داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با سارا، شاگرد کلاس زبانم

1398/10/23

سلام
ماجرایی رو‌که میخوام بنویسم ۱۰۰ درصدش عین واقعیت هست و فقط چند تا جزییات مثل اسم اشخاص و شهر و…رو برای حفظ محرمانگی تغییر دادم. اسمم آرشه، قد بلند، سبزه، استایل تقریبا فیت، و چهره خوب با چشمایی جذاب. ۵ سال پیش تو یکی از موسسات زبان شهرمون فرانسه درس میدادم. کلاس مختلط بود و یه زوج دوست داشتنی به اسم پویا و سارا هم تو کلاسم بودن که هیچوقت غیبت نمیکردن، خیلی پر انرژی بودن و احترام زیادی به من میزاشتن…پویا ۳۰ سالش بود، قد بلند بود و قیافش مثل بچه مثبتا بود…سارا قد متوسطی داشت، زیاد آرایش میکرد و فیس و بدن خوب و سکسی داشت…مانتو فیت میپوشید و کونش تاقچه ای بود…رژ قرمز جیغی میزد که خیلی منو هات و هوسی میکرد‌. همیشه به خودم میگفتم چرا برای کلاس زبان اینقدر آرایش میکنه( بقیه شاگردها با تعجب نگاهش میکردن)…بعضی روزا ساپورت مشکی میپوشید پاهاشو مینداخت روی هم و منم همش میترسیدم چشمام روی پاهای سکسیش قفل بشه و آبروم بره جلوی بچه ها…اینو هم بگم که سارا به بهانه پرسیدن سوال زبان شماره منو از من گرفته بود…خلاصه…بعد از یک ترم منو به جشن تولد پویا دعوت کردن…منم از خدا خواسته رفتم…خیلی شلوغ بود و احساس غریبی میکردم…مشروب خوردیم و پویا اومد پیشم و یخورده رقصیدیم…نگاه سارا همش روی من قفل بود…هر وقت نگاهش میکردم داشت نگاهم میکرد و یه لبخند موزیانه میزد…یه دامن کوتاه مشکی پوشیده بود و رون های سفیدش رو بیرون انداخته بود…از سینه هاش نگم براتون…دکمه بلیزش رو باز گذاشته بود و وقتی میرقصید سینه هاش هر انسانی رو هیپنوتیزم میکرد…خلاصه اون شب تموم شد…قبل از شروع ترم دوم، موسسه دو هفته برای تعمیرات ساختمانی تعطیل شد و همون صبح روز اول تعطیلی سارا پیام داد که هوس عرق خوری کرده با پویا و منو هم دعوت کرد تا برم خونشون…منم قبول کردم و برای همون شب برنامه گذاشتیم…ساعتای ۵ عصر بود که دوباره پیام داد…گفت میشه خواهش کنم شب بمونی؟! قلبم تیر کشید…گفتم باید برگردم خونه…گفت خواهش کردم ازت…یخورده فکر کردم گفته دلش رو نشکونم…گفتم باشه…خیلی خوشحال شد…بعدش پیام داد میشه خواهش کنم لباس راحتی با خودت بیاری؟ گفتم من با لباسای خودم راحتم نگران من نباش…گفت دوست دارم لباسی بپوشی که هر وقت دوست داشتم گازت بگیرم، از هر جایی که دوست داشتم!!!..دوباره قلبم تیر کشید…یاد لبای گوشتی و سکسیش افتادم…گفتم باشه قبول…یه حس عجیبی بهم دست داده بود…نمیدونستم چه اتفاقی قراره بیفته…با خودم میگفتم نکنه نقشه ای برای من کشیده باشن…ولی از یه طرفم میگفتن اینا خیلی به من اعتماد دارن و چون لارج هستن این حرفا رو میزنن…بعد پیام داد گفت اگه سینه هاتو فشار بدم چیکار میکنی؟ منم خودمو زدم لارج بازی و گفتم هر کاری دوست داری با من بکن…گفت جدی؟ گفتم اره…گفت تو چیکار میکنی؟ گفتم هیچی من حد و حدود خودم رو میدونم…گفت اگه حد و حدودی نباشه چی؟!!! این دفعه دیگه راست کردم…داغ شدم…گفتم منظورت چیه؟ گفت اگه آزاد آزاد بشی با من چیکار میکنی؟ بازم‌ مطمئن نبودم چی جواب بدم…گفتم خوب کاری نمیکنم که پویا ناراحت بشه…گفت پویا لارجه و مشکلی نداره! خودش در جریانه و الان کنارم نشسته!! باورم نمیشد…یهو یه اس ام اس اومد از پویا که اینقدر زن منو اذیت نکن و به حرفش گوش کن!! گیج شده بودم…اصلا باورم نمیشد…ولی دلمو زدم به دریا…گفتم هر چی شد شد…سارا پیام داد خیالت راحت شد؟ حالا بگو چیکارم میکنی؟ منم شروع کردم به نوشتن…همه چیز نوشتم…مثل یه فیلم پورن…هات هات شده بود…کیر خودمم داشت از پوست درمیومد اینقدر سفت شده بود…شورتم خیس خیس شده بود…گفت نمیشه الان بیای؟ من که دیگه طاقت نداشتم گفتم الان میام…نیم ساعت بعدش خونشون بودم…نمیدونستم چیکار دارم میکنم…هزارتا فکر تو سرم بود…قیافه بابام‌میومد جلوی چشمم که اگه بفهمه چی میشه…اگه شاگردام میفمیدن چی؟ اگه سارا به دخترای کلاس میگفت چی؟ ولی به خودم اومدم دیدم زنگ در واحدشون رو زدم…در رو باز کرد…از خوشحالی تو پوست خودش نمیگنجید…یه ساپورت توری پوشیده بود با یه تاپ…منو گیج و مبهوت دم در دید خندش گرفت دستمو گرفت برد تو اتاق به پویا گفت من ارش رو میبرم تو اتاق یخش رو باز کنم…منم مثل ادمای مسخ شده دنبالش رفتم…منو انداخت رو تخت و افتاد روم…شروع کرد به لب گرفتن…لبهاش اینقدر داغ بود که نگو…دستمو گرفت و گذاشت رو کسش…انگار بخاری گذاشته بودن تو کسش…داغ داغ…خیس خیس…گفت ارش من طاقت ندارم همین الان منو بکن…منم سریع شلوارم رو دادم پایین و یه غلط زدم افتادم روش…ساپورتش رو کشیدم پایین و تا ته فشار دادم…اخخخخ…جیگرم آتیش گرفت…کس به این داغی نکرده بودم…چشماش گرد شده بود…میگفت بکن ارش بکن…منم تا جایی که میتونستم تلمبه زدم…صدای شلپ و شولپ اتاق رو برداشته بود…گفت بریز تو من قرص میخورم…نتونستم خودمو کنترل کنم بعد از دو سه دقیقه آبم اومد…آب که چه عرض کنم جونم درومد…بازم‌از اون لبخنداش زد گفت خوشت اومد؟ گفتم عالی بود…حالا قسمت سخت ماجرا شروع شد، بیرون رفتن از اتاق و چشم تو چشم شدن با پویا…خیلی برای من سخت بود…سارا گفت نگران نباش ارش…پویا منو خیلی دوست داره و بخاطر خوشحالی من هر کاری میکنه! گفت من ازش خواستم که تو بیای تو زندگی ما…اونم چون به تو اعتماد داره و خانوادت رو میشناسه که تو شهر ابرومندین قبول کرده…خلاصه رفتیم بیرون و با هر سختی که بود نشستم کنار پویا رو مبل…اونم هیچ حرفی راجع به سکس من و زنش نزد…راجع به ادامه کلاسها میپرسید و…
ادامه داستان رو سری دیگه مینویسم…هدفم از نوشتن این ماجرا فقط یه جور درد و دل بود…تو دلم مونده بود…
با بهترین ارزوها
نوشته: آرش


👍 20
👎 37
55779 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

835383
2020-01-13 20:55:37 +0330 +0330

چشمای جذاب.استایل فیت.چهره خوب

بعضی وقتا به خودم شک میکنم که ما اصلا اینارو نداریم و فقط یه میمونی هستیم که برای بقا تلاش میکنیم.


835388
2020-01-13 20:59:14 +0330 +0330

اصل داستان رو میسپارم به اعضا.

4 ❤️

835392
2020-01-13 21:00:21 +0330 +0330

الآن اگه بچه ای به دنیا بیاد ۲ پدر خواهد داشت.


835395
2020-01-13 21:00:52 +0330 +0330

اینا که دل‌و میزنن به دریا، من کیرم میره تو کاسه یخ …
باو خیلی میزنی مغزت بو زنا گرفته کصمغز جقزاده. نکن .
ایکاروس چرا یه نامه به دبستانا نمیزنی معلمایه انشای کیری استخدام نکنن آخه؟؟؟؟


835398
2020-01-13 21:01:34 +0330 +0330

و بازهم پورنی دیگر به فارسی دوبله شده و به خورد دوستان اینجا میرود!! ای کاش مرا هم در آن ایرانی پر از سکس که در هر مغازه مدرسه اداره و دانشگاهی همگی در حال سکس با هم هستند راه بدهند این یکی صحرای سوزان جق است!! 😁


835400
2020-01-13 21:03:25 +0330 +0330

مطمئنی رفتی اونجا و شوهره نگاییدتت?
من که به شخصه شک دارم بهت? 😁
باقی دوستان رو دیگه نمیدونم


835401
2020-01-13 21:03:48 +0330 +0330

در مورد صدای شلپ شولپ :تو قطار جلق می زدی.


835403
2020-01-13 21:04:49 +0330 +0330

کاش یه جای بهتر واسه خالی کردن عقده های حقارت و زشتی و بی سوادی و … وجود داشت َ!

کیرم خوابید با این داستان سکسی َ!

1 ❤️

835409
2020-01-13 21:07:36 +0330 +0330

لبخند موزیانه نگاییدم.لارج نگایدم.غلط نگاییدم

6 ❤️

835410
2020-01-13 21:07:48 +0330 +0330

این همه نقطه چیه قِرطی؟؟؟چطور همه میخوان به شما بدن؟! ما هم نفهمیدیم دنبال کونت بودن.


835412
2020-01-13 21:07:58 +0330 +0330

به تعداد واشر سر سیلندای که پژو فرانسه تو ایران سوزونده و مای بد بخت پول خرج کردیم ،کیر بچهای سایت تو کونت.

7 ❤️

835427
2020-01-13 21:15:01 +0330 +0330

قلبم تیر کشید … ننویس 😁
فرانسه تدریس میکردی؟
اِسکو وُو کُمخونی لوفخانسه مُسیو؟


835437
2020-01-13 21:21:23 +0330 +0330

از همون اولش داستان مشکل داره،والا کلی شهر گشتم هیچ جا اموزشگاه مختلط زبان ندیدم،یکی دو بار تو اخبار نشون داد تو مشهد و تهران بودن که زود جمع کردن
داستانت هم که تلفیق پورن و فانتزی بود

6 ❤️

835444
2020-01-13 21:24:47 +0330 +0330

منم از این شوهرا میخوام

2 ❤️

835463
2020-01-13 21:43:22 +0330 +0330

اصل ماجرا اینه که پویا از اون کون کن ها وعقب کارای قهار بوده و چون توام جذاب بودی به سارا میگه تورو به بهونه ی سکس بکشه خونه, توام که از همه جا بی خبر میری اونجا و کونت موردتلمبه های بیرحمانه قرار میگیره. تامام 😁

7 ❤️

835465
2020-01-13 21:46:05 +0330 +0330

همه که خشگلن ایول این تخمی ها منم همش

2 ❤️

835474
2020-01-13 21:54:25 +0330 +0330

دمت گرم جناب سرتنگ
کسکش مگه فیلم هندیه
در ضمن بخاری تو کس اون نبود سر سشوار کردی تو کون خودت و داری می‌نویسی همزمان باد گرم از دهنت میاد بیرون
دیگه اینکه دفعه بعدی موقعی که اوبت زد بالا سشوار نکن تو کونت بیا بنویس

0 ❤️

835479
2020-01-13 22:03:27 +0330 +0330

استاد فرانسه، میدونی “لارج” معنی و کاربردش چیه؟

3 ❤️

835481
2020-01-13 22:05:09 +0330 +0330

درد و دل؟اینا ک…س و شعر بود نه درد و دل!اره واقعا مشخصه واقعیت بود نکبت دیس

3 ❤️

835484
2020-01-13 22:08:22 +0330 +0330

لامصب پویا معلوم نیست باهات چیکار کرده که درد دل گرفتیا…

دیس

3 ❤️

835492
2020-01-13 22:27:27 +0330 +0330
NA

خوبه که نگفتی شوفاژ یا رادیاتور تو کوسش نبود
بازم رعایت کردی افرین
فحش رو میسپارم به بقیه
بچه هاااا مورد گایش خودتوون قرارش بدین

0 ❤️

835495
2020-01-13 22:30:13 +0330 +0330

خودت لایک نکن کوصتانتو خیلی تابلوس حوصله فحش دادن ندارم کوص ناموست

0 ❤️

835505
2020-01-13 23:08:06 +0330 +0330

اول داستان مثل آگهی ماشین میمونه
مدل ۹۰ ، ۸ سال خواب ، کارکرد ۳۰۰۰ تا بدون رنگ
حالا بری ببینی
چپیه
عین ۸ سال تهران شمال بوده

4 ❤️

835506
2020-01-13 23:15:44 +0330 +0330

شاه ایکس جان
من تو همون ایران ی که آرزو داری زندگی میکنم
تو اون ایران دختراش دم به دقیقه زنگ میزنن میگن بیا خونمون ، فقط سر راه لوبریکانت و کاندوم بگیر .
البته من فقط شبها میتونم تو اون ایران باشم
صبح که از خواب بیدار میشم ، من هستم این صحرای …

6 ❤️

835535
2020-01-14 01:03:20 +0330 +0330

تو که اصلا نمیدونستی قراره چی بشه ماهم که کیرت گرفتی.مثلا فک میکردی ترامپ میخواد بیاد سخنرانی یاشاه ایکس بیاد برات جق بزنه.
غلت رو هم غلط نوشتی
به قوانین باید اینم اضافه کنن افراد زیر دیپلم نیان

1 ❤️

835537
2020-01-14 01:16:30 +0330 +0330

یهویی رفتم تو فکر نکنه کلا من توی دنیای دیگه ای زندگی میکنم شماهام با این خاطراتتون مال یه کشور دیگه نمی‌دونم کره دیگه اصلا مات شدم ما کجاییم شما کجایید ما هم کلاس زبان می‌رفتیم اما اصلا این غلطا توش نبود نمی‌دونم کلا هنگ کردم

1 ❤️

835541
2020-01-14 01:29:37 +0330 +0330

میگم تو این همه هی لارج لارج میکنی،ایکس لارج یا دو ایکس لارجتم هست؟

0 ❤️

835561
2020-01-14 04:23:00 +0330 +0330

به سیاره شوانی خوش آمدید.
اصلا من نمی‌فهمم اینا چی میگن.
داغانیم آقا، داغان، شهاب سنگ …

5 ❤️

835571
2020-01-14 04:39:23 +0330 +0330

#بوغژون مغسی بوکو اومممم له له

4 ❤️

835585
2020-01-14 05:03:44 +0330 +0330

دو تا نامه باید بنویسم :
۱. به مجلس تا زودتر وزیر آموزش و پرورش رو عزل کنند و از میان کاربران اینجا یک نفر رو که دوستان رای میدن انتصاب کنند .
۲. به سفارت فرانسه و احضار سفیر برای پاره ای توضیحات تا مراقب باشند هر آدم خودشیفته ای رو معلم زبانشون نکنند !!!
و من الله توقیفا !

8 ❤️

835599
2020-01-14 05:27:28 +0330 +0330

به فرانسه کسخول چی میشه

صد بار از روش بنویس و تکرار کن …

0 ❤️

835604
2020-01-14 05:33:58 +0330 +0330

خدا ازت نگذره یعنی اگه یه روزی یه دختر گیر خودت اومد نمیدونم چطور میخوای بذاریش که بره جایی کلاس فکر کنم حتی مدرسه هم نذاریش بره البته اگه غیرتی برات مونده باشه که شــک دارم …

2 ❤️

835608
2020-01-14 05:46:08 +0330 +0330

لاکپشت ها هم پرواز میکنن

2 ❤️

835610
2020-01-14 05:50:22 +0330 +0330

کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی

2 ❤️

835613
2020-01-14 05:56:21 +0330 +0330

غلط املایی داشتی و از ترست نقطه زیاد گذاشتی ! 😁
من به بیغیرتی و زن شوهردار دیس میدم
فقط چندتا سوال : پویا اومد پیشت و با هم رقصیدید ، یعنی با پویا؟ شورتت خیس خیس بود( خودت تو داستانت می شاشی بعد توقع داری ما نرینیم توش)؟ کیرت از سفتی داشت از پوست در میومد؟ کسش داغ داغ؟ جیگرت اتش گرفت ؟ جونت در اومد ؟ 😁 چه سکس پر خطری داشتی ارش ! یه کس ارزش سکته نداره بابا!

5 ❤️

835631
2020-01-14 07:55:50 +0330 +0330

زیبا بود

0 ❤️

835645
2020-01-14 09:03:17 +0330 +0330

فقط میخوام دوساعت ب دیوار خیره شم و بس :|

4 ❤️

835653
2020-01-14 09:35:16 +0330 +0330

چقدر اینجا فرانسوی زبان داریم !!! همه فرانسوی رو فارسی مینویسند! 😁

2 ❤️

835667
2020-01-14 11:06:40 +0330 +0330

من باور کردم
تمام

1 ❤️

835672
2020-01-14 11:31:23 +0330 +0330

خیلی از خودت تعریف کردی. داستانت هم کوتاه بود و اصلا نمیشه باهاش حال کرد

0 ❤️

835673
2020-01-14 11:33:40 +0330 +0330
NA

خر

0 ❤️

835686
2020-01-14 13:22:29 +0330 +0330

فدای همه کونای تاقچه ای

1 ❤️

835702
2020-01-14 16:44:11 +0330 +0330
NA

آق معلم خیلی قوه خیالپردازیت بالاست شدیدا نگرانتم
از اونجایی که خیلی خوشگلی و چشمات خیلی قشنگه مراقب خودت باش پویا ترتیب تو نده

0 ❤️

835707
2020-01-14 17:16:39 +0330 +0330

داداش این کسشری ک نوشتی تو فیلم سوپرای فرانسوی هم قفله،کونی زن شوهر دار؟تازه یارو میشناختت

1 ❤️

835731
2020-01-14 20:06:20 +0330 +0330
NA

اول اینکه دوستان از خجالتت درآمدند ،دوم اینکه چطور معلم فقانسه هستی که فارسی نمیدونی سوم اینکهچرا همه اینجا بدنشون فیت و قدشون فلان و وزنشون فلانه ،پس ریقوی ماجرا حتما منم،چهارم اینکه میخوام از خدا بپرسم ما چکار کنیم یه ماده بهمون لبخند بزنه حالا بقیه ماجرا پیشکش،پنجم اینکه میترسم دوستان برات فحش کم گذاشته باشند،چیزم تو پستان بند مامانت

0 ❤️

835746
2020-01-14 20:40:20 +0330 +0330

کیرم توفیتت همین

0 ❤️

835892
2020-01-14 22:46:53 +0330 +0330

خیلی روان نوشتی، و خیلی تلاش کردی واقعی نشون بدی

ولی موسیو آرش موفق نشده

مقسی

0 ❤️

835996
2020-01-15 05:54:08 +0330 +0330

میشه خواهش کنم دیگه ننویسی؟

0 ❤️

836121
2020-01-15 16:48:11 +0330 +0330

ادامه اش رو ننویس تا همینجا کافی بود (rolling)

0 ❤️

836145
2020-01-15 19:18:00 +0330 +0330

چه عوضی بوده این پویاااا

0 ❤️

836155
2020-01-15 20:18:47 +0330 +0330

چرا اینقد داستانا ک ی ر ی ه (dash)
اصلا جذب نمیکنن
ننویسید لعنتیا

0 ❤️

836317
2020-01-15 23:53:20 +0330 +0330

عالی بود

1 ❤️






Top Bottom