سکس با زن متاهل چادری

    دوستان
    داستانی که براتون نقل میکنم یک ماجرای کاملا واقعی هست.
    من علی 47 ساله ساکن تهران و متاهلم ولی بعلت اینکه همسرم زن سرد مزاجی هست مدت ها به دنبال یک دوست بودم. اولویت اولم، دوستی با یک زن مجرد بود اما چون خیلی خانم ها تمایلی به ارتباط با مردهای متاهل ندارن مدت ها به نتیجه نرسیدم. تا اینکه تو فضای مجازی با یک خانم متاهل از شیراز به نام مهسا آشنا شدم. مهسا 28 ساله بود و مدت ها با هم در فضای مجازی چت کردیم تا اینکه به هم علاقه مند شدیم . از اون به بعد مهسا کم کم زاویه دیگه ای از زندگیشو برام شرح داد که چقدر داغ و سکسی هست و اینکه چقدر دوست داره با دوتا مرد همزمان سکس کنه. البته مهسا چون زن مذهبی بود ، شاید فقط در مقام حرف این صحبت هارو میزد و شاید در عمل هیچوقت خودشو در همچین شرایطی قرار نمیداد. اما همین حرفاش خیلی منو داغ کرده بود. تا اینکه بعد از مدت ها برای یک کار اداری مجبور شد به تهران بیاد و خیلی اتفاقی مطلع شدم و ازش خواستم همو ملاقات کنیم. بعد از اینکه کار اداریش رو انجام داد بهم زنگ زد که برای دیدار اماده هست. اول هدفم این بود که در کافی شاپی همدیگرو ببینیم اما یک فکر شیطانی به سرم زد و اونو به محل کارم دعوت کردم. چون دیدارمون در یک روز گرم تابستانی بود اومدنش به محل کارم توجیه منطقی داشت و شک نمیکرد.
    محل کار منم یک مرکز نیمه خصوصی بود که معمولا خلوت بود و چون یک اتاق مستقل داشتم و گاهی مراجعه کننده داشتم امکان یک ملاقات بی دردسر رو با مهسا برام مهیا میکرد.
    خلاصه وقتی رسید محل کارم، وقتی وارد اتاقم شد دستم رو دراز کردم باهاش دست بدم اول یک مقدار مردد بود اما چون خیلی به هم نزدیک شده بودیم دستامو گرفت و گرمی دستاش بیش از پیش داغم کرد. اروم چادرشو از سرش برداشتم و رو دو تا صندلی کنار هم نشستیم. چند دقیقه بعد در یک فرصت مناسب جوری که کنجکاوی همکاران دیگم در اتاق های دیگه تحریک نشه خیلی اروم در اتاقم رو قفل کردم وبرای اینکه مهسا شکی نکنه بهش گفتم در رو برای این میبندم که کسی مزاحممون نشه. مهسا قبلا عکسشو برام فرستاده بود اما چهره خودش خیلی جذاب تر بود. از اون زنایی بود که چهره ای سرکش و رام نشدنی داشتن و حس تصاحبش ارزوی هر مردی بود.
    وقتی مهسا نشست درد دلش باز شد و از مشکلات زندگیش برام گفت و هر دقیقه من بوسه ای از گونه هاش و لب هاش میگرفتم و کاملا لذت رو در چشمان زیباش میدیدم. تا اینکه بین حرفاش بهم گفت که با این بوسه ها حالم خراب میشه. من هم با یک خنده شیطنت امیزی در گوشش گفتم چه بهتر. خلاصه حرفاش نصف نیمه موند و بلندش کردم و بوسه های عاشقانه ای از لباش گرفتم. دیگه کاملا مست شده بود و من هم سعی میکردم با مالیدن کیرم به کسش از روی شلوار که فقط نرمیشو حس میکردم داغ ترش کنم. من با ولع تمام اونو به دیوار فشار میدادم و علاوه بر فشار کیرم بر کسش از پشت هم باسنشو ماساژ میدادم. تا اینکه از پشت اروم دستمو از شلوار و شورتش داخل کردم و باسن زیبا و قلمبه و سکسیشو لمس کردم که این کار هم حال منو خیلی خراب کرد هم حال مهسارو جوری که گفت دیگه قادر به ایستادن نیست. سریع زیر اندازی که محل کارم داشتم پهن کردم و مهسارو روش خوابوندم و شروع کردم به لب گرفتن ازش و مالیدن سینه هاش . دیگه کم کم داشت ناله هاش بلند میشد اما چون محل کار بود خودش با دستش جلو دهانشو گرفته بود که دیگران متوجه نشن. من هم در گوشش حرفای تحریک امیز میزدم و لاله گوششو میمکیدم.
    دیگه اینقدر تحریک شده بود که گفت میخوام. من خودمو به اون راه زدم که منظورشو متوجه نشدم. باز سوال کردم چی میخوای که با صدایی که خجالت درش موج میزد گفت "کیر".
    با این حرفش من بیشتر تحریک شدم و شروع کرد به لخت کردن مهسا. دیگه هیچ مقاومتی نمیکرد و کاملا تسلیم من بود. خلاصه کاملا مهسا لخت در بغل من بود. وقتی دراز کشیدم و اروم به کسش دست زدم خیس خیس بود و بوی اب کسش هوای اتاق رو پر کرده بود که عین بوی گل های بهاری ادمو مست تر میکرد. خلاصه اروم اومدم روی مهسا و حین لب گرفتن کیرمو لای کس مهسا حرکت دادم و از حرکات چشماش و لب گزیدانش میفهمیدم که چقدر لذت میبره. زیر لب هم فحش هایی بهم میداد که منو بیشتر تحریک میکرد.
    مهسا کس خیلی زیبا و حشری داشت که البته وقتی بعدا کیرمو داخل کسش کردم فهمیدم واقعا سکس با این زن خودش یک بهشته. اینقدر به بازی کیرم لای کسش ادامه دادم که مهسا به التماس افتاد که تورو خدا داخلش کن. منم که شیطنتم گل کرده بود ازش خواستم التماس کنه که همین کارو کرد. منم اروم کیرمو که حسابی خیس و سیخ شده بود سمت کسش حرکت دادم. دیگه اختیارش دست خودم نبود چون اینقدر کس مهسا خیس بود که انگار کیرم رو سرسره ای داشت به سمت کس مهسا سر میخورد. لذتی که حین وارد کردن کیرم تو کس مهسا حس کردم میتونم بگم هیچوقت تو عمرم تجربه نکرده بودم. کسی داغ و در عین حال نرم و بسیار خیس که هر مردی رو دیونه میکرد. من به عقب و جلو کردن کیرم تو کس مهسا ادامه دادم و در عین حال ازش لب میگرفتم و نوک سینه هاشو میخوردم و گاهی هم با دست دیگرم لای درز کون مهسارو میمالیدم. دیگه فریاد مهسا از لذت میخواست بلند بشه اما خیلی خودشو کنترل میکرد. منم چون مدت ها سکس نکرده بودم از حالت مهسا بیشتر حشری میشدم و به ارضا شدن نزدیک میشدم. سعیم این بود که ارضا شدنم رو به تاخیر بندازم تا اول مهسارو ارضا کنم اما این زن اینقدر داغ بود که تاب نیاوردم و ارضا شدم .
    چون چون مهسا از هیچ وسیله جلوگیری استفاده نمیکرد برای اینکه مهسارو حامله نکنم لحظات اخر کیرمو از کسش دراوردم وآبم به شدت رو شکم مهسا ریخت. مدتی ناتوان در بغل مهسا افتادم. تا به خودم اومدم دیدم کیرم مجددا سیخ شده. اما دیگه نمیتونستم اونو داخل کسش کنم. پس سعی کردم از راه خوردن ارضاش کنم. راستش این اولین باری بود که کس یک زن رو میخوردم و چون معمولا ادم وسواسی هستم از انجام این کار کراهت داشتم. اما اولا این نامردی بود که خودم فقط لذت ببرم و مهسا بی نصیب بمونه و هم اینکه کس مهسا اینقدر قشنگ بود و اینقدر بوی خوبی میداد که نه تنها ابایی از این کار نداشتم بلکه خیلی هم مشتاق به خوردنش شده بودم. کسی کاملا تمیز و در اوج زیبایی.
    اول چوچول مهسارو مکیدم بدجوری ناله هاش بلند شد و با دستهاش سرمو به کسش نزدیکتر کرد. من که تجربه زیادی در این کار نداشتم گاهی حتی نفس کشیدن برام سخت میشد اما بالاخره راهی پیدا میکردم و به لیسیدن لای کس مهسا ادامه دادم و گاهی زبونمو داخل کس مهسا میچرخوندم. کس مهسا لب های برجسته و بزرگی داشت. برای همین اونارو بین لبام گرفتم و شروع کردم به مکیدنشون که فهمیدم چقدر مهسا از این کار لذت میبره. برای همین این کارمو ادامه دادم و در عین حال با دستام هم چوچولشو میمالیدم . دیگه حرکات مهسا خیلی شدید شده بود و ناله هاش شدیدترشد که منو متوجه این میکرد که در حال ارضا شدنه و منم حرکات لب و زبونم رو درو و داخل کسش سریع تر میکردم تا اینکه مهسا صداش خاموش شد و حرکت تندی کرد که متوجه شدم ارضا شده. اونقدر لذت برده بود که بعد از ارضا شدن هیچ صحبت من رو متوجه نمیشد و یک حالتی بین خواب و بیداری داشت. بعدش بهم گفت خیلی حرفه ای کسم رو خوردی و ادمو بدجوری دیونه میکنی. برای منی که اولین بارم بود کس یک زن رو میخوردم این یک تعریف خیلی عالی برام بود. بالاخره مهسا هم به خودش اومد و بلند شد و بهم گفت هرگز فکر نمیکرد همچین اتفاقی براش بیافته و کاملا براش غیر منتظره بود. البته خودشم مقصر میدونست چون خودش قبلا وارد بحث های سکسی شده بود و فکر نمیکرد روزی دامنشو بگیره. خلاصه لباسامونو پوشیدیم و مهسارو رسوندم ترمینال در حالتی که بین خواب و بیداری بودیم و لذتی رو در زندگیم تجربه کرده بودم که هیچ نظیری نمیتونم براش پیدا کنم.


    نوشته: علی شیطون و مهربون

  • 14

  • 19




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 3 هفته،2 روز
      • 13

    • همیشه بهونه های مزخرف وجود داره ،، زنم‌سرد مزاجه ، بساز نیس،، خوشگل نیس کوفت نیست زهر مار نیست.. ی کم‌تلاش نمیکنن واسه تغییر دادنش و صاف میرن سراغ زن مردم


    •   nima58teh
    • 3 هفته،2 روز
      • 10

    • سکس کامل توی محل کار اونم بقول خودت نیمه خصوصی !!؟؟؟
      بابا شماها چی میزنین ؟ حداقل ساقیتونو معرفی کنید بچه ها هم فیض ببرن.
      ضمنا خیانت هم تبلیغ کردی خودش چند تا دیسلایک داره که متاسفانه امکانش نیست
      با افتخار دیسلایک


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 18

    • الاغ از شیراز تا تهران 17 ساعت راهه هرجور اوکی کنی دوروز رفتو برگشت با انجام کارهای اداری طول میکشه هر الاغیم میدونه به زن تنها هیچ هتلی جا نمیدن در ضمن زن شهرستانی چه کار اداری تو تهران داشت؟؟ تکو تنها از شیراز اومد انجام داد رفت؟ مگه شیراز خودش ادارات دولتی برای کارهای مردم نداره؟؟
      کس جلو همکارات اومد رفت تو اطاقت دو ساعت موند کردیش بعد باز کردی رفت کسیم نفهمید؟؟ تو کدوم شرکت میتونی چند ساعت درو ببندی تو اطاقت کس بکنی کسیم نفهمه!! اون خراب شده رئیس هم نداشت؟ تو جنده خونه هم اینجوری راحت نمیشه دوساعت بدون سرخر کس کردا!! خر فرض نکنید دیگه ملتو......


    •   King_hesam
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • من که سرزنش نميکنم که براچي دنبال زن مردم رفته وزنش سردبوده وفلان....چون ناخاسته سرخودم اومده وهنوزم که هنوزه باورش نميکنم...يادمه دوستام چندسال پيش دنبال زن مردم بودن ومن کلي سرزنششون ميکردم وبهشون فحش ميدادم ودرجواب من ميگفتن آدم تاتوشرايطش قرارنگيره نبايدقضاوت کنه...کسيوبخاطرگناهش سرزنش نکنيدکه زمين گرده وخيلي زودنوبت شماميرسه..البته اميدوارم اين اتفاق براکسي نيفته


    •   Zhazha
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • کاربرد اون زیرانداز تو دفتر محل کارت چی بوده؟ روش نماز میخونی؟ قبول باشه حاج آقا.


    •   جان.کوچولو
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • چون روز گرم تابستانی بود ، اومدنش به محل کارت توجیه منطقی داشت و شک نمیکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
      چرا گوزو به شقیقه ربط‌ میدین؟؟؟؟


    •   Reza00777
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • کیرم تو این داستاناتون خدا وکیلی از فردا میرم بنایی روزی 75 هزار تومن دو روز کار میکنم یه کص میکنم دیگه این کسشعرارو نمیخونم


    •   mehraban7431
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • به نظر نه شماتت کسی که با زن متاهل سکس کرده جایزه چون هر کسی تو شرایط خودش قرار داره ونمیشه در مورد ادما به این سادگی قضاوت کرد و نه میشه به این راحتی هر چی که هر کس میگه رو دروغ تصور کرد. من خودم بدتر از اینشم که اینجا تعریف کردن خودم شاهد بودم محل کار. یک موقع ممکنه لو بره خیلی اوقاتم ممکنه لو نره. پس اینقدر سطحی به قضایا نگاه نکنید. اخلاقیات سر جای خودش اما هیچ وقت ساده قضاوت نکنید. موفق باشید


    •   ali_tehran_1398
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • میدونید دوستان هیچ چیز تو این دنیا مطلق نیست نه کسی کاملا سفید و خوبه و نه کسی کاملا سیاه و بد. همون مذهبی که حتی یک تار موشم ممکنه معلوم نباشه و دنبال مستحبات و ترک محرمات هست شاید تو یک شرایطی گناه بزرگی مرتکب بشه. من از این موارد زیاد دیدم.
      در مورد زیر انداز یکی از دوستان گفت که مثلا روش نماز میخوند شاید واقعا همینطور باشه.
      من یک نفری میشناختم که میرفت خونه زن متاهل قبلش نمازش رو میخوند قضا نشه بعد باهاش سکس میکرد. شاید خنده دار باشه ولی واقعیته


    •   Emad51
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • ارواح پدرت تو اداره ودر قفل بدبخت مجبوری دروغ بگی


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • اگر واقعیت بوده که باید گفت خیلی بی وجودی ، چه جوری تو با اون مهسا چنین کاری کردی بماند وانمود کردی مذهبی هست ، منظورت این بود زنهای مذهبی اینگونه هستند که با دو نفرمیخواهد سکس کندو کسی که حتی تردید داره دست شمارو بگیره مانند روسپی ها داخل دفتر اداره و روی زمین حاظر شد تولختش کنی بعد هم خسته از راه نرسیده امد با تو اینطور توهین آمیز خوابید وسپس غذانخورده و خستگی و از تنش بیرون نکرده و کسی که حمام نرفته با تن و بدن عرق کرده از سفر و سکس و غیره دوباره راهی سفر شد ‌‌؟؟کمتر دروغ بگو شاید شما اینطور باشی اما باید بدونی هیچ خانم تمیزی نمیتواند اینطوری باشه و این اگر واقعیت باشه کارتن خواب بوده و شما اینو مخفی کرده بودی ؟


    •   mehraban7431
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • در تایید حرف علی اقا باید بگم. من زمان دانشجویی یک استادی داشتم خیلی ادم هیزی بود و دنبال رابطه با دخترا بود. دانشجوها که فهمیده بودن از درس دادنشم دل خوشی نداشتن کشیکشو کشیدن ببینن چیکار میکنه. دیدن یکی از دخترای دانشجو رفت اتاقش و ساعت ها پیشش بود بعد اومد بیرون که مچشو گرفتن. البته باز چیزی رو ثابت نمیتونستن بکنند. کمیته انظباتی ایشون رو سه ترم از تدریس محکوم کرد اما جالبه بدونید با حقوق. خنده داره نه؟ در حقیقت به جای اینکه تنبیه اش کنند تشویقش کردن. حال اون دانشگاه بود یک جای دولتی اونم تو حکومت اسلامی. دیگه جای نیمه خصوصی و خصوصی که واویلا هست. بعد میدونید این ادم چند سال این کارش بود؟ موقعی که مچشو گرفتن در شرف بازنشستگی بود. پس مملکت خر تو خرت از اونی هست که فکر میکنید


    •   سیاوشXXL
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • همینه دیگ هر اداره ای میریم کسی کارمون راه نمیندازه همش دارین توش میکنین ! اه


    •   As-pikc
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • تو دفتر نیمه خصوصی زیرانداز داری?
      توپ والیبال چی
      راکت بدمینتون چی?
      سیخ و منقل چی?
      همشو بکن تو کونت


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • کامل نخوندم
      ولی کیر بچه های دروازه کازرون پس یقت


    •   ناصر39
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • من دیسکلایک دادم به خاطر همون زیر انداز ! این زیرانداز مصرفش دقیقا جانماز هست و این نکته باعث دیسکلایک شد ! البته باید بگم بهانه اومدن یک دختر بدون همراه به تهران هم فوق العاده غیر منطقی بود !
      اما اولا سرد مزاجی و این مسائل به سادگی قابل حل نیست
      ثانیا بارها گفتم که مسائلی نظیر مهریه . فرزند . ازدواج فامیلی و قومیتی باعث می شه که آقایون نتوانند جدا شوند
      ثالثا در مورد مسافت نویسنده درست گفته چون اتوبوس ها معمولا از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۱۰ شب در رفت آمد هستنند به طوری که شما می تونی حتی ۷ صبح هم به مقصد رسیده باشی


    •   yashark111
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اگه داستانت واقعی باشه کیرم تو کص زن سرد مزاجت. خاک بر سرت که با زن متاهل رابطه داری. منتظر باش به همین زودی یکی تو کص زن جندت تلمبه خواهد زد


    •   20Amirkhan20
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • زنی که بیست ساعت تو راه سفر باشه کسش بوی سگ میگیره پلشت


    •   kingmancvt
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اخه دیوسه کس کشه هیچی ندار
      تو محل کار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      تو ساعت کاری؟؟؟؟؟؟؟؟
      چی بهت بگم؟؟؟؟/


    •   nasrin1980
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • دروغ دروغ دروغ. توهمات و آرزوهاتون رو به عنوان حقیقت جا بیان نکنید


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کلمات " مهسا. کس مهسا. مدتها و..." خیلی استفاده کردی جوری ک کلافه شدم و داستانت رو نصفه ول کردم.
      اصلا جذاب نبود برام


    •   royaei
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • همه نکته های منفی و مثبت رو دوستان گفتند ؛
      قبول کن که باوره یه همچین داستانی سخته ؛
      خیانت به هر بهونه ای تاوان داره ؛
      همش میگید زنم سرد مزاجه این نشد دلیل ؛
      مشکلت رو باید حل کنی نه اینه پاکش کنی ؛
      موفق باشی


    •   ssonna
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • من موندم که چطور همه ی مرد وزنامون با همسراشون مشکل جنسی و سکس دارن بعد وقتی زیر و روی یکی دیگه میرن مرده جوری میکنه که پورن استارا جلوش لنگ میندازن و زنه یجوری میده که الکسیس گوه بخوره درون حد بتونه بده.!!!شاید گفتنش درست نباشه ولی میگم
      یارو 40 سالشه میگه 20 ساله ازدواج کردم 2تا بچه دارم ولی با زنم مشکل دارم تو سکس وهمیشه آرزو داشتم با یه ترنس باشم میشه با من باشی؟!! من که ج این لاشیا رو نمیدم ولی با خودم گفتم آخه لاشی خان بعد 20 سال که عمر اون بدبختو بفاک دادی وهروقت راست کردی ترتیبشو دادی میگی مشکل دارم؟اون دوتا بچه با آب من درست شدن؟بعدش اومدی کمبودتو با یه ترنس رفع کنی؟! اگه سراغ یه زن میرفتی باز یه حرفی.
      دور از جون تعدادی انگشت شمار بحول قوه ی الهی 90درصد ایرانیا لاشی شدیمو به هر بهونه ای میخوایم به خواسته های شهوانیمون برسیم والسلام


    •   Adtenos35
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • ببین با ما چی کار کردن
      سن جق به ۴۷ سال رسیده


    •   ronin555
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • در مقام خزولات شیطان تپاندنی ازافکارت کرده که مهربانانه جقان فانتزی سروده ای...


    •   Zoomreverse
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • داستان که دروغ محض بود طرف نخواسته دست بده اولین بارم بوده که حضوری اومده اونم از شیراز ۱_یا اون جنده بوده از اول و ادا تنگارو در اورده ۲_یا تو بهش تجاوز کردی که تخم اینم نداری ۳_داستانت حاصل تخیلاتته چون زنت تورو به پشمشم حساب نمیکنه ۴_همه موارد


    •   saman.3
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • سکس و شهوت ربطی به مذهبی بودن نداره من تودم چادری و مذهبی چند بار کردم اما اینکه تو اداره تونسته بکنه ادم شاخ در میاره من تو دفترمون کردم اما بعد اینکه همه رفتن
      کنتور نمیندازه دروغ بگو راحت باش خخخخخ


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،1 روز
      • 7

    • علی کس کش لاشی پلشت
      نکبت حدود ۲۰ ساعت راهه از تهران تا شیراز و داخل شهر
      هوای گرم تابستون، زنه چادر داشته
      خو پلشت اون کس آب پز میشه اون زیر چطور رفتی و لیسیدی و میگی بوی خوب میداد !!!؟؟
      حال بهم زن الدنگ سگ هم اون کس رو لیس نمیزنه
      گمشو نکبت
      خانه خره


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • نکته ی اول.اصرار داشتی که داستانت واقعیه..اصلا نشونه ی خوبی نیست..نکته ی دوم..جدیدا توی داستان ها نویسندگان محترم خیییلی اصرار دارن اسم شهر رو ببرن..مگه مجبورید؟نکته ی سوم چجور زن مذهبی بود که mfmدوست داشت؟نکته چهارم تو محل کار سکس کردید کسی نفهمید؟نکته ی پنجم کصش بوی گل میداد؟والا من گی هستم نمیدونم کص چه مزه ای میده ولی طبق تعاریف دوستان فک نکنم بوی خوبی بده.نکته ی ششم چجودی دوبار پشت هم ارضا شدی؟ما یبار آبمون میاد کیرمون تا کلی وقت باهامون قهره.نکته ی هفتم احتمالا چون کص زن خودتو نمیخوردی زنت سردمزاج شده بوده..نکته ی هشت کیرم دهنت..نکته ی نه دیسلایک


    •   Roya_khanom
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • خوب بود


    •   Sepidarsal
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • زنجیری تو همه را میکنی


    •   کوروشداستان
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • محسن 35 تهران خانوم سن بالا برا دوستی پایدار هست ممنون میشم پی بده مرسی


    •   Plasmid
    • 3 هفته
      • 0

    • حتی اگه زنت سرد مزاج نبوده و رفتی دنبال ی رابطه ی دیگه هم باز به ما ارتباطی نداره زندگی خودته و اختیار داری
      پس نیازی نیست قبل تعریف داستانت توجیه کنی
      اما خدایی داستانت یا خاطره ت کششی برای خوندن تا انتها نداشت در هرصورت موفق باشی


    •   Taha8116
    • 3 هفته
      • 0

    • خیانت و سکس با فرد متاهل تحت هیچ شرایطی قابل قبول نیست !
      دیس لایک


    •   nima58teh
    • 3 هفته
      • 1

    • این آقا از نظرات که قطعا هم درست هستند ناراحت شدن و نشستن مثنوی هفتاد من برای توجیه درست بودن داستان نوشتند و برای پیوی کسی که نظر داده ارسال کردند.
      بابا بخدا ما انقدری هم جدی نگرفتیمااا ،فقط یه داستان خوندیم پشت بندشم نظرمونو دادیم ، زندگی جریان داره آقای نمازخون!!! برو به پروژه کاریت برس


    •   Nikolfidas
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • ابدارچی شرکت واستون چایی نیاورد خستگی کس لیسیت در بره جقول (inlove)


    •   Jaghisinz
    • 1 هفته
      • 0

    • دلم میخاد با این کس شری که نوشتی آبم و بپاشم توصورتتت (wanking)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو