سکس با زهرا خوش تیپ

    سلام من محسنم 21 سالمه قدم 190 وزنم 86کیلو هیکلم ورزش کاریه داستان منو زهرا برمیگرده واسه دو سال پیش .من دانشجو بودم دوست دختر زیاد داشتم ولی سکس با یکیشون خیلی جالب بود . زهرا خانوم حقیقتش دوست دختر دوستم بود من خبر داشتم که چند باری باهم سکس داشتن.البته زهرا منو ندیده بود من از دوستم شنیده بودم که چطوریه خلاصه تو کفش بودم . دخترای دیگه اعصاب خورد کنن چون باید 2ماه رو مخشون کار کنی و واسشون خرج کنی تا یه بار زیرت بخوابن. من تا وقتی دوستیشون ادامه داشت نتونستم کاری بکنم اما وقتی فهمیدم بهم زدن فورا فهمیدم که وقتشه پس رفتم سراغ گوشی دوستم و شماره زهرا رو برداشتم چند روز بهش اس دادم تا اخرش جواب داد که شما؟ منم دل تو دلم نبود گفتم از یه پسری شمارشو گرفتم خلاصه سرتونو درد نیارم بعد از کمی من من کردن قرار گزاشتیم که از دور منو ببینه اگه خواست باهم دوست شه دست تکون بده اگه نه که تموم .


    فرداش سرقرار رفتم خیلی هم به خودم رسیدم وقتی منو دید دست تکون داد و منم از شاد و شنگول دور زدم رفتم سوارش کردم باهم چرخیدیم تو خیابونا.راستش روم نشد حرف سکس رو به میون بیارم نمیدونستم چطور شروع کنم که خودش گفت یه بوس بهم نمیدی منم سریع گفتم جون بخواه اونم بوسم کرد که وجدانن شهوت رو توش حس کردم! این قضیه رفت تا چند هفته که میبردمش بیرونو از این کسه شعر بازی ها . یه بار بهش اس دادم گفتم یه چیزی میگم نه نگو گفت هرچی بگی قبوله گفتم بیا خونه ما البته اخر هفته بود با هر بدبختی بود هم خونه ای ها رو فرستادم شهرستان خودم موندم به بهونه درس. زهرا چند دقیقه جواب اس رو نداد منم گفتم ای بخشکی شانس تا به ما رسید کسش خشکید تا اینکه اس داد که به شرط اینکه کار بد نکنی قبول منم گفتم فقط در حد لب .وقتی اومد رفتم سر خیابون اصلی دنبالش اقا کیرم از تو شلوار داشت میترکید سلام کردم گفتم دنبام بیا وقتی اومد تو تا درو بستم گرفتم بغل و بوس بارونش کردم اونم بوس میکرد گفتم گرمه مانتو رو در بیار اونم قبول کرد یه تاب صورتی تنش بود سینه هاش زده بود بیرون بی اختیار سینه هاشو گرفتم دستوم زد کنار گفت مگه قول ندادی گفتم بی خیار عزیزم بیا عشقو حال دیگه! همش منمن میکرد یه دفعه دکمه شلوارشو باز کردم دتشت مقاومت میکرد البته بدش هم نمیومد شلوارشو کشیدم پایین وایی چه پاهای سفیدی داشت شرتش قرمز بودو تنگ یه کم با کسش ور رفتم اهو اوهش بلن شد و همش میگف نکن نکن منم بردمش رو مبل خوابوندمش اخ عجب کون نرمی داشت دستش رو رویه کیرم حس کردم کیرم داشت منفجر میشد گفت درش بیار شلوارمو در اوردم خودش شرتمو کشید پایین گفت جون چه کیری داری لامصب کیرمو بوسید و اروم شروع کرد ساک زدن منم با سینه هاش بازی میکردم بعد برگشت و گفت تف بزن به سوراخ کونم و بکن توش منم کف کردن بودم اروم کونشو مالوندم تا باز بشه اروم کیرمو گذاشتم رو سوراخش تا زور زدم رف توش اصلا هم جیغ نزد کونش خیلی گرم بود همش میگفت تند تند بکن تند بکن منم تلمبه میزدم در حد المپیک وقتی دیدم ابم داره میاد کشیدم بیرون یه کم منتظر شدم باز کردم توش تا ته بردمش اخ که چه حالی میداد هم زمان میزدم رو کونش با دست اونم حسابی حال میکرد گفتم ابو بریزم تو کونت گفت نه منم برش گردوندم به زور کردم تو دهنش تا به خودش اومد ریختم تو دهنش اونم حالش بهم خورد بلن شد گرفتمش ارومش کردم و باهم خابیدیم رم مبل بعدش لب گرفتیم و گفت خیلی حال دادی حیف که نمیشه از کس بهت بدم چون پردم سالمه گفتم همینشم از سرم زیاده خندیدو خودشو جمعو جور کرد لباس پوشید و رفتیم بیرون یه چند باری باز زیرم خوابید اما یهو گوشیش خواموش شد اگه داستانم بد بود شرمنده ولی عین وقعیت بود بای


    نوشته: محسن

  • 4

  • 0




  • نظرات:
    •   hot man67
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • خوب بود کمی بیشتر میشد بهتر بود


    •   Amir.2592
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • چه خبره همه از کون میکنن ما فقط ناکام موندیم


    •   MS.TEACHER
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • این " شاد و شنگول" که شما ازش دور زدین موقعیت جغرافیاییش کجاست؟‌ کنجکاو شدم این میدون رو حتمااااااا ببینم برم به درخت های وسطش دخیل ببندم که شاید بعضی از دوستان دست از نویسندگی کس شعریات بر دارن .
      خوب ببین چه ترکمونی بودی تو سکس که دختره در رفته از دستت.


    •   rq2100
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • پا شید جمع کنید.این داستانهای آبکی وکیلویی رو.یک ذره هم به وقتی که میشنید واین داستانهای ابکی رو میخونید بها وارزش بدید.همش کس وکون زیپ ولیوان شربت وکجا ابمو بریزمو ازاین کس شعرا.اح اح حالم بد شد


    •   gallows
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • ماتو۱۸ سالگي تازه فهميديم كير چيه
      امان از اين جووناي جلقي بااين افكارجلقيده


    •   متاهل.مهربون1360
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • از نویسنده داستان خواهشمندم یه پیام برام بذاره(کارتون دارم)
      متشکرم


    •   takavarjoon
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • بیسواد، دیگه ننویس . . . . . . . . .
      آخه تو چه دانشجویی هستی که از بچه دبستانی هم سوادت کمتره؟ اسهال قورباغه (قورباقه، قورباغه، غورباقه و غورباغه) لای انگشتات دیگه ننویس.


    •   djfri
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • بازهم یک دانشجوی جقی حماسه افرید اخه عقل کل تو به بیخیال میگی بی خیار خوب همون بی خیار تو کونت تا جیگرت حال بیاد اینقد جق زدی مغزت پریود شده داری کس شعر میگی.ولی دانشگاه عجب جنده خونه ی هستش عجباااا


    •   حمید64
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • عجب خر شانس هستن ملت.....
      کاربرا هم گوشا دراز(بلانسبت)
      خودتو رنگ کن...
      کیر و کس کاربرا با این توهمات خیس نمیشه >:P >:P >:P >:P


    •   X-MaYa
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • :-?


    •   X-MaYa
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • باشه لذت بر


    •   magic_hy
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • توهین به لرهای عزیز نشه منظور لر تو هاردیه. ببین محسن هم آشناییت لریه هم کردنت لریه هم داستان نوشتنت لریه هم طرز فکرت لریه امیدوارم زودتر شفا پیدا کنی.


    •   magic_hy
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • توهین به لرهای عزیز نشه منظور لر تو هاردیه. ببین محسن هم آشناییت لریه هم کردنت لریه هم داستان نوشتنت لریه هم طرز فکرت لریه امیدوارم زودتر شفا پیدا کنی.


    •   magic_hy
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • توهین به لرهای عزیز نشه منظور لر تو هاردیه. ببین محسن هم آشناییت لریه هم کردنت لریه هم داستان نوشتنت لریه هم طرز فکرت لریه امیدوارم زودتر شفا پیدا کنی.


    •   MS.TEACHER
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • منظورت استنلی لورل هست دیگه؟ تو لورل هاردی؟ لر نداشتن که !!!!!!!


    •   big owl
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • به قول عارف تو مناظرات:نظری ندارم!


    •   ali land
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • خدا بده شانس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو