سکس با زن دایی سفید و چاقم

    1396/7/19

    سلام به دوستای گلم امیدوارم که از داستانم خوشتون بیاد.من اسمم مهران 24سالمه و قدم نسبتا بلنده چهره خوبی دارم.داستان از وقتی شروع شد که زن داییم اسمش عصمته یک زن چاق وسفید باسینه های گنده وکون فوق العاده بزرگ وخوش فرم واز چشاشم شهوت میباره یک مدتی به من پیله کرده هروقت منو میدید وقتی باهم احوال پرسی میکردیم دستمو میمالید دستاش خیلی نرم و داغ بود شبا باهم چت میکردیم هروقت میومد خونمون حرفای سکس میزد مثلا از کوس و کون فلانی جنده فلانی زیر اینو اون میخوابه و...همیشه تو چتاش انگار که بخواد یک چیزی بگه اما روش نمیشد یا میترسید که دهنم قرص نباشه


    یکسالی همینطوری گذشت و منم خیلی علاقمند شدم که باهاش سکس داشته باشم تااین که یکشب چت میکردیم یک استیکر سکسی فرستاد بعدش گفت شرمنده اشتباهی اومد منم گفتم مگه قراربود واسه کی بفرستیش.هههه کردو جواب نداد خب دیگه اینکارش منو پررو کردو منم هراز گاهی استیکر سکسی و عکس میفرستادم واسش میگفتم آخ شرمنده اشتباه شد.اینم بگم که داییم دوتا دختر داره که دوتاشون ازدواج کردن رفتن خونه خودشون خودشم تویک شرکتی کار میکنه که شیفتیه.یکشب دیروقت بود پی ام داد که بیداری مهران جون؟من گفتم واسه شما همیشه بیداره.خخخخ دادو گفت ای شیطون پس که بیداره.گفت خیلی وقته میخوام یک چیزی بگم اما هم میترسم هم روم نمیشه منم گفتم بگو عزیزم ماکه باهم تعارف نداریم که بعدش گفت نه شوخی کردم هرکاری کردم دیگه نگفت تااینکه یکروز اومد خونمون گفت امشب داییت نیست میتونی بیای کمکم کنی یکمی خرت وپرت دارم بریزیمشون دور گفتم باشه بعدش رفت و منم دل تودلم نبود که کی خبر میده برم.باخودم میگفتم ای خدا میشه امشب بکنمش


    هرچی صبر کردم ازش خبری نشد تا اینکه ساعت 12شب پی ام داد عزیزم میای منم سریع جواب دادم الان میام.بعدش رفتم پماد تاخیری زدمو یک قرصم خوردم آماده واسه انجام وظیفه رفتم وقتی رفتم خونشون دیدم خانم رفته حموم به خودشم رسیده فهمیدم که هوس دادن کرده خبری از خرت و پرتم نبود.بعدش نشستیم چایی و میوه و صحبت کردن گفت تو گوشیت فیلم سکسیم داری منم گفتم آره شریت روشن کن بفرستم بعدش گفت گوشیم کیفیتش خوب نیست بذار ببینم منم اولش خجالت کشیدم گفتم ولش کن نه اونم گفت بذار بابا تنهاییم دیگه البته قول بده دهنت پیش کسی نگوزه منم گفتم باشه بعد یک فیلم داستانی آوردم گوشیرو گرفتم سمتش یکمی نگاه کرد گفت اینجوری که نمیشه گردنم شکست بریم رو تخت راحت دراز بکشیم ببینیم بعدش جلوتر ازمن راه افتاد یک دامن گشاد بنفش تنش بود بایک پیراهن توری گلدار سفید جلوی من که راه میرفت کونش تو دامن همچین میلرزد که کیرم راست شد اما سریع آوردمش بالا کردمش زیر کمربند شلوارم رفت روتخت به شکم خوابید گفت بیا کنارم عین من بخواب ببینیم رفتم کنارش دراز کشیدم گفت حالا بذار ببینیم پنج دقیقه ای نگاه کردیم که دیدم پاشو آروم گذاشت رو پام اولش اصلا تکون نخورد بعدش پاشو تکون میداد منم دستمو انداختم رو پشتش زیر بغلش و میمالیدم که گفت چیه توهم هوس کردی گفتم خب جوونم دیگه گفت من تواین سن هوس کردم توکه خدایی حق داری بعدش دستمو بردم زیر سینش سینشو گرفتم آروم آه آه میکرد اونم بغلم کردو دیگه گوشی رو گذاشتم کنارو ازهم لب گرفتیم همچین لبامو گاز میگرفت که میخواست بکنه.بعدش به پشت خوابید منم اومدم روش خوابیدم همینطوری که لب میگرفتیم دکمه های پیرهن همو باز میکردیم لباسشو که درآوردم دوتا سینه گنده سفید زیر سوتین مشکی دیدم وای که چه صحنه ای بود بعدش سینه هاشو از زیر سوتینش آوردم بیرون دوتاشو گرفتم چسبوندم بهم نوبتی سر سینه هاشو میخوردم اونم فقط آه آه میکرد چشماشم بسته بود بعدش پاشدم شلوارمو درآوردم باشورت نشستم کنار صورتش بعدش کیرمو گرفت ازرو شورت گاز گرفت گفت جووون کاشکی زودتر میاوردمت توخط.بعدش شورتمو درآورد اول کیرمو بو کرد و گفت عاشق بوی کیرم خیلی حشری شده بود بعد سرکیرمو رو لباش میکشید بعدش کرد تو دهنش چقد عالی ساک میزد پنج دقیقه کمتر ساک زدو گفت دهنم بی حس شد بعدش رفتم زیر پاهاش نشستم دامنشو شورتشو باهم ازبالا کشیدم پایین وای یک کوس سفیدو تپل جلوی من بود روناش سفید مثل برف بود تمام موهای بدنش رو شیو کرده بود دستامو گذاشتم رو مچ پاهاش آروم کشیدم تا پهلوهای کوسش فقط آه و ناله میکرد بعدش رفتم جلوتر لای کوسشو مالیدم آروم انگشتمو کردم تو کوسش وقتی انگشتم رفت تو یک آه بلند کشید گفت مهران بکن دارم میمیرم بعدش پاهاشو دادم بالا رفتم لای پاهاش کیرمو کشیدم لای کوسش تا سوراخشو پیدا کنه آروم فشاردادم رفت تو کوسش اولش یواش تلمبه میزدم که گفت مهران جون محکم بزن دوست دارم منم دیگه باتمام وجود تلمبه میزدم دیگه صداش کل خونه رو برداشته بود میگفت جوووون کوس زنداییتو بکن جرم بده مردم از شهوت.بعدش گفتم سگی بشین برگشت کونشو سمتم کرد گفت چیه هوس کون کردی گفتم اگه بذاری که یک حالی بهش میدم گفت فقط اولش یواش بکن تا جا باز کنه منم سر کیرمو تف زدم گذاشتم رو سوراخ کونش آروم فشاردادم رفت تو اولش گفت اووووف میسوزه اما دیگه ازاون کون ژله ای گنده سفید کی نمیشد گذشت گفتم تحمل کن الان دردش کمتر میشه یواش یواش جلو عقب کردم که یکم جا باز کنه از بالا هم تف مینداختم رو کیرم که بعد دودقیقه ای دیگه راحت میرفت تو معلوم بود قبلا کم از کون نداده بعدش دیگه شروع کردم به تلمبه زدن همچین میزدم که کل کونش میلرزید اونم همش میگفت کون میدم بکن توکونم منم بیشتر شهوتی میشدم دودستی میزدم رو کونش کونش سرخ شده بود اما زنای چاق رو باید اینجوری کرد تا ارضاشن ده دقیقه از کون کردم دیدم داره آبم میاد فهمیدم اونم داره ارضا میشه گفت انگشتتو بکن توکوسم تو کونمم تلمبه بزن دستمو از زیر شکمش بردم دوتا انگشتمو کردم توکوسش که دیگه جیغ میزد میگفت آبم اومد آبم اومد منم همونطوری رو پشتش خوابیدمو آبمو ریختم تو کونش کیرمو درنیاوردم که دوتامون درازکش شدیم و چند دقیقه ای روش بی حرکت موندم بعدش پاشدم اونم یک دستمال برداشت گذاشت لای کونش و رفت دستشویی منم شورتمو پوشیدم نشستم روتخت.از دستشویی اومد خندید گفت سکس حال دادم بغلش کردمو لب گرفتیم بعدش کنار هم دوساعتی خوابیدیم باز وقتی بیدار شدم یکبار دیگه سکس کردیم به حالت های مختلف که دیگه هوا روشن شده بود چون داییم از شرکت برمیگشت منم رفتم خونه.بعداز اون چند صد باری باهم سکس کردیم که داییم انتقالی گرفت رفت شهر دیگه اما هروقت میان اگه موقعیت باشه سکس میکنیم. ممنون از این که داستانمو خوندین .خوب و بدش باشماست.سعی کردم طولانی نشه.تا داستان سکس بعدیم.WE LOVE SUNSET**


    نوشته: مهران

  • 3

  • 11




نظرات:
  •   شــــاهزاده
  • 2 ماه
    • 1

  • دیشب پریشب کون کونک
    امشب شب محارمه!


    دیسلایک


  •   PayamSE
  • 2 ماه
    • 0

  • گوئی امشب حال ملت خوش نیست


  •   Brave.Heart
  • 2 ماه
    • 0

  • امشب کیر رفته به کسه ننه گناه کارش فقط،،،


  •   shahx-1
  • 2 ماه
    • 2

  • داییت نصفه شب میرفت شرکت!!!! صبح بر میگشت نکنه تو دراکولا اباد زندگی میکنی که ساعت کار اداری نصفه شبه!!


    پی نوشت :خان دایی گرامی اگر اون شب یه توف ناقابل خرج کون این کرده بودی جوری ازت کینه نمیگرفت که حالا بیاد اینجا این چاخانها رو برات سر هم کنه!!!


  •   LustLove
  • 2 ماه
    • 3

  • ﺳﮑﺲ ﺑﺎ ﺯﻥ ﺩﺍﯾﯽ ﺳﻔﯿﺪ ﻭ ﭼﺎﻗﻢ
    ‏.
    ‏.
    ‏.
    نوشته: ‎‎مهران جقجقو‎‎‏ 12ساله از جقستان سفلی . . . ‏‎ :-|


  •   homayoon2222
  • 2 ماه
    • 1

  • دادن به دایی و کردن زن دایی و همچنین عمه و خاله و کلیه محارم سببی و نسبی و......
    سکس با هر کسی که دم دشت باشه از بقال و ...گرفته تا همکار و همسایه و......
    نشان از مدرنیته است که با امثال من عامی و قشری و نادان در تضاده و همچنین آثار کردن زن دایی در قاجار و عثمانی و خلفای آنها و اسپارتاکوس قابل مشاهده است ،
    ولی ممارست نکنید


  •   yavar1371
  • 2 ماه
    • 0

  • دمت گرم


  •   MISKA_4
  • 2 ماه
    • 0

  • مـــــــــادرسگ آخه الکسیسم تاحالا چندصدبار سکس نداشته ک تو چندصدبار با اون زن عموی بول داگت سکس داشتی


  •   عاشقجورابنازک
  • 2 ماه
    • 0

  • محارم ننویسین،،،دیسسسسلایک


  •   kiyani20
  • 2 ماه
    • 0

  • اوغ اسم چاق میاد حالم بهم میخوره مگه همش بوی عرق نیست اه


  •   nimbaz021
  • 2 ماه
    • 0

  • چند شب کونی بازی بود حالا چند شب نوبت محارمه بعدی چی باشه خوبه
    چاق بدم میاد داستان خالی بندی بیش نبود
    کردی تو کونش یهو رفت بعد تاحالا هم کون نداده بود ههههه جالبه


  •   ronin555
  • 2 ماه
    • 0

  • بزار بابا تنهاییم....!!!؟؟نکن اینکارو باخودت حیفه حروم میشی بعدش میشی شهید راه کیرخر محسوب میکنن تو رو..؛


  •   ben.sina
  • 2 ماه
    • 0

  • بن سینا


    چند سال بود اینجا کامنت نگذاشته بودم . . . دارم تصور می‌کنم اون ‏زن‌دایی که اولاً اسمش عصمت باشه و ثانیاً دو تا دختر شوهر داده باشه، ‏حتماً متولد دهۀ 1330 خورشیدیه!!!! یعنی حدوداً یک سال بعد از ملی شدن ‏صنعت نفت کشور! خان دایی هم که قطعاً تا حالا بازنشسته است، برای ‏این‌که بتونه با حقوق ناچیز بازنشستگی دخل و خرج کنه، شب‌ها توی یک ‏شرکت نگهبانی می‌ده. ‏
    شما دوست عزیز هم که برای انجام عمل شورانگیز خودارضایی به سوژه ‏نیاز دارید، می‌تونید از این مادربزرگ محترمه بیرون بکشید و قوۀ خیال‌تون ‏رو بر دختر دایی‌ها متمرکز کنید، باشد که رستگار شوید! ‏


  •   TINAAAAA
  • 2 ماه
    • 0

  • مزخرف .


  •   sanaz jn
  • 2 ماه
    • 0

  • Homayoon2222
    کامنتت عالی بود


  •   SHaoshemashen
  • 2 ماه
    • 0

  • کس مخ


  •   Rolexiran
  • 2 ماه
    • 0

  • اندام ها فوق العاده
    احساس ها فوق العاده
    اینجوری ترجیح می دم به یه صابون داو کرم دار فکر ر کنم
    یا کلا گره ملوانی زدن به معامله


  •   ..SamaN..
  • 2 ماه
    • 0

  • یعنی اون تیر برق کوچه اتون تو کیونت (biggrin)


  •   ph.Dnice
  • 2 ماه
    • 0

  • من موندم خوب و بد داستان تو؛ چرا باید با ما باشه؟
    من که حوصله خوندن نداشتم. فقط خط آخرش توجه من جلب کرد. دروغش از تو؛ خوب و بدش با ما؟


  •   arash_mehraboon
  • 2 ماه
    • 0

  • ﺳﮑﺲ ﺑﺎ ﺯﻥ ﺩﺍﯾﯽ ﺳﻔﯿﺪ ﻭ ﭼﺎﻗﻢ
    ‏.
    ‏.
    ‏.
    نوشته: ‎‎مهران جقجقو‎‎‏ 12ساله از جقستان سفلی . . . ‏‎ :-|(rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو