن که بعد از ده دقیقه دیدم باز ارضا شد و خوابید رو شکم که منم باهاش خوابیدم روش ووکیرم امد بیرون لای پاهاش بود گفت پس چرا اب تو نمیاد گفتم من دیر امبم میاد گفت تورو خدا ابتو بیار دیگه طاقت ندارم کوسم دار میسوزه همه جاش دعر درد میکن گفتم باشه حالت بغل بشو پاهات بزار روی هم دیگه جمع کن تو شکمت که همینکار مرد من کیرم کردم توی کوسش و شروع کردم به تلمبه زدن که بعد از یک دقیقه با دیدم شروع میکن به ناره کردن و همش اخ و اوخ کردن حرفخای سکسی زدن همش میگفت تو مرضیه رو جر دادی تو داری مرضیه رو میکنی مرضیه از این ببعد زیر خوتب تو هست و منم بهش میگفتم کیر محمد کجاست میگفت تو کوس مرضیه دار مرضیه رو جر میده دار مرضیه رو پاره میکن قربان این کیرت برم من این کیر از این ببعد مال من باید هر روز منو جر بده و منم با شنیدن این حرفهام سرعتم زیاد مردم و داستم ترضا میشدکه با فهمید با باسن منو حل داد و خودش امد روی من و تمام ابم توی کوسش پاشید و میگفت وای سوختم ابت داعونم کرد توی کوسم دار اتش میگیره و یک دقیقه تی روی کیرم نشست و بلند شد وقتی بلند شد نزدیک به یک سوم لیوان اب از موسش زد بیرون که گفت ببین چحور کوسم پاره کرده ابتو ریختی داخلش بلند شد دیگه خبری ا اون مرضیه نبود که مدهبی و مومن بود ازم پرسید سرویس بهداشتی کجاست که حال حرف دن نداشتم با دست گوشه اتاقم نشونش دادم ورفت وقتی امد دیدم امد روی من خوابید و شروع به لب گرفتن کرد و گفت محمد تاحالا اینقدر لذت نبرده بودم قول بده همیشه باهام باشی بهم خیانت نکنی منم بهش قول دادم و اونم بهم قول داد که هر وقت من بخوام اون بیاد پیشم و باهم سکس کنیم منم با کمال میل پدیرفتم و کیرم گرفت توی دستش و بوسیدش گفت محمدکوچولو خیلی بهم حال دادی منم زدم روی باسنش گفتم دفعه بعد نوبت باسنت که جرش بدم گفت وای نه منو از کوس جر دادی نمیتونستم تحمل کمم اگر این تو کونم بره دیگه پاره شدنم و مردنم حتمی که گفتم من میخوام و یخورده خودش واسم لوس کرد گفت باشه هر چی بخوای بهت میدم تا از من ناراحت نشی و نری سمت کسی اخه تو بهترینی


    دوستان ببخشید بار اولم بود داستان مینویسم ان شاالله داستانهای بعدی مینویسم الان تقریبا7ماه از این ماجرا میگذره ما هفته ای دو دفعه باهم سکس داریم و تز همدیگه واقعا راضی هستیم


    نوشته: محمد

  • 7

  • 5




  • نظرات:
    •   Sara_1990
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • حالا فکرشو بکن


    •   Asdollakhan
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کصشعر


    •   fesher1978
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • این داستان رو باید بدم یه مترجم ترجمه کنه بعد ببینم فارسیش چی میشه!!


    •   Shahramkoslis4
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • نفهمیدم اسمش یکتا بود یا مرضیه????????????????????????جقی میخوای گس بگی حواست باشه


    •   myous
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • در ورودی کوسش !!!!!


    •   ممدپالیس
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • پسر خالت مارگیره که رفت به مارهاش برسه؟


    •   ssddffgg
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اولا که تو دهات شما مثل این که به زن مطلقه میگن بیوه دووما این خانوم اسمش یکتا بود یا مرضیه سوما همش کس بود و تو بهره بری جقتو بزنی داش تو اگه 23 سانت کیر داشتی الان خودتو انگشت میکرد


    •   دکترروزبه
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ای مردم از توطئه های بلاد کفر آگاه باشید که دارن میوه رو جایگزین شربت میکنن
      در ضمن عزیزم این (کوس) که مینویسی,به معنای طبل جنگیه,حالا من نمیدونم حالت درست این واژه کسه یا کص,ولی کوس نیست,ادبیات دوم دبیرستان سابق رو برو مرور کن,درس یکم,جنگ رستم و اشکبوس


    •   sarbaz35
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • ریدی.جق جق جق جق


    •   hesammosbat27
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • (dash) (dash) چرت


    •   هزارویکشب
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • قطعأبافیشرموافقم اگ اسمشودرست گفته باشم


    •   happysex
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • آه آه چقدر شما ها بی فرهنگین
      ناراحتش نکنین
      میره پسرخاره و مارشو میاره همتون رو از موستون میکنه
      بعد عمس کردنتونو می‌زاره تلپرام
      تازه این قبلاً یکتا و مرضیه رو هم کرده
      انگشتر طلت هم ازشون گرفته
      به دعر موستونم فکر کنین تا از دعر تازه نکنین


      از ما گفتن بود


    •   pesar_asman
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • بی ناموس این کستان با اینهمه غلط املایی چی بود نوشتی؟ عمویی تو فعلا کوس
      نکن به درس و مدرست برس. پلشت کونی


    •   rezajoker55
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اره باوو جانی ک میگن تویب????????


    •   LustLove
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • بجای جلقور کردنه این جلنقیات برو یه فکری واسه معضل املا و دستورزبانت بکن دادا! ????


    •   .Matris
    • 1 هفته
      • 0

    • دیوس با کیرت تایپ کردی؟
      مجلوق


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو