سکس با طعم کــــــــــــــــــــون

    1391/8/14

    داستان از اونجایی شروع میشه که یک روز سرد زمستونی داشتم از نانوایی برمیگشتم با دوتا نون سنگک داغ که یه دختری رو دیددم نفسم بند اومد با یه پالتو صورتی چند تا از تار مو هاشم از کلاه صورتیش افتاده بود بیرون شلوار گرمکن ورزشی هم پاش بود وقتی رد شد از بغلم چنان محو وجودش شده بودم متوجه سردی هوا نشده بودم از روی شلوارش برجستگی کونش تو چشم بود ولی آخه این دختر از کجا پیداش شده بود....خلاصه راه افتادم سمت خونه صبحانه رو خوردم سر سفره همه بهم گفتن چرا تو لکی منم گفتم الکی گیر میدین چرا رفتم تو اتاقم که زنگ خونه به صدا در اومد رفتم درو باز کردم وای باورم نمی شدهمون دختر با یک کاسه آش دم در خونه ما!!! سلام کرد جوابشو دادم اول اون شروع کرد که ما همسایه های جدیدتون هستیم منم بایک تشکر ظرف رو گرفتم و گفتم الان ظرف رو میارم وقتی ظرف رو بردم بازم تشکر کردم و تعارف کردم بیاد تو که اونم گفت ممنونم و رفت وقتی میرفت کونش داشت آتیشم میزد با هر قدمش لمبر های کونش بالا پایین میشد گذشت تا فردا که داشتم از باشگاه میومدم دیدم همون دختره تا منو دید چشماش برق زد گفت آقا گفتم اسمم امیره گفت بله امیر آقا من کلید رو تو خونه جا گذاشتم میشه درو باز کنید گفتم من هنوز اسم شمارو نمیدونم گفت اسمم زهراست راستی زهرا اینا واحد رو به رویی ما میشینن من کلید انداختم درو باز کردم باهم رفتیم تو گفتم کسی خونه تون نیست گفت نه پدر برای کار رفته سفر مادرم هم خونه ی مادربزرگ رفته شهرستان گفتم تنها نمیترسی گفت عادت کردم خیلی دلم براش سوخت وقتی رفتیم سوار آسانسور شدیم طبقه 7 رو زد تا آسانسور راه افتاد کیفش از دستش افتاد دوللا شدم براش بردارم سرم خورد رو مانتوش دقیقا نفهمیم کجاش خورد ولی حسابی قرمز شده بود وقتی رسیدیم طبقه 7 جیکش در نیومد ولی تا درب باز شد سریع رفت سمت خونه شون معلوم بود حالش خرابه رفتم خونه گوشیم زنگ خورد صدای مادرم بود گفتم چی شده مامان گفت مادر بزرگت حالش خرابه من و بابات تو راهه شهرستانیم تو نگران نباش تو یخچال همه چی هست و خدا حافظی حالم گرفته شد رفتم جلو تلویزیون نشستم دیدم حالم خوب نمیشه رفتم پایه سیستم روشنش کردم اینترنت رو فعال کردم اومدم شهوانی دوسه تا عکس دیدم حشری شده بودم که زنگ خونه به صدا در اومد با یه شلوارک وکیر سیخ شده که هر کاری کردم جمع و جور نشد رفتم دم در وای زهرا بود چه ناز شده بود با اون آرایش کودکانه یه شلوار کشی پاش بود یه بشقاب غذا هم دستش بود گفت بفرمایین منم گفتم از کجا فهمیدین کسی خونه مون نیست غذا درست کنه اون گفت از کجا باید میفهمیدم گفتم شوخی کردم وایسا ظرفشو برات بیارم گفت لازم نیس فردا بیار تشکر کردم و تعارفش کردم گفت ممنونم و رفت غذارو خوردم رفتم تو تخت که بخوابم چشمام تازه گرم شده بود دیدم یکی بی امون داره زنگ و در میزنه رفتم دم در دیدم زهراست گفتم چی شده گفت میترسم تنهای بخوابم گفتم قبلا که گفتی عادت کردم گفت دروغ گفتم خواستم فکر کنی من شجاعم این اولین شبیه که من تنها میخوابم گفتم قبلا چیکار میکردی گفت قبلا خونه مادر بزرگم نزدیک خونمه مون بود میرفتم یش اونا گفتم مادر بزرگ گفت آره اما مادر بزرگ پدری گفت حالا نمیخوای منو تعارف کنی تو گفتم آخه من تنهام با صدای بغض آلود گفت خواهش میکنم منم دلم سوخت گفتم بیا تو عزیزم گفتم پس تو توی اتاق بخواب من بیرون درو از تو قفل کن گفت باشه وقتی میرفت تو اتاق بالشش هم دستش بود گفتم ما خونمون بالش داریم ها گفت من نگفتم ندارین من رو بالش خودم عادت دارم بخوابم وقتی داشت درو باز میکرد بالشتش افتاد و اومد برداره پشتش به من بود وقتی قمبل کرد نزدیک بود کیرم شلوار جر بد تو چن سانیه کیرم شق شق شد اومد بلند شد با ناز کونشو تکون میداد که من آتیش میگرفتم برگشت یه نگاه بهم کرد وقتی کیرمو دید دوباره سرخ شد وقتی فهمی قمبل میکنه خوشم میاد دیگه همش قمبل میکرد میگفتم چیکار میکنی میگفت ورش شبانگاهیه همه اعتماد به نفسمو جمع کردم رفتم جلو بعد گفت این در چرا باز نمیشه رفتم پشتش دستمو از دورش بردم خودمو چسبوندم بهش گفتم دستتو بزار رو دستگیره فشار بده گفت نمیشه منم گفتم سعی کن منم داشتم از پشت بهش میمالوندم فک کنم چن دقیقه ای شد داشتم بهش میمالوندم که شلوارشو کشیدم پایین چوچولشو میمالیدم داشت برا خودش حال میکرد کیرمو میمالیدم رو چاک کونش گفتم برو بخواب رو تخت تا بیام رفتم کرمو برداشتم رفتم تو اتاق یه بالش گزاشتم زیر شکمش کیرمو با کرم مالش دادم رفتم سر وقت سوراخش خیلی تنگ بود به زحمت یه انگش توش کردم یه انگشتوکردم دوتا زهرا هم تو این مددت جیکش در نمیومد منم کیرمو تا ختنه گاه فرو کردم توش که زهرا تن تن نفس میکشید گفت آآآآآآآآآآ آآآآآآآآی درش آوردم کیرمو بیشتر بهش کرم زدم تا ته کردم تو که زهرا برای اینکه جیغ نزنه بالشو گاز میگرفت شروع کردم تلمبه زدن نفس های من بیشتر شده بود زهرا هم داشت برا خودش حال میکرد که آبم اومد ریختم رو کون زهرا باهم رفتیم حمام زهرا رو تو حمام دوبار دیگه کردم بعد همدیگه رو شستیم تا صبح هم تو بغل هم لخت خوابیدیم صبح که بلند شدم دیدم زهرا صبحانه درست کرده ولی لباس هاش تنشه من لخت بودم بلند شدم لباسامو تنم کرد یه لب از زهرا گرفتم دست و صورتمو شستم پایان فصل اول


    نوشته: ؟

  • 9

  • 0




  • نظرات:
    •   bache mashhad
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • خالی بندان درجهان صنعتگرند مالی نیستنداماکیرخرند من نمی دونم این پدرمادرهای روشنفکروبی خیال چراتوی محله مانیستند


    •  
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • شق درد آور بود،بد كف كوني!
      فقط يكم فكر ميكردي. بيماري ننه بزرگ بابا بزرگ براي تنها شدن جفتتون خيلي ضايع بود،اونم روز دوم كه همسايه شده گفت بيا بكن توش!توصيف كونت حرف نداشت،خداوند صد در دنيا و دوصد درآخرت قسمت كند.


    •   اقای خودم
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • ای بابا همه چیز چه راحت واسشون جور میشه
      ما خونه یه شبم کسی نباشه 100درصد خیال راحت کسی نمیاد یهو ساعت2 نصفه شب پا میشن میان خونه
      خالی بندی که شاخ و دم نداره


    •   جقول بقول
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • فصل اولش که این داستان گهی بود ببین فصل بعدش چیه. کیر چهار فصل بنده تو کونت.نوش جونت.آقای جغیزیان.


    •   ariyo_13
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • سلام
      من از شيرازم
      25 ساله
      مايلم رابطه رابطه گي بر قرار كنم
      180 65
      كون ميدم


    •   alireza_gol pesar
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • اسمتو گذاشتی مرد ،کثافت هرزه کونی


      آخه بیشرف اینجا جای گی بازیه؟


      کونی هستی به درک برو تو تاپیکهای کونیهایی مث خودت نظر بذار عوضی


      اه اعصابم خط خطی شد


      جمع کن توهم با این داستان کیریت حالم از هرچی بیناموس بازی و بیغیرتی به هم خورد


      شرف سگ و خوک خیلی بالاتر از شماهاست


      من نمیدونم اگه خدا این خانمها رو خلق نمیکرد دیگه راجع به چی و کی اراجیف میبافتین؟


      مردم به دنبال پیشرفت هستن و به دنبال علم و اون وقت اینا به دنبال کون کردنن و نگاه کردن به عکس نوامیس مردم و افتخارم میکنن که جلق میزنن ،افتخارم میکنن به اینکه عکس عالت مزخرفشون رو به نمایش میذارن تا مثلا خانمهای گل این سایت رو طور بزنن


      برای همتون متاسفم جلقیهای بدذات


      نوبت به خواهر مادرتون که میرسه همتون چوب غیرت رو به دست میگیرید و نوبت به یه دختر غریبه که میرسه کیر به دست قربون صدقش میرین و همتون میخواین کونش یا کسش رو بکنید


      اه تف به روزگار


      بچه ها ببخشید به خدا اعصابم خورد شد


      من اصلا اهل بی ادبی و هتاکی نیستم ولی واقعا بهم حق بدید که اینجوری برافروخته باشم


    •   shahin shomal
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • کیر خر تو کس ننه آدم دروغگو .. با برد پیت نسبت داری ؟ آها فهمیدم شما در پیتین
      شرمنده نشناختم .. ولی تو که راس میگی .. شهوانی میای اونوقت نمیدونی با این
      داستان آبدو خیاری حکم حواله خوار مادرت و صادر کردی ؟؟


    •  
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • زود میرم سر اصل مطلب:
      چند سوال:


      1-چندتار مو از کلاه زده بود بیرون؟ مثلا چند تا؟ 2تا یا 126تا ؟ یا انتگرال روی سطح بسته گرفتی که فهمیدی این رو!!


      2-هدفت از طرح داستانت چی بود جدی؟ تخمی کل صحنه سکسیت 5 خط شد؟ همون 5 خط ونصفی توی کونت ننویس دیگه.


      3-تو دو ضرب کردی توی کونش؟ 3چراغ قرمز دادم الکی بهت! کیرم رو هم نمیتونی بخوری


      4-نمیدونم دوستان که کون میکنند :یا یه ضرب میکنند .یا اولش یه کم فشار میارند میبینند درد داره میشن آرنولد تا ته میکنند توی کون طرف...اصلا میدونی سوراخ چند تا کون داره!تقلب نکن سوال اشتباه بود!کون چند تا سوراخ داره؟؟


      در آخر:
      راستی طعم کون چه مزه ای بود؟
      توهم میخوای قوی باشی؟ توهم قوی من بدبخت....اصلا تو کون خور


    •   كوروش50
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • با اون قيافه كودكانه ش داشتي بهش ميماليدي، يهو ديدي داري تا دسته ميكني تو كونش
      به نظرم هيپنوتيزم شده بودي
      چرا تو اين داستانها همزمان وقتي چشمتون يكي را ميگيرد بابابزرگ مريض ميشه و همه ميرن دهات و تو و اون سوژه ميمانند
      يكبار به جاي دهات جاي ديگه برن


    •   sarah.asal
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • دختره تو کفت بود نه؟؟؟روز اول اون داشته تو رو می پاییده نه؟بعد واسه ات آش آورد.خب روز بعد به بهانه کلید می خواست تو رو بکشونه خونه.بابا براد پیت بابا خوشتیپ ورزشکار.عجب خب بعد تو نگفتی در و چجوری واسه اش باز کردی.راستی چرا همه شماهایی که میاین اینجا اراجیف مینویسین ننه بزرگ و پدربزرگتون مریض میشن و مامان باباتون میرن شهرستان!!!!شاید اپیدمیه ما نمیدونیم.همه اینا رو بی خیال.این دختره رو چه حساب واسه تو غذا میاورد انقدر دخترا پررو شدن بی دلیل میرن در خونه پسر و میزنن.بعدم که اومد با بالشتش خونتون و ورزش شبانگاهی کرد.ببین امروز به کسی فحش ندادم ولی برج میلاد از بالا تا پایین تو کونت استادیوم آزادی با همه جمعیتش تو کون مادر آدم دروغگو و حروم زاده جقی خفه شو دیگه ننویس


    •   خاله میترا
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • سلام خاله نوش جون هر دوتون


    •  
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • :)) پسر غیرتی:


      پسرم اوج نگیر . بچه بود یک چیزی گفت .شما ببخش.


    •   alireza_gol pesar
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • سلام دوست عزیز پروازی


      چشم شما فقط امر کن دوست گلم


    •   Tak O Tanha
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • چقدر چرند مینویسی،این دخترهای خوشگل و تو کف مونده کجا هستند؟اینجا ایرانه ایران...پسر میره سراغ دختر نه دختر بیا سراغ پسر!!!!!روز اول تو محله جدید دختر همسایه خوشگل و تو کف مونده...پیش خودت چی فکر کردی این اراجیف رو نوشتی!!!!!همزمان دو تاتون تنها،بستگان در حال مرگ و جان دادن........


    •   دکستر 7
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • نخشدخادافسسدراکبدسپسچ ؛ اینا میدونید چیه!؟
      .
      .
      .
      ..
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      ..
      .
      .
      . حروف اول نظرات بالا البته سرکاری از بی کاری!


    •   arash.ghost
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • کس خول محترم سولاخ عالی متعالی.
      واسه خودت کس مشنگی هستیا.


    •   arash.ghost
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • کس خول محترم سولاخ عالی متعالی.
      واسه خودت کس مشنگی هستیا.


    •   HADES 98
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • مامانت همین جور ولت کرد تا بری به دختر مردم بذاری.من جای تو بودم میرفتم کون مامان بزرگم رو میبوسیدم که برای نوه اش موقعیت جور کرده


    •   شهرو...
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • هه هه اینا روز اول اومدن کی وسایلشونو چیدن کی آش پختنو تقسیم کردن ؟راستی بچه زرنگ دوره قفل بازکنی هم که دیدی ببین من گی نیستم اما مجبورم کردی بگم کیرم تو ...ای تف تو اون سوراخ کونت با این چرندیاتت. آخه کونی دختره شب اول بالش بدست اومد ...هیچی بابا بیخیال .برو جقتو بزن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو