سکس با عشقم سمیرا

    سلام به دوستان من سهیل هستم 20سالمه قد 180وزن 75 این داستان مربوط میشه به قبل از دوران سربازیم یعنی همون دوسال پیش من تک فرزندم ویک خاله بیشتر ندارم که اون هم مادر سمیرا است و سمیرا هم مثل من تک فرزند هستش،سمیرا دوماه از من کوچک تراست ودختری خوشکل با موهای مشکی وچشمانی سبز هیکل فوق العاده زیبا،من ودختر خالم از بچگی با هم بزرگ شدیم ودر هر مورد با هم مشورت می کردیم از درس گرفته تا نحوه لباس پوشیدن همدیگه


    سال نود بود که هر دو باهم گوشی وسیمکارت گرفیم وهر شب تا به هم پیام شب به خیر نمی فرستادیم خوابمون نمی برد من وسمیرا اصلا توی فاز سکس نبودیم ودرسن16،17سالگی به بوس ولب قانع بودیم ،گذشت قبل از عیدسال96بودکهمن دفترچه پست کردم که عازم خدمت بشوم وقتی که جواب دفترچه اومد همه مخصوصا سمیرا خیلی ناراحت بودن چون من هیچ وقت ازشون دور نبودم دقیق ده روز مونده بود به تاریخ اعزامم که پنج شنبه بود وپدر ومادرم هم رفته بود یه شهر دیگه واسه سرزدن به عمم اینا که من باهاشون نرفتم که عصر ساعت 3بودو هوابارونی بود وسمیرا زنگ زد که دلم می خواد با هم بریم بیرون واز هوا لذت ببریم منم دل تو دلم نبود سریع رفتم حمام وبه خودم رسیدم وسوار ماشین شدم ورفتم خونه خالم در زدم خالم درو باز کرد رفتم داخل وواسم یه چایی ریخت اورد چایی رو خوردم گفتم خاله اجازه می دی منو سمیرا بریم بیرون که گفت سمیراوقتی که تو از خدمتت برگردی زن تو میشه ازمن اجازشو می گیری؟ بعدسمیرا اومد بیرون وای که چه خانومی شده بود از خالم خداحافظی کردیم ورفتیم توی سطح شهر باماشین می گشتیم ساعت حدود7بود که سمیرا گفت هوس کشیدن قلیان کردم منم گفتم بریم خونه ما قلیون بکشیم رفتیم طرف خونه ما ماشینو زدم کنار دیوار وپیاده شدیم دررو باز کردم ورفتیم تو ساختمان به سمیرا گفتم راحت باش وخودم رفتم زغال اماده کنم به سمیرا هم گفتم شعله بخاری رو زیاد کن تا خونه گرم بشه خودمم بساط چای وقلیون رو اماده کردم واومدم کنار سمیرا نشستم وشروع کردیم به قلیون کشیدن که سمیرا گفت سهیل عشقم گرمم هست منم گفتم خب لباس هاتو دربیار اونم لباس هاشو دراوردوفقط با شلوار جین تنگ وتاپ بنفش کنار من نشسته بود منم احساس گرما کردم رفتم وشلوارک ورکابی پوشیدم اومدم کنار سمیرا و نزدیک هم نشسته بودیم که من دست کردم توی موهای مشکیش وشروع کردم نوازش کردن کم کم دستم رو اوردم پایین تر وسینه هاشو می مالوندم یه لحظه سمیرا صورتشو اورد جلو ولب هامون توی هم قفل شد منم شروع کردم لب گرفتم حدود دودقیقه ای لباشو می خورم که لباشو ول کردم واز لاله گوشش شروع کردم خوردن واومدم پایین ورسیدم به تاپش وتاپشو در اوردم دیدم دوتا ممه سفید دارن توی اون سوتین صورتی خود نمایی می کنن سوتین رو دراورم وافتادم به جون سینه هاش اونم انگار روی سینه هاش حساس بود صدای اه واوهش تمام خونه رو گرفته بود سینه هاشو خوردم واومدم پایین نافشو لیسیدم ورسیدم به شلوارش با کمک خودش درش اوردم ودیدم یه شرت صورتی که با سوتینش ست بود واز زیر شرتش لبه های کسش معلوم بود شرتش رو در اوردم وای چی میدیدم یه کس خوشکل بدون مو شروع کردم خوردن کسش اینقدر خوردم که دوباره اه وناله سمیرا بلند شد وارضا شد بی حال افتاده بود که من گفتم حالا نوبت توهست که منو به لذت برسونی اونم بلند شد وگفت چشم عشقم وبا کمک خودم لباس های منو دراورد وقتی که شرتم رو در اورد نگاهش به کیرم افتاد وگفت چه با ادب احترام گذاشته وبلند شده که هر دو زدیم زیر خنده گفتم سمیرا واسم می خوریش اونم گفت باشه وشروع کرد خوردن ولی بلد نبود وهمش دندوناش می خورد به کیرم واذیتم می کردم که گفتم از خیرش گذشتم وبلند شدم وسمیرا رو روی دوتا دستم بغل کردم وبردمش توی اتاق خواب خودم وچراغو خاموش کردم ونور مخفی هارو روشن کردم ویه اهنگ عاشقونه گذاشتم ورفتم طرف عشقم وبه سمیرا گفتم می خوام امشب واسه همیشه مال من بشی تا کسی جرعت نکنه نگاه چپ بهت بکنه اونم از خدا خواسته قبول کرد رفتم روی تخت وکیرم رو گذاشتم لبه کسش وبالا وپایین می کردم که از لذت می گفت عشقم جرم بده منو زنه خودت کن ومنم اروم اروم شروع کردم فشار دادن همینطور که کیرم کم کم می رفت داخل درد سمیرا هم بیشتر می شد که سرمو بردم نزدیک صورتش ولبمو گذاشتم روی لبش ویهو همه کیرم رو فشار دارم که سمیرا اشک توی چشماش جمع شده بود لباشو ول کردم وکیرم رو کشیدم بیرون کیرم خونی شده بود به سمیرا گفتم مبارک باشه عشقم زن من شدی وخون های دور کس سمیرا رو پاک کردم ورفتم کیر خودمم شستم واومدم کنار سمیرا وکیرم رو گذاشتم دم کسش وفرو بردم داخل وشروع کردم تلمبه زدن که سمیرا انگار دردش تبدیل به شهوت شده بود صداش کل اتاقو برداشته بود حدود پنج دقیقه تلمبه زدم که حس کردم ابم داره میاد در اوردم وهمه ابمو روی شکمش خالی کردم وبی حال افتادم کنارش وشروع کردم لب گرفتم که سمیرا گفت من ارضا نشدم منم کسش رو خوردم تا ارضا شد بعدش من رفتم حمام ووقتی اومدم بیرون دیدم سمیرا لباساشو پوشیده وقلیان رو جمع کرده منم لباس هامو پوشیدم نگاه ساعت کردم دیدم ساعت نه ونیم هست اومدیم بیرون وسوار ماشین شدیم ورفتیم طرف خونه خالم تو راه هم از سمیرا تشکر کردم ورسیدیم خونه خالم رفتیم داخل وخالم شام اماده کرده بود وشام رو خوردیم ومن اومدم خونه از اون جریان به بعد هر وقت که مرخصی می گرفتم ومیرفتم خونه با سمیرا سکس می کردیم وهفته پیش مراسم عقدمون بود به امید خدا بعداز عید هم مراسم عروسی مون هست ،ببخشید که طولانی شد ارزو دارم همه همینطور که من به عشقم رسیدم بقیه هم به عشقشون برسن.


    نوشته: سهیل

  • 12

  • 9




  • نظرات:
    •   30na.koslis
    • 2 ماه
      • 0

    • عالیه


    •   black.master24
    • 2 ماه
      • 1

    • و بازهم یک جقی خاطره آفرید


    •   پریشانحال
    • 2 ماه
      • 0

    • کس


    •   ehsan balae
    • 2 ماه
      • 0

    • گرفتی کردی نوش جونت بازم بکن ولی کس نگو


    •   kokarostam
    • 2 ماه
      • 2

    • تخمی تخیلی بود
      سمیرا که اینقدر زود بهت کس داد چرا تا اون زمان صبر کرده بود؟ عزیزم اینقدر جق نزن تا جوش صورتت کم بشه.
      کلا شاشیدم تو داستانت. اگر گفتی چرا نویسنده ها قد 180 دارند؟ یادت رفت بگی کیرت کلفته.


    •   kalash
    • 2 ماه
      • 0

    • الانم میاد قلیون بکشیم??


    •   ناصر39
    • 2 ماه
      • 2

    • یک داستان دقیقا کپی شده از روی داستان های دیگه !فاجعه بار ! یعنی تو نمی دونی دختری رو که یکبار بکنی دیگه نمی شه عقدش کرد ! یعنی تو نمی دونی دختری که پرده اش زده بشه پر از خون میشه !اون موقع تو چطوری خوردی! بابا خون اشام ! امروز تمام کامنت ها رو لایک کردم چون توصیف دقیقی ازت داشتن ! ضمنا سکس بدون کاندوم رو هم ترویج نده


    •   Mamdali0102
    • 2 ماه
      • 0

    • که اینطور؟
      موندم چرا سکس برا بعضیا شده رویا؟؟؟
      لاقل صد تومن بزار تو جیبت برو پیش خانومی
      بعد بیا اونو تعریف کن برامون


    •   fordo90
    • 2 ماه
      • 0

    • ایشاالله که خوشبخت بشین خوب بود بدون غلط


    •   Hooman.esf.60
    • 2 ماه
      • 0

    • مرده شور این خلاقیت نداشته تون را ببرن
      یعنی شاشیدم توی هر خاطره و داستانی که این وااای چی میدم را توش استفاده کرده باشند
      تا همون جا میخونم و یه دیسلایک نثار نگارنده بی ذوقش میکنم
      چهارتا فحش هم توی دلم میدم و ...


    •   Mohsentoot
    • 1 ماه
      • 0

    • دیدم که دو تا ممه ی سفید دارن توی اون سوتین صورتی خود نمایی میکنن


      کیرم تو کس خواهرت و اون سمیرات با این نوشتنت.. قشنگ مشخصه یه بچه دبستانی دست راستش تو شورتشه و داره با دست چپ با دودولش بازی میکنه و با تخیلات تخمیش مینویسه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو