سکس با شيما جون

    سلام رضا 19 ساله از اهواز
    اول از خودم بگم که هیکل رو فرمی دارم همیشه ورزش میکنم اهل حال کردن هم هستم تا دوسال پیش خیلی لاغر بودم ولی تصمیم گرفتم برم بدن سازی تا الان هم يه بدن تر و تمیز دارم چون هميشه ورزش میکنم هیچ موی رو بدنم نیس برای تست ورزش خوب بریم سر اصل مطلب من توی يه چهار واحدی زندگی میکنم با خانوادم سه تا همسایه داریم همشون هم زناي خوشگلي دارن من اينو نگفتم(در مورد کیره) 25 سانته و کلفت بگذریم يه همسایه داشتیم و داریم که 3هفته سر کاره و و 1 هفته خونه است اسم زنش شیماست از شيما بگم يه زن با سینه های درشت و رو فرم خیلی سینه های خوشگلي داره و کون بزرگ و تراشیده از سکسمون بگم من پدرم کارش شیفته 2روز هست 1 روز نیست مادرم و خواهرم بهم گفتن میخواهم بریم خونه پدربزرگت تو هم بيا من گفتم ميخوام برم باشگاه حوصله ندارم اونم قبول کرد خوبيش اينه که وقتی ميرن تا نصف شب نميان اون روز هم پدرم سرکار بود من هم تنها شيما هم شوهر سرکار بود يه بچه هم داشتن بگذریم اون روز من تنها شدم. و رفتم باشگاه بعد از يه ساعت که برگشتم چون باشگاه سر کوچه امونه سریع رسیدم يه لباس آستین حلقه ای پوشیده بودم و حسابی عرق کرده بودم رسیدم دمه دره خونه کلید انداختم ديدم شيما تو حیاط داره لباس پهن میکنه سلام کردم و رد شدم ولی متوجه ش شدم که داره همینجوری بدن منو نگاه میکنه آخه یکم طول کشید تا من بند کفشم باز کنم اونم يه چادر ظریف پوشیده بود که معلوم زیرش يه آستین حلقه ای که بند سوتين دیده ميشد و يه شلوارک پوشیده بود من رفتم داخل بعدش رفتم يه دوش حسابی زدم و آب پرتقال زدم و رفتم پا تلویزیون و يه فيلم که بچه های باشگاه داده بودن بهم نگاه میکردم که یهودی زنگ خونه زده شد بعد که در و باز کردم دیدم شیماست سلام کرد گفت رضا جان برای لپتاب چیزی حالیت ميشه چون من دیپلم برنامه نویسی دارم و بقول مدیر هنرستان نابغه برنامه نویسی بودم گفتم آره چطور گفت ميشه يه نگاهی به لپتاپم بندازه نميدونم چشه گفتم بيارش پایین میبینمش گفت نه نميتونم تو بیا بالا من که دو هزاري افتاد گفتم این يه فکرهایی تو سرش هست گفتم باشه مشکلی نیست الان ميام رفتم شلوارم رو عوض کردم چون شلوارک پوشیده بودم کیف ابزار و برداشتم و رفتم بالا در زدم درو باز کرد دیدم بله با موهای لخت بلوند با يه لباس نازک که سوتين و شرت ستش دیده ميشد درو باز کرد ولی انگار نه انگار گفت رضا جون بیا اینجاست تو اتاقه من احمق هم رفتم تو و يه دفعه ای شنیدم که در اتاق قفل شد روم رو که برگردوندم دیدم فقط با اون سوتين و شرت ست خال خالی پشتم ایستاده تا اومدم بگم چکار میکنی يه دفعه ای منو حول داد رو تختش و افتاد روم شروع کرد لب گرفتن که وسطش بهم گفت رضا جون عاشقتم دیونم کردی با این بدنت من هم که ديگه حشری زده بود بالا از روی فشار حشر گفتم در خدمتم جنده ی من اونم با این کلمه حشری تر شد لبش رو از روی لبم بر نميداشت همینجوری لباس آستین کوتاهی رو که پوشیده بودم رو در آورد و انداخت اونور و همینجوری بدن رو لیس ميزد تا رسید به شلوارم کیرم از فشار حشر بودن کامل بزرگ کلفت شد از روی شلوار يه گاز کوچولو زد و يواش يواش شلوارم رو کامل درآورد و کیرم رو با يه شوق و ذوق حسابی گرفت دستش و شروع کرد میک زد و یهویی کرد تو دهنش و صدای اوغ اوغش حسابی آدمو حشری میکرد ميون ساک زدن قربون صدقه ميرفت عجب بدن بی مویی عجب کار بزرگ و کلفت و شوهرش رو فش میداد ميگفت مرتیکه ی جغوی عوضی با اون کیر 2 سانتیش بعد از کلی ساک زدن گفت بیا منو بخور تو همون حالت که خوابیده بود روم بغلش کردم و یهو جابجا شدیم و من شروع کردم لب گرفتن و آروم آروم گردنش رو لیس زدن تا رسیدم به اون سینه ها و سوتين خوشگلش یواش بازش کردم و سینه ها خوش فرمش رو گذاشتم توی دهنم و صدای آه و ناله اش بلند شد وخيلي خوشش ميومد تا اینکه خودش گفت تو رو خدا رضا برو پایین منم آروم آروم با ليس زدن رفتم پایین تا اینکه رسیدم به شرتش بوی عطر میداد معلوم به خودش حسابی رسیده آروم شرتش رو درآوردم و يه کس حسابی بی مو اومد جلوم و شروع کردم به خوردنش تا ده دقیقه تا دیدم پاهاش لرزید و با پاهاش سرم رو فشار ميداد دیدم آبش اومد و رفتم کنار همه اش ریخت رو قالی اتاق بهم گفت رضا جون زود باش دارم میترکم بزار توش گفتم چششششششم شيما جونم منم یواش یواش کیرم رو میمالیدم روی کسش تا يه دفعه ی کردم تو اونم خواست جیغ بزنه خودش جلو دهنش رو گرفت چون پسر کوچکش خواب بود شروع کردم تلمبه زدن اونم آخ اوخ میکرد همونطور که تلمبه ميزدم خوابیدم روش و سینه هاش رو میخوردم تا اینکه بعد از بیست دقیقه تلمبه زدن دیدم برای دومین بار لرزید و با يه آخ جانانه کیرم رو درآوردم و آبش با شدت ریخت رو شکمم و دوباره کردم تو تا دقیقه تلمبه زدن گفت خسته شدم بیا يه حالت ديگه حال کنیم گفتم ای به چشم همون حالت من دراز کشیدم گفتم بیا بشين گفت خوبه پس بیا يه کم برات ساک بزنم که لیزتر بشه همینجوری ده دقیقه ساک زد بعد اومد آروم نشست روی کیرم و خودش شروع کرد بالا پایین اومدن من ديگه داشت آبم ميومد گفتم بیا حالت داگی اونم از خدا خاسته سریع حالت عوض کرد گفتم شيما جون ميخوام از پشت بکنم گفت رضا جون تو افتتاحش کن فهمیدم تا حالا سکس از پشت سکس نداشته خم شدم سوراخش رو لیس زدم باورتون نميشه چه بوی خوبی داشت بعد يه تف زدم سره کیرم و آروم آروم میمالیدم روی سوراخش وبعد گفت تورو خدا بکن ديگه منم کردم تو نميدونید چه ناله ی کرد ديگه داشت گریه میکرد منم شروع کردم تو کونش تلمبه زدن تا اینکه حس کردم آبم داره میاد گفتم شيما جون آبم دارم مياد گفتم بریزمش تو گفت نه بکش بیرون ميخوام با ساک زدن بيارمش منم درآوردم و اومد نشست زیر پاهام ومن ایستاده اون رو زانو شروع کرد ساک زدن منم گفتم داره مياد اونم گفت خوش اومد یهویی ریخت اونم همش رو ریخت روی پستوناش و همینجوری آبم رو روی پستوناش میمالید و انگشتش رو میکرد توی دهنش من که ديگه نا نداشتم افتادم روی تخت بعد ده دقیقه بلند شدم لباسام رو پوشیدم اونم يه شربت خنک برام آورد گفت بفرما رضا جان رضای خودم ديگه داشتم ميرفتم گفت این شماره ی منه سيو کن که با هم چت کنیم منم شماره ام رو بهش دادم گفتم هر وقت خواستی در خدمتم بعد يه لب از ته دل ازش گرفتم ورفتم بیرون و رفتم خونه به دوش ديگه گرفتم نشستم پا ادامه فیلم خوب ببخشید که طولانی شد بازم سکس داشتیم منو شيما دفعه ی بعدی سکس توی حموم و ماجرای سکس چت رو هم مینویسم خداحافظ نظر فراموش نشه


    نوشته: رضا

  • 2

  • 29




  • نظرات:
    •   Boroujerd
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • ریدم تو دهن بابات با این اراجیفت


    •   Alexmahoon
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • فک نمیکنم هیچ جای دنیا اینجوری زنا پا بدن.بعدشم نابغه برنامه نویسی مگه لبتاپ جعبه ابزار میخاد.متاسفم برا جوونایی که تخیلاتشون شده زن شوهردار.


    •   shahx-1
    • 1 سال،1 ماه
      • 4

    • هرکی ورزش, میکنه بدنش, بی مو است یا هرکی سفید تپلیه به همه همکلاسیاش میده؟؟ هنرستان نابغه برنامه نویسی!!! زنی که تو حیاط, کنار تشت رخت میشوره پهن میکنه لپ تاپ داره!! بعد برای تعمیر لپتاپ کیف ابزار شامل چکش اره و....!! کل خانواده هم که طبق, معمول اینجور وقتا رفتن قطب شمال و هیچ کس نیست!! اصل ماجرا: رضا معروف به دوقلو بزا عادت داشته از کنار هر زنی رد میشه کون خودشو. باهاش مقایسه کنه که ببینه مال خودش, زیادی بزرگ نیست؟؟ تا اینکه یکروز شعبان مرد همسایه در خونشونو میزنه میگه یه لحطه بیا وقتی میره میگه بلدی لپتاپ تعمیر کنی؟ میگه نه من هنوز توالتم میرم سرپام میگیرن!! شعبان دستی به سیبیلش میکشه وبا لبخند یه شیطانی, میگه مهم نیست چون ما هم اصلا لپتاپ نداریم!! بقیه ماجرا زیاد, مهم نیست فقط, بدونید از, اون روز به بعد رضا هر روز کل موهای بدنشو میزد به همسایشونم میگفت شعبون جون!! (biggrin)


    •   Da20cm
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • نابغه برنامه نویسی؟؟؟ کیف ابزارو برداشتی بری برنامه نویسی


    •   PAYAMBARAN
    • 1 سال،1 ماه
      • 4

    • من موندم اون یه نفر کیه که تورو لایک کرده ؟


    •   alvat
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • داستانت زیاد جالب نبود من کاری به واقعی یا تخیلی بودنش ندارم ولی اگه تخیلم می‌نویسید انسجام دار باشه خیلی جالب نبود


    •   Mahranbekon
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • سیکیک هیکلوی


    •   diako01
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • فلسفه شربت که رعایت شده فقط از اول داستان انتقال پیدا کرده بود به اخر داستان که تنوع برای خلق یه کسوشر لازمه
      کیر ۲۵ سانتی هم رعایت شده
      بدنسازی و ایناشم که اوکیه
      تبریک شما شاهکار کسشر سرودی


    •   Kir-lang
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • رضا جون كم بزن هميشه بزن(جقي)


    •   Shayaneshoonn
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • چقد افتتاح کننده کون صفر داریم تو شهوانی!اصا صفر کل ایرانو بچه های شهوانی زدن


    •   myous
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • تا اونجا خوندم که گفتی کیف ابزارمو برداشتم..


    •   mhjb1995
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کم کسشعر بگو جقی بد بخت (dash)


    •   karajboyhellyeah
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کسشرات ی مجلوق


    •   kkklll
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • از داشته هات بگو نه از خواسته هات


    •   titan88
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بابا سردر داستان بنویسین کسخلین که آدم بیخودی وقت تلف نکنه. چی؟ کل داستان رو خوندم مگه؟ نخیر همون 5-6 خط هم وقت تلف کردنه.


    •   Aber11
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • هرچهارتا شیر فلکه چهارشیر تو کونت... بچه کونی کمتر کس بگو کیرم تو دماغت


    •   azadibayan
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ببینم شما چشمت به ساعت بود که تایم میگرفتی


    •   imNazaninahmadi
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • حضوری 09333667360


    •   saeed_2078
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • اخه پلشت.دیپلم برنامه نویسی هم مگه داریم؟دیپلمممممم؟برنامه نویسیییی؟کیف ابزار؟؟؟؟ تو نابغه ی کسشعر نوشتنم نیستی جیگر.کاملا تخمی تخیلی بود


    •   lolitajoojoo
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • چه کسایی که رفتن باشگاه، بدنشونو شیو کردن که عضله بزنن او....... شدن برگشتن!!!25 سانت؟!! رفتین روو تخت بعد که اوون ارضا شد ریخت همش روو قالی؟!! مگه قدیما روو تخت تشک نمیزاشتن؟!! مگه سفره خونس؟؟؟؟؟
      ننویس بابا اههههههههه


    •   آزادفر
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کسشعر محض


    •   Hidden.moon
    • 1 سال،1 ماه
      • 3

    • اولاااااا ک کو کابین؟؟؟


      دوماااا ک سامی تو کدومه؟


      سوماااا ک الان کی با سامیه؟


      چهارماااا ک حواسمو پرت کردی نمازم غظا شد!


      پنجماااا ک دروغ نگو! سامی بدون اینکه به من بگه کابین نمیره! تو داری گولم میزنی! دست به... شالم میزنی! بله! میخوام نماز بخونم کشیدم جلو شالمو... دست نزن!


      اوووووفففففف...
      پیش نماز کی بودی تو سامی؟
      جماعت بریم؟
      من جز تو به کسی عقطدا نمیکنمااااا...


    •   hesammosbat27
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ایولا حق داشته شیما منم اگر جای اون بودم اون بدن رو فرم و کیر 25 سانتی کلفتتو میدیدم تو همون حیاط میکشیدم پایین میگفتم بیا منو بکن خخخخخخخ
      وخه گمرو اوسکول کون توهمی برو جقتو بزن... یحتمل خونه خالی بوده داشتی فیلم الکسیس و عمو جانی رو میدیدی خوابت برده خواب دیدی اه اه اه اه


    •   doctorkhajet
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • به کی رم که چند کیلویی لاغری مو نداری، فیلم میبینی خودتو جای یارو میذاری تعریف میکنی؟


    •   สic
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • اگه من قول بدم به همه بگم بدنت رو فرمه چون خیلی ورزش میکنی، یه مو تو بدنت قاچاقه، چوچورت ۲۵ م متره ،نابغه برنامه نویسی هستی ،کمرت هم توپ قانونیه


      تو هم قول میدی دیگه داستان ننویسی؟؟؟؟


    •   amirsina121
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • 25 سانت ؟
      اقای 25 سانتی دیگه ننویس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو