سکس با عروس خاله

    با سلام خدمت دوستان شهوانی داستانی که براتون مینویسم عین حقیقته و منم اهل چاخان ودروغ هم نیستم و اگه فحش بدین دیگه ادامه نمیدم داستان مال چندین ساله پیشه اون موقع 20 سالم بود در ضمن اسمم مهدی و اندازه کیرم الان 17 سانتی میشه اسم عروس خالم زهرا اون موقع 2 سال ازم کوچک بود داستان از اونجا شروع میشه که پسر خالم با این که زن داشت دختری رو فراری داده و با کمال پر رویی به خونش پیش زن قبلیش اورده بود با دخالت پلیس و دستگیری هر دو و رفتن به زندان به جرم رابطه زنای محسنه زن و مرد هر دو به زندان رفتند که بعد چند ماه دختره ازاد ومرده در زندان موند اصل ماجرا از اینجا شروع میشه

    عروس خاله به همراه دخترخاله خونه ما اومدند اواخر بهار بود و میوه گیلاس در حال رسیدن . ما 3 نفری در حال گشت زنی در باغ بودیم و از این در و اون ور صحبت میکردیم لحن صحبت عروس خانم خیلی حشری بود با این حال من زیاد به روم نمییاوردم بعد از مدتی که باهم اشنا شدیم عروس خانم رو به من کرد وگفت ی چیزی بهت بگم ن نمیگی گفتم بستگی داره چی باشه من پیش خود فکر کردم حتما پولی چیزی میخاد نگ خانم کیر میخاد اخرش هم نتونست منو حالی کنه تا این که دختر خالم با کمال پر رویی و به من فهموند که خانم چی میخاد منم با زبون اشاره بهش فهموندم اینجا جاش نیست ..... بگذریم ... قرار بر این شد سر فرصت بهش خبر بدم چند روز بعد به بهانه دکتر اومد پیشم و با هم زدیم بیرون ... جا و مکان هم نداشتم تنها امیدم حمام عمومی شهرمون بود که تو اون فصل هم بدلیل گرمی هوا حمام کاملا خلوت بود عروس خانم با چادر رفت داخل حموم منم دنبالش قبلا هم ی ساک کوچیک و حوله ژیلت و غیره رو هم از بیرون خریده بودم وبه عروس خانم هم فهموندم که هر نمره خصوصی که درش باز بود رو بره داخل منم حواسم بهش بود راه روی حموم طوری بود که از جای انتظار و صف مردانه میشد صف زنونه رو دید از شانس ما به غیر از ما کسی اونجا نبود بلا فاصله با هم رفتیم داخل.... سرتونو در نیارم اصل ماجرا از این جا شروع میشه وارد نمره خصوصی که شدیم مثل ندیده ها همو گرفتیم تو بغل بعد لب خوریشروع به در اوردن لباس کردیم توضیح اینه عروس خانم 6 ماهی میشد که سکس نکرده بود من از دیدن بدن لختش بیحال شدم چون تا به حال اینجوریشو ندیده بودم سینه متوسط به بالا سفید و سر بالا بدن سفید کوس سفید با کمی مو مثل کوس بچه ها بدون چوچوله ژیلتو برداشتم کوسشو سفید کردم و خودمم اصلاح کردم بعد افتادیم به جون هم اینقدر برا همدیگه ساک زدیم که زیر ساک ی بار خانم ارضا شد بعدش خانومو په پشت خابوندم کس سفید و سینه هاش جلوم بود سر کیرمو به ارومی کردم تو نفش داشت بند می اومد خودش اقرار کرد این بعد سکس اول و زده شدن پردش دومین سکسش بود زیر من داشت جون می داد به زور راضیش کردم صداشو بیاره پایین داشت منو پاره می کرد خلاصه بعد حدود نیم ساعت سکس دوباره ارضا شد و منم ابمو ریختم رو صورتش بعدش ی دوش گرفتیم و من اولش در حمومو باز کردم و در رفتم این ماجرا بعد گذشت چندین سال با فاصله زیاد همچنان ادامه دارد . امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه دوست داشتین بعد ها سکس با دختر خاله رو هم مینویسم
    نوشته: مهدی

  • 1

  • 3




  • نظرات:
    •   داریوشم
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • (dash)


    •   mohabi
    • 3 سال،1 ماه
      • 5

    • اون موقع تو جون بیست ساله داشتی اب کیرتو مزه میکردی ببینی چه طعمیه ی بعد رفتی تو حموم نمره با زن شوهر دار سکس کردی هیشکی هم ندید؟ تازه خودشم التماست کرده که بیا بکن؟! اهل چخانم نیستی؟! یعنی کیر خرزو خان تو حلقت با این داستان تخمیت


    •   صدای گیتار
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • یعنی تا به این سن رسیدم‌ هییییییییییییچ کسخلی رو ندیم که اینطوری ابلهانه چاخان کنه.


    •   Dream-girl
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • خیلی ممنون از لطفتون همین یبارم شرمنده فرمودین و راضی بزحمت نیستیم مجددا دست به قلم شین .سوتی های داستانتون انقدری هستند که حالا حالاها خشک بشو نیست .
      عروس خاله جلو خواهر شوهر میگه من ابنبات میخوام ، خواهر شوهرم براتون به زبان شهوانی ترجمه میکنند. بسیار عالی ابرو باد و مه خورشید و فلک همه در کارند تا حاج اقا عروس خاله رو یه لقمه چپ کنند . حموم رو خلوت کردند و حمومی رو هم خر کردند و چشمای ملت رو هم چپ کردند تا تشریف ببرید حموم نمره .! انگار درب خونه ست ! من باز میزارم تو بیا تو!! بعدش هم ببخشید هر دو به ساک زدن مشغول شدین !!! نقش ذکر داستان رو شما بازی کردین اما ایشان شما رو پاره کرد!! حالا داستان من دراوردی پسرخاله ات که دیگه بماند.

      شما اخبار انگلیسی در شبکه 4 بگید بهتره فکر کنم پیشرفت کنید .اما داستان ننویس.


    •   Dream-girl
    • 3 سال،1 ماه
      • 4

    • یه چیزی یادم رفت بپرسم فرمودین زهرا خانم اونموقع دو سال از شما کوچکتر بود ، انشالله که امسال همسن شدید؟ پرسیدم چون کنجکاویه دیگه .


    •   shahx2
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • اما اصل ماجرا: پسر خالت یک زن خوشگل میگیره تو هم چند دفعه ای در جمع فامیل سعی میکنی با تیکه انداختن مخشو بزنی طرف میزاره کف دست شوهرش. پسر خالت هم یکروز به همراه داداشاش و برادرخانمهاش تورو به خونه باغشون دعوت کردن وقتی رسیدی اونجا بردنت داخل حموم دسته جمعی انچنان پشتتو کیسه کشیدن که دیگه هوس زن شوهر دار نکنی!! فقط مشکل اینه که از اون موقع به جای زنای فامیل هی هوس شوهراشونو میکنی!!!!


    •   shahx2
    • 3 سال،1 ماه
      • 4

    • اولا زنای محسنه و حکم زندان مال وقتی است که یک مرد با زن شوهر دار خوابیده باشه وقتی دختر مجرد و مرد متاهل باشه حکم فرق داره چون در دین ما مرد مجاز به داشتن چند زن است اما خانم ها فقط میتونن یک شوهر داشته باشن تا اینجاش که زر مفت بود دوما شما سکس دومش بودین؟ یعنی یکبار شب زفاف داده بود بعد لنگاشو بسته بود منتظر مونده بود که شوهرش بره زندان بیاد به تو بده؟؟ من فحش نمیدم دوستان زحمتشو میکشن!!


    •   شماره رند
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • دختر خالت خیلی راحت و ریلکس و با وجدانی آسوده و دلی آرام و ضمیری شاد!!!! دلالی زن برادرش را برای شمای مجلق الحال افیونی دو پیلی ایکبری مف تفی انجام داد و شما هم خارجی تشریف دارید که حمامهای آنها همانند استخرهایشان اوپن مایند هستند و در ادامه ترتیب دختر خاله، آن یکی دختر خاله، پسر خاله، این یکی پسر خاله، خود خاله و در نهایت شوهر خاله را میدهید و ما هم مانند اعاعره یعنی الاغان!!!! از صمیم قلب و روی باز با شادی و نشاط باور کرده و با دممان گردو میشکنیم برایت ای دلاور... خدا قوت پهلوان...!!!!!!!!!!!


    •   3xFarzad3x
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • تو بياي توهمات مغز پريودت رو اينجا پياده كني بعد شرط بزاري كه اگه فحش بدين ادامه نميدي؟ واقعا نميدونم چي بگم تو ذهن موجوداتي مثل تو چي ميگذره انيشتين هم نميتونه حدس بزنه ، عروس خالت اون موقع دو سال ازت كوچيكتر بود؟ يعني الان هم سنين؟ خدايا من به اين عجيب الخلقه هاي تو چي بگم دلم خنك بشه ، برو واسه خودت خوش باش


    •   vahidkir20santi
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • 2آخه ابله کونی
      واقعا چی فکر کردی اینو نوشتی
      از هر جهت فکر میکنم دلت کیر میخواد


    •   Ali_5
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • مادرت گاییدم با این داستانت


    •   fuck_life__
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • :-D کیرم تو شوهرخالت بااین خانواده اش


    •   Delete18
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • آخه چی بگم تورو خدا اصلا میدونی چیه به نظر من تو یه کونی تشیف داری که اونی که همیشه میکندت باهات قهر شده حالا بخاطر نبود کیر قاطی کردی اینو نوشتی آره عجیجم (biggrin)


    •   Master_Fucker
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • داستان اصلی :


      بسم الله الرحمن الرحیم


      گایش شدید من توسط داماد خاله ، روزی سه بار ، هر بار به مدت ۴۰ (biggrin)


    •   REZA.AZARSA
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • یعنی داستان خیالی درست هم نمیتونه بنویسه ... (hypnotized)


    •   Hamed mashhad
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • ميگم ضريب نفوذ اينتر نت خوب زباد شده تو ديونه خونه هم نت نفوذكرده


    •   morteza2595
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • کسکش این چی بود نوشتی تو حما عمومی تو کونت خیارو کدو تنبل بزرار کسخل


    •   arvin_mav
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • عاقا واقعا چه اصراری اینجا داستان بنویسی؟ لال از دنیا میری چیزی نگی؟
      برای عروس کسخول خاله ات ساک زدی؟؟!!!
      "به زور راضیش کردم صداشو بیاره پایین داشت منو پاره می کرد"
      جدی باید سایت یه تجدید نظری راجع به داستانهاش و بعضی نویسنده های کسخولش بکنه.


    •   kahkashan
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • این که گفتی چیزی نیست
      من یه فیلم هندی دیدم طرف طناب انداخت هلیکوپتر رو گرفت


      تازه هلیکوپتر میخاست بره این نمیزاشت (biggrin) (biggrin) (biggrin)


    •   vitamin4rooh
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • (dash) (dash)


    •   karoon.resalat
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • کیرم دهنت


    •   faryfot
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟فاک


    •   cpt_baes
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • نوش دادا


    •   amir3241
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • کنونی کنونی گاه نخور


    •   Boyzsexi
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • کیری ترین داستان سال


    •   ss2002bb
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • منم اهل چاخان ودروغ هم نیستم و اگه فحش بدین دیگه ادامه نمیدم
      فدای سرم که ادامه نمیدی , نکنه فکر کردی ما خیلی دوست داریم تو ادامه بدی خخخخخخخخخخخ نه دادا تو همون جلقتو بزنی بهتره.


    •   ss2002bb
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • ... اسم عروس خالم زهرا اون موقع 2 سال ازم کوچک بود... نکنه الان 2 سال ازت بزرگتره که اینو نوشتی خخخخخخ
      خب بیشعور اونموقع و الان نداره که , بهرحال 2 سال ازت کوچیکتره دیگه.
      بابا خداییش اینا رو ببین هنوز سواد کافی واسه نوشتن ندارن اومدن اینجا واسه ما داستان سرایی میکنن.خخخخخخخخخ


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو