سکس با شوهرخواهر حشری ام (2)

    ...قسمت قبل


    سلام .من پرستو هستم قبلا خاطره سکس با علی شوهرخواهرمو براتون نوشتم.امروز می خوام یکی دیگه از خاطراتم با علی رو براتون بذارم .اگه خوشتون اومد پیام بذارید تا بازم از خاطره هام براتون بگم.
    یه مدتی بود علی شوهرخواهرم تو کف مونده بود و التماس میکرد که اجازه بدم بیاد خونه.خودمم بدجور دلم می خواست چون چندوقتی میشد که رضا شوهرم انقدر خسته میومد خونه که حتی نای حرف زدن با هام نداشت چه برسه به کردن و حال دادن.
    صبح از خواب پا شدم رفتم حموم و طبق عادت هرروزم صفایی به کس و کون مبارکم دادمو صبحونه خوردم که تلفن زنگ زد.علی بود گفت هرطور شده امروز باید بیام دیگه نمی تونم تحمل کنم گفتم حالا ببینم چی میشه .خودمم خیلی هوای اون کیر سفید خوشگلش بسرم زده بود .دائم تو فکرش بودم و آب کسم راه افتاده بود.ساعت دوازده زنگ زد گفتم باشه بیا.اون روز اصرار داشت که تورو خدا حتما لباس خواب بپوش.بدم نمیومد تن سفیدمو که میگفت سفیدیش چشمو می زنه زیر لباس خواب قرمزی که جای پستونش حریر بود و از زیر سینه تا پایین چاک داشت با شورتی که جای چاک کسش باز بود قایم کنم تا بیشتر تحریکش کنم.اما روم نشد یه سارافون تنگ بلند تنم کردم و منتظر شدم.
    ساعت دوونیم بود که صدای زنگ اومد.در رو براش باز کردم و منتظرش شدم تا بیاد بالا.اومد تو و سلام واحوالپرسی کرد و یه لیوان شربت براش آوردم .رو مبل کنارش نشستم یه نگاه هوسناک بهم کرد و یه دست کشید لای پستونام.یهو هلم داد که دراز شدم رو مبل شورت پام نبود شربتو می ریخت لای کسم و لیس میزد میگفت خوشمزه ترین شربتیه که تا حالا خوردم.شربت که تموم شد یخو کرد تو کسم و گفت پاشو برو لباس خواب بپوش.کسم از تو یخ زده بود وآب قطره قطره ازش بیرون میومد(یخه داشت آب میشد)لباس خوابرو تنم کردم اومدم تو پذیرایی.کسم از لای چاک شورته زده بود بیرون تا چشمش بهم افتاد شروع کرد به تعریف و تمجید .انقدر آخ و اوف گفت که داشتم دیوونه میشدم دلم می خواست زودتر بغلم کنه. عسلی جلوی مبل روکشید وسط و گفت برو روش و برقص برام قر بده.منم دیگه باقی مونده حیا رو گذاشتم کنار رفتم رو عسلی شروع کردم سرپا رقصیدن و قر دادن.اونم دراز کشیده بود روی زمین و نگاه می کرد.و حرفای تحریک کننده میزد.
    چشماش از شدت شهوت سرخ شده بود.گفتم تیر آخر رو بزنم و همه شهوتشو مال خودم کنم.رو زانو نشستم و به حالت سگی دستام رو روی عسلی گذاشتم و رو بهش تو همون حالت قر دادم با شورتم بازی کردمو در آوردم پرت کردم طرفش صدای نفس هاش بلند شده بود. تو همون یهو پشت بهش کردمو کونم رو جلوش قمبل کردمو شرع کردم به قر دادن.لبای کسم به هم مالیده میشد و خودمم بیشتر تحریک میشدم.دیگه نتونست تحمل کنه اومد جلو و شروع کرد به لیس زدن کسم که خیس خیس بود و گفت به قر دادن ادامه بده.خیلی حال خوبی بود داشتم از ته وجودم کیف میکردم.بلند شد بغلم کرد و برد تو اتاق و خوابوند رو تخت.یه کم لیسم زدو خودش به پشت دراز کشید و گفت بیا کستو بذار تو دهنم.آروم آروم مثل یه گربه ملوس رفتم طرفش و نشستم رو صورتش یه گاز آروم از لبای کسم گرفت که واقعا به مرز دیوونگی رسیدم.خودم رو کمی بالا کشیدم تا بتونه راحت لیس بزنه و نفس بکشه بدنش خیلی داغ شده بود لیس میزد و زبونش رو می کشید لای کسم التماس می کرد بشاشم توی دهنش این یکی رو واقعا خجالت کشیدم میگفت اگه نشاشی از کون میکنمت.صورتش از آب کسم خیس شده بود از رو صورتش پا شدم کونم رو قمبل کردم طرفش اونم شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم توی آینه خیلی خوب همه چیرو میدیدم.کیرش رو گذاشت در کونم گفت برام قر بده .قر میدادمو کیرش که به سوراخ کونم مالیده میشد می خواستم دو دستی بگیرمش و بکنمش تو کسم.داشت تلاش می کرد اون نازنین کیر رو بکنه تو کونم که فقط تو دوران عقد چند بار زوری رضا شوهرم گاییده بودش.تا سوزشش رو احساس کردم خودم رو ول کردم رو تخت اونم که دید دردش رو نمی تونم تحمل کنم بی خیال شد.دراز کشید و دستمو گرفت کشید طرفش گفت بیا کیرسواری منم اول پستونامو که حسابی سفت شده بودن مالیدم به تخماش و کیرش و رفتم روش کیرش که آروم آروم و با فشار می رفت تو کسم بدنم داغتر و داغتر میشد پستونامو گرفته بود و لیس میزد و زبونش رو میکشید لاش فکر میکردم پستونام دارن میترکن.شروع کردم رو کیرش قر دادن.گفت تو امروز با این قر دادنت دیوونم کردی.هم زمان با قر من آروم کیرش رو زیر من بالا پایین میکرد.خیلی حس خوبی بود واقعا داشتم لذت میبردم.یهو فکری بسرم زد بلند شدمو این بار بر عکس روش نشستم رو به پاهاش با دستاش لمبرای کونم رو گرفته بود و باز نگه داشته بود و از سوراخ کونم میگفت.همیشه فکر لز تو سرم بود اما متاسفانه هنوز نتونستم کسی رو پیدا کنم.گفتم یه فکر تازه دارم گفت هر کار دوست داری بکن فقط حال کن.بالشتو کشیدم زیر کونش پاهاشو آوردم بالا فهمید که باید لنگاشو مثل زنا بکشه طرف صورتش.خودم بازم کونم رو بطرفش کردم و نشستم رو صندلی که از کون و بیضه هاش ساخته بودم کسم رو میمالیدم رو کیرش و اون بیضه های خوشگلش چقدر حال کردم قابل وصف نیست خانم ها حتما امتحان کنن تا بفهمن چی میگم.خیلی دلچسب ارضا شدم علی هم میگفت عالی بود.بلندم کرد و طاق باز خوابوند لنگامو انداخت رو دوششو با تمام توانش کیر کلفت و درازش رو کرد تو کسم یه کم تلمبه زد وپاهام رو خم کرد طرف خودم احساس میکردم قسمتای داخلی کسم هم زده بیرون کیرش رو در آورد تو همون حالت زبونش رو کرد لای کسم بعد میک میزد و اب کسم رو میمالید به صورتش و باز لیس میزد.گفت می خوام تمومش کنم آماده ای ؟گفتم تورو خدا بکن جرم بده باورم نمیشد دارم بهش التماس میکنم.پاهامو گرفت کشید لب تخت پاهامو دوباره تا جایی که میشد آورد تا کنار گوشام .با دست پاهامو نگه داشته بودم .اونم لبای کسمو گرفته بود . از هم باز کرده بود و خودش سر پا رو زمین ایستاده بود و کمر من لب تخت کونم مونده بود رو هوا.کیرشو با تمام وجود هل داد تو کسم انگشت شصتشم کرد تو کونم.شروع کرد تلمبه زدن تندتر و تندتر میکرد عرقش می ریخت رو پستونام .اشک چشمام یه لحظه امان نمیداد.تا حالا این طور نشده بودم که موقع سکس اشکم در بیاد.هنوزم نفهمیدم چرا.گفت اومد وقتی در آوردم سریع برگرد یهو کشید بیرون منم برگشتم آبش رو ریخت روی کون و کمرم.داغ داغ.خیلی بهم خوش گذشت خیلی.کمرمو تمیز کرد . برم گردوند پستونا و کسم رو حسابی لیس زد و لباس تنش کردو رفت.هنوز وقتی یاد اون روز میفتم کسمو میمالم و به یاد کیرش با خیار مصنوعی سبد آشپزخونه یه حال کوچولو میکنم.
    امیدوارم از خاطره من و علی لذت برده باشید.


    نوشته: پرستو

  • 17

  • 1




  • نظرات:
    •   aamirr367
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • شک نداشته باش شوهرت خواهرتو میکنه


    •   Ilia_a
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • Like :D


    •   faghat bive
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • اخه جنده دوزاری کیری... گیرم که به شوهر خواهرت کس میدی اخه یه شاهی اینم تعریف کردن داره...
      کیر اسب عربی دولا پهنا تو کوست...کیر خر افغانی تو کون شوهرت که تو جنده رو نگه داشته و انقدر نفهمه...


    •   حمید64
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • :| :| :| :| :| >:P


    •   .MONICA.
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • نه عزيزم، قربونت. لازم نكرده شما تز بدى گلم، همون خودت از روش خودت استفاده كن "خيلى هم عالى". 'جونده' خانوم! آموزش ميده واسه من، شاهكار كرده انگار..


    •   milad1ma
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • عزیزم شوهرت خسته و بی حال میاد خونه، چون از صبح داشته خواهرت رو میکرده،یا خواهرهای دینی رو،خخخخخخ،دقت کن شوهر خواهرت هم اون شب میره خونه،حال کردن نداره،،،،


    •   پسر همسايه
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • اول گفتى انداخت و هلت داد و شرت پات نبود ولى بعدش گفتى كسك رو از بغل شرتم دادم بيرون. همون يخ تو كست بره بهتره


    •   tannanaz
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • دوست پسر خواهر منم سعي ميكنه مخ منو بزنه


    •   Sooren2000
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • کیر تو تخیلت


    •   e.m.gold
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • خوبه لطفا بازم بگذاريد.


    •   delvapasam0215
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • خيلي بي شخصيتو پستين!!!!!!!


    •   A_R_S
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • باحال بود خيانتت به شوهرت اونم براي دومين بار !!


    •   Asdollakhan
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • عالی..


    •   boy_sheytoon
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • بدک نبودددددددددددد سکس رو یه نسبتا معمولی به تصویر کشیده بودی اما داستانت بدک نبود البته تو واقعیت وجود نداشته باشهو همش داستان باشه :D
      خیانت بدترین چیزی که میتونه وجود داشته باشه ;)
      امیدوارم در آینده بهتر بنویسی =;


    •   shervin50
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • منم عاشق خواهرزنم ،دلم میخواد اون کون خوشگلشو لیس بزنم و بکنم ...قربون انش برم .


    •   nil0ofarr
    • 5 سال
      • None

    • khoob bood


    •   p.m11
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • اخه جنده دوهزاری همینطوری اوضاع ازدواج خرابه و اعتماد نیست بین پسر و دخترا بعتو تو میایی خیانتت و اینجوری با لذت تعریف میکنی جنده ه ه ه ه ه خانوم


    •   سوراخدوست
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • کیر تو کونت


    •   ムra6
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوشمان امد ?


    •   ممم64
    • 1 ماه
      • 0

    • ریدم پس کلت با این داستانت پسر کونی فک کرده همه مثل خودش و ایل وتبارش خر تشریف دارن
      تو گتو سیکیم اوشاغ


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو