داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با مرد همسایه

1399/04/13

سلام. این داستان سکس من با مرد همسایمون هست که فقط یکبار اتفاق افتاد و بعد ازون دیگه نخاستم البته علی‌رغم میل باطنیم بود ولی مثل کسایی نیستم که میگن آب که از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب. من زن مذهبی و اهل دین نیستم درواقع یجورایی ندانم‌گرا هستم ولی واسه خودم اصول و چارچوبهایی دارم و جوری رفتار نمیکنم و حرف نمیزنم و لباس نمیپوشم که نگاه بقیه روم سنگینی کنه و بد به چشم بیام ولی چیزی که پنهون کردنش خیلی آزارم میده شهوتم هست چون شوهرم فقط تا حدودی میتونه ارضام کنه مثلا اگه در ماه پنج تا سکس داشته‌باشیم من نهایت توی دوتاش به ارگاسم میرسم و این سکسی هم که با مرد همسایمون داشتم بخاطر فشار زیادی بود که داشت بهم وارد میشد البته این به این معنی نیست که هرکسی بهش فشار وارد شد بره خیانت کنه ن اما من ادمی نبودم که بتونم این فشار رو تحمل کنم و این سکس رو تجربه کردم. اسمم سمیرا هست ۳۳سالمه ۸ساله ازدواج کردم و یه دختر ۵ساله دارم قدم حدودن ۱۷۰ وزنم ۷۵کیلو سایز سینه‌هام ۷۵ باسنمم تپل گوشتی و گِرد کصم سفید تقریبن کوچیک اما تپل گوشتی با خروسک صورتی و رونای تو پر بدن سفید کمر باریک و گردن تقریبن بلند و موهای بور. مرد همسایمونم اسمش جمشید هست ۴۰ساله سبزه جاافتاده با هیکل رو فرم که خودش میگفت تو نوجوونی و جوونیش ورزش میکرده مرتب با کیری که به چشم من بزرگ بود و صد البته از مال شوهرم همینطور و البته خوش فرم.جمشید رئیس یه کارخونه سنگبری بود و شوهر منم تو کار خرید و فروش سنگ که بخاطر همین ربط شغلیشون و البته همسایگیمون باهم رفت و اومد پیدا کردیم و تقریبن صمیمی.خب اوایل که باهم آشنا شده بودیم آدم موجهی نشون میداد و البته جنتلمن و شوخ‌طبع و به چشم یه دوست خانوادگی واقعن آدم جذابی بود اما رفته رفته بعد چندماه که خوب آشنا شده بودیم باهاشون حس میکردم که رفتاراش و حرفاش طوره خاصی هست و انگار پشت هرحرف و عملش یه منظور خاصی وجود داره و هرچی بیشتر تو جمع خونوادگی معاشرت میکردیم واسم ادم پیچیده و مرموزتری میشد و نمیدونستم ازش خوشم میومد یا ن.تا اینکه بعد از حدود ۴-۵ماه تو شخصی باهام چت میکرد و البته هول بازی درنمیورد و کصنمکم نبود اما حرفاش واسم جالب بود تااینکه جوری شده‌بود که به زنش حسودی میکردم دلم میخاست همچین مردی شوهر من میبود البته بخاطر شخصیتش بیشتر.بعد از چندوقت باهام کاری کرده بود که باهاش درد و دل میکردم و علاقم بهش بیشتر مید و اونم همین حس و ۲برابر به من داشت چون هم خودم حس میکردم هم بعدا خودش بهم گفت تااینکه چندین بار تو خونه ما و خودشون باهم تنهایی هم کلام شدیم و حسمون بهم بیشتر شد اما اینکه حسشو حتی تو حرفاشم بروز نمیداد و همه کاراش غیرمستقیم بود منو بیشتر دیوونه خودش میکرد دیگه ازون به بعد بود که من خودم یه بار شوخیه +۱۸باهاش کردم تو چت و اونم بروز داد بلاخره اما فقد در حد شوخی من زن باهوشی بودم میدونستم سرانجامش رابطه دوستانمون سکسه و اون همین الانشم منو به دام خودش انداخته ولی هم من هم اون میخاستیم رابطمون کاملن قابل اعتماد بشه دیگه رابطمون رسیده بود به ۸-۹ماه که سرحدش بود و بنظرم وقتش رسیده بود. شوهرم واسه وصول طلبش حدود یه هفته‌ای رفت اصفهان و منو دخترم موندیم باهم که یه روز از همون روزا جمشید پیام داد قابلمه مِسیتون رو بهمون قرض میدی مهمون غریبه دارن و مال خودشون خونه مادرشه و مادرش اینا نیستن که بره بگیره و بیاد و در ثانی راهشم یکم دیره منم گفتم اره جمشیدجان بیا ببر که اونم پیام داد در خونتو باز کن دارم میام منم شیطنتم گل کرد و نوشتم در خونم همیشه واسه تو بازه اونم سین کزد ولی حواب نداد چون یهویی شده بود نتونستم یه لباس مناسب بپوشم و ارایش کنم بخاطر همین یا یه زیر شلواری بافتنی خاکستری تنگ بدون شرت و یه تاپ سفید بدون سوتین و موهای افشون رفتم شال قرمزمو انداختم رو سرم و چادررنگیمو دادم دورم جمشیدم همون موقع ایفونو تندتند مرتب میزد میخاست اذیت کنه میدونست شوهرم نیست منم تا درو باز کردم دیدم جمشید با یه لبخند ملیح جلوم وایساده میخاد بیاد تو منم رفتم کنار و اونم همینطور ک اومد داخل بهم گفت اینطوری در خونت به روم بازه منم یه لبخند بهش زدم و در رو بستم و رفتم واسش قابلمرو بیارم که شروع کرد حرف زدنو منم جوابشو میدادم خم شدم که از کابینت پایین قابلمرو دربیارم که جمشید اومد پشت سرم و بهم گفتم اینجوری که خم شدی کمرت درد میگیره باسنتو بیار پایین نزدیک زمین راحت بگرد اینو که گفت یه حال متفاوت بهم دست داد و یه لبخند کوتاه اومد رو لبم اما چیزی نگفتم و همینکارو کردم که جمشید ادامه داد حیف خانوم خوشکلی مثل تو نیست کمر درد بگیره و این حرفا و کلی ازم تعریف کرد و تا جایی که میتونست بهم نزدیک شده بود منم شهوتم گل کرده بود میدونستم جمشید داره از بالا ممه‌هامو دیپ میزنه بخاطر همین سرمو اورده بودم عقب تر و کمرمو کامل شق گرفته بودم که باسنمو بزرگتر نشون میداد بلند شدم که قابلمو بدمش باهم چشم تو چشم شدیم و حالت نگاه هردوتامون عوض شده بود حسمون به همدیگه متقابل بود من سر صحبتو باز کردم و با یه لبخند شیطنت آمیز بهش گفتم یه جوری نگاه میکنی مثل اینکه خیلی مورد پسندتم اونم همونطور که لبخند رو لبش بود سرشو تکون داد به سمت چپ و راست و گفت خیلی و ادامه داد تو واسه من مث حوری برا بهشتیا هستی و لحنشو کامل سکسی کرده‌بود دیگه کامل خامش شده بودم کامل کارشو بلد بود و منو به چنگ آورده بود و البته حال اون موقعم کاملا از روی رضایت بود بعد با یه لحن سکسی بهم گفت اجازه هس این زن فوق سکسیرو یه بوس کنم که من قشنگ خیسی کصمو حس کردم ولی ناخودآگاه سرم رفت پایین اونم لباشو گذاشت رو لپام و یه بوس ریز طولانی سکسی کرد منو و اومد که قابلمرو بگیره دستامو نوازش کرد سنگینی نگاه شهوت برانگیزشو رو خودم حس میکردم و شاید صدبار تو اون لحظه واسش مردم و زنده شدم یه لحظه نگاهم رفت سمت زیرشلواریش که دیدم کیرش نیمخیزه هردومون تو حس شهوت بودیم که بهم گفت من دیگه برم و منم سریع به خودم اومدم و با صدای ضعیفه دلبرانه گفتم باشه اونم همین که دیدم نگاهم روشه سریع لبامو بوسید و رفت. منم تموم روز فکر و ذهنم شده بود همون سکانس و مرتب دستم رو کصم بود و هی فکر روی فکر اون روز دیگه پیام داد و منم مرتب اخرین بازدیدشو چک‌ میکردم انگار عمدا داشت منتظرم میزاشت تا اینکه گذشت و روز بعد باز صبحش شروع کرد پیام داد کاملن دیگه بی پرده حرف میزد چون میدونست من مقابلش کاملا بی دفاعم اونقدر حرف زد که اعتراف کردم بهش که دارم از شهوت میمیرم اونم حسشو بروز میداد و کاملا باهام صادق بود تا اینکه اخرش بهم گفت امشب میام پیشت تا بیشتر صحبت کنیم و باهم بودن رو تجربه کنیم منم قبول کردم و همراه شام یه قرص خواب آورد به دختر دادمو رفتم خودمو اماده کنم رژ لب سرخمو کشیدم رو لبام با ارایش کاملن ملایم و البته قباشم حموم بودم و کاملن تمیز و اپیلاسیون شده که خودمم وقتی نگاه خودم کردم واقعا حال کردم رفتم و یه زیر شلواری تقریبن گشاد گل‌گلی و نرم و لطیف پوشیدم بدون شرت و سوتین و یه پیراهن چهارخونه کوتاه دیگه موقعش بود و جمشید اومد و بعد سلام وارد شد و همون دم در شروع کرد ازم تعریف کردن که چقدر سکسی شدم و خیلی خوردنی هستیو این تیپت دیوونه کنندس و کلی ازین حرفا من دیگه شل شده بودم بهش گفتم فقد حرفشو میزنی میتونی عملم بکنی مثل اینکه منتظر همین حرفم بود سریع دست چپشو گذاشت پشت دو زانوم و دست راستشم دور کمرم منو بلند کرد برد سمت اتاق خواب منم از ذوق و شادی جیغ میزدم و میخندیدم اونم صفت منو گرفته بود که سر کیر راست شدش رو روی کمرم و بالای باسنم حسکردم و خومدمو محکم بهش فشار دادم اونم تا میتونست منو بوسید تا رسیدیم به اتاق منو محکم هل داد رو تخت که من کفتم ااااخ اونم گف ای جااااان هنوز مونده تا اااااخ اااااخ اصلیت دربیاد منم واسش خندیدمو گفتم نمیتونی اونم با خونسردی کامل اومد روم و شروع کرد به خوردنم همه جامو میخورد و دستمالی میکرد حرکاتش خیلی سریع بود که نشون میداد آدم حرفه‌ای هست واقعن همه حرکاتش تند و سریع اما بدون نظم یه بار دستش رو کصم بود یه لحظه بعد رو لمبرای کونم حرکت میکرد داغی لباش دیووونم میکرد خودمو لباسشو دراوردم خاستم لباس خودمم در بیارم که گفت ن خودم منم گفتم چشم باز افتاد به جونم اینبار دیگه کیرشم میمالید بهم من دیگه تو اوج شهوت بودم اینقدر بالا بودم که نمیدونستم داره چه اتفاقی میفته ایناییم که میگم یک پنجم اتفاقاییه ک افتاده چون خیلی شهوتم زده بود بالا و هیچی حالیم نبود فقط میدونستم که داره تموم جونمو با دندون و لبو دهنش میخوره و کبود میکنه مثل یه آهو تو چنگال یه گرگ بودم نفهمیدم کی ولی یه لحظه که به خودم اومدم دیدم شرتشو دراورده و شلوار منم همینطور پیرهنمو دراوردم اونم کیرشو مالید ب کصم با یه دستش کمرو اورده بود بالا به یه دستشم داشت کیرشو میمالید به کصم تا اینکه از ته دل و باتمام وجودم ارضا شدم اونم کیرشو اورد عقب گذاشت تو حال خودم باشم بعد ازون یکم بی حال شدم که جمشید روم خوابید و دوباره با حرفاش منو سرحال کرد و پاهامو جفت کرد و داد بالا افتاد به جون کصم اونقد خورد تا دوباره حسم برگشت دیدم کیرشو تو همون پوزیشن داره تنظیم میکنه رو کصم بعد با یه فشار تا نصفه کرد توش که‌من یه جیغ بنفش زدمو بیحال ملافه تختو چنگ میزدم اونم پاهامو صفت چسبیده بود و تلمبه میزد هرچی تلمبه میزد بیشتر میرفت فرو بعداز چند دقیقه کیرش کامل تو کصم بود سرعتشو بیشتر کرد و اه ناله خودشم در اومد پاهامو باز کرد ازهم و افتاد روم دوتا دستشاو قفل کرد دور کمرم منم پاهامو دور کمرش قفل کردم سرعتش شتاب زده نبود کاملا ملایم یحوزایی رمانتیک جلوه میداد نفسش میخورد به لپام و دهنم منم شهوتس تر میشدم بهم گفت باصداس لرزون و خفیف گف داره میاد منم گفتم بده دستم اونم بعد چندتا تلمبه زدن دراورد منم گرفتم دستمو واسش جق زدم تا ابش اومد و ریخت رو دوتا رونم ک جفت کرده بودم کنار هم بعد کیرشو گذاشت رو کصم افتاد روم منم دوباره ارضا شده بودم و هردومون راضی بودیم اما میدونستم که حداقل یه راند دیگه داریم. بعد چند دیقه دوباره حرفاش گل کرد حرفای بامزه میزد و بهم گف تو بلند نشو تا واصت دستمال کاغذی بیارم منم گفتم کجاست و اونم رفت و اورد خودش واسه هردومونو پاک کرد و همون موقع منو چرخوند روی پهلو بدون هیچ حرفی از پشت چسبید بهمو کیرشو گذاشت لاپام دستاشم رو ممه‌هام بود بهم گفت سکسیه من تو رو فقط باید کرد و خورد خیلی کردنی هستی لعنتی با این حرفاش منو دوباره خیس کرد خودشم داشت کیرشو لای پام جلو عقب میکرد که من یه تف زدم سر کیرش تا راحت تر اینکار رو بکنه بعد چند دیقه کیرشو لای چاک کونم تنظیم کرد و بالا و پایین میکرد که بازم خیلی خوشم میومد همونجوری بهم فشار تا من حالت دمر شدمو بازم داشت لاپایی میزد و لای چاک کونمو دستمالیژ میکرد خودش یه تف بزرگ انداخت لای چاک کونم و کیرشو گذاشت لاشو بالا پایین میکرد منم اومممم اوووومممم میکردم که خوشش میومد بهم گفت که کرم داری منم قصدشو فهمیدم گفتم نه از کون نکن دردم میاد اونم هی مخمو میزد و میگف من بلدم درد اولشو تحمل کنی بعدش لذته تا اینکه راضیم کرد کرم اورد کامل خالیش کرد رو کونمو لاشو با سوراخم بعد انگشتاشو تف زد دوتاشو کرد توش منم گفتم اااایییییی اونم گفت چرا اینقدر تنگه گفتم خیلی از کون به شوهرم ندادم(حدودن سه سال البته اون موقع هم فقط سرش یا نصفه)اونم گفت که پاره میشی که منم که تو شهوت بودم گفتم پاااارم کن جم(صدام دیگه درنمیومد )اونم گفت جووووون عجب کونیه عشق منه بعد محکم زد رو لمبرام گفت ماب کیه اینا منم گفتم جم اونم باز تکرار کرد و منم… تااینکه کونم تقریبن اماده بود بهم گفت شل کن که اگه نکنی جر میخوری خونریزیم میشه بعد دوتا بالشت گذاشت زیرم و یه تف زد به کیرشو سرشو گذاشت دم سوراخم اروم اروم فشار داد تا سرش رفت ک منم یه ااااااااه عمیق کشیدم کامل شل بودم جمشید بعد یه مکث کوتاه تا ته فشار داد توش که من یه جیغ بنفش زدم و از درد به خودم پیچیدم خاستم در برم که افتاد روم محکم بغلم کرد و بهم گفت عشقم گفتم شل کن منم با صدای از ته گلو که خیلی ضعیف بود گفتم عوضی دارم خفه میشم که گف طاقت بیار به من اعتماد کن کامل شل کن عزیز دلم منم یواش یواش شل کردم اونم کع مطمئن شد کونم جا باز کرده یکی دستاشو گذاشت رو کصم و میمالیدش یکیشم دور کمرم بود همینحوریم داشت لپامو میمکید و میبوسید بعدشم شروع کرد به زدن تلمبه های یواش منم بااینکه دردم کمتر شده بود اما هنوزم‌ خیلی داشت بهم فشار وارد میشد اشکامم سرازیر شده بود بخاطر درد زیادی که داشتم جمشید مدام قربون صدقم میرفت و حرفای بامزه میزد تلمبه هاشم سریعتر کرده بود و رسیده بود به حد ملایمش تنشواز رو بلند کرد و دستاشو گذاشت تو گودی کمرم و به تلمبه هاش ادامه داد منم از ته دل اه و ناله میکردم که البته با لذتم همراه شده بود صدای اااااااه ااااااه کردنام کل اتاقو گرفته بود جمشیدم بعد مدت طولانی تلمبه زدن چون داشت ابش میومد وحشی شد دوباره افتاد روم و با اخرین توانش تو کونم تلمبه زد تا اینکه ابش سرازیر شد تو وجودم و منم یکم قبلش ارضا شدم و بهم واقعن حال داد جمشیدم همونطور رو من بود تا کیرش خابید‌.

نوشته: سمیرا


👍 35
👎 13
99561 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

895302
2020-07-03 20:34:21 +0430 +0430

سمیرا خانوم ندانم گرا دیگه چه فرقه ایه.
عزیزم خیانت بخاطر هرچیزی مجاز نیست اینو بفهم.

3 ❤️

895306
2020-07-03 20:41:28 +0430 +0430

متن نقطه نداشته باشه کیر حواله نویسندش میشه. حالا رمان یولیسیس باشه یا کستان تو شهوانی.

دیس.

2 ❤️

895307
2020-07-03 20:43:57 +0430 +0430

داستان نزدیک به واقعیت بود لایک داره

0 ❤️

895315
2020-07-03 20:47:42 +0430 +0430

والا ندانم گرا که نمیدونم ولی یقینا شما پتیاره گرا هستید
شوهر بدبختتپهر چی در میاره میده تو بخوری(جمله ایهام داشت) بعد تو میری به یکی دیگه کص میدی؟!!!
ای ننگ بر تو جنده خانم!!!

7 ❤️

895329
2020-07-03 20:54:58 +0430 +0430

۷۵ کیلو رو چجوری بلند کرد؟منی که میخوندم کمرم درد گرفت

5 ❤️

895347
2020-07-03 21:02:38 +0430 +0430
NA

راه خونه دیره کوچه سوت و کیره
راه خونه مامانش دیره ؟؟؟خیانت کار احمق جقی

2 ❤️

895354
2020-07-03 21:08:12 +0430 +0430
NA

اینقدر از خودت تعریف کردی سمیرا جون که کیر همه راست شده ولی چون ته مونده جمشیدی هیشکی نمیکنمت

3 ❤️

895386
2020-07-03 21:52:06 +0430 +0430

بیشتر شبیه کستان های پسرای جقی ای هس ک هنو ب سن قانونی نرسیدن
غلط املایی و لهجت گایید

3 ❤️

895398
2020-07-03 22:21:20 +0430 +0430

خیانت خیانته دیگه شاخ دم نداره اگه شوهرت بهت خیانت کرده بود حق داشتی ولی تو الان جنده واقعی هستی بس

2 ❤️

895434
2020-07-04 01:03:16 +0430 +0430

شرح خیانت وجنده بازیت چه حسی برات داره …ها…از دخترت وشوهرت بیچاره وبیخبرت خجالت بکش ولی امثال توووها اینا سرتون نمیشه …چه توجیهی هم واسه خیانت ت اوردی … دلایل مسخره وتوخالی وچرت چون شخصیتت اینجوریه و بازم خیانت خواهی کرد .چون …مطمین باش دخترت حداقل بدونه تورو نمی بخشه …خدا لعنت کنه ادمای خاین رو

4 ❤️

895436
2020-07-04 01:13:24 +0430 +0430

SHUT UP & GET OUT

0 ❤️

895452
2020-07-04 02:32:57 +0430 +0430

این داستان رو یک پسر مفعول نوشته کاملاً مشخص بود.!

3 ❤️

895456
2020-07-04 03:21:31 +0430 +0430

دوستان اشاره کردن که نویسنده پسره!
هیچ دلیلی برای توجیه خیانت،پذیرفتنی نیست.چه مرد،چه زن
خب احمق!فکر کردی سینه هات سفت و سربالان که سینه بند نبسته،کیرسیخ کن باشن؟قشنگ معلومه اگه نبندی،تا زانوهات کِش میان!
این خروسک صورتی و خوردنی که میگی،عین لرزیدن و ارضا شدن،یه دروغ گنده س.
یه چیزایی شنیدی فقط!
می دونم که حتا عکس کُس رو هم ندیدی.سفت درسته،صفت یه چیز دیگه س.نخوندم ادامه ش رو ولی ریدم تو داستانت

4 ❤️

895472
2020-07-04 04:46:26 +0430 +0430

زیبا بود

نکته اول :
نوش جونت

نکته دوم :
به قول قدیمی ها اگه کسی ی بار عرق بیعاری بکنه
دیگه تمام هست
در مورد افرادی مثل شما هم همینه
من ایراد نمیگیرم ولی اگه
طعم ی کیر به غیر از کیر همسرت را چشیدی
دیگه نمیتونی فراموش کنی

نکته سوم:
اگه دیگه امپر شهوتت زد بالا
بچه را ببر منزل ی نفر دیگه
به بچه قرص خواب نمیدن

نکته اخر:
ی مقدار خالی بندی تو نوشته هات بود
اگه با ی نفر دیگه تجربه سکس داشتی
و خواستی بنویسی تقریبا به اندازه
ی ملاقه از تخیلات کم کن

خسته نباشی

2 ❤️

895479
2020-07-04 05:31:41 +0430 +0430

تو که یک بار دادی چرا ادا درمیاری وقتی این خمه کیف کردی برو بازم بهش بده حال کنید شوهرت که عرضه نداره

0 ❤️

895511
2020-07-04 08:12:34 +0430 +0430

پیراهن چارخونه و شلوار نخی گلدار (hypnotized) (hypnotized) (hypnotized)
بعد گفته این تیپت دیوونه کننده است!!! (rolling) (rolling)

2 ❤️

895552
2020-07-04 12:43:52 +0430 +0430

کاری ندارم پسری یا دختر ولی حداقل یکم چرت و پرت گوییشو کمتر میکردی
مجید دل بندم سفت نه صفت
کمتر کص بباف اینجا همه کص باف هارو میشناسند
دیس لایک (erection)

1 ❤️

895565
2020-07-04 13:21:33 +0430 +0430

اولش که گفتی به خاطر شهوتم خیانت کردم خواستم یه چیزی بگم ولی بیخیال شدم ولی اونجا که گفتی به دخترت قرص خواب دادی مطمئن شدم که واقعا خیلی لاشی هستی.
با احترام (wanking)

1 ❤️

895581
2020-07-04 14:21:38 +0430 +0430

نوشته : سمیرا جقی 😁

0 ❤️

895584
2020-07-04 14:35:23 +0430 +0430

کونی بیش نیستی که خودتو جای یه خانوم جا زدی.از موقعه ایکه نوشتی کونت گذاشت برام یقین شد کونی هستی اقاپسر

0 ❤️

895587
2020-07-04 14:41:31 +0430 +0430

اون تیکه که به دخترت قرص خواب دادی معلوم شد چقدر حرومزاده ای.

1 ❤️

895593
2020-07-04 15:20:45 +0430 +0430

دخترت هم مث مادرش جنده میشه بده بچه های سایتم بکنن دیگه

1 ❤️

895599
2020-07-04 15:45:31 +0430 +0430

از خیانت متنفرم واقعا هرجور ک میخواد باشه… دیس میدم چون خیانت بود. وقتی به این راحتی خیانت میکنی بعد میای مینویسی و تازه خوشحالم هستی از کارت یعنی بارها و بارها این کارو انجام دادی… متاسفم

0 ❤️

895633
2020-07-04 19:37:18 +0430 +0430
NA

ندانم گـــــــــــــرا؟؟؟؟ ولی این نوشته رو ی پسر کونگـــــــــــــــرا نوشته نه سمیرا

0 ❤️

895777
2020-07-05 01:10:00 +0430 +0430

پسر دهاتی مفعول، زن نما
ما شهری ها نمیگیم راه خونش دیره، میگیم دوره.
دیر قید زمان است، نه مکان
شاشیدم تو مکانت البته

0 ❤️

895940
2020-07-05 12:18:23 +0430 +0430

منتقد نيستم که نقد کنم،: به من هم ربطی نداره پسری یا دختر هر گوهی هستی برا خودتی هیچ نظری هم ن در مورد نقطه و کوفت و زهر مار ندارم اما ، مادر من صدها بار دیدم وقتی سرزده کسی موقع غذا میومد خونه چنان شاد میشد انگار داره میره بهشت و خداشاهده گرسنه بوده از رو میز بلند شده چون سهم خودش رو به من لندهو ر (اگر درست نوشته باشم) میداد اون وقت تو اومدی با افتخار خیانتت رو تعریف میکنی و خیلی واضح میگی قرص خواب به بچه پنج ساله دادی که ک س دادنت راحت باشه؟ ! به مرتضی علی قسم اگر پرونده تو زیر دست من بیاد بی ناموسم حکم اعدام واست صادر نکنم بدون هیچ عفو یا حتی پا رو وجدان خودم هم حاضرم بزارم و دروغ وارد پرونده کنم … بیشرف دختر ۵ساله بخاطر دادن و شهوت و جنده گری خودت قرص خواب دادی بش تف

1 ❤️

895967
2020-07-05 14:12:48 +0430 +0430

از رو تجربه میگم نزدیک واقعیت بود ، ولی چون خیانته ، دیس ،جنده

1 ❤️

896013
2020-07-05 20:04:32 +0430 +0430

توی عوضیکه راس میگی اخه الاغ بهت دست نزده ارضا میشی بعد میگی شوهرم نمیتونه منو ارضا کنه اقا بنظر من این حتی مادرشم جندست چه برسه بخودش نظر شما چیه ؟

1 ❤️

896940
2020-07-08 13:20:52 +0430 +0430
NA

دخترت کجا بود؟؟؟؟

0 ❤️

897331
2020-07-09 12:26:16 +0430 +0430

فقط تا اونجایی خوندم که به دخترت قرص خواب آور دادی.پلشت همین امثال تو(البته اگه کصشر نبافته باشی) میان سر عقده بازی بچشونو میزنن و فیلم میگرن.

0 ❤️

904342
2020-07-31 18:22:10 +0430 +0430

با اینکه با تمام وجود خودتو دادی دستش تا بکنه
ولی خیانتت باعث شد زیبا نباشه

0 ❤️

904361
2020-07-31 20:35:01 +0430 +0430

دیشب هم توی یک داستان گفتم اون سفت هست عزیزم نه صفت.سفت به معنی محکم.
با داستانت حال کردم هرچند حس ششم میگه دروغ بود.
فقط حواست به اون خروسک ک.ست که گفتی باشه یوقت هوس قوقولی قوقو نکنه که شوهر بدبختت باید از زیر بقیه درت بیاره.
کم بده همیشه بده.افراط کنی اینجا ایران هست تا سبزی فروش سر کوچه هم میخواد و میکنه

0 ❤️






Top Bottom