سکس با مادرم یک آرزوی دیرینه

    سلام خدمت همه عاشقای سكس.سعید هستم.٤٠سال سن دارم. از وقتی یادم میاد تو نخ كس و كون مادرم شوكت بودم. همیشه دنبال فرصتی بودم كه بدن مادرم را دید بزنم. شوكت جنده تو جوونی خوش هیكل بود و پدرم تو مهمونیها به وجودش جلوی دوست و رفیق و فامیل افتخار میكرد. یكی دو تا از شوهرخاله هام بدجور تو كف مادرم بودن و میشد از كیرهای شق شدشون كاملا فهمید. پدر من هم كه اهل مشروب بود وقتی مست میكرد دیگه چیزی حالیش نبود. اونا هم با خیال راحت از دید زدن مادرم لذت میبردن. اینكه مادرم با شوهر خواهراش مخصوصا یكیشون رابطه داشت یا نه، معمایی بود كه اخیرا برام حل شد. خلاصه سرتون را درد نیارم، پدرم مرد و مادرم با ٦٠ سال سن تنها موند. ولی من همچنان تو نخ كون گنده و سینه های بزرگ و آویزونش موندم. فكر میكردم دیگه تو این سن شاید دیگه حس و حال كس و كونشو ندارم اما مدتی قبل كه مادرم بیمارستان بخاطر بیماری بستری شده بود، دیدن ناگهانی بدن لختش، حس جوونی منو زنده كرد. فهمیدم كه هنوز هم كیرم با فكر كس و كونش سیخ میشه. چند وقتی ازین ماجرا گذشت و من دائم به فكر راهی برای فتح كس مادرم بودم. یبار اینقدر حالم بد بود كه با تصور كردن كسش جلوی عكس بابام، آبمو خالی كردم روی قاب عكس پدرم. تا اینكه به حدی از جنون رسیدم كه مجبور شدم كارایی بكنم تا بتونم مادرم را بكنم. اولین راه و ساده ترین راهیكه بنظرم اومد و بنظر خیلی ها میاد، استفاده از قرصهای خواب آور بود. خیلی تحقیق كردم و قبلش بصورت آزمایشی و مخفیانه روی زنم اجرا كردم و جواب گرفتم.روز موعود فرا رسید. طبق برنامه میبایستی هفته ای یكشب پیش مادرم باشم. اون شب ضربان قلبم بخاطر كاری كه قرار بود انجام بدم، خیلی زیاد شده بود. ولی من تصمیم خودمو گرفته بودم. بایستی ولو شده یه دست به كس مادرم میزدم. از شانس من اونشب مادرم رفته بود حمام و خیالم راحت بود كه حسابی هلو شده. راستش را بخواهید اصلا به پیر بودن و مادر بودن و پدرم فكر نمیكردم. فقط فكرم كس بود و كس بود و كس. یك جنون واقعی بهم دست داده بود. خلاصه: محلول مورد نظر را آماده كردم و منتظر شرایطی بودم تا بدم بخوره. حدود ساعت ١٢ بعد از نیم ساعت خوابیدن مادرم شروع كردم به انجام حركتهایی جهت اطمینان از عملكرد محلول. با موبایل شماره خونه را گرفتم و كلی زنگ خورد، اما تكون نخورد. دوباره زنگ زدم و اینبار رفتم صداش كردم و تكونش دادم. اما بیدار نشد. وقتی مطمئن شدم كه محلول عمل كرده، آماده شدم برای انجام نیت شوم و در عین حال ، رسیدن به آرزوی یك عمر. تو دل شب، صدای ضربان قلب خودم را میشنیدم .لرزش دستام زیاد شده بود. سعی كردم با چند تا نفس عمیق، به خودم مسلط بشم. دستمو گذاشتم روی شلوارش و یواش كسشو مالیدم. چون خیلی شكم داشت خوب نتونستم لمسش كنم. بخاطر همین دستمو بردم تو شلوار و زیر شرتش. واااااای دستم خورد به كس مادرم. باورم نمیشد. به آرزوی دیرینه خودم رسیده بودم، ولی این اول راه بود. وسوسه شدم برم قاب عكس پدرم را بیارم بزارم روبروم تا شاهد این صحنه باشه. ببینه كه پسر حرومزادش، داره زنشو میماله. لباسشو دادم بالا ، سوتین كه نمیبست هیچوقت. پستونای بزرگ و آویزونش را لمس كردم و یكم خوردمش. كیرم دیگه تو شلوارم جا نمیشد. شلوار و شورتم را در آوردم و كیرمو بردم یواش روی لباش گذاشتم و برگشتم به عكس پدرم نگاه كردم. یواش گفتم كسكش كجایی؟ ببین كیرمو گذاشتم كجا؟ ببین مادر جنده. میخام زنتو جنده خودم كنم. یه عمر تو كردیش، حالا نوبت منه. میخام شوكت را جنده كنم. بابا ببین. با این حرفا لذتم چند برابر میشد. جلوی شلوارشو با دست پایین نگه داشتم و با دست دیگرم شكمش را دادم بالا و دهنمو گذاشتم روی كس مادرم. من به كس مادرم رسیده بودم و الان به چیزی جز ارضا شدن فكر نمیكردم. دوس داشتم شلوارشو در بیارم ، ولی دوباره پوشوندنش داستان میشد. مادرم اصلا تكون نمیخورد و حسابی در خوابی عمیق بسر میبرد. دیگه نتونستم تحمل كنم، كاندوم را گذاشتم روی كیرم و گذاشتم لای كسش، و با اولین تكون، تركیدم. لذتی وصف ناشدنی و وصف ناپذیر. سریع رفتم دستشویی، خودمو شستم و دوباره برگشتم. شهوتم تموم نمیشد. پاهاشو باز كردم ، ولی نمیشد شلوارشو پایین نگه دارم. یه شلوار شده بود سر خر من. هیج جوره راه نداشتم به كس شوكت جنده. تصمیم گرفتم شلوارشو پاره كنم. كاری بود كه شك آور هم نبود.درز شلوار را كشیدم و پاره كردم. خیلی خوب همكاری كرد. حالا دیگه پاهاش باز بود و من جلوی كسش . شورتشو زدم كنار و چراغ موبایلمو روشن كردم. بالاخره به آرزوی سی ساله خودم رسیدم. كس مادرم جلوی چشمام. زبونمو گذاشتم روی چوچوله مادرم و با تمام وجودم حسش كردم. زیر نور موبایل بجایی كه ازش اومده بودم نگاه میكردم و میبوسیدمش. از لابلای موهای كسش لباشو پیدا كردم و زبونمو گذاشتم توی كسش و با تمام وجودم شیره كسشو چشیدم. گاهی هم فقط نگاش میكردم. دیگه وقتش بود كه كیرمو تو كس مادرم جا بدم. كاندوم را از ترس اینكه یوقت تو كسش خالی نكنم كه گندش در نیاد كشیدم را كیرم و با مقداری وازلین چربش كردم كه راحت بره تو. عكس بابامو آوردم جلو تا شاهد كس دادن زنش باشه. تا اومدم بزارم تو كه یهو با تكون خوردن مادرم و جمع كردن پاش و به پهلو شدن ،بد ضد حال خوردم. حالا چیزی كه نظرم را جلب كرده بود كون سفید و بزرگش بود. كمی صبر كردم تا شرایط عادی بشه. مقدار وازلین را بیشتر كردم و از پشت گذاشتم لای پای مادرم. نفهمیدم كیرم كجا رفت. توی كس، توی كون یا لای پا. فرقی هم نمیكرد. ولی سعی كردم هر جور شده بزارم تو كسش. اینقدر شهوتی بودم كه به یك دقیقه نكشید كه خالی شدم. فوق العاده بود. واقعا لذت سكس با مادر با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست. من موفق شده بودم مادرم را بكنم و حس خوبی داشتم. كیرمو كشیدم بیرون و با دستمال سعی كردم چربی وازلین را پاك كنم. البته نگرانی نداشت، چون تا صبح جذب پوستش میشد. لباساشو مرتب كردم و با اینكه دوست داشتم باز هم باهاش ور برم، از ترس اینكه اثر محلول خواب آور تمام بشه، بی خیالش شدم. عكس پدرم را گرفتم و رفتم اتاق خودم. كاندوم را دراوردم و همه آبمو ریختم روی دهن پدرم. و هی میگفتم بخور بابا. برای كس زنت در اومد. ازین كار لذت میبردم خیلی. بعد هم با كنی عذاب وجدان خوابم برد. صبح كه بلند شدم دیگه از عذاب وجدان خبری نبود و مرور اتفاقات شب گذشته بدجور منو حشری كرده بود. وقتی اومدم بیرون از اتاق، دیدم مادرم نشسته و داره تی وی میبینه. سلام كردم و از حالش پرسیدم. گفت خوبم ولی یكم سرم درد میكنه. در حال صحبت یهو متوجه سفیدی رون پاش شدم كه از قسمت پارگی شلوارش پیدا بود. برام جالب بود كه هنوز متوجه پارگی نشده بود. بهش گفتم میرم برات قرص سردرد میگیرم تا سرت خوب بشه. اینجا بود كه دوباره شهوت سكس با مادرموجودم را گرفت و تصمیم به اجرای مجدد برنامه دیشب گرفتم. این بود داستان شب رویایی من كه بعد از سالها انتظار بهش رسیدم. البته این آخر این ماجرا نبود بلكه شروع یك زندگی جدید با اتفاقات زیادی بود كه در قسمتهای بعدی براتون مینویسم.امیدوارم از فانتزی سكسی من لذت ببرید.


    نوشته: سعيد

  • 3

  • 32




  • نظرات:
    •   Mjavad24
    • 6 ماه،4 هفته
      • 2

    • کصشر


    •   بچه-ای-خوب
    • 6 ماه،4 هفته
      • 3

    • شوکت از همون اول جنده بود آشغال کثیف!
      یکبار رفته بودم قلعه یا همون شهرنو مامان جندت اونجا بود و معروف بود به شوکت چشم بلبلی،
      واقعا بهت میاد حروم زادگی، معلوم نیست تو محصول کدام شب از شبهای قلعه هستی دیوث.


    •   Tehshargh
    • 6 ماه،4 هفته
      • 5

    • متاسفم که حداقل رگه ای از شرم و حیا و انسانیت تو صحبتهای کثیفت دیده نمیشه.


    •   mayapa
    • 6 ماه،4 هفته
      • 4

    • تو کوس خولی بیش نیستی که مطمینا از بچگی مادر نداشتی تا بدونی مادر چیه؟؟؟ بعدش تو زن داشتی و رفتی سمت مادرت؟ کوس خول مغزت بگارفته. یه کم کمتر بزن


    •   سانسا
    • 6 ماه،4 هفته
      • 3

    • دیگر ننوشتن تو ارزویم است


    •   Khale.Fati
    • 6 ماه،4 هفته
      • 4

    • ببینید الان مساله کصشر نوشتنِ ایشون نیستش
      مساله معلوم نیس چیه دقیقا :|
      معلوم نیست کجای کار شروع کرد بلنگه که بی غیرتی یهو انقد جا افتاد بین بچه ها.
      اقا این یکی اصلا روشنفکری و امروزی بودن نیس بخدا یکم حیا داشته باشین حرمت مادر خودتونو حداقل نگه دارید.
      این همه بدبختی نکشیده اون زن ک تو انقدی بشی و بیای اینجا اینجوری در موردش بگی...


    •   mrsmith
    • 6 ماه،4 هفته
      • 1

    • دو خط اول رو خوندم... خاک برست تو دیگه کی هستی


    •   Twinkboy
    • 6 ماه،4 هفته
      • 2

    • سلام عزیزم تورو ریدن خدافظ


    •   reza11360
    • 6 ماه،4 هفته
      • 0

    • عالی بود


    •   NicKluS
    • 6 ماه،4 هفته
      • 0

    • جالبه


    •   Nevermindd
    • 6 ماه،4 هفته
      • 0

    • اونجا که نوشتی مجنون شدی و فقط کص میخواستی به زبان ساده میشه همون کصخوله خودمون
      نکته بعدی اشاره کردی بابات دائم الخمر بوده
      اصل قضیه پدره مست و پاتیل میاد میبینه پسرش کون لخت داره جق میزنه میگیره پسرشو میکنه و یه عقده ای حقیر رو تحویل اجتماع میده


    •   Binamariai
    • 6 ماه،4 هفته
      • 3

    • کیر تو اسلام و اخوند که ملت ما رو به چه حد بیماری جنسی رسوندن کم نیستن این روانیهای جنسی که شهوانی و لوتی داره اینا رو بیشترش هم میکنه


    •   tiktak90002
    • 6 ماه،4 هفته
      • 0

    • چقدر بب جنبه هستيد حروم زاده ها. نشونيش همينه كه تو اين سايت ، پلاسيد. داستان تخيلي را خونديد، حالشو بردين، خودتونو خالي كرديد، آخرش عداب وجدان گرفتيد. بدون شك يه خط در ميون محصول جندگي ماماناتون هستيد. قبول نداريد برين تست و آزمايش بدين. خوش بچريد حروم زاده ها تو اين سايت.


    •   ronin555
    • 6 ماه،4 هفته
      • 1

    • روحت پرازکینه ونفرته این دیگه فانتزی نبود


    •   پسرخوب1361
    • 6 ماه،4 هفته
      • 0

    • ایول


    •   sikir
    • 6 ماه،4 هفته
      • 2

    • واقعا اینجا این سوال پیش میاد
      آیا این حیوونا هم جزو همون هشتاد میلیون ایرانی هستن؟
      این که هیچی، فک نکنم بابا و بابای بابا و هفت پشت قبلش هم ادم بوده باشن...


    •   gilase_ghermez
    • 6 ماه،4 هفته
      • 1

    • واقعا چند جمله خوندم ک حالم بهم خورد.خیلی بیشرفی.منتظر باش ک بمیری و پسرت عکستو بگیره جلوش و زنتو بکنه.ک البته تو ن غیرت داری ن شرف ک برات مهم باش.دیگه ننویس بیشرف


    •   kingdool
    • 6 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیر روحانی تو روحت
      معلومه بابات خیییلی کونت گذاشته
      مادرت اگر تورو میرید بهتر بود که تو رو پس انداخت


    •   Omid.znt
    • 6 ماه،4 هفته
      • 1

    • تو اینقدر به خودت توهین کردی که دیگه فحشم نمیشه بهت داد
      کیر عمو جانی تو کونت کسخل


    •   Xknight.1
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • ننویس عامو. گور بگور شده ننویس


    •   undertaker1
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیوانه ی روانی


    •   n_f_404
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • من خار مادر و دخترای احتمالی تورو و اون دونفر که لایک کردن و این سه چهار نفر که به طرفداریت کامنت گذاشتن رو گاییدم
      کسمشنگ کله کیری اینهمه گه خوردی بعد میگی با عذاب وجدان خوابیدم؟کییییر بره تو وجدانت
      آخه زن 60 ساله هم کردن داره کله کیری بدبخت؟
      کیر به قبر پدرت با این پسر حروم زاده‌ش


    •   alipishi
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای خاک براون سرت


    •   shahriar_77
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • خب بابا حق داره بپاشه آبش رو روی عکس
      چون اون اصلا پدرش نیست
      پدرت همون شوهر خالته ???


    •   Koslis_kermani
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوس داشتم داستانتو بنظرم قشنگ بود
      قسمت های بعدی رو با همین اسم بزار و عدد دو و سه بهش اضافه کن


    •   Sharawi
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • حروم زاده ای شک نکن این یک دوما که دیوونه ای


    •   Ashkan02134
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسی راهی بلده من چجوری مامانمو بکنم


    •   eri11
    • 4 ماه
      • 0

    • El_T یکی اینو تک کنه بیداد جواب گه خوریشو ببینه شاشو تو که از ترس جواب از پیامت بلاک میکنی گه میخوری بزرگ تر از دهنت زر میزنی
      اینم جوابت لقمه حرومی
      انقدر حرص بخور کونی تا کونت پاره بشه به گشادی کونت عرضه داشتم خودمو به اینجا رسوندم تو دلال پادو هم همونجا بمون و گه تو بخور راستی تو یکی واقعا یکی از اون اسکولای که مغزش کلان بگا رفته که میاد به پروفیل من و عن بازی درمیاره جمعه شب هم که به کلاب میرم سلامتو به مامانت میرسونم و از طرفه توی گدا چنتا دلار رو مامانت میندازم تا کونشو بیشتر رو سن قر بده تا شاید یکی سروتاهشو یکی کنه و یه خواهر حرومزاده دیگه برات بیاره عنتر


    •   eri11
    • 4 ماه
      • 0

    • @El_T


    •   eri11
    • 4 ماه
      • 0

    • اگه یکی از دوستان لطف کنن و پیام بهش بده تا این بشعور جوابشو بگیره, ممنون میشم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو