سکس با مشتری مغازه داخل سینما

    1393/2/2

    سلام؛اسم من محسنه 25سال دارم و تو یکی از شهرهای استان لرستان زندگی میکنم و یه مغازه موبایل فروشی تو طبقه زیرین یه پاساژ دارم.یه روز سر ظهر میخواستم که دختر حدودا 23 ساله اومد وگفت مموری گوشیم فرمت شده و بعضی اطلاعاتشو نیاز دارم آدرس دادن که شما میتونید ریکاوری کنید منم گفتم آره بده تا درست کنم؛دیدم منمن میکنه پرسیدم چیه؟گفت آخه اطلاعاتم شخصیه؛میترسید نکنه اطلاعاتشو کپی کنم؛بهش گفتم خودتم بیا اینور میز بشین؛اونم همین کارو کرد؛از بین عکسایی که ریکاوری کردم چندتاشون مربوط به خودش بود و لباسای نیمه سکسی داشتن؛حین کار چند بار شونه هامون با هم تماس داشت که بد جوری منو تحریک میکرد؛خلاصه کارم تموم شد و وقتی میخواست بره کارتمو بهش دادم؛چند روز بعد باهام تماس گرفت و گفت که گوشیم پیام نمیفرسته منم بهش گفتم چی کار کنه؛چند دقیقه دیگه پیام دادم که درست شد یا نه که اونم جواب داد و کلی تشکر کرد؛یه روز بعدش تصمیم گرفته بودم که باهاش دوست بشم؛اس ام اسی مخشو زدم و چند بار با هم رفتیم بیرون؛یه بار قرار گذاشتیم بریم سینما؛یادمه روز پنجشنبه بودو سینما خلوت بود؛ردیف آخر نشستیم و تو چند ردیم آخر کسی نبود؛یه ربع از فیلم گذشت که گفت محسن سردمه و منم با دستم پشتشو مالیدم کلی تحریک شدم و خواستم هر طوری شده مخشو بزنم و یه کم دستمالیش کنم؛ بعداز چند لحظه دستمو گذاشتم رو رون پام طوری که پشت دستم با رون مهتاب برخورد کرد؛عکس العملی نشون ندان؛کم کم دستمو بردم روی پاش و کمی حرکت دادم؛بهش گفتم گوشتو بیار تا یه چیز بگم،گوششو آورد و آروم گفتم دوستت دارم وبلافاصله یه بوس از لپش کردم که یهو دیدم قیافش بهم ریخت؛منم کلی عذر خواهی کردمو گفتم ببخشید این حس قلبیم به تو بود که با خجالت جواب داد منم همین حسو داشتم ولی نمیتونستم بگم؛کلی خوشحال شدم و گفتم ایول پس زود باش تو هم انجام بده که گفت اینجا میترسم؛بعدا یه جای دیگه؛بعداز کلی ضد حال یاد یه داستان سکسی به اسم مامان ویدا افتادم که زنه برا پسرش تعریف میکرده که چطور با یه نفر تو سینما سکس کرده؛سریعا بهش گفتم برو تو دستشویی مردونه منم 5دقه دیگه میام؛رفت و چند دقه دیگه زنگ زد که بیا؛منم رفتم دیدم که تو سالن دستشویی منتظره؛ سریع بغلش کردم و بردمش تو یکی از دستشوییها؛با شهوت زیادی لباشو خوردم و بعداز چند دقه رفتم سراغ دکمه های مانتوش؛اولش نمیذاشت ولی با کلی خواهش راضیش کردم؛زیر مانتوش یه سوتین صورتی داشت که شهوتمو بیشتر میکرد؛سوتینو بالا زدم و سینه های کوچیکشو تو دستم گرفتم؛سینه هاش سفت بودن و معلوم بود دست نخوردست؛بعداز کمی سینه خوری رفتم سراغ شلوارش که التماس کرد نه من هنوز دخترم؛منم بهش قول دادم که فقط با دستم بمالمش؛شلوارو شرتشو کشیدم پایین؛وااااای؛چی میدیدم یه کس تپل و بی مو با دستم مالیدمشو با زبون لیسش میزدم؛گفتم برگرد رو به دیوار که با خواهش گفت نه شنیدم درد داره؛گفتم که فقط انگشتمو میکنم داخل کونت؛قبول کردو برگشت؛انگشتمو خیس کردمو آروم کردم تو کونش؛بعداز چند بار عقب جلو طوری که نفهمه سر کیرمو خیس کردم و تو یه فرصت به زور کردم تو کونش؛بنده خدا دردش میومد ولی برا اینکه کسی نفهمه مچ دستشو گاز گرفته بود که صدا نره؛5دقه ای یواش تلمبه زدم تا اینکه احساس کردم آبم میخواد بیاد؛کیرمو بیرون کشیدمو آبمو ریختم رو زمین؛خودمو جمع جور کردم واز سینما زدم بیرون؛از اون به بعد هر چی بهش زنگ زدم جواب نداد؛چند بارم تو خیابون دیدمش که سرشو برگردوندو محل نذاشتداستان سکس با مشتری مغازه داخل سینما: سلام؛اسم من محسنه 25سال دارم و تو یکی از شهرهای استان لرستان زندگی میکنم و یه مغازه موبایل فروشی تو طبقه زیرین یه پاساژ دارم.یه روز سر ظهر میخواستم که دختر حدودا 23 ساله اومد وگفت مموری گوشیم فرمت شده و بعضی اطلاعاتشو نیاز دارم آدرس دادن که شما میتونید ریکاوری کنید منم گفتم آره بده تا درست کنم؛دیدم منمن میکنه پرسیدم چیه؟گفت آخه اطلاعاتم شخصیه؛میترسید نکنه اطلاعاتشو کپی کنم؛بهش گفتم خودتم بیا اینور میز بشین؛اونم همین کارو کرد؛از بین عکسایی که ریکاوری کردم چندتاشون مربوط به خودش بود و لباسای نیمه سکسی داشتن؛حین کار چند بار شونه هامون با هم تماس داشت که بد جوری منو تحریک میکرد؛خلاصه کارم تموم شد و وقتی میخواست بره کارتمو بهش دادم؛چند روز بعد باهام تماس گرفت و گفت که گوشیم پیام نمیفرسته منم بهش گفتم چی کار کنه؛چند دقیقه دیگه پیام دادم که درست شد یا نه که اونم جواب داد و کلی تشکر کرد؛یه روز بعدش تصمیم گرفته بودم که باهاش دوست بشم؛اس ام اسی مخشو زدم و چند بار با هم رفتیم بیرون؛یه بار قرار گذاشتیم بریم سینما؛یادمه روز پنجشنبه بودو سینما خلوت بود؛ردیف آخر نشستیم و تو چند ردیم آخر کسی نبود؛یه ربع از فیلم گذشت که گفت محسن سردمه و منم با دستم پشتشو مالیدم کلی تحریک شدم و خواستم هر طوری شده مخشو بزنم و یه کم دستمالیش کنم؛ بعداز چند لحظه دستمو گذاشتم رو رون پام طوری که پشت دستم با رون مهتاب برخورد کرد؛عکس العملی نشون ندان؛کم کم دستمو بردم روی پاش و کمی حرکت دادم؛بهش گفتم گوشتو بیار تا یه چیز بگم،گوششو آورد و آروم گفتم دوستت دارم وبلافاصله یه بوس از لپش کردم که یهو دیدم قیافش بهم ریخت؛منم کلی عذر خواهی کردمو گفتم ببخشید این حس قلبیم به تو بود که با خجالت جواب داد منم همین حسو داشتم ولی نمیتونستم بگم؛کلی خوشحال شدم و گفتم ایول پس زود باش تو هم انجام بده که گفت اینجا میترسم؛بعدا یه جای دیگه؛بعداز کلی ضد حال یاد یه داستان سکسی به اسم مامان ویدا افتادم که زنه برا پسرش تعریف میکرده که چطور با یه نفر تو سینما سکس کرده؛سریعا بهش گفتم برو تو دستشویی مردونه منم 5دقه دیگه میام؛رفت و چند دقه دیگه زنگ زد که بیا؛منم رفتم دیدم که تو سالن دستشویی منتظره؛ سریع بغلش کردم و بردمش تو یکی از دستشوییها؛با شهوت زیادی لباشو خوردم و بعداز چند دقه رفتم سراغ دکمه های مانتوش؛اولش نمیذاشت ولی با کلی خواهش راضیش کردم؛زیر مانتوش یه سوتین صورتی داشت که شهوتمو بیشتر میکرد؛سوتینو بالا زدم و سینه های کوچیکشو تو دستم گرفتم؛سینه هاش سفت بودن و معلوم بود دست نخوردست؛بعداز کمی سینه خوری رفتم سراغ شلوارش که التماس کرد نه من هنوز دخترم؛منم بهش قول دادم که فقط با دستم بمالمش؛شلوارو شرتشو کشیدم پایین؛وااااای؛چی میدیدم یه کس تپل و بی مو با دستم مالیدمشو با زبون لیسش میزدم؛گفتم برگرد رو به دیوار که با خواهش گفت نه شنیدم درد داره؛گفتم که فقط انگشتمو میکنم داخل کونت؛قبول کردو برگشت؛انگشتمو خیس کردمو آروم کردم تو کونش؛بعداز چند بار عقب جلو طوری که نفهمه سر کیرمو خیس کردم و تو یه فرصت به زور کردم تو کونش؛بنده خدا دردش میومد ولی برا اینکه کسی نفهمه مچ دستشو گاز گرفته بود که صدا نره؛5دقه ای یواش تلمبه زدم تا اینکه احساس کردم آبم میخواد بیاد؛کیرمو بیرون کشیدمو آبمو ریختم رو زمین؛خودمو جمع جور کردم واز سینما زدم بیرون؛از اون به بعد هر چی بهش زنگ زدم جواب نداد؛چند بارم تو خیابون دیدمش که سرشو برگردوندو محل نذاشت


    نوشته: محسن

  • 4

  • 0




  • نظرات:
    •   mohamad kir nsz
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • کسخل چرا دوبار نوشتى واقعا ک لرى


    •   hastiiii
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • ممنون جالب بود


    •   ebiram ebiram
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • بیوجود لاشیه سوء استفاده گر شماها اسم مردو لکه دار میکنین خیالت تخت همسر آیندت هم کونی از آب در میاد میگی نه بشین و تماشاکن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو